جنگ چهلروزه اخیر نشان داد که جنگهای مدرن، بهویژه در برابر حملات انبوه موشکی و پهپادی، با سرعتی بسیار بالا ذخایر تسلیحاتی را مصرف میکنند. مهماتی که طی سالها و حتی دههها انبار شده بود، در مدت کوتاهی مصرف شد و اکنون برخی پایتختهای عربی با مسئلهای جدی روبهرو هستند: چگونه میتوان زرادخانههای نیمهخالی را در کوتاهترین زمان ممکن دوباره پر کرد؟
به گزارش سرویس بین الملل جماران، مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک در تحلیلی به یکی از مهمترین چالشهای کشورهای خلیج فارس پس از درگیریهای اخیر با ایران پرداخته است: بحران کاهش ذخایر تسلیحاتی و دشواری تسلیح مجدد در دوران پساجنگ.
بر اساس این تحلیل، جنگ چهلروزه اخیر نشان داد که جنگهای مدرن، بهویژه در برابر حملات انبوه موشکی و پهپادی، با سرعتی بسیار بالا ذخایر تسلیحاتی را مصرف میکنند. مهماتی که طی سالها و حتی دههها انبار شده بود، در مدت کوتاهی مصرف شد و اکنون برخی پایتختهای عربی با مسئلهای جدی روبهرو هستند: چگونه میتوان زرادخانههای نیمهخالی را در کوتاهترین زمان ممکن دوباره پر کرد؟
مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک تأکید میکند که چالش اصلی کشورهای خلیج فارس فقط تأمین بودجه نیست؛ بلکه مسئله مهمتر، دسترسی به خطوط تولید جهانی است. کارخانههای بزرگ تسلیحاتی در آمریکا و اروپا، زیر فشار تقاضای گسترده جهانی قرار دارند و نمیتوانند در بازهای کوتاه، حجم بالای مهمات مصرفشده را جایگزین کنند.
یکی از مهمترین بخشهای این بحران، مربوط به موشکهای رهگیر پدافندی است. در جریان حملات گسترده موشکی و پهپادی، سامانههایی مانند پاتریوت و تاد حجم قابل توجهی از رهگیرها را شلیک کردند؛ اما جایگزینی این مهمات، بهویژه از سوی شرکتهایی مانند لاکهید مارتین و ریتیون، فرآیندی زمانبر و پیچیده است.
این وضعیت نشان داد که وابستگی کامل به تأمینکنندگان خارجی، در شرایط پساجنگ میتواند به یک ضعف امنیتی تبدیل شود. حتی کشورهایی که توان مالی بالایی دارند، در عمل ناچارند در صف تولید کارخانههای غربی بمانند؛ مسئلهای که توان بازدارندگی فوری آنها را در برابر موجهای بعدی تهدید کاهش میدهد.
این تحلیل همچنین بر ضرورت گذار کشورهای خلیج فارس از مدل «خرید آماده تسلیحات» به سمت «تولید حاکمیتی» تأکید دارد. جنگ اخیر باعث شده پروژههایی مانند SAMI در عربستان و EDGE در امارات، از سطح برنامههای صنعتی و تبلیغاتی فراتر رفته و به بخشی از نیاز فوری امنیت ملی تبدیل شوند.
به باور مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک، رقابت تسلیحاتی جدید در خلیج فارس دیگر صرفاً بر سر خرید جنگندههای پیشرفته یا سامانههای گرانقیمت نیست؛ بلکه به سمت بومیسازی تولید مهمات هوشمند، پهپادها، موشکهای کوتاهبرد، سامانههای پدافند نقطهای و زنجیره تأمین داخلی حرکت کرده است.
از این منظر، مفهوم استقلال نظامی در خلیج فارس در حال تغییر است. امروز داشتن قراردادهای بزرگ خرید سلاح کافی نیست؛ بلکه کشورها باید توان تولید، تعمیر، ذخیرهسازی و جایگزینی سریع تجهیزات را در داخل یا در قالب زنجیرههای منطقهای قابل اعتماد داشته باشند.
مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک در جمعبندی خود هشدار میدهد که کشورهای خلیج فارس با یک تنگنای همزمان مالی و لجستیکی روبهرو هستند. از یک سو، هزینه تسلیح مجدد بسیار سنگین است و از سوی دیگر، پروژههای توسعهای بزرگ مانند نئوم و طرحهای اقتصادی مشابه نیز به منابع مالی گسترده نیاز دارند.
در چنین شرایطی، اگر کشورهای خلیج فارس نتوانند سازوکاری مشترک برای خرید، تولید، ذخیرهسازی و پشتیبانی لجستیکی ایجاد کنند، ممکن است در رقابت تسلیحاتی پساجنگ از سرعت تحولات عقب بمانند. جنگ اخیر نشان داد که امنیت پایدار، بیش از تعداد جنگندهها و تانکها، به پایداری زنجیره تأمین و توان جایگزینی سریع مهمات وابسته است.
پیام اصلی این تحلیل آن است که در جهان پساجنگ، زرادخانه واقعی فقط در انبارهای پر از سلاح خلاصه نمیشود؛ بلکه در کارخانههایی معنا پیدا میکند که بتوانند در زمان بحران، نیازهای دفاعی کشور را بدون انتظار طولانی از آنسوی اقیانوسها تأمین کنند.