در سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین مصطفی گرجی، شخصیت مرحوم حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی جماعتی از یاران دیرین بیت امام (ره)، در یک سخنرانی بین رشتهای با تلفیق آموزههای روانشناسی نوین و معارف اسلامی مورد واکاوی قرار گرفت. در این بررسی، پنج ویژگی بنیادینِ ارتقادهنده در زیست مؤمنانه و سلوک اخلاقی و اجتماعی این چهره وارسته تبیین شده است.
یک پژوهشگر حوزه و دانشگاه، به واکاوی ابعاد شخصیتی و الگوهای رفتاری مرحوم حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی جماعتی پرداخت و سلوک زیستی او را در تلاقی روانشناسی علمی و جهانبینی توحیدی در پنج مؤلفه محوری صورتبندی کرد.
به گزارش جماران، حجتالاسلام والمسلمین مصطفی گرجی، طی سخنانی در مراسم نخستیم سالگرد درگذشت حجتالاسلام و المسلمین محمدعلی جماعتی، گفت: مرحوم جماعتی سالها در کانون حساس تصمیمگیری و مرجعیت (دفتر حضرت امام خمینی و شورای استفتائات) حضور داشت، اما تا واپسین روزهای حیات، زیست ساده طلبگی، پاکدستی اقتصادی و بیرغبتی به مناصب اجرایی و رانتهای مرسوم را حفظ کرد. از منظر نظریه خودتنظیمی، ساختار روانی هرگز هویت انسانی و اصالت وجودی خود را با جایگاه شغلی پیوند نزد و دچار تکانههای هیجانی منفی قدرت، ثروت و شهرت نشد
وی افزود: مرحوم جماعتی مهارتی بنیادین در تنظیم هیجان داشت که ریشه در آیه شریفه «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا» و کلام امیرالمؤمنین (ع) در تلقی مسئولیت به عنوان «امانت» و نه «غنیمت» دارد.
این پژوهشگر حوزه و دانشگاه یادآور شد: در ۱۸ ماه دستوپنجه نرم کردن با بیماری سرطان و دردهای طاقتفرسا، نزدیکان او هرگز شکایتی نشنیدند، بلکه همواره با لبخند، بذلهگویی حکیمانه و گشادهرویی رعب بیماری و هراس از مرگ را میشکست. این رفتار در چارچوب «معنادرمانی فرانکل» و «رویکرد پذیرش و تعهد» قابل تحلیل است؛ لبخندی که نه از سر انکار درد، بلکه یک تنظیم هیجانی سطحبالا و مبتنی بر بازسازی شناختی توحیدی بود تا آرامش روانی را به اطرافیان تزریق کند؛ تجلی این باور قرآنی که: «لِّکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ» (حدید: ۲۳).
وی تأکید کرد: انس عمیق، مستمر و کیفی مرحوم جماعتی از نجف تا ایران با استوانههای اخلاقی و فکری همچون امام راحل، یادگار امام (حاج احمد آقا) و خاندان آیتالله خاتمی، ساختار روان و شخصیت او را صیقل داده بود. بر پایه «نظریه یادگیری اجتماعی بندورا»، انسان بازتاب شبکه روابط نزدیک خود است؛ سلوکی که در سنت دینی با قاعده «المَرْءُ عَلَى دِینِ خَلِیلِهِ» و توصیه به «کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» (توبه: ۱۱۹) تعریف میشود و ارزش افزودهای پایدار در شخصیت او ایجاد کرد.
گرجی اظهار داشت: گشودگی درهای خانه به روی دوستان و آشنایان، پیگیری مستمر احوال دوستان و خویشاوندان حتی در اوج رنج تنانگی، و تلاش پیوسته برای گرهگشایی و ادخال سرور، بیانگر «سبک دلبستگی ایمن» و «رفتار جامعهیار» در روان او بود. او توانایی فوقالعادهای در برقراری پیوندهای عاطفی عمیق و تبدیل محیط زندگی به پناهگاهی امن برای ترمیم روحی دیگران داشت.
وی افزود: مرحوم جماعتی در مسائل فکری، سیاسی و اجتماعی اهل مصلحتسنجیهای عافیتطلبانه و همرنگی منفعلانه نبود. نقد صریح، خیرخواهانه و بدون لکنت در دفاع از حق و مظلوم از شاخصههای بارز او به شمار میرفت. در روانشناسی، این وضعیت نشاندهنده «کاهش حداکثری ناهماهنگی شناختی» و یکپارچگی کامل میان باور درونی و کنش بیرونی است؛ حریتی مؤمنانه که مصداق آیه «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ» (احزاب: ۳۹) به شمار میآید.