گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

تابش: مرجعیت رسانه‌ای با اعتماد، دقت و شنیدن صداهای متفاوت ساخته می‌شود/ گردشگری در شرایط عادی نمی‌تواند با همان مدل‌های قبلی اداره شود/ جامعه ایران یکدست نیست/ به گفت‌وگویی نیاز داریم که در آن قرار نباشد همه شبیه هم فکر کنند

علیرضا تابش به جماران گفت: ما به گفت‌وگویی نیاز داریم که در آن قرار نباشد همه شبیه هم فکر کنند. اتفاقاً تفاوت دیدگاه‌ها می‌تواند به تصمیم‌های پخته‌تر و تقویت انسجام کمک کند؛ به شرط آنکه امکان شنیدن یکدیگر وجود داشته باشد

پایگاه خبری جماران: علیرضا تابش، عضو شورای راهبردی وزارت میراث فرهنگی و مدیرعامل هلدینگ گردشگری تأمین اجتماعی، با اشاره به شرایط پیچیده و متغیر امروز کشور، بر ضرورت تقویت گفت‌وگو، شنیده‌شدن صداهای مختلف و بازسازی اعتماد عمومی تأکید کرد و گفت: مرجعیت رسانه‌ای صرفاً با سرعت در انتشار خبر یا دیده‌شدن در فضای عمومی شکل نمی‌گیرد، بلکه به دقت، حرفه‌ای‌گری، اعتماد و توانایی شنیدن و روایت‌کردن دیدگاه‌های مختلف جامعه نیاز دارد.

به گفته او، رسانه در شرایط بحران و پس از آن، علاوه بر اطلاع‌رسانی، می‌تواند به فهم متقابل، تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش تاب‌آوری جامعه کمک کند.

مشروح گفت و گوی خبرنگار جماران با علیرضا تابش در پی می آید:

 

با توجه به شرایط امروز کشور، نقش رسانه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا رسانه همچنان می‌تواند در تقویت اعتماد عمومی و ایجاد ارتباط میان جامعه و مسئولان نقش‌آفرین باشد؟

به نظرم نقش رسانه در شرایط امروز، از انتقال خبر و اطلاع‌رسانی فراتر رفته است. جامعه‌ای که با تغییرات سریع، ابهام و عدم قطعیت مواجه است، بیش از هر چیز به اطلاعات دقیق، تحلیل مسئولانه و امکان گفت‌وگو نیاز دارد.

اعتماد عمومی هم با اطلاع‌رسانی یک‌طرفه شکل نمی‌گیرد. گروه‌های مختلف جامعه باید احساس کنند که دیده و شنیده می‌شوند و رسانه می‌تواند یکی از مهم‌ترین بسترهای این ارتباط باشد.

یکی از مسائل امروز کشور این است که همیشه پرصداترین صداها، لزوماً نماینده مهم‌ترین بخش‌های جامعه نیستند. در فضای پرهیاهوی سیاسی و رسانه‌ای، گاهی صدای متخصصان، کارشناسان، کارآفرینان، دانشگاهیان، دیپلمات‌ها، دانشجویان، تلاشگران عرصه‌های علمی و دینی و بسیاری از کسانی که در حوزه‌های مختلف برای سربلندی ایران تلاش می‌کنند، کمتر شنیده می‌شود.

بسیاری از این افراد اهل غوغاسالاری نیستند، مسئولانه کار می‌کنند، دانش تولید می‌کنند، در کشور سرمایه‌گذاری می‌کنند، آموزش می‌دهند و بخشی از سرمایه علمی، دانشی، انسانی و مادی خود را در مسیر توسعه و سربلندی ایران به کار گرفته‌اند.

اینها بخشی از سرمایه‌های اصلی کشورند، کسانی که شاید تریبون‌های پرصدایی نداشته باشند، اما دغدغه ایران دارند و در حوزه خود برای تولید، پیشرفت، توسعه و تقویت کشور تلاش می‌کنند. به نظرم رسانه می‌تواند و باید زمینه شنیده‌شدن این صداها را فراهم کند.

هرچه امکان گفت‌وگوی واقعی میان دیدگاه‌های مختلف بیشتر شود و جامعه بتواند دیدگاه‌های کارشناسی، علمی و متفاوت را بشنود، به بلوغ اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی کمک بیشتری کرده‌ایم. در نهایت، جامعه‌ای که بتواند اختلاف دیدگاه‌هایش را در فضای گفت‌وگو و بدون حذف صداهای متفاوت مدیریت کند، جامعه‌ای توانمندتر، تاب‌آورتر و برخوردار از ظرفیت بیشتر برای حفظ منافع و امنیت ملی و ساختن آینده ایران خواهد بود.

 

این نگاه به گفت‌وگو در شرایطی که کشور با بحران‌ها و فشارهای مختلف روبه‌روست، چه اهمیتی پیدا می‌کند؟

اتفاقاً در شرایط عادی شاید بتوان برخی اختلاف‌ها و ضعف‌های ارتباطی را نادیده گرفت، اما در شرایط بحران و پس از بحران، این مسائل خودشان را جدی‌تر نشان می‌دهند.

بحران فقط یک اتفاق بیرونی نیست؛ نحوه مواجهه جامعه با آن هم اهمیت دارد. اگر اطلاعات دقیق و به‌موقع در اختیار مردم قرار گیرد، اگر امکان طرح دیدگاه‌های مختلف وجود داشته باشد و اگر رسانه بتواند میان جامعه، کارشناسان و مسئولان ارتباط برقرار کند، فاصله‌ها کمتر می‌شود و گفت‌وگوی سازنده جای برداشت‌های ناقص و گاهی نادرست را می‌گیرد.

گفت‌وگو در چنین شرایطی نباید یک امر تزئینی تلقی شود، بخشی از ظرفیت مدیریت بحران است. جامعه‌ای که بتواند درباره مسائل دشوارش صحبت کند، نقد کند، تفاوت دیدگاه داشته باشد و در عین حال ارتباط و انسجام خود را حفظ کند، در برابر بحران‌ها تاب‌آوری بیشتری خواهد داشت.

ما به گفت‌وگویی نیاز داریم که در آن قرار نباشد همه شبیه هم فکر کنند. اتفاقاً تفاوت دیدگاه‌ها می‌تواند به تصمیم‌های پخته‌تر و تقویت انسجام کمک کند؛ به شرط آنکه امکان شنیدن یکدیگر وجود داشته باشد.

 

در این میان، رسانه چه مسئولیتی دارد؟

رسانه حرفه‌ای نباید صرفاً بازتاب‌دهنده جریان‌های غالب در فضای عمومی و شبکه‌های اجتماعی باشد. یکی از کارکردهای مهم رسانه، ایجاد امکان برای شنیده‌شدن دیدگاه‌ها و صداهایی است که اگرچه در جامعه حضور و اهمیت دارند، اما لزوماً از امکان برابر برای دیده‌شدن برخوردار نیستند. رسانه می‌تواند با ایجاد این توازن، به شکل‌گیری گفت‌وگویی واقعی‌تر و متنوع‌تر در جامعه کمک کند.

این موضوع فقط به حوزه سیاست محدود نیست. در اقتصاد، علم، فرهنگ، کارآفرینی، دانشگاه، صنعت و حتی در میان نسل جوان، افراد و گروه‌هایی هستند که حرف و تجربه مهمی برای گفتن دارند.

اگر رسانه بتواند این صداها را کنار هم قرار دهد، گفت‌وگو شکل می‌گیرد. در این حالت رسانه فقط خبر تولید نمی‌کند؛ به فهم متقابل جامعه کمک می‌کند.
به گمان من، جماران تلاش کرده است چنین نقشی را برای خود تعریف کند؛ رسانه‌ای که فقط بازتاب‌دهنده صداهای پرطنین نباشد و بتواند دیدگاه‌های مختلف را در کنار هم قرار دهد. گفت‌وگویی که امروز با مدیرمسئول، سردبیر و مدیران مؤسسه مطبوعاتی جماران داشتم، برایم این برداشت را تقویت کرد که توجه به گفت‌وگو و شنیدن صداهای متفاوت، بخشی از نگاه این رسانه است. در شرایط امروز، تقویت همین رویکرد می‌تواند به اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی کشور کمک کند.
امروز بیش از هر زمان دیگری به رسانه‌هایی نیاز داریم که هم حرفه‌ای و دقیق باشند و هم بتوانند فضای گفت‌وگو ایجاد کنند و بتوانند دیدگاه‌های متفاوت را در کنار هم قرار دهند.
علیرضا تابش
شما در ماه‌های اخیر از ضرورت توجه به «روایت» در حوزه گردشگری نیز صحبت کرده‌اید. این موضوع چه ارتباطی با بحث رسانه و شرایط امروز دارد؟
گردشگری به‌شدت به تصویر و روایت وابسته است. وقتی کشوری با بحران و تجاوز نظامی مواجه می‌شود، آثار آن فقط در حوزه سیاسی یا امنیتی باقی نمی‌ماند؛ اقتصاد، کسب‌وکار، سفر و زندگی مردم هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
در تجربه یک سال اخیر و اثرات ویرانگر جنگ تحمیلی ، به‌خوبی دیدیم که گردشگری در شرایط عادی نمی‌تواند با همان مدل‌های قبلی اداره شود. وقتی جنگ، اختلال ارتباطات، کاهش سفر یا تغییر رفتار مشتری اتفاق می‌افتد، باید مدل‌های فعالیت هم تغییر کند.
گردشگری ایران باید در دل بحران روایت داشته باشد. باید واقعیت را دقیق و مسئولانه روایت کرد. باید اجازه داد تصویری واقعی از ظرفیت‌ها، مشکلات و شرایط کشور شکل بگیرد.
رسانه در اینجا نقش مهمی دارد. اگر روایت دقیق نباشد، دیگران به جای ما روایت می‌کنند و ممکن است تصویری شکل بگیرد که با واقعیت جامعه و ظرفیت‌های ایران فاصله داشته باشد.

این شرایط در حوزه گردشگری چه تجربه‌ای برای شما ایجاد کرده است؟
یکی از درس‌های مهم این دوره این بود که نمی‌توان فقط به دارایی‌ها و ظرفیت‌های موجود تکیه کرد. مسئله اصلی این است که چگونه از این دارایی‌ها ارزش خلق کنیم. در شرایط جدید، بعضی از مدل‌های قبلی دیگر پاسخگو نیستند و باید به سراغ مدل‌های تازه رفت.
در «هگتا و شرکت‌های تابعه» هم تجربه یک سال اخیر ما را به سمت فعال‌تر کردن بازارهای جدید، به‌ویژه فروش سازمانی و طراحی بسته‌های ترکیبی سوق داد. وقتی مجموعه‌ای هم هتل دارد، هم حمل‌ونقل، هم آژانس و هم تجربه عملیاتی در گردشگری، می‌تواند این ظرفیت‌ها را به جای فعالیت‌های جداگانه، در قالب یک محصول و خدمت منسجم‌تر عرضه کند.
این تجربه برای ما یک نکته روشن داشت، دارایی به‌تنهایی ارزش‌آفرین نیست؛ مدل استفاده از دارایی است که می‌تواند ارزش ایجاد کند.

به نظر می‌رسد این نگاه فقط مختص گردشگری نیست.
دقیقاً. این یک مسئله عمومی در اقتصاد ایران است. ما در بسیاری از حوزه‌ها دارایی، سرمایه انسانی، دانش، زیرساخت و ظرفیت داریم؛ اما همیشه نتوانسته‌ایم این ظرفیت‌ها را به ارزش اقتصادی و اجتماعی تبدیل کنیم.
در شرایطی که منابع محدودتر شده و عدم قطعیت افزایش پیدا کرده، باید به جای اینکه صرفاً به دنبال ایجاد دارایی‌های جدید باشیم، ببینیم از آنچه در اختیار داریم چگونه می‌توانیم ارزش بیشتری خلق کنیم. این موضوع در گردشگری بسیار آشکار است، اما می‌تواند در صنعت، فرهنگ، فناوری و بسیاری از بخش‌های دیگر هم مورد توجه قرار گیرد.

اگر بخواهیم بحث را به نقطه آغاز برگردانیم، به نظر شما مهم‌ترین نیاز امروز جامعه چیست؟
یکی از نیازهای جدی امروز، بازسازی و تقویت اعتماد است و این کار بدون گفت‌وگو ممکن نیست.
گفت‌وگو یعنی پذیرفتن اینکه جامعه متکثر است، آدم‌ها متفاوت فکر می‌کنند و همه مسائل را نمی‌توان با یک روایت و یک پاسخ حل کرد. اگر رسانه بتواند زمینه شنیدن صداهای مختلف را فراهم کند، اگر کارشناسان و صاحبان تجربه فرصت بیان دیدگاه داشته باشند و اگر جامعه احساس کند که حرفش شنیده می‌شود، بخشی از سرمایه اجتماعی دوباره ساخته می‌شود.
در شرایط امروز، ترویج گفت‌وگو بیش از هر چیز به اعتماد عمومی کمک می‌کند. و اعتماد عمومی هم فقط یک مفهوم اجتماعی نیست، پشتوانه تصمیم‌گیری، همکاری اقتصادی، مشارکت اجتماعی و در نهایت تاب‌آوری کشور است.
ایران عزیز برای عبور از شرایط پیچیده امروز، به توانایی مدیریت تفاوت‌ها نیاز دارد. رسانه در این مسیر نقش مهمی دارد، نقشی که از اطلاع‌رسانی آغاز می‌شود، اما به گفت‌وگو، فهم متقابل و تقویت سرمایه اجتماعی می‌رسد.
در جنگ تحمیلی اخیر، رسانه‌ها در روشن کردن مرز میان «تهدید خارجی و تجاوز نظامی دشمن» و «بلوغ جامعه ایران»  نقش مهمی داشتند.

جامعه ایران یکدست نیست و تفاوت دیدگاه‌ها طبیعی است، اما این تفاوت‌ها در کنار پیوندهای عمیق مردم با ایران و منافع ملی کشور قرار دارد.
مرجعیت رسانه‌ای در داخل زمانی تقویت می‌شود که رسانه بتواند همین واقعیت را دقیق و مسئولانه روایت کند، تفاوت‌ها را ببیند، اما بر نقاط مشترک جامعه و منافع ملی نیز تأکید کند. وحدت و انسجام پایدار به معنایِ توانایی حفظ همین پیوندهای مشترک، در عین پذیرش تفاوت‌هاست.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.