فرید زکریا در تحلیلی برای واشنگتن‌پست نوشت جنگ ایران، بدون آنکه چین هزینه نظامی مستقیمی بپردازد، به تقویت نفوذ دیپلماتیک و فناوری پکن، کاهش وابستگی کشورهای منطقه به آمریکا و تضعیف تدریجی جایگاه دلار کمک کرده است؛ در مقابل، واشنگتن با صرف ده‌ها میلیارد دلار و فرسایش توان نظامی و اعتبار خود، به بخش عمده اهداف اعلام‌شده‌اش دست نیافته است.

به گزارش سرویس بین الملل جماران، فرید زکریا، ستون‌نویس واشنگتن‌پست، معتقد است بزرگ‌ترین برنده جنگ ایران، چین است. پکن بدون شلیک حتی یک گلوله، صرف هزینه‌های سنگین یا پذیرش تعهدات نظامی تازه، توانسته به سه هدف دیرینه خود نزدیک‌تر شود: کاهش وابستگی خاورمیانه به آمریکا، افزایش وابستگی جهان به فناوری‌های راهبردی چین و تقویت اعتبار خود به‌عنوان قدرتی باثبات و قابل‌اعتماد.

به نوشته زکریا، عملکرد آشفته واشنگتن در جنگ، برخی متحدان خلیج فارس را به بازنگری در روابط امنیتی خود واداشته است. امارات همچنان به اسرائیل و آمریکا نزدیک‌تر می‌شود، اما مجموعه بزرگ‌تری به رهبری عربستان و با حضور قطر، عمان و احتمالاً عراق و ترکیه، ممکن است به‌دنبال ایجاد توازن میان ادامه روابط با آمریکا، گفت‌وگو با ایران و گسترش مناسبات با چین باشد. چین قصد ندارد جای آمریکا را به‌عنوان تضمین‌کننده نظامی منطقه بگیرد؛ هدفش این است که کشورهای منطقه گزینه‌های بیشتری داشته باشند و در نتیجه نفوذ واشنگتن کاهش یابد.

 

images

 

این روند پیش‌تر نیز آغاز شده بود. چین در سال ۲۰۲۳ میان ایران و عربستان برای احیای روابط دیپلماتیک میانجیگری کرد. ریاض نیز از پیوستن به برخی طرح‌های آمریکایی در حوزه تراشه و مراکز داده خودداری کرده، موشک و پهپاد چینی خریده، با نیروی دریایی چین رزمایش برگزار کرده و تولید داخلی پهپادهای رزمی «وینگ‌لونگ» را بررسی کرده است. کشورهای خلیج فارس در فاصله ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد صادرات دفاعی چین به خاورمیانه را به خود اختصاص داده‌اند.

مهم‌ترین پیروزی چین، به باور زکریا، در حوزه ژئواکونومیک بوده است. با وجود وابستگی چین به واردات حدود ۷۰ درصد نفت مصرفی خود، این کشور سال‌ها برای چنین بحرانی آماده شده بود: منابع تأمین نفت را متنوع کرد، بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان را ساخت، مصرف زغال‌سنگ را ادامه داد، انرژی هسته‌ای را توسعه داد و اقتصاد خود را به‌طور گسترده برقی کرد. در نتیجه، چین در جریان جنگ توانست واردات نفت خود را روزانه حدود چهار میلیون بشکه کاهش دهد.

بحران انرژی همچنین به تبلیغی بزرگ برای صنایع چین تبدیل شده است. دولت‌ها برای کاهش وابستگی به نفت، به‌دنبال توسعه انرژی خورشیدی، باتری، توربین بادی، خودروهای برقی و شبکه‌های برق هستند؛ حوزه‌هایی که چین بر آنها تسلط دارد. این کشور حدود ۹۱ درصد ظرفیت تولید پنل‌های خورشیدی و ۸۹ درصد ظرفیت تولید باتری‌های لیتیوم‌یونی جهان را در اختیار دارد. بنابراین هرچه ناامنی انرژی طولانی‌تر شود، تقاضا برای فناوری‌های چینی افزایش خواهد یافت.

جنگ همچنین به هدف دیگر پکن، یعنی کاهش سلطه دلار، کمک کرده است. بنا بر گزارش‌ها، ایران به برخی نفتکش‌ها اجازه عبور از تنگه هرمز داده، مشروط بر اینکه معاملات با یوان چین یا ارزهای دیجیتال تسویه شوند. زکریا می‌گوید این تغییر تدریجی است، اما جهت حرکت آشکارا به‌سوی کاهش وابستگی تجارت جهانی به دلار است.

در مقابل، دولت ترامپ با اهداف بزرگی چون تغییر حکومت ایران، نابودی برنامه هسته‌ای، از بین بردن توان موشکی و پایان دادن به حمایت تهران از نیروهای نیابتی وارد جنگ شد، اما به‌گفته زکریا به هیچ‌یک از این اهداف به‌طور پایدار نرسیده است. آمریکا ده‌ها میلیارد دلار هزینه کرده، بخشی از مهمات خود را مصرف کرده، تجهیزات نظامی را از آسیا منحرف ساخته، متحدانش را نگران کرده و اکنون تنها می‌کوشد تنگه هرمز را باز کند؛ تنگه‌ای که پیش از آغاز جنگ باز بود.

جمع‌بندی زکریا این است که در ۲۵ سال گذشته، آمریکا توان خود را در سه ماجراجویی بزرگ نظامی در خاورمیانه فرسوده کرده، در حالی که چین قدرت صنعتی، فناوری و روابط دیپلماتیک خود را افزایش داده است: «واشنگتن اقدام می‌کند؛ پکن منتظر می‌ماند.» چین نیز از افزایش قیمت انرژی، اختلال زنجیره تأمین و کاهش تقاضای جهانی آسیب دیده، اما در مقایسه با لطمه‌ای که به اهداف، اتحادها و اعتبار آمریکا وارد شده، برنده این جنگ بوده است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.