جنگ علیه ایران فقط بازار انرژی و کشتیرانی را تحت فشار نگذاشته و صنعت هوانوردی خاورمیانه را نیز وارد یکی از عمیقترین بحرانهای سالهای اخیر کرده است. «میدل ایست آی» گزارش میدهد که بستهشدن حریمهای هوایی، جهش هزینه سوخت، کاهش تقاضای سفر و عقبنشینی شرکتهای بینالمللی، سودآوری ایرلاینهای منطقه را به زیان میلیاردی تبدیل کرده و جایگاه خلیج فارس بهعنوان پل هوایی میان اروپا و آسیا را متزلزل ساخته است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «میدل ایست آی» در گزارشی به پیامدهای جنگ ایران بر صنعت هوانوردی خاورمیانه و مسیرهای هوایی جهان پرداخت و نوشت: آغاز حملات متقابل در اواخر فوریه ۲۰۲۶، آسمان خاورمیانه را به کانون بحرانی بیسابقه در صنعت هوانوردی تبدیل کرد. اصابت پرتابهها به مجاورت تأسیسات نظامی آمریکا و فرودگاههای بینالمللی کلیدی نظیر دبی، ابوظبی، کویت و بحرین، حریمهای هوایی را مسدود و ظرفیت پروازی را بهشدت کاهش داد. این تقابل، چشمانداز مالی شرکتهای هواپیمایی منطقه را ویران ساخت؛ سود خالص ۷.۲ میلیارد دلاری پیشبینیشده برای سال ۲۰۲۵، اکنون به زیان خالص ۴.۳ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۶ سقوط کرده است.
غولهای منطقهای مانند امارات، اتحاد و قطرایرویز پروازها را از سر گرفتهاند، اما هواپیمایی امارات تنها با سهچهارم ظرفیت خود فعالیت میکند. همزمان، خطوط هوایی اروپایی و آسیایی از این جغرافیای ملتهب عقبنشینی کردهاند. ایرفرانس، لوفتهانزا، بریتیش ایرویز و سنگاپور ایرلاینز بازگشت خود را ماهها به تعویق انداخته و ایر کانادا تا اواسط ۲۰۲۷ هیچ برنامهای برای پرواز ندارد. هشدار رسمی آژانس ایمنی هوانوردی اتحادیه اروپا برای اجتناب مطلق از حریم هوایی بحرین، کویت، قطر، امارات و بخشهایی از خلیج عمان، انزوای هوایی منطقه را تعمیق بخشیده است.
فروپاشی پل ارتباطی
مدل تجاری متمرکز خطوط هوایی خلیج فارس، که دههها بهعنوان پل استراتژیک اروپا و آسیا عمل میکرد، در آستانه فروپاشی است. تقاضای مسافران در خاورمیانه با سقوطی ۱۳.۹ درصدی روبهرو شده، در حالی که ترافیک پروازهای مستقیم میان اروپا و آسیا ۱۱ درصد رشد کرده است. انحراف مسیرها به سمت خطوط طولانیتر، مصرف سوخت را بهشدت بالا برده، ساعات کاری خدمه را افزایش داده و به دلیل نیاز به حمل سوخت اضافی، ظرفیت جابهجایی بار و مسافر را محدود ساخته است. این بحران، شریانهای ترابری و هوانوردی خصوصی را نیز فلج کرده است.
رشد تقاضای بار هوایی در خاورمیانه به ۵.۶ درصد کاهش یافته که بسیار پایینتر از میانگین جهانی است و ترافیک باری میان اروپا و خاورمیانه ریزش سنگین ۴۱.۱ درصدی را ثبت کرده است. در بخش هوانوردی خصوصی، پروازهای خروجی از کشورهای حاشیه خلیج فارس ۴۶.۵ درصد کاهش یافته است. اگرچه قطر اگزکیوتیو مقاومت بیشتری نشان داده، اما اپراتورهای مستقر در امارات و عربستان با افت ۲۸.۷ و ۳۹ درصدی پروازها، ضربه سختی را متحمل شدهاند.
بحران سوخت و انحصار
جهش سرسامآور هزینههای عملیاتی، خطوط هوایی جهان را به لبه پرتگاه کشانده است. با وجود کاهش موقت قیمتها در ماه ژوئن، بهای سوخت جت همچنان ۴۵.۸ درصد بالاتر از سال گذشته است و پیشبینی میشود میانگین قیمت آن در سال ۲۰۲۶ تا ۷۰ درصد فراتر از سطوح سال قبل رود. این فشار خردکننده، شرکتهای ارزانقیمت را قربانی کرده است؛ خطوط هوایی اسپیریت در آمریکا ورشکست شده و ایربالتیک و ویز ایر مجبور به تجدید ساختار شدهاند. هواپیمایی امارات برای بازگرداندن مسافران، بیمهنامه مسافرتی جامعی ارائه کرده که کنسلیهای ناشی از جنگ را پوشش داده و بازگشت مسافران را تحت هر شرایطی تضمین میکند.
دبی نیز با اقامتهای رایگان هتلی، در تلاش برای احیای گردشگری است. تداوم این بحران یک استثنای بزرگ خلق کرده است؛ هواپیمایی العال اسرائیل، به لطف تعلیق پروازهای رقبای بینالمللی و انحصار مطلق، سود بیسابقهای معادل بیش از دو برابر سال گذشته به دست آورده و انتقادات از بلیتهای نجومی را نادیده گرفته است. ریسک ژئوپلیتیک اکنون فاکتوری دائمی در سرمایهگذاریهای زیرساختی فرودگاههای خاورمیانه خواهد بود.