شش ماه پس از آغاز تقابل نظامی آمریکا و ایران، پرسش اصلی دیگر فقط نتیجه میدان نبرد نیست، بلکه پیامدهای راهبردی تصمیم واشنگتن برای آینده برنامه هسته‌ای تهران است. «RealClearWorld» در تحلیلی استدلال می‌کند که حملات نظامی نه‌تنها نتوانسته ایران را از مسیر هسته‌ای دور کند، بلکه با تضعیف سازوکارهای نظارتی و تشدید احساس تهدید، ممکن است انگیزه تهران برای دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای را افزایش داده باشد؛ تجربه عراق، لیبی و کره شمالی نیز در این محاسبه جایگاه مهمی دارد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «RealClearWorld» در تحلیلی به پیامدهای حملات نظامی آمریکا علیه ایران و تأثیر آن بر محاسبات هسته‌ای تهران پرداخت و نوشت: ورود تقابل نظامی با جمهوری اسلامی به ششمین ماه خود، پرده از تناقضات بنیادین تصمیمی برداشته که واشنگتن را بدون وجود تهدیدی فوری علیه امنیت ملی آمریکا وارد باتلاقی منطقه‌ای کرد. در حالی که کانون توجهات جهانی بر بازگشایی تنگه هرمز و جریان یک‌پنجم نفت و گاز جهان متمرکز شده، جهش بهای انرژی و کالاهای اساسی در ایالات متحده و سراسر جهان بحرانی عمیق آفریده است. این انسداد راهبردی در شرایطی رخ داد که پیش از حملات نظامی، آبراه باز بود و تهران انگیزه‌ای برای مسدودسازی آن به دلیل پیامدهای منفی بر اقتصاد خود نداشت.

تهدیدات مکرر کاخ سفید به نابودی و محو کامل یک تمدن، انگیزه ساختار حاکمیتی ایران را برای تاب‌آوری در برابر فشارها تقویت کرد؛ اقدامی که پیش‌بینی‌پذیر بود و افزون بر بستن شریان هرمز، جسارت انصارالله یمن را برای ناامن‌سازی دریای سرخ و اختلال در ۱۵ درصد از تجارت دریایی جهان به همراه داشت.

 

معمای اورانیوم گمشده

تخریب اهرم‌های نظارتی و آغاز تهاجم نظامی، هدف بازدارندگی هسته‌ای واشنگتن را با شکست محاسباتی کامل مواجه ساخته است. خروج اولیه از برجام، محدودیت‌های غنی‌سازی، ذخایر اورانیوم و دسترسی‌های بی‌سابقه بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را از میان برد و فرصتی یک‌دهه‌ای در اختیار توسعه توان هسته‌ای تهران گذاشت.

عملیات «چکش نیمه‌شب» در ژوئن ۲۰۲۵ و تهاجم «خشم حماسی» در فوریه ۲۰۲۶ نتوانستند توقف برنامه هسته‌ای را تضمین کنند؛ به‌ویژه آنکه سرنوشت ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی که پیش‌تر در فردو و اصفهان نگهداری می‌شد، در هاله‌ای از ابهام فرورفته است. گزارش‌های آژانس از ناپدید شدن این ذخایر حکایت دارد و انتقال آن به تأسیسات زیرزمینی فوق‌العاده عمیق کوه کلنگ، توان بالقوه تولید تا ۱۰ کلاهک اتمی را در صورت غنی‌سازی تا سطح تسلیحاتی حفظ کرده است.

 

ضرورت چرخش استراتژیک

اقدام نظامی ناپخته، انگیزه تهران را برای دستیابی به سلاح هسته‌ای به‌عنوان تنها ابزار بازدارنده در برابر تغییر حکومت به اوج رسانده است. مشاهده سرنوشت عراق و لیبی فاقد سلاح اتمی در قیاس با مصونیت کره شمالی دارای ۵۰ تا ۹۰ کلاهک هسته‌ای، ارزش حیاتی بازدارندگی نهایی را برای رهبران ایران اثبات کرد.

از آنجا که دو هدف اعلامی، یعنی «براندازی ساختار سیاسی» و «ممانعت قطعی از هسته‌ای شدن»، دست‌نیافتنی می‌نمایند، پایان بخشیدن به عملیات نظامی و پذیرش عدم تهدید موجودیتی از سوی تهران ضرورتی گریزناپذیر است. نبود نیروی زمینی در میدان، امکان توقف فوری مخاصمات را فراهم می‌آورد تا واشنگتن همانند دوران جنگ سرد و فروپاشی شوروی، راهبرد مهار چندجانبه و تعامل دیپلماتیک با همراهی متحدان اروپایی و منطقه‌ای را جایگزین تداوم بی‌حاصل بحران سازد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.