فارنافرز تأکید میکند که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، که سالها بهعنوان سپر امنیتی کشورهای عربی معرفی میشد، اکنون خود به یکی از عوامل تشدید تنش و جذب حملات ایران تبدیل شده است. به بیان دیگر، پایگاههایی که قرار بود امنیت تولید کنند، در شرایط جنگی میتوانند به نقاط آسیبپذیر و هدفهای مستقیم تبدیل شوند.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، نشریه فارنافرز در تحلیلی با عنوان «نظم جدید در خلیج فارس» به یکی از مهمترین پیامدهای جنگ ایران پرداخته و نوشته است که مدل سنتی امنیت در منطقه، یعنی تکیه بر حضور نظامی آمریکا و خرید حمایت خارجی، دیگر پاسخگوی واقعیتهای جدید نیست.
این تحلیل تأکید میکند که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، که سالها بهعنوان سپر امنیتی کشورهای عربی معرفی میشد، اکنون خود به یکی از عوامل تشدید تنش و جذب حملات ایران تبدیل شده است. به بیان دیگر، پایگاههایی که قرار بود امنیت تولید کنند، در شرایط جنگی میتوانند به نقاط آسیبپذیر و هدفهای مستقیم تبدیل شوند.
فارنافرز معتقد است جنگ ۲۰۲۶ نشان داد که کشورهای منطقه نمیتوانند امنیت خود را برای همیشه به واشینگتن واگذار کنند. تجربههایی مانند حمله به تأسیسات نفتی بقیق در سال ۲۰۱۹، بحرانهای مکرر در یمن، و تنشهای اخیر در منطقه نشان داده که قدرتهای خارجی در لحظات حساس، بیش از هر چیز منافع خود را در اولویت قرار میدهند.
بر اساس این گزارش، پادشاهیهای خلیج فارس باید از منطق «خرید امنیت» عبور کرده و به سمت ساخت توانمندیهای واقعی دفاعی، بهویژه در حوزه پدافند هوایی، مقابله با پهپادها، امنیت دریایی، هشدار زودهنگام و حفاظت از زیرساختهای حیاتی حرکت کنند. امنیت پایدار، نه با قراردادهای پرهزینه تسلیحاتی، بلکه با توان بومی، هماهنگی منطقهای و دیپلماسی مقتدرانه ساخته میشود.
پیشنهاد محوری این تحلیل، شکلگیری یک توافق بزرگ منطقهای است؛ توافقی که در آن خروج تدریجی نیروهای آمریکا از پایگاههایی مانند العدید و الظفره میتواند در برابر امتیازات جدی، قابل راستیآزمایی و مرحلهبندیشده از سوی ایران قرار گیرد. این امتیازات میتواند شامل محدودیت در برنامههای هستهای و موشکی، کاهش حمایت از گروههای نیابتی و امضای پیمان عدم تعرض باشد.
فارنافرز در عین حال تأکید میکند که راهحل پایدار، نه در تغییر حکومت و جنگ دائمی، بلکه در ترکیبی از بازدارندگی، دیپلماسی و مشوقهای بزرگ اقتصادی نهفته است. از نگاه این تحلیل، ایران در صورتی که تهدید وجودی ناشی از حضور نظامی آمریکا را کاهشیافته ببیند و در مقابل، رفع تحریمهای کلان و بازگشت به اقتصاد جهانی را روی میز داشته باشد، میتواند انگیزه بیشتری برای پذیرش محدودیتهای امنیتی و تسلیحاتی پیدا کند.
خلیج فارس پس از جنگ ۲۰۲۶، بیش از هر زمان دیگری به بلوغ امنیتی مستقل نیاز دارد. همکاری در حوزه امنیت دریایی، تبادل دادههای هشدار زودهنگام، پاکسازی مینهای دریایی و ایجاد سازوکارهای منطقهای برای مدیریت بحران، اقداماتی هستند که حتی بدون اتحاد سیاسی کامل نیز میتوانند آغاز شوند.
جمعبندی فارنافرز این است که خروج آمریکا از خلیج فارس، دیر یا زود رخ خواهد داد؛ اما پرسش اصلی این است که آیا کشورهای منطقه خود قواعد این گذار را طراحی میکنند یا اجازه میدهند بحرانها آن را به آنها تحمیل کنند. امنیت واقعی خلیج فارس از راه دور ساخته نمیشود؛ بلکه از مسیر گفتوگوی مستقیم پایتختهای منطقه، توان دفاعی بومی و پایان وابستگی مزمن به قدرتهای خارجی شکل میگیرد.