دکتر محمد محمودی کیا استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل و عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی در یادداشتی برای جماران نوشت: فرجام جنگ را تنها ماندگاری و تابآوری نظامی و اجتماعی مشخص خواهد کرد. طبعاً، بازنده این نبرد، میبایست خود را برای شدیدترین امواج بحران اقتصادی پساجنگ آماده کند؛ واقعیتی که چرایی تابآوری و اراده بینظیر ایرانیها برای تداوم حضور در جنگ را توضیح میدهد.
۱) نیروهای مسلح ایران همچنان به هدف قرار دادن باقی مانده توانمندیهای راداری دشمن در منطقه ادامه خواهند داد و هم زمان حجم حملات به پایگاههای آمریکایی با شدت بیشتر ادامه خواهد یافت. (تمرکز بر داراییهای آمریکا در امارات و بحرین بیشتر از دیگران خواهد بود).
۲) از میانه هفته، قدرت آتش با تأکید بر موشکهای فوق سنگین و موشکها با کلاهک بارانی بر رژیم غاصب با شیب معناداری افزایش خواهد یافت و بانک اهداف در طیف قابل توجهی از مراکز راهبردی، پایگاههای نظامی، و مراکز انرژی به روز خواهد شد.
۳) احتمالاً حملات به رژیم با هدفهای جدیدی همچون شکست دیوارهای امنیتی در غلاف غزه و کرانه باختری متمرکز شود و یک چالش امنیتی قابل توجه برای آن ایجاد کند (با رجحان بر کرانه باختری).
۴) تلاش برای ترور مقامهای عالی رتبه نظامی و سیاسی همچنان در دستور کار رژیم صهیونی قرار خواهد داشت و باید پروتکلهای امنیتی در سطحی بسیار بالا رعایت شود.
۵) امکان حمله مجدد به زیرساخت انرژی بسیار کاهش یافته ولی در صورت تکرار، ضربات فوری و پیشمان کننده از سوی ایران همچون مرتبه نخست، میبایست در سطحی بالاتر و در کوتاهترین زمان ممکن داده شود. (ایفای نقش مرد دیوانه باید با قدرت ادامه یابد تا پیشبینیپذیر رفتار ایران به طور کامل از میز طراحی عملیات دشمن به کنار گذاشته شود).
۶) ساخت اجتماعی قدرت در داخل در روندی افزایشی و همافزا قرار داشته و هرگونه اقدام برای تنشآفرینی در داخل با شکست قطعی مواجه خواهد بود. (دستاوردهای میدانی موجب تقویت حس اقتدار ملی در جامعه شده، لذا سیاستهای عمومی نیز با هدف جذب حداکثری باید با پرهیز از هرگونه دوقطبیسازی در جامعه پیگیری و تشدید شود).
۷) گروهکهای مسلح و تجزیهطلب در نواحی مرزی به دلیل حملات قاطع نیروهای مسلح، قابلیت عملیاتی خود را تا حدود قابل توجهی از دست داده و کمتر انتظار میرود همچنان گزینه قابل توجه و اعتنایی برای دشمن باشد. (هوشیاری نسبت به اصل تهدید و نیز اجرای عملیات نظامی مستمر در این حوزه ضروری است).
۸) علیرغم تلاشهای برخی کشورهای اروپایی، مدیریت هوشمند تنگه هرمز همچنان تداوم خواهد یافت و انتظار میرود رژیم دریایی نوینی در فردای پس از جنگ نیز بر این تنگه راهبردی وضع شود؛ امری هم منافع اقتصادی قابل توجهی دارد و هم ضامن قدرتمند تحقق نوعی نظم امنیتی جدید در منطقه غرب و جنوب غرب آسیاست و هم ابزاری برای دریافت غرامت از کشورهای متجاوز و همراه با آن.
۹) فشارهای دیپلماتیک و رایزنیها برای پایان بخشیدن به جنگ به شکل معناداری افزایش خواهد یافت.
۱۰) قیمت نفت و گاز همچنان نرخی افزایشی داشته و با افزایش سطح قیمت نفت برنت دریای شمال و به طور خاص، نفت وست تگزاس اینترمدیت، فشار بر اقتصاد ملی آمریکا صورت عیانتری پیدا خواهد کرد.
۱۱) نتانیاهو از هرگونه اقدام برای کاهش تنشها جلوگیری خواهد کرد و جریان تندرو حاکم همچنان به سیاست جنگی ادامه داده و آمریکا نیز ناگزیر از همراهی با آن خواهد بود. (کنترل جنگ از اراده آمریکا خارج شده و جریان افراطی جنگطلب صهیونیست احتمالا به سراغ گزینههای پرمخاطرهتر خواهند رفت).
۱۲) حمله زمینی به ایران (چه در سطح جزایر و چه علیه اهدافی در داخل) از حیث نظامی با چالشهای عدیدهای همراه است ولی امکان قمار در این موضوع وجود دارد.
۱۳) حملات حزب الله لبنان عمق بیشتری پیدا خواهد کرد و اقدام اخیر در حمله به غلاف غزه، یک آغاز برای اصلاح تاکتیک نظامی حزب الله در گسترش طولی میدان جنگ است. وضعیت در مقاومت عراقی نیز به همین منوال خواهد بود.
۱۴) حملات هوایی جنگندهها به ایران (به طور ویژه حملات به نواحی مرکزی) به دلایل فنی و محدودیتهایی که ایران و مقاومت برای دشمن پدید آوردهاند، به شکل محسوسی کاهش خواهد یافت ولی حملات از طریق شلیک موشکهای زمین به زمین و یا حملات پهپادی به نظر شدت بیشتری خواهد یافت. امری که با پاسخ قاطع نیروهای مسلح علیه کشورهای مبدأ هر تجاوزی همراه خواهد بود).
۱۵) ورود جنگ به هفته پنجم، سطح تأثیرگذاری جنگ را از یک بحران در ابعاد منطقهای به جنگی با پیامدهای جهانی و با ماندگاری بالا ارتقا خواهد بخشید.
۱۶) سناریوی خروج ناگهانی آمریکا از جنگ با اعلام برخی دستاوردهای تبلیغاتی همچون ترور و یا هدف قرار دادن تاسیسات نظامی، به دلیل در اختیار داشتن برگهای جدید ایران در عرصه مواجهه نظامی با پسراهای قابل توجهی روبهروست.
جمعبندی:
فرجام جنگ را تنها ماندگاری و تابآوری نظامی و اجتماعی مشخص خواهد کرد. طبعاً، بازنده این نبرد، میبایست خود را برای شدیدترین امواج بحران اقتصادی پساجنگ آماده کند؛ واقعیتی که چرایی تابآوری و اراده بینظیر ایرانیها برای تداوم حضور در جنگ را توضیح میدهد.