همگرایی ملی، نه یک شعار مقطعی برای روزهای بحران، بلکه ضرورتی برای حفظ آینده کشور است. میتوان با یکدیگر اختلاف داشت، اما دشمن یکدیگر نبود؛ میتوان منتقد بود، اما در برابر رنج مردم بیتفاوت نماند؛ و میتوان دیدگاههای متفاوت داشت، اما در دفاع از ایران و حفظ جان و امنیت ایرانیان، در کنار یکدیگر ایستاد.
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
در شرایط جنگ، جامعه بیش از هر زمان دیگری به همگرایی، همدلی و انسجام نیاز دارد. جنگ، فارغ از اینکه از چه زاویهای به آن نگاه کنیم، واقعیتی است که امنیت، جان و آینده مردمان را تحت تأثیر قرار میدهد و از همین رو، در چنین مقطعی بیش از هر چیز باید به نقاط مشترک و منافع ملی اندیشید.
همگرایی ملی البته به معنای یکسان شدن دیدگاهها و از میان رفتن اختلافنظرهای سیاسی و اجتماعی نیست. جامعه ایران متکثر است و شهروندان آن ممکن است درباره بسیاری از مسائل، از سیاست و اقتصاد گرفته تا شیوه اداره کشور، دیدگاههای متفاوتی داشته باشند. این تفاوتها بخشی از واقعیت جامعه است و نمیتوان و نباید آن را انکار کرد. اما در شرایط بحرانی، آنچه اهمیت دارد این است که بیش از اینکه هست، اختلافات به دشمنی و شکاف اجتماعی تبدیل نشود و همه گروهها بتوانند بر سر اصولی بنیادین همچون حفظ تمامیت ارضی ایران، حراست از امنیت جان و مال و روان مردم و کاهش رنج و آسیب شهروندان به تفاهم برسند.
در چنین شرایطی، سخنان و دعوت چهرههای ملی و اجتماعی به حضور و همبستگی میتواند اهمیت ویژهای پیدا کند. فارغ از هرگونه ارزیابی سیاسی، این رویکرد را میتوان در چارچوب ضرورت تقویت سرمایه اجتماعی و جلوگیری از انفعال و پراکندگی جامعه در روزهای سخت مورد توجه قرار داد. جامعهای که مردم آن احساس کنند در کنار یکدیگر ایستادهاند، از ظرفیت بیشتری برای مقاومت در برابر بحران و عبور از پیامدهای آن برخوردار است.
امروز ایران بیش از آنکه به صفبندیهای تازه نیاز داشته باشد، به کاهش شکافها و ترمیم اعتماد اجتماعی نیازمند است. توضیح واضحات اینکه همگرایی ملی نباید به معنای حذف صداهای متفاوت یا نادیده گرفتن مطالبات مردم تلقی شود. برعکس، همگرایی پایدار زمانی شکل میگیرد که همه شهروندان احساس کنند دیده میشوند، صدایشان شنیده میشود و در سرنوشت کشور خود سهم و نقش دارند.
در این میان، مسئولیت نخبگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز سنگینتر است. آنان میتوانند به جای تشدید اختلافات، زبان گفتوگو و آرامش را تقویت کنند؛ به جای دامن زدن به بیاعتمادی، زمینههای اعتماد را فراهم آورند و به جای آنکه جامعه را در برابر یکدیگر قرار دهند، بر اشتراکات و منافع ملی تأکید کنند. در شرایط جنگ، هر سخن و رفتاری که موجب افزایش شکاف اجتماعی شود، هزینهای برای کل جامعه ایجاد میکند و هر اقدامی که به آرامش، همدلی و انسجام کمک کند، سرمایهای برای آینده ایران خواهد بود.
همبستگی ملی همچنین به معنای مسئولیتپذیری متقابل است. شهروندان میتوانند با حفظ آرامش، پرهیز از شایعات، کمک به آسیبدیدگان و حمایت از خانوادههای درگیر بحران، نقش خود را ایفا کنند. در مقابل، حاکمیت و مسئولان نیز وظیفه دارند با شفافیت، پاسخگویی و توجه به مطالبات مردم، زمینه اعتماد و همراهی عمومی را تقویت کنند. وحدت، هنگامی پایدار و واقعی است که یک رابطه دوسویه باشد و بر اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان استوار شود.
ایران برای عبور از روزهای دشوار، به همه فرزندانش نیاز دارد؛ به کسانی که دیدگاههای متفاوت دارند، اما در عین اختلاف، ایران را خانه مقدس و مشترک خود میدانند. در چنین روزهایی، شاید مهمترین وظیفه همه ما این باشد که اجازه ندهیم اختلافات سیاسی و اجتماعی، پیوندهای ملی و انسانی ما را از میان ببرد.
همگرایی ملی، نه یک شعار مقطعی برای روزهای بحران، بلکه ضرورتی برای حفظ آینده کشور است. میتوان با یکدیگر اختلاف داشت، اما دشمن یکدیگر نبود؛ میتوان منتقد بود، اما در برابر رنج مردم بیتفاوت نماند؛ و میتوان دیدگاههای متفاوت داشت، اما در دفاع از ایران و حفظ جان و امنیت ایرانیان، در کنار یکدیگر ایستاد.
در نهایت، ایران زمانی از بحرانها با قدرت بیشتری عبور خواهد کرد که سرمایه اجتماعی خود را حفظ کند و مردم احساس کنند که در این سرزمین، با همه تفاوتها و اختلافنظرها، سرنوشت مشترکی دارند. دعوت به حضور، همدلی و کنار هم بودن مردم، میتواند یادآور همین حقیقت باشد: اینکه در سختترین روزها، آنچه یک کشور را پابرجا نگه میدارد، پیش از هر چیز، پیوند میان مردم و احساس مسئولیت آنان برای آینده ای مشترک است.
به قول حضرت حافظ:
خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکیست
مجموعهای بخواه و صراحی بیار هم
آن شد که چشم بد نگران بودی از کمین
خصم از میان برفت و سرشک از کنار هم