تورم آمریکا در آوریل به 3.8 درصد به صورت سالانه افزایش یافت که بالاترین سطح از سال 2023 بود، و بخش بزرگی از این افزایش نتیجه جهش بزرگ در قیمت انرژی بود که از زمان آغاز جنگ با ایران ادامه داشت.

 

به گزارش جماران، «شریف عثمان» اقتصاد دادن و بانکدار مصری در تحلیلی  در الجزیره نوشت: بیشتر آمریکایی ها هنوز نقل قول جیمز کارویل، مشاور کمپین بیل کلینتون را به یاد دارند: «اقتصاد است، احمق»، که با گذشت زمان تثبیت شد و حتی به یک قاعده آهنین در انتخابات آمریکا تبدیل شد. نظرسنجی ها ممکن است نشان دهنده علاقه رأی دهندگان به دموکراسی، امنیت ملی یا سیاست خارجی باشد، اما وقتی به مراکز رأی گیری می رسند، معمولاً پمپ بنزینی را که آن روز در آن توقف کرده بودند یا صورتحساب کارت اعتباری را که باید ظرف چند روز پرداخت کنند، به یاد می آورند.

دونالد ترامپ این واقعیت را بیشتر از اکثر سیاستمداران زنده درک می کند، زیرا او در سال 2016 با بهره گیری از نگرانی های اقتصادی وارد کاخ سفید شد، سپس تا حدی از اقتصادی که توسط همه گیری کرونا در سال 2020 نابود شد، آسیب دید، قبل از اینکه در سال 2024 با وعده ای روشن برای از بین بردن تورم و کاهش قیمت بنزین به کمتر از دو دلار در هر گالن «در دوازده ماه» به قدرت بازگردد.

اما اکنون، کمتر از دو سال پس از آغاز دوره دوم ریاست جمهوری او، آن وعده در برابر چشمان فرو می ریزد، در حالی که انتخابات میان دوره ای کنگره در نوامبر 2026 مانند قطاری سریع السیر که نمی توان آن را نادیده گرفت، نزدیک می شود.

 

«من به انتخابات میان دوره ای اهمیت نمی دهم»

ترامپ در یکی از سخنرانی های مکرر خود که در آن به خبرنگاران بر لزوم بازگشایی تنگه هرمز تأکید کرد، گفت که ایران به دلیل نزدیک شدن انتخابات میان دوره ای معتقد است که می تواند «تا پایان دوره من صبر کند»؛ و افزود که او «به انتخابات میان دوره ای اهمیت نمی دهد.»

هنگامی که ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری 2024 شرکت کرد، با برتری آشکار در پرونده های اقتصاد، تورم و قیمت انرژی، برای دومین بار پیروز شد. تنها پس از یک سال و نیم و با افزایش نارضایتی رأی دهندگان از افزایش قیمت ها قبل از انتخابات پاییز آینده این مزایا شروع به تبدیل شدن به نقاط ضعف احتمالی کردند.

تورم آمریکا در آوریل به 3.8 درصد به صورت سالانه افزایش یافت که بالاترین سطح از سال 2023 بود، و بخش بزرگی از این افزایش نتیجه جهش بزرگ در قیمت انرژی بود که از زمان آغاز جنگ با ایران ادامه داشت. قیمت نفت و گاز نیز به بالاترین سطح خود از سال 2022 رسید و متوسط قیمت هر گالن بنزین معمولی (ارزان ترین) به 4.50 دلار رسید.

فقط 26 درصد از آمریکایی‌ها عملکرد ترامپ را در زمینه تورم تایید می‌کنند، در حالی که رضایت از عملکرد او در مورد قیمت بنزین از 21 درصد فراتر نمی‌رود و حتی در میان برخی از حامیان او نیز نارضایتی قابل توجهی وجود دارد. تحلیلگران معتقدند که این تنها یک مشکل سیاسی گذرا نیست، بلکه یک بحران انتخاباتی بزرگ از هر نظر است.

 

تله تنگه هرمز

بحران تنگه هرمز نشان می‌دهد که چگونه جغرافیا و اقتصاد سیاسی به دو روی سکه یک مشکل سیاسی تبدیل شده‌اند، زیرا با وجود اینکه ایالات متحده آمریکا مقدار محدودی نفت از طریق خلیج فارس وارد می‌کند، قیمت سوخت خودرو در داخل کشور با هر افزایشی در قیمت جهانی نفت تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

کریس رایت، وزیر انرژی، اشاره کرد که دوران بنزین ارزان به طور موقت متوقف شده است و هشدار داد که بازگشت به قیمت‌های زیر سه دلار برای هر گالن ممکن است تا سال 2027 اتفاق نیفتد، به این معنی که رنج رأی‌دهندگان در پمپ بنزین تا پس از روز انتخابات ادامه خواهد داشت.

با اجبار آمریکایی‌ها به تغییر الگوهای هزینه‌ای خود به دلیل افزایش بیش از 50 درصدی قیمت بنزین از ابتدای جنگ، دموکرات‌ها قبلاً استراتژی انتخاباتی خود را حول این موضوع تأثیرگذار بنا کرده‌اند. آنها اشاره می‌کنند که هزینه پر کردن باک سوخت از اوت 2022 به این اندازه بالا نبوده است، زمانی که جمهوری‌خواهان بی‌وقفه بر قیمت سوخت تمرکز کرده و کنترل کنگره را دوباره به دست گرفتند. به نظر می‌رسد تاریخ در حال تکرار است، اما در جهت مخالف.

 

رؤسای جمهوری که در برابر اقتصاد عقب‌نشینی کردند... رکورد تاریخ

ترامپ اولین رئیس‌جمهور آمریکا نیست که با این آزمون دشوار روبرو می‌شود، که در آن نگرانی‌های اقتصادی بر محاسبات انتخاباتی فشار وارد می‌کند، زیرا تاریخ از ارائه نمونه‌هایی از رؤسای جمهور آمریکا که در سال انتخابات تصمیمات سرنوشت‌ساز گرفته‌اند یا نتوانسته‌اند بگیرند، کم نمی‌آورد.

در طول رکود اقتصادی 1974-1975، جرالد فورد، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، رویکرد صداقت اقتصادی را در پیش گرفت و کمپین او شعار «اکنون تورم را از بین ببرید» را سر داد، که اشاره به ناتوانی در مقابله با تورم داشت. با عمیق‌تر شدن رکود، فورد خود را از نظر سیاسی بی‌دفاع یافت و در سال 1976 به جیمی کارتر باخت.

جیمی کارتر دموکرات و بحران او با نفت در سال 1979 مرتبط‌ترین مثال با آنچه امروز اتفاق می‌افتد را ارائه می‌دهد، به طوری که انقلاب ایران عرضه جهانی نفت را مختل کرد و صف‌های طولانی خودروها در پمپ بنزین‌ها در سراسر ایالات آمریکا امتداد یافت. کارتر و پل ولکر، رئیس وقت بانک مرکزی، مجبور شدند درمان دشوار را انتخاب کنند، با افزایش نرخ بهره به حدود 20 درصد. تورم در آن زمان از بین رفت، اما ریاست کارتر نیز به پایان رسید و رونالد ریگان جمهوری‌خواه با پیروزی قاطع در سال 1980 به کاخ سفید رسید.

در سال 1990، جورج بوش پدر (جمهوری‌خواه) پس از اینکه در کمپین انتخاباتی معروف خود قول داده بود: «لب‌هایم را بخوانید: مالیات جدیدی در کار نیست»، مالیات‌ها را افزایش داد. اگرچه این تصمیم از نظر مالی از نظر بسیاری از تحلیلگران موجه بود، اما از نظر سیاسی فاجعه‌بار بود و با رکود 1991-1992 راه را برای پیروزی بیل کلینتون، نامزد حزب دموکرات، هموار کرد.

اما خود کلینتون، در سال 1993 برای رسیدگی به کسری مالی قبل از انتخابات، مالیات‌ها را افزایش داد. اگرچه این تصمیم منجر به از دست دادن انتخابات 1994 توسط حزبش شد، اما نتیجه نهایی مازاد بودجه و اقتصاد شکوفا و انتخاب مجدد آسان او در سال 1996 بود.

در سال ۲۰۰۸، جورج دبلیو بوش، تنها چند هفته پیش از انتخابات، با سقوط نظام مالی جهانی روبه‌رو شد. او مجبور بود بین پایبندی به ایدئولوژی بازار آزاد یا تصویب طرح نجات ۷۰۰ میلیارد دلاری بانک‌ها، یکی را انتخاب کند. رئیس‌جمهور متزلزل، نجات را برگزید، که به باور او اقتصاد جهانی را نجات داد، اما در عین حال به از دست دادن کاخ سفید توسط جمهوری‌خواهان نیز کمک کرد.

سپس باراک اوبامای دموکرات روی کار آمد که بحران را به ارث برده بود و بسته‌ای برای تحریک اقتصادی تصویب کرد؛ در سال ۲۰۰۹ نیز صنعت خودروسازی را نجات داد. حزب او در انتخابات ۲۰۱۰ مجازات شد، اما اقتصاد بهبود یافت و اوباما در سال ۲۰۱۲ برای دومین دوره ریاست‌جمهوری انتخاب شد.

 

خطر عبارت «اهمیتی نمی‌دهم»

وقتی ترامپ می‌گوید به انتخابات میان‌دوره‌ای اهمیتی نمی‌دهد، شاید این بیانگر یک تصمیم استراتژیک واقعی در قبال ایران باشد، اما نادیده گرفتن انتخابات لزوماً به معنای نادیده گرفتن فشارهای اقتصادی نیست که ممکن است او را به سمت تصمیمات واقع‌بینانه‌تر و عمل‌گرایانه‌تر سوق دهد.

من در اینجا ادعا نمی‌کنم که نظام‌های دموکراتیک بی‌نقص هستند، اما یکی از مزایای آن‌ها این است که پاسخگویی انتخاباتی در نهایت رهبران را مجبور می‌کند تا پیامدهای سیاست‌هایی را که اعمال می‌کنند، احساس کنند. اما رئیسی که خود را فراتر از این پاسخگویی می‌داند، ممکن است مدت‌ها بیشتر از آنچه باید، به رویکردی که آسیب‌های آن ثابت شده است، ادامه دهد.

برخی از استراتژیست‌های جمهوری‌خواه اکنون بر این باورند که حتی اگر جنگ با ایران به زودی پایان یابد، ممکن است رأی‌دهندگان پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای بهبود وضعیت مالی خود را احساس نکنند، که این تأکیدی بر قاعده سخت سیاست اقتصادی است: درد بلافاصله احساس می‌شود، اما بهبود به ماه‌ها یا سال‌ها زمان نیاز دارد.

با وجود ملاحظات درباره شخصیت و سبک، بسیاری انکار نمی‌کنند که ترامپ سیاستمداری ماهر است که بارها انتظارات را به چالش کشیده است، که این امر احتمال داشتن برنامه‌ای برای پایان دادن به بحران با ایران و کاهش قیمت‌ها پیش از نوامبر را ایجاد می‌کند.

اما تاریخ رؤسای جمهور و انتخابات آمریکا یک درس تغییرناپذیر به ما می‌آموزد: می‌توانید بگویید به اقتصاد اهمیتی نمی‌دهید، و می‌توانید بگویید به انتخابات اهمیتی نمی‌دهید، اما رأی‌دهنده آمریکایی که صبح روز انتخابات باک اتومبیل خود را پر می‌کند، آن زمان تصمیم خواهد گرفت که آیا این گفته‌ها درست است یا خیر.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.