گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

خسروپناه، دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی: مکتب امام را نمی‌توان از جمهوری اسلامی جدا کرد/ از حاج قاسم تا انسجام ملی، همه را باید در منظومه امامین انقلاب دید/ ادبیات توهین و اتهام نسبت به قالیباف، با انصاف سازگار نیست

عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در این گفت‌وگو با تأکید بر ضرورت بازخوانی منظومه فکری امام خمینی(س) و رهبر شهید انقلاب، مَهم‌ترین چالش امروز کشور را فاصله گرفتن از این مکتب در عرصه حکمرانی، فرهنگ، رسانه و رفتار سیاسی دانست. او با تشریح روند تدوین «منظومه فکری امام خمینی (ره)» و برنامه‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تبیین و بین‌المللی‌سازی اندیشه امام، از ضرورت استخراج الگوی حکمرانی امامین انقلاب در حوزه‌های مختلف سخن گفت. خسروپناه در بخش دیگری از این گفت‌وگو، نقش رسانه‌ها را در برابر جنگ شناختی و روایت‌سازی دشمن مورد توجه قرار داد و تأکید کرد که تبیین مکتب امام خمینی (ره) نباید به چند رسانه یا نهاد محدود شود، بلکه همه دستگاه‌های فرهنگی، آموزشی، هنری و رسانه‌ای کشور در این زمینه مسئولیت دارند. وی همچنین با اشاره به تجربه‌های شخصی خود از امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب، شاگردپروری، مردم‌محوری و نظام‌سازی را از مهم‌ترین ویژگی‌های مکتب امامین انقلاب برشمرد. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با ارزیابی شرایط کشور پس از جنگ اخیر، شکل‌گیری همبستگی ملی را سرمایه‌ای ارزشمند توصیف کرد و گفت این سرمایه باید با پرهیز از تفرقه، تخریب و اتهام‌زنی حفظ شود. او ضمن دفاع از ضرورت نقد منصفانه، تأکید کرد که نقد نباید به ناامیدی جامعه یا تضعیف انسجام ملی بینجامد و در عین حال از تلاش‌های شبانه‌روزی دولت، نیروهای مسلح و مدیران اجرایی در مدیریت شرایط جنگی و تأمین نیازهای مردم قدردانی کرد. خسروپناه همچنین با تأکید بر جایگاه مصلحت در تصمیم‌گیری‌های کلان نظام، نسبت دادن تصمیم‌های رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی سید مجتبی خامنه‌ای به فشار دیگران را نادرست و مغایر با جایگاه ولایت فقیه دانست و تصریح کرد که نقدهای کارشناسی باید از مسیرهای مسئولانه دنبال شود، نه از طریق فضاسازی رسانه‌ای که موجب نگرانی مردم و خدشه به وحدت ملی شود. ایشان در پایان، مردم‌محوری را برجسته‌ترین ویژگی مشترک امام خمینی(س) و رهبر شهید انقلاب خواند و ابراز امیدواری کرد که همه جریان‌های سیاسی و فرهنگی، با حفظ اخلاق، انصاف و وحدت، در مسیر خدمت به مردم و تقویت سرمایه اجتماعی کشور حرکت کنند.

پایگاه خبری جماران: تابستان امسال برای ایران، فصلی معمولی نبود؛ روزهایی که هم‌زمان با آتش جنگ در جنوب، التهاب سیاسی، نگرانی‌های اقتصادی و بحث‌های پایان‌ناپذیر درباره آینده کشور سپری شد. در چنین فضایی، دفتر عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، بیش از آنکه محل پیگیری صرف مصوبات فرهنگی باشد، به یکی از محل‌های رفت‌وآمد مسئولان، دانشگاهیان، فعالان فرهنگی و حتی چهره‌های ورزشی تبدیل شده است. دو روز پیش انتشار این گفت‌وگو، او میزبان امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی فوتبال، بود؛ نشستی که از فوتبال آغاز می‌شد، اما به سرمایه اجتماعی، امید ملی و نقش فرهنگ در شرایط امروز ایران می‌رسید.

همین تنوع موضوعات، مسیر گفت‌وگوی ما را نیز شکل داد. گفت‌وگویی که از امام خمینی(س) و منظومه فکری ایشان آغاز شد، به نسبت اندیشه امام و رهبر شهید انقلاب در حکمرانی امروز رسید، از نقش رسانه‌ها در جنگ شناختی و روایت‌سازی دشمن گفت، عملکرد نهادهای فرهنگی را به نقد کشید و در ادامه، به جنگ 12 ‌روزه، انسجام ملی، مذاکرات، اخلاق سیاسی، نسبت نقد و وحدت و تجربه همکاری با دولت چهاردهم رسید؛ گفت‌وگویی که در آن، خسروپناه کوشید تصویری از نگاه خود به مهم‌ترین مسائل امروز کشور ارائه کند.

مشروح گفت و گو که در دفتر پایگاه خبری جماران  با وی در پی می‌آید:

 

آقای دکتر، خوشحالیم که فرصت گفت‌وگو با حضرت‌عالی فراهم شده و از حضورتان صمیمانه تشکر می‌کنیم. به عنوان نخستین سؤال، تمایل دارم موضوعی بپردازم که به نظر می‌رسد هم در آثار و هم در سخنان حضرت‌عالی همواره مورد توجه بوده است. با توجه به جایگاه علمی شما و همچنین مسئولیتی که به عنوان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی بر عهده دارید، این روزها شاهد فضایی هستیم که به‌ویژه در سال‌های اخیر، رسانه‌های معاند بخش قابل توجهی از فعالیت خود را به تخریب شخصیت و اندیشه‌های حضرت امام خمینی(س) اختصاص داده‌اند و این روند نیز به‌مراتب گسترده‌تر شده است.

از سوی دیگر، در داخل کشور نیز این احساس وجود دارد که آن‌گونه که شایسته جایگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران است، اندیشه، شخصیت و میراث امام خمینی(س) در عرصه‌های فرهنگی و حکمرانی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. این موضوع را هم در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و هم در نمادها و جلوه‌های عمومی می‌توان مشاهده کرد؛ به‌گونه‌ای که به نظر می‌رسد حضور و بازنمایی امام خمینی(س) در فضای فرهنگی کشور، متناسب با جایگاه تاریخی و تأثیرگذار ایشان نیست. تحلیل حضرت‌عالی از این وضعیت چیست؟ همچنین شورای عالی انقلاب فرهنگی برای مواجهه با این مسأله چه برنامه، سیاست یا اقداماتی را در دستور کار داشته، دارد یا برای آینده پیش‌بینی کرده است؟

 

من بارها گفته‌ام اگر انقلاب دو سال دیرتر پیروز می‌شد، ایران با خطر جدی تجزیه روبه‌رو بود

امام با ایستادگی در برابر استکبار، مسیر وابستگی و عقب‌ماندگی ایران را تغییر داد

جریان‌های تجزیه‌طلب پیش از انقلاب شکل گرفته بودند و انقلاب اسلامی مانع تحقق اهداف آنان شد

دشمنی امروز با امام، ادامه تقابل با شخصیتی است که برنامه‌های استکبار را ناکام گذاشت

به باور من، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای امام، حفظ تمامیت ارضی ایران و خنثی کردن پروژه تجزیه کشور بود

اینکه رسانه‌های بیگانه رویکردی امام‌ستیزانه را دنبال می‌کنند و گاه با روایت‌های مختلف جریان ضد امام را شکل می‌دهند، کاملاً قابل فهم است. امام خمینی(س) نماد استکبارستیزی، عامل وحدت مسلمانان و احیاءگر فرهنگ و تمدن ایران اسلامی بود. ایشان ایران را پس از قرن‌ها انحطاط، عقب‌ماندگی، وابستگی و فقر فرهنگی در مسیر تازه‌ای قرار داد و طبیعی است کسانی که منافع خود را در سلطه بر ایران دنبال می‌کردند، با چنین شخصیتی دشمنی کنند.

من بارها گفته‌ام که اگر امام خمینی(س) با همراهی مردم حتی دو سال دیرتر انقلاب را به پیروزی می‌رساند، ایران تجزیه شده بود. در واقع امام، ایران را از خطر تجزیه نجات داد. پیش از پیروزی انقلاب، جریان خلق عرب با هدف جداسازی خوزستان شکل گرفته بود و کومله و حزب دموکرات کردستان نیز با اهداف تجزیه‌طلبانه فعالیت می‌کردند. راهبرد استکبار جهانی، به‌ویژه رژیم صهیونیستی، تجزیه ایران و عراق بود و اگر انقلاب اسلامی به پیروزی نمی‌رسید، این پروژه با همراهی رژیم پهلوی، آمریکا و رژیم صهیونیستی دنبال می‌شد. حتی اسناد به‌دست‌آمده از لانه جاسوسی نیز نشان می‌دهد که برای چنین سناریوهایی برنامه‌ریزی شده بود.

بنابراین، طبیعی است که امروز نیز مخالفان امام خمینی(س) بیشترین هجمه را متوجه ایشان کنند؛ زیرا امام با انقلاب اسلامی، بخش مهمی از اهداف و برنامه‌های آنان را ناکام گذاشت.

 

بعید می‌دانم کم‌توجهی به امام در داخل کشور از روی تعمد باشد؛ بخش عمده آن ناشی از غفلت است

انقلاب اسلامی بدون امام خمینی معنا ندارد و جمهوری اسلامی نیز بدون ایشان هویت خود را از دست می‌دهد

اگر اندیشه امام زنده بماند، مکتب او همچنان شخصیت‌های بزرگ تربیت خواهد کرد

ترویج اندیشه امام نباید به سالگردها و مناسبت‌ها محدود بماند

صداوسیما باید برای معرفی اندیشه امام در همه گروه‌های سنی برنامه‌های مستمر و هدفمند داشته باشد

 

اما اینکه چرا در داخل کشور گاهی نسبت به امام خمینی(س) کم‌لطفی‌هایی دیده می‌شود، به نظر من بخش عمده آن به تساهل، کوتاهی و غفلت بازمی‌گردد. بعید می‌دانم این مسئله از روی تعمد باشد. این غفلت یا ناشی از شناخت ناکافی نسبت به شخصیت و اندیشه امام است یا از این واقعیت غفلت می‌شود که انقلاب اسلامی بدون امام خمینی معنا ندارد و جمهوری اسلامی ایران نیز بدون ایشان هویت خود را از دست می‌دهد.

هویت جمهوری اسلامی با امام خمینی(س) گره خورده و هویت انقلاب اسلامی نیز با اندیشه ایشان شکل گرفته است. مکتبی که امام خمینی بنیان گذاشت، شخصیت‌هایی همچون شهید مطهری، شهید بهشتی، رهبر معظم انقلاب و شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی را پرورش داد و نشان داد که ظرفیت تربیت چنین قلّه‌هایی را دارد. اگر قرار است انقلاب اسلامی تداوم یابد و نسل‌های آینده نیز چنین شخصیت‌هایی را تربیت کند، باید اندیشه و مکتب امام زنده بماند.

از همین رو، همه نهادهای علمی و فرهنگی وظیفه دارند در ترویج اندیشه امام نقش‌آفرینی کنند. امروز در دانشگاه‌ها وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی تدریس می‌شود و در ایام سالگرد ارتحال ایشان نیز صداوسیما و دستگاه‌های مختلف برنامه‌های متنوعی تدارک می‌بینند، اما این اقدامات نباید به مناسبت‌های خاص محدود شود، بلکه باید استمرار داشته باشد.

برای نمونه، پیشنهاد من این است که صداوسیما در شبکه چهار برنامه‌ای مستمر درباره اندیشه‌های امام خمینی(س) تولید و پخش کند، شبکه سه به نسبت نسل جوان با امام بپردازد و شبکه‌های امید، کودک و نوجوان نیز متناسب با زبان و نیاز مخاطبان خود، برنامه‌هایی برای معرفی اندیشه و مکتب امام طراحی و تولید کنند.

 

هر سند و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی باید بر پایه اندیشه امام خمینی تدوین شود

منظومه فکری امامین انقلاب مبنای تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی است

در بهره‌گیری از اندیشه امام در اسناد موفق بوده‌ایم، اما در راهبری دستگاه‌ها هنوز جای کار داریم

شورای عالی انقلاب فرهنگی باید نقش فعال‌تری در ترویج سیره و اندیشه امام ایفا کند

ترویج اندیشه امام نیازمند هماهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی با مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام و بیت امام است

 

در شورای عالی انقلاب فرهنگی، شأن و مأموریت اصلی ما سیاست‌گذاری و راهبری است. از همین رو، معتقدم هر سند یا مصوبه‌ای که در حوزه‌های علم، فناوری، فرهنگ، مسائل اجتماعی، ورزش، سلامت و سایر حوزه‌های مأموریتی شورا تدوین و تصویب می‌شود، باید مبتنی بر اندیشه امام خمینی(س) باشد.

دست‌کم می‌توانم بگویم در دوره‌ای که مسئولیت دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی را بر عهده داشته‌ام، تلاش ما بر این بوده است که در بررسی هر موضوع، منظومه فکری امامین انقلاب را مبنای کار قرار دهیم. منظومه فکری امام خمینی(س) و همچنین منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، مبنای تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده و در تدوین اسناد شورا از این چارچوب فکری بهره گرفته‌ایم.

البته در کنار این اقدامات، باید به یک کم‌کاری نیز اذعان کنم. ما در تدوین اسناد و مصوبات، از محتوای منظومه فکری امام و الگوی حکمرانی ایشان استفاده کرده‌ایم، اما در حوزه راهبری دستگاه‌ها برای ترویج اندیشه، سیره و سنت امام، هنوز ظرفیت‌های استفاده‌نشده‌ای وجود دارد و شورای عالی انقلاب فرهنگی باید نقش فعال‌تری در این زمینه ایفا کند.

البته این مسیر باید با هماهنگی و همراهی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) و بیت امام دنبال شود. حمایت و پشتیبانی این مجموعه‌ها می‌تواند زمینه را برای مشارکت گسترده‌تر دستگاه‌های مختلف در ترویج اندیشه امام فراهم کند. به باور من، مکتب امام خمینی و مقام معظم رهبری باید در همه عرصه‌های سیاست‌گذاری، تصمیم‌سازی و فعالیت‌های فرهنگی کشور مورد توجه قرار گیرد.

 

در بخشی از سخنانتان به منظومه فکری امام خمینی(س) و منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اشاره کردید؛ دو اثری که در تدوین آن‌ها نیز نقش داشته‌اید. اگر ممکن است درباره شکل‌گیری این دو کتاب توضیح بفرمایید؛ اینکه تدوین این آثار با چه هدفی آغاز شد، چه ضرورتی پشت آن بود و به‌طور کلی مهم‌ترین محورها و موضوعاتی که در این دو کتاب مورد توجه قرار گرفته چیست؟

 

تدوین منظومه فکری رهبر معظم انقلاب بدون تکیه بر مکتب امام خمینی را ممکن نمی‌دانستم

رهبر معظم انقلاب امام را الگوی زندگی، اندیشه، اخلاق و عمل خود قرار داده بودند

برای تدوین منظومه فکری امام، یک سال همه آثار ایشان را از ابتدا تا انتها مطالعه کردم

محور منظومه فکری امام خمینی توحید عرفانی است و همه مباحث حول این محور سامان یافته‌اند

ساختار منظومه فکری امام چهارده بار بازنگری شد تا به شکل نهایی رسید

مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام بر همه مراحل تدوین و انتشار این اثر نظارت و آن را تأیید کرد

 

پس از آنکه درباره تدوین منظومه فکری رهبر شهید انقلاب گفت‌وگوهایی با برخی از دوستان و صاحب‌نظران انجام شد، این پرسش برای من مطرح بود که آیا می‌توان بدون تکیه بر مکتب امام خمینی(س) به منظومه فکری ایشان پرداخت؟ اعتقاد من، که مبتنی بر یک باور عقلانی است این بود که چنین کاری امکان‌پذیر نیست؛ زیرا رهبر معظم انقلاب در پرتو مکتب امام خمینی رشد یافت، اثرگذار شد و مسیر فکری و عملی خود را بر همان اساس شکل داد.

رهبر معظم انقلاب حقیقتاً ذوب در امام بودند. نقل شده است که هرگاه به دیدار امام می‌رفتند، مقید بودند دست ایشان را ببوسند و با دقت به رفتار و حتی نحوه راه رفتن امام بنگرند. به اعتقاد من، این نگاه صرفاً یک مشاهده ظاهری نبود، بلکه نوعی نگاه معرفتی و تربیتی به مرشد خود بود. اگر بخواهم با ادبیات عرفانی سخن بگویم، امام خمینی برای رهبر معظم انقلاب، مرشد و قطب طریقت بود. خود ایشان نیز بارها در سخنانشان از امام یاد کرده‌اند و شاید بیش از هر شخصیت دیگری درباره امام سخن گفته‌اند؛ زیرا تلاش داشتند مسیر امام را ادامه دهند. ایشان امام را الگوی خود قرار دادند و به ما نیز آموختند که چگونه خمینی‌وار زندگی کنیم، چگونه بیاندیشیم، فضایل اخلاقی را چگونه در خود پرورش دهیم و رفتار و کردارمان را بر اساس مکتب امام تنظیم کنیم.

از همین رو، وقتی تصمیم گرفته شد منظومه فکری رهبر معظم انقلاب تدوین شود، معتقد بودم که منظومه فکری امام خمینی نیز باید همزمان تدوین شود و این دو پروژه در کنار یکدیگر پیش بروند. به همین دلیل، همه آثار امام را از ابتدا تا انتها مطالعه کردم. نزدیک به یک سال، از صبح تا شب، در کتابخانه به مطالعه آثار، یادداشت‌برداری و تشکیل پرونده‌های علمی مشغول بودم. پیش از آن نیز با آثار فقهی، اصولی، فلسفی و عرفانی امام مأنوس بودم، اما برای تدوین منظومه فکری، لازم بود یک بار دیگر همه آثار و مجموعه سخنان ایشان به‌صورت جامع مطالعه شود.

در همان مقطع، مسأله مهم دیگر، تعریف خود «منظومه» بود. از نگاه من، منظومه مجموعه‌ای از اجزای به‌هم‌پیوسته است که حول یک محور واحد شکل می‌گیرند و در منظومه فکری امام خمینی، آن محور چیزی جز توحید عرفانی نیست؛ به این معنا که همه مباحث در ذیل این محور معنا پیدا می‌کنند.

برای رسیدن به ساختار نهایی کتاب، چهارده بار طرح و ساختار آن را بازنگری کردم. هر بار با مطالعه دوباره آثار امام، به این نتیجه می‌رسیدم که ساختار نیازمند اصلاح است تا سرانجام به چارچوبی رسیدم که امروز در کتاب منتشر شده و شامل نظام جهان‌بینی و بینشی، نظام رفتاری و منشی، نظام کنشی و نظام‌های اجتماعی است.

پس از نهایی شدن ساختار، از جمعی از استادان و پژوهشگران آشنا با اندیشه امام دعوت کردیم تا هر یک مسئولیت تدوین بخشی از کتاب را بر عهده بگیرند. سپس متن‌ها ویرایش شد، ارتباط میان مدخل‌ها سامان یافت و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) نیز بر تمام مراحل کار نظارت داشت، اثر را ارزیابی و در نهایت تأیید کرد.

کار تدوین این مجموعه از سال ۱۳۹۰ آغاز شد و در سال ۱۳۹۳ به پایان رسید، اما فرآیند ویرایش، آماده‌سازی و انتشار تا سال ۱۳۹۵ ادامه یافت و در نهایت، هر دو اثر، یعنی منظومه فکری امام خمینی(س) و منظومه فکری رهبر معظم انقلاب، منتشر شدند. همچنین شنیده‌ام بخش‌هایی از منظومه فکری امام به زبان‌های مختلف ترجمه شده است، هرچند اطلاعی ندارم که ترجمه کامل این اثر انجام شده باشد و به نظر من، این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است.

عبدالحسین خسروپناه

بخش مهمی از پرسش مهمانان خارجی درباره منظومه فکری امامین انقلاب و نظریه ولایت فقیه بود

منظومه فکری امام خمینی باید هرچه سریع‌تر به زبان‌های مختلف ترجمه و در دسترس مخاطبان جهان قرار گیرد

جایزه بین‌المللی امام خمینی نزدیک به ده سال بلاتکلیف مانده بود و در این دوره به تصویب رسید

 

نکته جالبی را هم در همین زمینه عرض کنم. در ایام حضور مهمانان خارجی برای مراسم تشییع رهبر شهید، جمعی از شخصیت‌های کشورهای مختلف علاقه‌مند بودند با بنده دیدار و گفت‌وگو کنند. جلسه‌ای با حضور این عزیزان برگزار شد و پس از توضیحاتی که درباره رهبر شهید ارائه کردم، پرسش‌های متعددی از سوی آنان مطرح شد و حتی برخی درخواست جلسات اختصاصی داشتند.

بخش قابل توجهی از پرسش‌ها درباره منظومه فکری امامین انقلاب بود و عده‌ای نیز درباره نظریه ولایت فقیه از منظر امام خمینی(س) سؤال می‌کردند. در جلسات جداگانه به این پرسش‌ها پاسخ دادیم. برخی از این مهمانان نیز نام کتاب‌های منظومه فکری امام خمینی و رهبر معظم انقلاب را شنیده بودند، اما نسخه‌ای از آن‌ها در اختیار نداشتند؛ از این‌رو کتاب‌ها را تهیه کردند تا با خود ببرند و از آن‌ها استفاده کنند؛ به‌ویژه کسانی که با زبان فارسی آشنایی داشتند.

به اعتقاد من، جا دارد منظومه فکری امام خمینی به زبان‌های مختلف ترجمه شود. امروز با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و ابزارهای هوش مصنوعی این کار بسیار آسان‌تر از گذشته شده است. البته ترجمه همچنان نیازمند ویرایش علمی و انتخاب معادل‌های دقیق برای برخی اصطلاحات است، اما می‌توان نسخه‌های انگلیسی، عربی، اردو، مالایی و دیگر زبان‌ها را با هزینه‌ای نه‌چندان سنگین تهیه و از طریق پایگاه‌های مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) و خبرگزاری جماران در اختیار مخاطبان قرار داد.

در همین راستا، در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز جایزه بین‌المللی امام خمینی(س) را به تصویب رساندیم؛ جایزه‌ای که حدود ده سال بلاتکلیف مانده بود و به نتیجه نرسیده بود. در همان ماه‌های نخست مسئولیتم این موضوع را مطرح کردند. پس از بررسی، جلسه‌ای با حضور مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و اعضای شورای معین شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد. اصلاحاتی پیشنهاد شد و قرار بر این شد که با نظارت بنده نهایی شود.

پس از پایان جلسه، مسئول مربوطه پیشنهاد کرد دو هفته بعد برای ادامه بررسی‌ها جلسه دیگری برگزار کنیم، اما گفتم نیازی به تأخیر نیست؛ همان روز کار را به پایان برسانیم. تا پاسی از شب ماندیم، همه اصلاحات انجام شد و در نهایت این مصوبه به تصویب رسید. سال گذشته نیز نخستین دوره این جایزه برگزار شد و خوشبختانه برنامه‌ای موفق و درخور شأن امام خمینی(س) بود و ما نیز در حد توان برای برگزاری هرچه بهتر آن همکاری کردیم.

 

اندیشه امام در حوزه‌هایی مانند اقتصاد، تعلیم و تربیت، کشاورزی و سیاست ظرفیت‌های فراوانی برای حکمرانی دارد

طلاب و تشکل‌های دانشجویی باید بیش از گذشته با اندیشه، سیره و مکتب امام آشنا شوند

گفتمان‌سازی درباره اندیشه امام با آموزش‌های مستمر و تولید محتوای ماندگار محقق می‌شود

با همه این‌ها، معتقدم هنوز کارهای بسیاری در این حوزه بر زمین مانده است. تدوین منظومه فکری امام خمینی(س) گام مهمی بود، اما به نظر من باید مرحله بعدی را با ادبیات حکمرانی دنبال کنیم؛ یعنی اندیشه‌های امام را بر اساس فرآیند حکمرانی، از سیاست‌گذاری تا نظارت، بازخوانی و تدوین کنیم.

بر همین اساس، می‌توان الگوی حکمرانی امام را در حوزه‌های مختلف استخراج کرد؛ از حکمرانی تعلیم و تربیت، اقتصاد و معیشت، سیاست داخلی و سیاست خارجی گرفته تا کشاورزی و سایر عرصه‌های اداره کشور. امام خمینی در همه این حوزه‌ها دیدگاه‌های عمیق و منسجمی دارند؛ از سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری تا راهبری، گفتمان‌سازی و حتی در برخی موارد، پیشنهادهای اجرایی مشخص ارائه کرده‌اند. اگر بتوانیم الگوی حکمرانی امام را با این ادبیات تدوین کنیم، گام مؤثر دیگری پس از تدوین منظومه فکری امام برداشته‌ایم و این آثار می‌تواند برای سازمان‌ها و دستگاه‌های اجرایی بسیار کاربردی باشد.

در کنار این موضوع، لازم است طلاب و فضلای حوزه‌های علمیه نیز بیش از گذشته با اندیشه امام درگیر شوند. البته پژوهشکده امام خمینی و برخی مراکز علمی دوره‌های آموزشی، اعم از کوتاه‌مدت و مقاطع تحصیلات تکمیلی، برگزار می‌کنند و این اقدامات ارزشمند است، اما به نظر من کافی نیست و باید این مباحث در سطح عمومی‌تری در حوزه‌های علمیه و میان تشکل‌های دانشجویی نیز دنبال شود.

تشکل‌هایی مانند انجمن‌های اسلامی و جامعه اسلامی دانشجویان ظرفیت مناسبی برای این کار دارند. می‌توان برای آنان اردوهای آموزشی چندروزه با محوریت اندیشه، سیره و سنت امام برگزار کرد. طبیعتاً اجرای چنین برنامه‌هایی نیازمند همکاری دستگاه‌هایی مانند معاونت‌های فرهنگی وزارت علوم و وزارت بهداشت است و خوشبختانه مسئولان این حوزه‌ها نیز به اندیشه امام اعتقاد دارند و می‌توانند در این مسیر همراهی کنند.

همین ظرفیت در حوزه دیپلماسی فرهنگی نیز وجود دارد. برای مثال، رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران هر سال در کشور گرد هم می‌آیند و می‌توان بخشی از این نشست‌ها را به تبیین اندیشه امام و امامین انقلاب در حوزه دیپلماسی فرهنگی اختصاص داد. خود من نیز در سال‌های ۱۳۹۴ یا ۱۳۹۵ دوره‌ای درباره منظومه فکری امام برای جمعی از مدیران فرهنگی کشور برگزار کردم. اگر لازم باشد، این مباحث می‌تواند دوباره به‌صورت آموزشی ارائه، ضبط و در قالب فایل‌های تصویری، صوتی و کلیپ‌های آموزشی در سامانه‌های مختلف منتشر شود. به اعتقاد من، گفتمان‌سازی و فرهنگ‌سازی دقیقاً از همین مسیر شکل می‌گیرد.

حتی برای اصناف و گروه‌های مختلف اجتماعی نیز چنین ظرفیتی وجود دارد. برای نمونه، در جلسات شورای اسلامی بازار می‌توان دیدگاه‌های امام درباره اقتصاد و بازار را تبیین کرد. به باور من، هم ایده این کار وجود دارد، هم زمینه و بستر اجرای آن فراهم است؛ آنچه بیش از هر چیز نیاز داریم، پیگیری مستمر و اجرای دقیق این برنامه‌هاست.

 

با توجه به هجمه‌هایی که در سال‌های اخیر علیه اندیشه و شخصیت حضرت امام خمینی(ره) در جریان رسانه‌ای معاند شکل گرفته و با در نظر گرفتن مسئولیتی که رسانه‌های داخلی در این عرصه بر عهده دارند، به نظر حضرت‌عالی مهم‌ترین وظیفه رسانه‌هایی مانند جماران، سازمان صداوسیما و دیگر رسانه‌های رسمی کشور در تبیین اندیشه امام و مقابله با این جنگ روایت‌ها چیست؟  به‌ویژه صداوسیما در این زمینه چه رسالتی بر عهده دارد؟

 

جهاد تبیین اقتضاء می‌کند اندیشه امام در متن همه موضوعات رسانه‌ای بازخوانی و روایت شود

بیان اندیشه امام از زبان چهره‌های محبوب جوانان می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد

انقلاب اسلامی بدون امام خمینی معنا ندارد و همه شخصیت‌های برجسته انقلاب در پرتو مکتب ایشان شناخته می‌شوند

صداوسیما باید برای هر گروه سنی، متناسب با نیاز مخاطب، روایت‌های متفاوتی از زندگی و اندیشه امام تولید کند

 

به اعتقاد من، مهم‌ترین وظیفه رسانه‌ها در این زمینه، جهاد تبیین است. نخستین انتظار نیز از خود خبرگزاری جماران است؛ اینکه به‌صورت مستمر به تبیین اندیشه‌های امام خمینی(س) بپردازد. همان‌گونه که این خبرگزاری در حوزه‌های مختلف، از مسائل روز گرفته تا فرهنگ، اجتماع و ورزش، تولید محتوا و اطلاع‌رسانی می‌کند، شایسته است در دل همین موضوعات نیز نسبت آن‌ها با اندیشه امام را تبیین کند.

برای نمونه، می‌توان با صاحب‌نظران حوزه‌های مختلف گفت‌وگو کرد یا حتی از چهره‌های مورد اقبال نسل جوان، مانند ورزشکاران، برای روایت اندیشه امام بهره گرفت. اگر یک ورزشکار محبوب پس از مطالعه آثار امام، برداشت و فهم خود را از این اندیشه‌ها با مخاطبان در میان بگذارد، هرچند بیان او به جامعیت سخن یک استاد نباشد، اما به دلیل جایگاه و مقبولیتی که نزد جوانان دارد، می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد. به نظر من، این ظرفیت‌ها باید بیش از گذشته مورد استفاده قرار گیرد.

البته در این میان، مسئولیت صداوسیما از همه رسانه‌ها سنگین‌تر است. همان‌گونه که پیش‌تر هم عرض کردم، انقلاب اسلامی بدون امام خمینی(س) معنا ندارد. رهبر معظم انقلاب، شهید مطهری، شهید بهشتی و شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی نیز در پرتو مکتب امام معنا پیدا می‌کنند. امام خمینی همچون روحی است که در کالبد انقلاب اسلامی دمیده شده است؛ از همین رو، هرگاه درباره مکتب شهید سلیمانی یا منظومه فکری رهبر معظم انقلاب سخن گفته می‌شود، باید نسبت آن با مکتب امام خمینی نیز برای مخاطب تبیین شود.

رهبر معظم انقلاب نیز بارها در سخنان خود به تبیین شخصیت و مکتب امام پرداخته‌اند. مجموعه بیانات ایشان در مراسم‌های سالگرد ارتحال امام که در قالب کتاب «مکتب امام خمینی» منتشر شده، تنها بخشی از سخنان معظم‌له درباره امام است و اگر همه این بیانات گردآوری شود، مجموعه‌ای چندجلدی خواهد شد. این ظرفیت ارزشمند باید بیش از گذشته در رسانه ملی مورد استفاده قرار گیرد.

همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره کردم، صداوسیما می‌تواند برای همه گروه‌های سنی برنامه‌های متناسب تولید کند. برای کودکان، پویانمایی‌هایی درباره دوران کودکی، یتیمی و زندگی امام؛ برای نوجوانان و جوانان، روایت سال‌های تحصیل، مبارزات، سختی‌های زندگی و دیگر ابعاد شخصیت ایشان. حتی زندگی خانوادگی امام نیز ظرفیت بالایی برای الگوسازی دارد. نامه‌های محبت‌آمیزی که امام به همسرشان می‌نوشتند و با عبارت‌هایی مانند «فدایت شوم» آغاز می‌شد، می‌تواند برای نسل جوان و زوج‌های جوان، آموزنده و الهام‌بخش باشد و در ترویج سبک زندگی اسلامی و خانوادگی تأثیرگذار واقع شود.

شیوه تربیت فرزندان امام خمینی خود یک الگوی کامل و قابل روایت برای نسل امروز است

آیت‌الله سیدمصطفی خمینی از شخصیت‌های کم‌نظیری بود که هنوز آن‌گونه که باید معرفی نشده است

فرزندان مرحوم سیداحمد خمینی جلوه‌ای از استمرار مکتب تربیتی امام هستند

همین مکتب تربیتی را در فرزندان رهبر معظم انقلاب نیز از نزدیک مشاهده کرده‌ام

مکتب امام خمینی ظرفیت تربیت انسان‌های عالم، حکیم، متخلق و فروتن را دارد

 

ابعاد مختلف شخصیت امام خمینی(س) ظرفیت فراوانی برای روایت رسانه‌ای دارد. برای نمونه، شیوه تعامل ایشان با خانواده و تربیت فرزندان، خود یک الگوی کامل تربیتی است. امام فرزندانی دانشمند، فرهیخته و صاحب شخصیت تربیت کردند؛ چه دختران و چه پسران ایشان، همگی از نظر علمی و اخلاقی چهره‌های برجسته‌ای هستند و این خود جلوه‌ای از مکتب تربیتی امام است.

درباره مرحوم آیت‌الله سیدمصطفی خمینی نیز معتقدم هنوز آن‌گونه که شایسته است، اندیشه و آثار ایشان معرفی نشده است. حتی به نظر من، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) نیز در معرفی اندیشه‌های ایشان می‌تواند بیش از این تلاش کند. آیت‌الله سیدمصطفی خمینی شخصیتی کم‌نظیر بود. من تقریباً همه آثار، تعلیقات و نوشته‌های ایشان را در حوزه‌های تفسیر، فقه، اصول و فلسفه مطالعه کرده‌ام و به جرأت می‌توانم بگویم کمتر شخصیتی را در آن سن و سال با چنین عمق علمی می‌توان یافت. ایشان در دامان امام خمینی پرورش یافت و این جایگاه علمی، محصول همان مکتب تربیتی بود.

در کنار ایشان، مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی نیز از نظر سلوک عرفانی و معنوی شخصیت برجسته‌ای داشت. امام خمینی این مسیر تربیتی را به ایشان آموختند و این سلوک در زندگی همسر و فرزندان ایشان نیز تداوم یافت. ما نیز نسبت به هر سه فرزند مرحوم سیداحمد خمینی ارادت داریم و آنان را شخصیت‌هایی عالم، متخلق، فروتن، دلسوز، ولایت‌مدار و علاقه‌مند به انقلاب اسلامی می‌دانیم. این‌ها همه ثمره مکتب تربیتی امام است؛ مکتبی که امام سیداحمد خمینی را تربیت کرد، ایشان نیز خانواده خود را در همان مسیر پرورش داد و امیدوارم این سنت حسنه تا ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) استمرار داشته باشد.

همین ویژگی را در فرزندان رهبر معظم انقلاب نیز مشاهده کرده‌ام. هر چهار فرزند معظم‌له را از نزدیک می‌شناسم و آنان را افرادی فقیه، حکیم، متواضع و متخلق دیده‌ام. این‌ها نیز در همان مکتب امام و امامین انقلاب پرورش یافته‌اند. همچنین می‌دانم که رهبر معظم انقلاب نسبت به فرزندان مرحوم سیداحمد خمینی عنایت ویژه‌ای داشتند و آنان را همچون فرزندان خود مورد توجه قرار می‌دادند.

به اعتقاد من، اگر این مکتب تربیتی در حوزه‌های علمیه و مراکز علمی بیش از پیش گسترش یابد، می‌توان شخصیت‌های فراوانی با همین ویژگی‌ها تربیت کرد؛ چه در میان طلاب برادر و چه خواهر. این مکتب، مکتبی انسان‌ساز است و ظرفیت پرورش انسان‌های عالم، حکیم، متخلق و فروتن را دارد.

 

درس‌هایی که از مکتب امامین انقلاب آموخته‌ام، در هیچ مدرسه‌ای یافت نمی‌شود

بزرگان حوزه با همه جایگاه علمی خود، شاگردی امام خمینی را مایه افتخار می‌دانستند

امام خمینی تنها عالم تربیت نمی‌کرد؛ انسان‌های جامع، حکیم و شجاع می‌ساخت

بخش بزرگی از معماران نظام جمهوری اسلامی در مکتب امام پرورش یافتند

آنچه مکتب امام به شاگردان خود آموخت، نگاه نظام‌سازی و اداره جامعه بود

 

من خود را حقیقتاً کمترین طلاب می‌دانم و این را از روی تعارف نمی‌گویم. با همه بهره‌هایی که از محضر بزرگان حوزه برده‌ام، معتقدم درس‌هایی که از مکتب امامین انقلاب آموخته‌ام، در هیچ مدرسه‌ای نمی‌توان یافت.

البته اگر توفیقی داشته‌ایم، سال‌ها از محضر استادان بزرگ حوزه علمیه بهره برده‌ایم؛ از جمله آیات عظام وحید خراسانی، فاضل لنکرانی، سبحانی، مکارم شیرازی و جوادی آملی، همچنین مرحوم علامه حسن‌زاده آملی، مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی و آیت‌الله انصاری شیرازی. حقیقتاً از محضر همه این بزرگان استفاده کرده‌ایم و خود را مدیون آنان می‌دانیم.

با این حال، مکتب امامین انقلاب نگاه متفاوتی به انسان می‌بخشد؛ نگاهی که فراتر از آموزش‌های رایج حوزوی است. البته همین استادان بزرگ نیز خود در مکتب امام خمینی پرورش یافته‌اند و بسیاری از آنان با افتخار از شاگردی امام یاد می‌کردند. برای نمونه، آیات عظام سبحانی و مکارم شیرازی همواره شاگردی امام خمینی را مایه افتخار خود می‌دانستند. مرحوم آیت‌الله انصاری شیرازی نیز هرگاه نام امام را بر زبان می‌آورد، با تأثر و اشک از ایشان یاد می‌کرد. این میزان از تواضع و ارادت، نشان‌دهنده جایگاه کم‌نظیر امام در میان شاگردان و همراهان ایشان بود.

واقعاً این پرسش مطرح است که این مرد بزرگ چه ویژگی‌ای داشت که هر کس در مکتب او قرار می‌گرفت، رشد و تعالی پیدا می‌کرد. البته این رشد تنها علمی نبود؛ امام انسان‌هایی جامع تربیت می‌کرد؛ فقیه، حکیم، عارف و در عین حال شجاع و مسئولیت‌پذیر.

اگر به ترکیب خبرگان قانون اساسی یا مجلس خبرگان رهبری در دوره نخست نگاه کنیم، خواهیم دید که بخش عمده‌ای از اعضای آن، از شاگردان امام خمینی بودند. البته بسیاری از آنان از محضر استادان بزرگ دیگری همچون آیت‌الله العظمی حائری یزدی، آیت‌الله العظمی داماد و دیگر بزرگان حوزه نیز بهره برده بودند، اما آنچه از امام آموختند، نگاهی بود که آنان را برای نظام‌سازی، اداره جامعه و ایفای نقش در ساختار جمهوری اسلامی آماده کرد؛ ویژگی‌ای که مکتب امام را از بسیاری از مکاتب آموزشی دیگر متمایز می‌سازد.

 

مکتب امام خمینی پس از انقلاب حتی شیوه تدریس استادان بزرگ حوزه را نیز متحول کرد

تأسیس مراکز علوم انسانی اسلامی، امتداد مستقیم اندیشه و مطالبه امام خمینی بود

مرحوم آیت‌الله احمد احمدی ناگفته‌های شکل‌گیری شورای عالی انقلاب فرهنگی را برایم روایت کرد

تحول علوم انسانی از نخستین مأموریت‌هایی بود که امام خمینی به مسئولان فرهنگی سپردند

منظومه فکری رهبر معظم انقلاب ادامه نظام‌مند اندیشه‌های امام خمینی در عرصه حکمرانی است

نکته جالب این است که مکتب امام خمینی(س)، به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حتی شیوه تدریس و رویکرد علمی استادان بزرگ حوزه را نیز متحول کرد. اگر سبک آموزشی بزرگانی مانند آیات عظام فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی و سبحانی را پس از انقلاب بررسی کنیم، این تحول به‌خوبی قابل مشاهده است. همچنین تأسیس مجموعه‌هایی مانند مؤسسه «در راه حق»، بنیاد باقرالعلوم و بعدها مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(س) به همت مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی، در امتداد همین نگاه امام به ضرورت تربیت نیرو در حوزه علوم انسانی اسلامی شکل گرفت. این جریان، محصول اندیشه و مطالبه امام بود.

در این زمینه، خاطره‌ای از مرحوم آیت‌الله دکتر احمد احمدی دارم که برای من بسیار آموزنده بود. ایشان از شاگردان و دلباختگان امام خمینی و از چهره‌های اثرگذار در شکل‌گیری ستاد انقلاب فرهنگی بودند. سال‌ها از محضر ایشان استفاده کرده بودم و حق استادی بر گردن من داشتند. روزی با من تماس گرفتند و خواستند به دیدارشان بروم. گمان نمی‌کردم قرار باشد گفت‌وگوی مفصلی داشته باشیم، اما نزدیک به سه ساعت درباره چگونگی شکل‌گیری ستاد انقلاب فرهنگی، روند تأسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی و مأموریتی که امام برای تحول علوم انسانی به ایشان سپرده بودند سخن گفتند.

ایشان با جزئیات توضیح دادند که امام خمینی مأموریت داده بودند برای پیگیری موضوع علوم انسانی به قم بروند و با جامعه مدرسین حوزه علمیه گفت‌وگو کنند. در این مسیر، ابتدا با مرحوم آیت‌الله مشکینی، سپس با مرحوم آیت‌الله امینی و پس از آن با مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی دیدار کرده بودند و درباره نحوه مشارکت حوزه در تحول علوم انسانی رایزنی کرده بودند. من در طول آن جلسه پیوسته یادداشت برمی‌داشتم و پرسش‌هایم را مطرح می‌کردم.

در پایان از ایشان پرسیدم چرا این مطالب را برای من بیان کردند؟ پاسخ دادند: شاید روزی این مطالب به کارت بیاید. بعدها که مسئولیت شورای عالی انقلاب فرهنگی را بر عهده گرفتم، بارها به اهمیت آن گفت‌وگو پی بردم و دریافتم که آن خاطرات چه اندازه برای فهم فلسفه شکل‌گیری این شورا و مأموریت‌های آن راهگشا بوده است.

مرحوم آیت‌الله احمد احمدی هرگاه نام امام خمینی را بر زبان می‌آورد، اشک در چشمانش حلقه می‌زد. نقل می‌کرد که امام، جمعی از شخصیت‌ها از جمله مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی، مرحوم آیت‌الله ربانی املشی، شهید باهنر، دکتر عبدالکریم سروش و دکتر شریعتمداری را مأمور کرده بودند تا موضوع تحول علوم انسانی را با همکاری حوزه علمیه دنبال کنند. از همین منظر است که اگر مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی بخش مهمی از فعالیت‌های علمی خود را به علوم انسانی اسلامی اختصاص داد، این مسیر در حقیقت از اندیشه و مطالبه امام خمینی آغاز شده بود.

رهبر معظم انقلاب نیز همین مسیر را با طرح مباحثی همچون نهضت تولید علم ادامه دادند. به اعتقاد من، اگر منظومه فکری رهبر معظم انقلاب به‌صورت نظام‌مند بررسی شود، روشن خواهد شد که در حوزه‌های مختلف اجتماعی و حکمرانی، امتداد و تبیین منظومه فکری امام خمینی است.

عبدالحسین خسروپناه

پیام آثار رسانه‌ای باید تقویت خانواده، کرامت انسان و امید اجتماعی باشد، نه صرفاً نمایش نمادهای ظاهری

تبیین مکتب امام وظیفه همه رسانه‌های کشور است، نه فقط جماران و مؤسسه نشر آثار امام

ترویج اندیشه امام تنها یک مسئولیت سیاسی نیست؛ یک تکلیف اجتماعی، شرعی و عقلی است

امام خمینی با بازگرداندن کرامت به زن ایرانی، زمینه حضور مؤثر او را در عرصه‌های علمی و اجتماعی فراهم کرد

بخش مهمی از پیشرفت‌های علمی و فرهنگی امروز کشور در امتداد مکتب و نگاه تحول‌آفرین امام شکل گرفته است

 

به همین دلیل، من همواره تأکید کرده‌ام و این موضوع را بارها، از جمله در صداوسیما، مطرح کرده‌ام که باید از «مکتب خمینی ـ خامنه‌ای» سخن گفت؛ زیرا این دو امتداد یک جریان فکری واحد هستند. رسانه ملی باید این فرصت را مغتنم بشمارد و با برنامه‌ریزی مستمر، به تبیین این مکتب بپردازد.

البته این مسئولیت تنها بر عهده صداوسیما نیست. امروز شبکه‌های اجتماعی، سکوهای نمایش خانگی و دیگر رسانه‌های نوین نیز در این زمینه نقش مهمی بر عهده دارند. امام خمینی حق بزرگی بر گردن همه ما دارند و همه این مجموعه‌ها در قبال تبیین اندیشه و مکتب ایشان مسئول‌اند.

از همین جا از مدیران سکوهای نمایش خانگی و تولیدکنندگان آثار نمایشی نیز درخواست می‌کنم که در کنار تلاش‌های ارزشمندی که انجام می‌دهند، دست‌کم یک شاخص را همواره در تولید آثار خود مورد توجه قرار دهند و آن، خانواده‌محوری است. اگر این اصل در تولیدات فرهنگی رعایت شود، بخش مهمی از اهداف مکتب امام نیز در عرصه فرهنگ و رسانه محقق خواهد شد.

به نظر من آنچه اهمیت دارد، صرفاً پرداختن مستقیم به شخصیت امام در آثار رسانه‌ای نیست؛ مهم این است که روح و پیام مکتب امام در تولیدات فرهنگی و رسانه‌ای جاری باشد. برای مثال، ضرورتی ندارد در یک فیلم یا سریال، دائماً صحنه‌های شعاری یا مستقیم از عبادت و مناسک دینی نمایش داده شود. حتی اگر یک اثر به آسیب‌های اجتماعی می‌پردازد، اشکالی ندارد، اما باید پیام نهایی آن، تقویت خانواده، امید، کرامت و اصلاح جامعه باشد. این همان نگاهی است که با مکتب امام سازگار است.

همه رسانه‌های کشور در این زمینه مسئولیت دارند. آیا فقط خبرگزاری جماران یا مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام باید درباره امام بنویسند؟ قطعاً چنین نیست. خبرگزاری‌ها، رسانه‌های رسمی و همه مجموعه‌هایی که هویت خود را در بستر انقلاب اسلامی به دست آورده‌اند، در قبال تبیین مکتب امام مسئول‌اند. به اعتقاد من، این فقط یک وظیفه سیاسی یا رسانه‌ای نیست، بلکه یک مسئولیت اجتماعی، شرعی و حتی عقلی است.

عزت، حکمت، مصلحت، اقتدار و استقلالی که امروز جمهوری اسلامی از آن برخوردار است، ریشه در مکتب امام خمینی دارد. پیش از انقلاب، ملت ایران تحقیر شده بود و کرامت ملی آسیب دیده بود، اما امام این عزت را به مردم بازگرداند و احساس هویت و استقلال را در جامعه زنده کرد.

یکی از نمونه‌های روشن این تحول، جایگاه زن در جمهوری اسلامی است. امام خمینی با نگاه خود، زن را از شیءانگاری و نگاه ابزاری که فرهنگ غرب‌زده پیش از انقلاب ترویج می‌کرد، خارج ساخت و به او کرامت، هویت و نقش اجتماعی بخشید. همان الگویی که امروز رهبر معظم انقلاب از آن با عنوان «الگوی سوم زن مسلمان» یاد می‌کنند؛ الگویی که نه زن را به انزوای اجتماعی محدود می‌کند و نه او را به ابزاری برای نمایش و مصرف فرهنگی تبدیل می‌سازد، بلکه زن را شخصیتی باوقار، عالم، اثرگذار و فعال در خانواده و جامعه معرفی می‌کند.

کافی است وضعیت امروز بانوان را با پیش از انقلاب مقایسه کنیم. امروز سهم قابل توجهی از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها را بانوان تشکیل می‌دهند و در مراکز علمی و پژوهشی، از جمله پژوهشگاه رویان و بسیاری از مراکز تحقیقاتی دیگر، زنان دانشمند، متعهد، متخلق و توانمند در عرصه‌های مهمی مانند پژوهش‌های پزشکی و درمان سرطان فعالیت می‌کنند. این تحول، محصول نگاهی است که امام خمینی به جایگاه زن داشت.

همچنین نهادهایی مانند جهاد دانشگاهی نیز در همین چارچوب شکل گرفتند. این مجموعه از مصوبات ستاد انقلاب فرهنگی بود و با حمایت و هدایت امام مسیر خود را آغاز کرد. بنابراین، بسیاری از دستاوردهای علمی، فرهنگی و اجتماعی امروز کشور را باید در امتداد همان مکتب و نگاه تحول‌آفرین امام خمینی تحلیل کرد.

 

همه نهادهای برخاسته از انقلاب اسلامی در قبال تبیین اندیشه امام مسئولیت دارند

همه سیاست‌ها و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی باید در چارچوب مکتب امام و امامین انقلاب تعریف شود

اندیشه رهبر معظم انقلاب امتداد مکتب امام خمینی است و این دو از یکدیگر جدایی ندارند

اگر امروز ضرورت تبیین مکتب امام را بدانیم و باز هم اقدام نکنیم، مسئولیت ما سنگین‌تر خواهد بود

امام هرگز به دنبال تجلیل از نام خود نبود؛ آنچه اهمیت دارد، تبیین اندیشه ایشان است

 

اگر هویت نهادهایی مانند جهاد دانشگاهی به اندیشه و فرمان امام خمینی بازمی‌گردد، طبیعی است که این مجموعه نیز باید در تبیین مکتب امام نقش خود را ایفا کند. البته می‌دانم که در این زمینه فعالیت‌هایی انجام داده و مراکزی نیز برای پژوهش در این حوزه ایجاد کرده است که از این اقدامات قدردانی می‌کنیم، اما ظرفیت این مجموعه بسیار فراتر از آن چیزی است که تاکنون محقق شده است.

همین مسأله درباره دیگر دستگاه‌ها نیز صادق است. امام خمینی نگاه ویژه‌ای به حوزه سلامت داشتند. پیش از انقلاب، ساختار این حوزه در قالب «وزارت بهداری» تعریف می‌شد، اما پس از انقلاب، با نگاه امام، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شکل گرفت. بنابراین، این وزارتخانه نیز وظیفه دارد سهم خود را در تبیین اندیشه امام، به‌ویژه در حوزه سلامت، ادا کند.

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت آموزش‌وپرورش و دیگر دستگاه‌های فرهنگی و آموزشی نیز همین مسئولیت را دارند. امام درباره تعلیم و تربیت، دانشگاه، مدرسه و نظام آموزشی سخنان فراوان و راهبردی دارند. نمی‌توان تصور کرد که تنها مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی مسئول معرفی این اندیشه‌هاست. آن مؤسسه وظیفه خود را دارد، اما همه نهادهای جمهوری اسلامی در این زمینه مسئول‌اند.

البته در رأس همه این مجموعه‌ها، شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز وظیفه‌ای سنگین بر عهده دارد. اعتقاد من این است که همه اسناد، سیاست‌ها و مصوبات شورا باید در چارچوب مکتب امام و امامین انقلاب تعریف و دستگاه‌ها نیز بر همین اساس راهبری شوند. این مسئولیتی است که خود ما نیز باید با جدیت بیشتری آن را دنبال کنیم تا مکتب خمینی ـ خامنه‌ای در ساختارهای اجرایی و فرهنگی کشور بیش از پیش جاری شود.

همان‌گونه که بارها عرض کرده‌ام، اندیشه رهبر معظم انقلاب ادامه اندیشه امام خمینی است و این دو از یکدیگر جدا نیستند. مرحوم علامه حسن‌زاده آملی تعبیر زیبایی داشتند که «قرآن، عرفان و برهان از یکدیگر جدایی ندارند». من نیز معتقدم مکتب خمینی و خامنه‌ای از هم جدا نیست و بهترین تبیین اندیشه امام را می‌توان در بیانات رهبر معظم انقلاب مشاهده کرد.

امیدوارم همه ما دست به دست هم دهیم و حق خود را در قبال این مکتب ادا کنیم. اگر تاکنون کوتاهی، غفلت یا تساهلی داشته‌ایم، باید با صراحت به آن اعتراف کنیم؛ اما اگر امروز به این ضرورت آگاه شده باشیم و باز هم اقدامی نکنیم، مسئولیت ما سنگین‌تر خواهد بود.

البته این سخن به معنای آن نیست که امام خمینی نیازی به تجلیل یا زنده نگه داشتن نام خود دارند. شخصیت امام بسیار فراتر از این مسائل است. هر کس ایشان را از نزدیک می‌شناخت، می‌دید که اگر در حضورشان از ایشان تعریف و تمجید می‌شد، ناراحت می‌شدند و حتی گاه با تندی مانع ادامه آن می‌شدند. آنچه اهمیت دارد، تبیین اندیشه امام است، نه ستایش شخصیت ایشان. همین روحیه را امروز نیز در سیره رهبر معظم انقلاب می‌توان مشاهده کرد.

 

رهبر معظم انقلاب همانند امام خمینی از هرگونه تعریف و تمجید شخصی پرهیز می‌کنند

امام و رهبر معظم انقلاب به ستایش ما نیاز ندارند؛ این ما هستیم که به مکتب آنان نیازمندیم

بزرگ‌ترین دغدغه امام حفظ وحدت ملی بود و هیچ‌گاه تفرقه را برنمی‌تافت

نقد باید خیرخواهانه باشد، نه عاملی برای ناامیدی مردم و سوءاستفاده دشمن

خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی بدون تکیه بر مکتب امامین انقلاب امکان‌پذیر نیست

 

خاطره‌ای را هم در این زمینه عرض کنم. هر زمان توفیق دیدار با رهبر معظم انقلاب را داشتیم، چه در جلسات خصوصی و چه در نشست‌های عمومی، نخستین تذکری که از سوی دفتر معظم‌له به حاضران داده می‌شد این بود که از تعریف و تمجید شخصی از ایشان پرهیز کنند؛ زیرا خود آقا از این مسأله ناراحت می‌شوند. حتی نقل می‌کردند که خود ایشان تأکید کرده‌اند به مهمانان گفته شود وقت جلسه صرف ستایش افراد نشود.

در برخی جلسات روضه خصوصی نیز که توفیق حضور داشتیم همین توصیه تکرار می‌شد؛ اینکه گویی اصلاً آقا در جلسه حضور ندارند و سخنران نباید مجلس را با تعریف و تمجید از ایشان آغاز کند، چراکه اگر چنین فضایی ایجاد می‌شد، معظم‌له حقیقتاً احساس ناراحتی می‌کردند. این همان مکتب امام خمینی(س) است؛ مکتبی که شخصیت‌محوری و ستایش افراد را نمی‌پسندد.

همچنین هرگاه برخی افراد در سخنان خود دست به مقایسه‌های نادرست میان امام خمینی یا رهبر معظم انقلاب با شخصیت‌های معصوم می‌زدند، این موضوع نیز موجب ناراحتی ایشان می‌شد. به باور من، اگر انسان بتواند خود را خدمتگزار مکتب اهل‌بیت(ع) بداند، بزرگ‌ترین افتخار را به دست آورده است و نیازی به این‌گونه مبالغه‌ها نیست.

واقعیت این است که امام خمینی و رهبر معظم انقلاب نیازی به تعریف و تمجید ما ندارند؛ این ما هستیم که به مکتب آنان نیازمندیم. اگر می‌خواهیم عزتمند باشیم، اگر می‌خواهیم حکمت، مصلحت و قدرت تشخیص درست داشته باشیم، باید به این مکتب رجوع کنیم.

یکی از روشن‌ترین شاخصه‌های مکتب امام، پرهیز از تفرقه و تلاش برای حفظ وحدت ملی است. برخی سخنان، هرچند ممکن است با نیت خیر بیان شود، اما در عمل جامعه را دچار دوگانگی، یأس و ناامیدی می‌کند. این شیوه با مکتب امام سازگار نیست. امام از هر عاملی که به اختلاف میان نیروهای انقلاب می‌انجامید به‌شدت ناراحت می‌شدند و در مقابل، از وحدت و انسجام ملی لذت می‌بردند. حتی زمانی که احساس کردند ادامه فعالیت حزب جمهوری اسلامی می‌تواند به اختلافات دامن بزند با انحلال آن موافقت کردند؛ زیرا حفظ وحدت را بر هر مصلحت دیگری مقدم می‌دانستند.

همین نگاه را امروز نیز در سیره رهبر معظم انقلاب می‌توان مشاهده کرد. بنابراین، اگر کسی دم از مکتب امام و امامین انقلاب بزند، اما سخنانش به تفرقه، ناامیدی و آسیب‌زدن به انسجام ملی بینجامد، در حقیقت از این مکتب فاصله گرفته است. نقد جایگاه خود را دارد و نصیحت و خیرخواهی نیز ضروری است، اما نقد نباید به گونه‌ای باشد که خدمات نادیده گرفته شود، مردم مأیوس شوند و دشمن از شکاف‌های داخلی بهره‌برداری کند.

هرچه شناخت ما از اندیشه امام و امامین انقلاب عمیق‌تر شود، رفتار و تصمیم‌های ما نیز به همان اندازه صحیح‌تر خواهد بود. بار دیگر تأکید می‌کنم که امام خمینی و رهبر معظم انقلاب نیازی به زنده نگه داشتن نام خود ندارند؛ آنان به فضل الهی در عالی‌ترین مراتب قرب الهی قرار دارند. این ما و جامعه ما هستیم که برای خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی به این مکتب نیازمندیم؛ همان سه رکن اساسی که رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب بر آن تأکید کرده‌اند و تحقق آن‌ها بدون بهره‌گیری از مکتب امامین انقلاب ممکن نیست.

 

حاج‌آقا، به عنوان آخرین سؤال اگر مایل باشید درباره وضعیت امروز کشور صحبت کنیم. بخشی از پرسش‌های مربوط به جنگ اخیر و شهادت رهبر شهید را در پاسخ‌های قبلی حضرت‌عالی دریافت کردیم، اما اکنون می‌خواهم ارزیابی شما را از شرایط فعلی جامعه بدانم.

پس از جنگ و همچنین تشییع باشکوه قائد شهید، شاهد شکل‌گیری سطح کم‌سابقه‌ای از همبستگی و انسجام ملی بودیم. از سوی دیگر، در برخی مقاطع نیز رفتارها و مواضعی دیده می‌شود که به نظر می‌رسد می‌تواند این فضای همدلی را تحت تأثیر قرار دهد؛ از جمله برخی حواشی و شعارهایی که در مراسم تشییع یا در قبال مسئولانی مانند رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه مطرح شد.

با توجه به مسئولیت حضرت‌عالی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و ارتباط مستمری که با حوزه‌های مختلف فرهنگی، هنری، ورزشی و نیز مسئولان کشور از جمله دکتر پزشکیان، دارید، ارزیابی‌تان از وضعیت کنونی جامعه چیست؟ برای حفظ و تقویت این سرمایه ارزشمند انسجام ملی، چه باید کرد؟

عبدالحسین خسروپناه

از مواضع مسئولانه برخی روشنفکران در حمایت از ایران و نقد رژیم صهیونیستی قدردانی می‌کنم

رشادت رزمندگان را نمی‌توان از مکتب امامین انقلاب جدا کرد

شهید حاج قاسم سلیمانی محصول یک مکتب فکری و تربیتی بود، نه یک پدیده منفرد

روحیه ایثار، مقاومت و شهادت‌طلبی رزمندگان در بستر مکتب امامین انقلاب شکل گرفته است

دیدن بخشی از حقیقت و نادیده گرفتن بخش دیگر، شناخت ما را ناقص می‌کند

 

پیش از پاسخ به پرسش شما، مایلم به نکته‌ای اشاره کنم که به نظر من بسیار مهم است. در این ایام، خوشبختانه شاهد بودیم که برخی از شخصیت‌های جریان روشنفکری و روشنفکری دینی، مواضع ارزشمند و مسئولانه‌ای اتخاذ کردند. آنان با صدور بیانیه‌ها و اظهار نظرهای صریح، از رزمندگان و مدافعان کشور حمایت کردند و در برابر جریان‌های ضدانقلاب که از رژیم صهیونیستی و حامیان آن پشتیبانی می‌کردند، موضع انتقادی گرفتند. این رفتار، اقدامی ارزشمند بود و جا دارد از آنان قدردانی کنیم.

با این حال به اعتقاد من، یک بخش مهم از این واقعیت همچنان مغفول مانده است. بسیاری از این عزیزان از اقتدار نیروهای مسلح، ارتش، سپاه و رشادت رزمندگان تجلیل می‌کنند، اما حاضر نیستند به این واقعیت نیز اشاره کنند که این روحیه، محصول مکتب امامین انقلاب است.

برای مثال، نمی‌توان از شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، شجاعت، ایثار و مردانگی او سخن گفت، اما از مکتبی که چنین شخصیتی را پرورش داده است سخنی به میان نیاورد. هر انسانی در یک بستر فکری و تربیتی رشد می‌کند و حاج قاسم نیز در مکتب امام خمینی و رهبر معظم انقلاب بالیده است. همان‌گونه که نمی‌توان رشادت، ایثار و شهادت‌طلبی رزمندگان را از زمینه فکری و اعتقادی آنان جدا کرد.

به باور من، این روحیه ایثار، شجاعت و مقاومت، زاییده یک مکتب است و اگر آن مکتب دیده نشود، تصویر ارائه‌شده از این واقعیت، کامل نخواهد بود. از همین رو، ضمن قدردانی از همه کسانی که در این روزها با انصاف، بخشی از حقیقت را بیان کردند، معتقدم باید تصویر کامل‌تری از ماجرا ارائه شود.

اگر تنها بخشی از حقیقت دیده شود و بخش دیگر نادیده بماند، شناخت ما ناقص خواهد بود. همان حکایتی که مولوی در داستان فیل نقل می‌کند؛ هر کس تنها بخشی از فیل را لمس می‌کند و بر همان اساس داوری می‌کند، در حالی که حقیقت، در کنار هم دیدن همه اجزاست. به گمان من، درباره تحلیل این حوادث نیز باید همه ابعاد واقعیت را در کنار یکدیگر دید.

 

بدترین آسیب رفتاری در مکتب امامین انقلاب، تفرقه و از بین بردن انسجام ملی است

رهبر معظم انقلاب حتی در اوج اختلاف نظر، هیچ‌گاه مذاکره‌کنندگان را به خیانت متهم نکردند

نقد حق همگان است، اما اتهام‌زنی به مسئولان با اخلاق و انصاف سازگار نیست

اداره کشور در شرایط جنگ و تحریم نیازمند تلاش شبانه‌روزی و همدلی ملی است

در کنار نقد عملکرد مسئولان، باید خدمات آنان در شرایط سخت نیز دیده و قدردانی شود

 

اما درباره پرسش شما، همان‌گونه که پیش‌تر نیز اشاره کردم، به اعتقاد من بدترین آسیب رفتاری در مکتب امامین انقلاب، تفرقه است. این اصل را به‌روشنی می‌توان در بیانیه‌ها، پیام‌ها و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب نیز مشاهده کرد؛ جایی که همواره بر وحدت، انسجام و همدلی ملی تأکید شده است.

طبیعی است که ممکن است یک مسئول تصمیمی بگیرد یا سخنی بگوید که مورد نقد باشد. نقد نه‌تنها مذموم نیست، بلکه ضرورتی برای اداره صحیح کشور است، اما امام خمینی و رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که نقد باید با منطق، انصاف و اخلاق همراه باشد.

برای نمونه در ماجرای برجام، رهبر معظم انقلاب ضمن آنکه اصل مذاکرات را تأیید کردند، نقدهای صریح و روشنی نیز نسبت به روند آن داشتند، اما هیچ‌گاه اعضای تیم مذاکره‌کننده را به خیانت یا بی‌اخلاقی متهم نکردند. حتی در مواردی از تلاش‌های آنان نیز قدردانی کردند. این همان الگوی نقد در مکتب امامین انقلاب است.

بر همین اساس، اگر کسی با عملکرد یک وزیر، یک رئیس‌جمهور یا هر مسئول دیگری نقدی دارد، حق دارد آن را بیان کند، اما نسبت دادن اتهاماتی مانند خیانت یا به‌کار بردن تعابیر غیراخلاقی درباره افرادی که در حال خدمت به کشور هستند با انصاف و اخلاق سازگار نیست.

باید شرایطی را که کشور در آن قرار دارد نیز در نظر گرفت. جمهوری اسلامی سال‌هاست علاوه بر تحریم‌های گسترده، با محدودیت‌های شدید در حوزه حمل‌ونقل، تجارت و مبادلات بین‌المللی روبه‌روست و این فشارها در دوره جنگ و پس از آن نیز ادامه داشته است. با وجود همه این محدودیت‌ها، اداره کشور کار ساده‌ای نیست و مسئولان ناچارند شبانه‌روز برای تأمین نیازهای مردم تلاش کنند.

اگر تجربه جنگ اخیر را هم در نظر بگیریم، خواهیم دید که دولت در شرایط بسیار دشوار، برای جلوگیری از کمبود کالاهای اساسی و حفظ آرامش بازار تلاش گسترده‌ای انجام داد. حتی در مقاطعی که ذخایر برخی انبارها کاهش یافته بود، با تأکید و پیگیری رهبر معظم انقلاب، دولت با سرعت وارد عمل شد و در مدت کوتاهی توانست ذخایر مورد نیاز را تکمیل کند.

به اعتقاد من، در کنار نقدها، باید این تلاش‌ها نیز دیده شود. اگر مسئولی در چنین شرایط سختی برای تأمین نیازهای مردم شبانه‌روز کار کرده است، انصاف اقتضاء می‌کند که در کنار بیان ضعف‌ها، از خدمات او نیز قدردانی شود. این همان رویکردی است که مکتب امامین انقلاب به ما می‌آموزد.

 

در روزهای جنگ، بسیاری از وزرا و مدیران کشور شبانه‌روز برای اداره امور مردم تلاش کردند

نقد منصفانه باید دیده شود، اما نباید به ناامیدی و تفرقه در جامعه بیانجامد

قدردانی از خدمات مسئولان در شرایط بحرانی منافاتی با نقد عملکرد آنان ندارد

نمی‌توان مدعی تبعیت از رهبری بود، اما برخلاف توصیه‌های ایشان به انسجام ملی عمل کرد

دولت و تیم مذاکره‌کننده از نقدهای کارشناسی و دلسوزانه استقبال می‌کنند

 

در همین جنگ اخیر نیز بارها این موضوع را از نزدیک مشاهده کردم؛ زیرا در طول این مدت به وزارتخانه‌های مختلف سر می‌زدم و در جریان فعالیت‌های آنان بودم. واقعاً برخی از وزرا و مدیران ارشد کشور شبانه‌روز مشغول خدمت بودند و زندگی آنان در آن روزها چیزی جز کار برای اداره کشور نبود.

برای نمونه، وزیر جهاد کشاورزی بسیاری از شب‌ها در محل کار خود استراحت می‌کرد تا بتواند بدون وقفه امور مربوط به تأمین کالاهای اساسی را مدیریت کند. خود ایشان، معاونان و مدیران وزارتخانه تا پاسی از شب مشغول کار بودند. وزیر بهداشت نیز شخصاً با خودرو به استان‌های مختلف سفر می‌کرد تا وضعیت خدمات درمانی و بهداشتی را از نزدیک بررسی کند. از تهران تا بیرجند و سپس به استان‌های دیگر مانند اصفهان، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد رفت تا از نزدیک شرایط را رصد کند.

در همان روزها، میلیون‌ها نفر از ساکنان تهران به استان‌های دیگر، به‌ویژه استان‌های شمالی، سفر کرده بودند. طبیعی بود که این جابه‌جایی گسترده، نیازهای جدیدی در حوزه درمان، بهداشت، تأمین دارو و تغذیه ایجاد کند و مدیریت این شرایط، تلاش شبانه‌روزی دستگاه‌های اجرایی را می‌طلبید. آیا انصاف نیست که در کنار نقدها، از این زحمات نیز قدردانی شود؟

من بارها عرض کرده‌ام که باید به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب پس از جنگ نیز توجه کنیم. نمی‌توان مدعی تبعیت از رهبری بود، اما در عمل و در شیوه سخن گفتن و رفتار سیاسی، برخلاف توصیه‌های ایشان حرکت کرد.

باز هم تأکید می‌کنم که هرگز مخالف نقد نیستم؛ بلکه معتقدم نقد منصفانه یکی از عوامل رشد جامعه است. ممکن است درباره برخی تصمیم‌ها، از جمله در حوزه سیاست خارجی یا توافقات، نقدهای کارشناسی و دلسوزانه‌ای وجود داشته باشد و طرح این نقدها نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه مفید نیز هست.

اما نباید این نقدها به گونه‌ای مطرح شود که نتیجه آن ایجاد تفرقه، ناامیدی و دوگانگی در جامعه باشد. مردمی که در آن روزهای سخت با وجود همه مشکلات تا نیمه‌های شب در صحنه حضور داشتند و صبح نیز باید به محل کار خود می‌رفتند، شایسته نیست با سخنان اختلاف‌افکن، امید و انسجامشان آسیب ببیند.

البته باید انصاف را نیز رعایت کرد. همه منتقدان چنین رویکردی نداشتند. بسیاری از افراد، نقدهای عالمانه، دلسوزانه و سازنده‌ای مطرح کردند و طبیعی است که دولت و حتی تیم مذاکره‌کننده نیز از چنین نقدهایی استقبال می‌کنند. حتی در برخی موارد، از صاحب‌نظران منتقد نیز برای همراهی و ارائه مشورت در فرآیند مذاکرات استفاده شده است. این همان فضای گفت‌وگوی سازنده‌ای است که می‌تواند به پیشرفت کشور کمک کند.

 

کشور بیش از سخن، به پذیرش مسئولیت و عمل نیاز دارد

رهبر معظم انقلاب نخستین توصیه را حمایت و یاری دولت جدید قرار دادند

حمایت از دولت هرگز به معنای کنار گذاشتن نقد منصفانه نیست

دکتر پزشکیان از نقد صادقانه و کارشناسی استقبال می‌کند، نه از تأییدهای ظاهری

آنچه برای رئیس‌جمهور اهمیت دارد، حل مسائل مردم با استفاده از همه ظرفیت‌های کشور است

 

رئیس‌جمهور بارها گفته‌اند هر کس احساس می‌کند می‌تواند باری از دوش کشور بردارد، میدان برای او باز است و حتی حاضرند اختیارات لازم را نیز در اختیارش قرار دهند تا مسئولیت را بپذیرد و کار را پیش ببرد. اما گاهی برخی افراد صرفاً به بیان نقد و اظهار نظر بسنده می‌کنند، بی‌آنکه مسئولیتی را بر عهده بگیرند.

سخن گفتن البته لازم است، اما کشور بیش از هر چیز به عمل نیاز دارد. امروز مسائل فراوانی روی زمین مانده که باید برای حل آن‌ها اقدام کرد. این بار سنگین را نه یک یا دو نفر و نه حتی دولت به تنهایی نمی‌تواند به دوش بکشد؛ همه ظرفیت‌های کشور باید برای حل مشکلات به میدان بیایند.

روزی در یکی از اجتماعات، فردی از من پرسید چگونه هم در دولت شهید آیت‌الله رئیسی مسئولیت داشته‌اید و هم امروز با دولت دکتر پزشکیان همکاری می‌کنید؟ از او پرسیدم آیا رهبر معظم انقلاب را قبول دارید؟ گفت: بله، جانمان را فدای ایشان می‌کنیم. گفتم نخستین توصیه رهبر معظم انقلاب به همه ما پس از تشکیل دولت جدید این بود که آقای پزشکیان را یاری کنید، از ایشان حمایت کنید و پشتیبان دولت باشید. وقتی چنین توصیه‌ای وجود دارد، وظیفه ما روشن است.

البته حمایت از دولت به معنای چشم‌پوشی از نقد یا اختلاف‌نظر نیست. در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز بارها درباره برخی موضوعات با مسئولان دولت بحث، نقد و گفت‌وگو داشته‌ایم و این امر کاملاً طبیعی است.

ویژگی دکتر پزشکیان این است که اگر احساس کند کسی برخلاف باور خود صرفاً برای خوشایند او سخنی می‌گوید، این رفتار را نمی‌پسندد؛ اما اگر نقدی صادقانه، کارشناسی و منصفانه مطرح شود، با دقت به آن گوش می‌دهد و هرجا آن را درست بداند، می‌پذیرد.

به نظر من، این روحیه ریشه در انس ایشان با قرآن کریم و نهج‌البلاغه دارد. این ویژگی، رفتاری تصنعی یا نمایشی نیست، بلکه بخشی از شخصیت ایشان است. آنچه بیش از همه برای دکتر پزشکیان اهمیت دارد، این است که مسائل مردم حل شود و هر کس بتواند در این مسیر کمکی کند، از حضور و همراهی او استقبال می‌کند.

 

دکتر پزشکیان با بغض می‌گفت خدا پس از فقدان همسرم، این بار مرا با خدمت به مردم آزموده است

اگر نقدی هم داریم، باید یار مسئولان در حل مشکلات کشور باشد، نه باری بر دوش آنان

خدمت به مردم برای دکتر پزشکیان یک مسئولیت اداری نیست، یک آزمون الهی است

امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به نقد دلسوزانه و همراهی برای حل مسائل نیاز دارد

 

اجازه بدهید نکته‌ای را هم در پایان عرض کنم. یک‌بار در گفت‌وگویی تلفنی، دکتر پزشکیان درد دلی با من داشت که برای خود من بسیار تأثیرگذار بود. ایشان گفت: «من همسرم را بسیار دوست داشتم؛ خداوند او را از من گرفت و مرا در یک آزمون قرار داد. امروز هم مردمم را دوست دارم و می‌خواهم به آنان خدمت کنم، اما از روزی که مسئولیت را پذیرفته‌ام، کشور با جنگ، بحران و مشکلات پی‌درپی مواجه شده و آن‌گونه که دوست دارم، امکان خدمت برایم فراهم نیست. احساس می‌کنم خداوند این بار مرا در آزمونی سخت‌تر قرار داده است.»

این سخنان را با حالتی آمیخته به بغض بیان می‌کرد.

به اعتقاد من، در برابر چنین انسانی، وظیفه ما این است که یار او باشیم، نه باری بر دوش او. اگر هم نقدی داریم، نقدمان باید کمک‌کننده، دلسوزانه و در مسیر حل مسائل کشور باشد. به خدا قسم، چنین رویکردی همان چیزی است که امام خمینی و رهبر معظم انقلاب از ما می‌خواهند و موجب خشنودی آنان خواهد بود.

 

تخریب و اتهام‌زنی به مسئولانی که سال‌ها برای کشور خدمت کرده‌اند، با انصاف سازگار نیست

امروز رؤسای سه قوه با همدلی و روحیه برادرانه مسائل کشور را پیش می‌برند

سرمایه امروز کشور، همکاری و هم‌افزایی میان قوای سه‌گانه است

اگر رؤسای سه قوه به جای «ما» بر «من» تأکید می‌کردند، کشور با مشکلات بیشتری روبه‌رو می‌شد

وظیفه همه ما حمایت از انسجام و همدلی میان مسئولان برای حل مسائل کشور است

 

متأسفانه گاهی مشاهده می‌کنیم که برخی افراد حتی نسبت به شخصیت‌هایی مانند دکتر محمدباقر قالیباف نیز با ادبیاتی همراه با توهین و اتهام سخن می‌گویند. به اعتقاد من، این نوع برخوردها با انصاف سازگار نیست. دکتر قالیباف از جوانی در میدان‌های سخت دفاع از کشور حضور داشته، سال‌ها مسئولیت‌های مهم نظامی بر عهده داشته و در مقاطع مختلف نیز منشأ خدمات متعددی بوده است.

در طول سال‌های مسئولیت، چه در نیروهای مسلح، چه در مدیریت شهری تهران و چه در مجلس شورای اسلامی، اقدامات و خدماتی انجام شده که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. ممکن است درباره عملکرد هر مسئولی نقدهایی وجود داشته باشد، اما نقد با تخریب، توهین و نسبت‌های ناروا تفاوت دارد.

آنچه امروز از نزدیک در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی مشاهده می‌کنم، این است که رؤسای سه قوه با روحیه‌ای برادرانه، همدل و هم‌افزا برای حل مسائل کشور تلاش می‌کنند. آقای محسنی اژه‌ای، دکتر قالیباف و دکتر پزشکیان، با وجود تفاوت دیدگاه‌ها، مسائل کشور را با همکاری و همفکری دنبال می‌کنند.

آیا این همدلی، مایه خوشحالی و شکرگزاری نیست؟ تصور کنید اگر هر یک از این سه قوه صرفاً بر «من» تأکید می‌کردند و به جای همکاری، مسیر تقابل را در پیش می‌گرفتند، اداره کشور با چه مشکلاتی مواجه می‌شد.

امروز، خوشبختانه، آنچه از زبان هر سه مسئول شنیده می‌شود، «ما» است، نه «من». این روحیه همکاری و همدلی سرمایه‌ای ارزشمند برای کشور است و به اعتقاد من، وظیفه همه ما حمایت از این انسجام و تقویت آن است.

 

هشت سال حضور در جبهه به من آموخت که حفظ وحدت، مهم‌تر از هر اختلاف سلیقه‌ای است

از مکتب امامین انقلاب آموخته‌ام هر سخنی که مردم را ناامید کند، خلاف مسیر انقلاب است

رهبر معظم انقلاب با اخلاق و شاگردپروری، نیروها را برای خدمت به کشور پرورش می‌دهند

دلسوزی برای کشور باید با زبان اخلاق، ادب و امیدآفرینی همراه باشد

بسیاری از منتقدان نیت خیر دارند، اما دلسوزی نیز زبان و شیوه درست خود را می‌طلبد

 

البته بنده خود را در جایگاهی نمی‌بینم که بخواهم برای دیگران نسخه بپیچم، اما به عنوان یک طلبه، وظیفه خود می‌دانم تجربه‌ای را که در این سال‌ها اندوخته‌ام بیان کنم. خدا را شکر می‌کنم که هشت سال دفاع مقدس را در جبهه حضور داشتم. عمده مسئولیت من در آن دوران، فعالیت‌های نظامی و حضور در عملیات‌ها به عنوان دیده‌بان بود. از سال ۱۳۶۲ نیز لباس طلبگی بر تن کردم، اما در همان دوران نیز مأموریت اصلی‌ام حضور در میدان دفاع بود.

امروز هم اگر کشور به حضور در میدان نیاز داشته باشد، خود را آماده می‌دانم. نه از جنگ هراسی دارم و نه از مرگ؛ زیرا این مسیر را از آغاز با همین باور انتخاب کرده‌ام.

تلاش من در همه این سال‌ها این بوده است که اندیشه‌های امام خمینی و رهبر معظم انقلاب را تبیین و بازنشر کنم. خداوند را شاکرم که تا واپسین روزهای حیات امام، از محبت و لطف ایشان نسبت به این طلبه کوچک بهره‌مند بودم و پس از آن نیز در دوران رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شهید، هرگاه پیشنهاد یا گزارش محرمانه‌ای خدمت ایشان ارائه می‌کردم، با دقت آن را مطالعه می‌کردند، حمایت و پشتیبانی لازم را به عمل می‌آوردند و در صورت لزوم دستورهای مقتضی صادر می‌شد.

البته من هرگز خود را شایسته این میزان از اعتماد و حمایت نمی‌دانم. آنچه از این رفتار آموختم، اخلاق و شیوه شاگردپروری رهبر معظم انقلاب بود؛ رویکردی که هدف آن ساختن نیروها و میدان دادن به آنان برای خدمت بود.

بر همین اساس، از مکتب امامین انقلاب چنین فهمیده‌ام که هر ادبیاتی که موجب ناامیدی مردم، شکستن وحدت و ایجاد تفرقه شود، با این مکتب سازگار نیست. چنین رفتاری، آگاهانه یا ناآگاهانه، در زمینی صورت می‌گیرد که دشمن از آن بهره می‌برد. البته معتقدم بسیاری از کسانی که چنین سخنانی بر زبان می‌آورند، قصد سوء ندارند و از سر غفلت یا دلسوزی نادرست چنین مواضعی اتخاذ می‌کنند. امیدوارم با تأمل بیشتر، این مسیر اصلاح شود.

من بسیاری از این عزیزان را انسان‌هایی خدوم، دلسوز و زحمتکش می‌دانم، اما به‌کار بردن تعابیری مانند «کودتا» و عناوین مشابه، کمکی به حل مسائل کشور نمی‌کند و تنها به منافع ملی آسیب می‌زند.

می‌دانم که با بیان این سخنان، ممکن است برخی دوستان نیز از من گله‌مند شوند و حتی برایم پیام بفرستند که مخاطب این سخنان بوده‌اند. اما حقیقتاً قصد من سرزنش هیچ‌کس نیست. حتی دست بسیاری از همین عزیزان را به احترام می‌بوسم و می‌دانم که نیت خیر دارند. سخن من این است که دلسوزی، زبان دلسوزانه می‌خواهد؛ زبانی آمیخته با اخلاق، ادب و انصاف؛ زبانی که امید بیافریند، مردم را آرام کند و به تقویت وحدت و انسجام ملی بینجامد.

 

نسبت دادن تصمیم‌های رهبر معظم انقلاب به فشار دیگران، تحریف جایگاه ولایت فقیه است

رهبر معظم انقلاب تصمیم‌های خود را بر اساس مصلحت اسلام و مسلمین اتخاذ می‌کنند

نقد باید از مسیرهای مسئولانه دنبال شود، نه با سخنانی که آرامش جامعه را بر هم بزند

باید میان منتقدان دلسوز و جریان‌های نفوذی که بر اختلافات دامن می‌زنند، تفاوت قائل شد

پرکاربردترین واژه در بیانات امام خمینی و رهبر معظم انقلاب، «مردم» است و این جهت‌گیری مکتب آنان را نشان می‌دهد

 

نکته دیگری که به نظر من باید با دقت به آن توجه شود، برخی تحلیل‌هایی است که درباره تصمیمات رهبر معظم انقلاب مطرح می‌شود. گاهی گفته می‌شود که این یا آن تصمیم بر رهبر انقلاب تحمیل شده یا ایشان تحت فشار ناچار به پذیرش آن شده‌اند. به اعتقاد من، این سخنان، پیش از هر چیز، نوعی بی‌انصافی و حتی اهانت به جایگاه رهبری است.

رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فقیهی عالم، حکیم و مقتدر هستند. فرماندهی کل نیروهای مسلح بر عهده ایشان است و مردم نیز با اعتماد و اعتقاد از رهبری تبعیت می‌کنند. بنابراین، ارائه تصویری که گویی ایشان تحت فشار دیگران تصمیم می‌گیرند، با واقعیت جایگاه ولایت فقیه و شخصیت رهبر معظم انقلاب سازگار نیست.

البته تصمیم‌های رهبری همواره بر پایه مصلحت اسلام و مسلمین اتخاذ می‌شود. امام خمینی نیز در آثار و بیانات خود بارها به جایگاه «مصلحت» در اداره جامعه اسلامی پرداخته‌اند. بنده نیز سال‌هاست در این حوزه مطالعه و تدریس دارم و حتی کتابی با عنوان گفتمان مصلحت در همین زمینه تألیف کرده‌ام. اکنون نیز در درس خارج فقه، پس از ازسرگیری کلاس‌ها، مباحث جهاد و به‌ویژه رساله «امان» را با مراجعه به کتاب جواهرالکلام و آرای امام خمینی و رهبر شهید انقلاب تدریس می‌کنم. در همه این مباحث، ملاک اصلی، مصلحت اسلام و مسلمین است.

رهبر معظم انقلاب، با اشراف کامل به مکتب امامین انقلاب، تشخیص می‌دهند که در هر مقطع، مصلحت اسلام و مسلمین در چیست و بر همان اساس تصمیم می‌گیرند. اگر در موضوعی اعلام کردند که اجازه داده‌اند، این تصمیم بر مبنای تشخیص خود ایشان از مصلحت بوده است، نه بر اثر فشار یا اجبار دیگران.

ممکن است هر یک از ما نسبت به برخی بندها یا تصمیم‌ها نقدهایی داشته باشیم. شخصاً نیز ممکن است در مواردی نقد کارشناسی داشته باشم، اما تشخیص نمی‌دهم که این نقدها را در فضای عمومی و رسانه‌ای مطرح کنم، زیرا ممکن است موجب نگرانی مردم یا خدشه به انسجام ملی شود. اگر نقدی وجود داشته باشد، می‌توان آن را به‌صورت مکتوب و از مجاری مسئولانه در اختیار مسئولان ذی‌ربط قرار داد تا مورد بررسی قرار گیرد.

از منظر مکتب امامین انقلاب، رسانه‌ای کردن نقدهایی که به ناامیدی مردم و تضعیف وحدت ملی بینجامد، روش درستی نیست. البته تأکید می‌کنم که بسیاری از دوستانی که چنین سخنانی را مطرح می‌کنند، خود را متعلق به مکتب امام و انقلاب می‌دانند و از سر دغدغه سخن می‌گویند، اما در کنار آنان، جریان‌هایی نیز وجود دارند که رسانه‌های معاند و عناصر نفوذی، آگاهانه بر این اختلافات دامن می‌زنند. به همین دلیل باید میان منتقدان دلسوز و عوامل نفوذی تفاوت قائل شد.

امیدوارم همه ما در ذیل مکتب امام خمینی و رهبر معظم انقلاب زندگی کنیم، نفس بکشیم و خدمتگزار مردم باشیم. نکته جالبی که در یکی از پژوهش‌های واژگانی درباره بیانات امام خمینی و رهبر معظم انقلاب به دست آمده این است که پرکاربردترین واژه در سخنان هر دو بزرگوار، «مردم» است. این نشان می‌دهد که محور اندیشه و دغدغه آنان، خدمت به مردم بوده است. امیدوارم ما نیز بتوانیم در همین مسیر حرکت کنیم و در برابر امامین انقلاب، روسفید باشیم.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.