گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

حیران‌نیا، تحلیلگر مسائل خاورمیانه: احتمالا رویکردهای امارات نسبت به ایران خصمانه‌تر شود/ شارجه و دبی از امارات جدا نخواهند شد/ خروج امارات از اوپک، اختلافات این کشور با عربستان را نمایان‌تر کرد

یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه به «جماران» گفت: منافع این هفت شیخ‌نشین، ایجاب می‌کند که به همین شکل متحد و در قالب یک کشور، باقی بمانند. بنابراین، نه شارجه و دوبی از کشور امارات جدا خواهند شد و نه این اختلافات باعث تجدیدنظر ابوظبی در سیاست‌های خود می‌شود. اگرچه ابوظبی سعی خواهد کرد با ارائه کمک‌هایی، ضررهایی که شارجه و دبی در جنگ ۴۰ روزه متحمل شده‌اند را جبران کند، اما به دنبال تغییر در سیاست خارجی خود نخواهد بود و همچنان خواهان نزدیکی بیشتر به اسرائیل و پیش‌بردن سیاست‌های خود در سودان، سومالی، یمن و ایران است.

یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: امارات خود را متمایز از بازی شورای همکاری خلیج‌فارس می‌داند و احتمالا در ادامه نیز بیش از پیش نقش خود را در قالب نظم‌ منطقه‌ای مدنظر اسرائیل تعریف کند. بر همین اساس، من معتقدم در آینده شاهد تشدید رویکردهای خصمانه از سمت امارات نسبت به ایران باشیم. 

جواد حیران‌نیا در گفت‌وگو با خبرنگار جماران با اشاره به اختلافات در داخل امارات و وجود زمزمه‌هایی مبنی بر احتمال جدایی شیخ‌نشین شارجه از امارات متحده عربی، اظهار کرد: همواره سیاست‌های خارجی و امنیتی امارات، توسط ابوظبی به عنوان پایتخت این کشور تعیین می‌شود، اما تا قبل از قدرت‌گیری محمد بن زاید، ملاحظات سایر شیخ‌نشین‌ها نیز در سیاست‌های کلان امارات در نظر گرفته می‌شد. تا پیش از روی کار آمدن محمد بن زاید، رأس‌الخیمه روابط نزدیکی با جریان اخوان‌المسلمین داشت و دوبی نیز از روابط اقتصادی بسیاری خوبی با ایران برخوردار بود. اما پس از آغاز حکومت محمد بن زاید، سیاست‌های ضداخوانی و ضدایرانی او و همچنین نزدیکی‌اش به اسرائیل، امارت‌هایی مانند دوبی را تحت تاثیر قرار داد و به روابط خارجی آن‌ها خصوصا با ایران لطمه زد.

وی با اشاره به توییت اخیر حاکم دوبی که تلویحا رئیس امارات را متهم به خیانت در امانت کرده است، افزود: به نظر می‌رسد این توییت، نوعی خطاب به محمد بن زاید بود تا در سیاست‌های خود، منافع تمام شیخ‌نشین‌ها را در نظر بگیرد. همراهی ابوظبی با رژیم صهیونیستی، سایر شیخ‌نشین‌های کشور امارات را نگران کرده است. با توجه به اینکه حاکم ابوظبی، پسر محمد بن زاید است و طبق عرف، او می‌تواند جانشین پدرش شود، لذا باید قدرت بن زاید در امارات را تثبیت‌شده بدانیم. مجموع این عوامل و خصوصا حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران که منافع اقتصادی دوبی را تحت تاثیر قرار داد، باعث شده اکنون حاکمان دو امارت دبی و شارجه، اختلافات خود با رئیس امارات را علنی کنند. 

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: البته نباید این اختلافات را چندان جدی بگیریم، زیرا اساسا منافع این هفت شیخ‌نشین، ایجاب می‌کند که به همین شکل متحد و در قالب یک کشور، باقی بمانند. بنابراین، نه شارجه و دوبی از کشور امارات جدا خواهند شد و نه این اختلافات باعث تجدیدنظر ابوظبی در سیاست‌های خود می‌شود. اگرچه ابوظبی سعی خواهد کرد با ارائه کمک‌هایی، ضررهایی که شارجه و دبی در جنگ ۴۰ روزه متحمل شده‌اند را جبران کند، اما به دنبال تغییر در سیاست خارجی خود نخواهد بود و همچنان خواهان نزدیکی بیشتر به اسرائیل و پیش‌بردن سیاست‌های خود در سودان، سومالی، یمن و ایران است. 

حیران‌نیا همچنین با اشاره به ارسال سیستم‌های پدافندی از جمله سامانه گنبد آهنین از سمت اسرائیل به امارات، بیان کرد: در مقایسه با سایر کشورهای عربی خلیج‌فارس، امارات یک سیاست خارجی کاملا متفاوتی را در منطقه دنبال می‌کند که چه در قبال خاورمیانه و چه در قبال کشورهای مشرف به دریای سرخ از جمله سومالی و سودان، کاملا همسو با سیاست خارجی اسرائیل است؛ کما اینکه رژیم صهیونیستی تنها دولتی است که سومالی‌لند را به رسمیت شناخته و امارات نیز اگرچه تحت فشار عربستان به صورت علنی این منطقه را به رسمیت نشناخته، اما مواضعش در آن، کاملا منطبق با اسرائیل است.

وی اضافه کرد: در یمن نیز دیدیم که امارات همسو با اسرائیل، از شورای انتقالی جنوب حمایت می‌کرد و حتی طبق برخی گزارش‌ها، در جزیره سقطره در جنوب یمن که در کنترل امارات قرار دارد، همکاری‌هایی بین اسرائیل و امارات انجام می‌شود و سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در این جزیره حضور دارند. علاوه بر این‌ها، حتی پیش از جنگ هفتم اکتبر نیز امارات کاملا همراه با طرح‌های توسعه‌ای آمریکا و اسرائیل در منطقه عمل می‌کرد؛ از جمله پروژه ساخت کریدور آیمک که از طریق خاورمیانه و با مشارکت امارات، هند را به اسرائیل و سپس به اروپا متصل می‌کند. همچنین امارات همراه با اسرائیل، آمریکا و هند، عضو ائتلاف چهارجانبه i2u2 است که زیربنای پروژه آیمک محسوب می‌شود. 

مدیرگروه مطالعات خلیج‌فارس مرکز پژوهش‌های استراتژیک خاورمیانه با اشاره به اینکه امارات و بحرین در سال ۲۰۲۰ به توافق ابراهیم پیوستند، افزود: این دو کشور در زمینه عادی‌سازی روابط با اسرائیل، بین کشورهای عربی پیش‌رو هستند. پس از آن نیز همکاری‌های نظامی، امنیتی و اطلاعاتی امارات با اسرائیل بسیار گسترش یافت. در جنگ رمضان نیز امارات یک رویکرد خصمانه و رادیکال را از خود نشان داد و هم سفیر خود را از ایران فراخواند و هم انور قرقاش، مشاور رئیس امارات، ایران را به عنوان یک دشمن قلمداد کرد. حتی برخی از اظهارات مقامات امارات در خلال جنگ اخیر، حاکی از این بود که آنان خواهان تغییر رژیم در ایران هستند، در حالیکه این خواسته اسرائیل است و حتی آمریکا نیز هیچ‌گاه به طور جدی چنین چیزی را نمی‌خواست. 

حیران‌نیا با بیان اینکه در مقایسه با سایر اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس، امارات نگاهی متفاوت به اسرائیل دارد، عنوان کرد: علاوه بر عمان که سیاست بی‌طرفی را دنبال می‌کند، سایر اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس به غیر از امارات، سیاست محتاطانه‌ای را در قبال ایران دنبال می‌کنند و علی‌رغم اینکه در جنگ اخیر مورد حمله ایران قرار گرفتند، همچنان اسرائیل برای‌شان نگران‌کننده‌‌ترین مسأله است و از هژمون‌شدن رژیم صهیونیستی و رفتارهای بی‌محابای آن هراس دارند. امارات خود را متمایز از بازی شورای همکاری خلیج‌فارس می‌داند و احتمالا در ادامه نیز بیش از پیش نقش خود را در قالب نظم‌ منطقه‌ای مدنظر اسرائیل تعریف کند. بر همین اساس، من معتقدم در آینده شاهد تشدید رویکردهای خصمانه از سمت امارات نسبت به ایران باشیم. لذا ما باید تلاش کنیم این تنش‌ها بیش از این ادامه نیابد و امارات به عنوان یک‌ پایگاه تمام‌قد، در اختیار اسرائیل قرار نگیرد.

وی با اشاره به خروج امارات از اوپک و اوپک‌پلاس، بیان کرد: این نیز نشان می‌دهد که امارات منافع ملی خود را در همراهی بیشتر با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل می‌بیند، کما اینکه خروجش از اوپک، با تمجید آمریکا همراه شد. اوپک و اوپک‌پلاس سازمان‌هایی اند که عربستان در آن‌ها اقتدار دارد و سیاست‌های نفتی را تعیین می‌کند. امارات دیگر چنین چیزی را نمی‌پذیرد، زیرا در چهارچوب سیاست‌های اوپک، نمی‌تواند بلندپروازی‌های خود را به مرحله اجرا برساند و لذا اعلام کرده در میان‌مدت و بلندمدت، بر اساس منافع ملی‌اش میزان تولید نفت خود را مشخص خواهد کرد.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه خروج امارات ار اوپک، اختلافات این کشور با عربستان را نمایان‌تر کرد، افزود: این اختلافات هم در بحث یمن وجود داشت و هم در زمینه مسائل مرتبط با شاخ آفریقا. علی‌رغم اینکه جنگ ایران تا حدی عربستان و امارات را به یکدیگر نزدیک کرده بود، اما اکنون اختلافات بین این دو رو به گسترش گذاشته و همین یکی از دلایل خروج امارات از اوپک و اوپک‌پلاس است تا بدین ترتیب، بتواند رویکردی جدا از عربستان را دنبال کند. به نظر می‌رسد این شکاف گسترده‌تر خواهد شد که اگرچه منجر به جنگ بین این دو نمی‌شود، اما به عنوان یک استخوان لای زخم باقی خواهد ماند. 

حیران‌نیا در خصوص اینکه آیا ممکن است این اختلافات تا حد خروج امارات از شورای همکاری خلیج‌فارس پیش رود، اظهار کرد: شورای همکاری خلیج‌فارس به عنوان یک بلوک منطقه‌ای در مقابل ایران، محلی است که منافع تمام شش عضو خود را تأمین می‌کند، کما اینکه تا کنون بارها در بیانیه‌های خود، مدعی تعلق جزایر سه‌گانه ایرانی به امارات شده است. البته این شورا بیشتر جنبه سیاسی دارد و در زمینه‌های امنیتی و نظامی، چندان منسجم نیست و حتی در جنگ اخیر نیز اعضای آن نتوانستند به یک سازوکار واحد امنیتی در مقابل ایران دست پیدا کنند، زیرا هم در تعریف تهدید و هم در چگونگی مقابله با آن، اختلافات عمیقی بین آن‌ها وجود دارد. لذا ممکن است امارات در آینده تصمیم به خروج از شورای همکاری خلیج‌فارس بگیرد، اما در صورت تداوم حضور در این شورا نیز می‌تواند سیاست‌ خارجی و اقتصادی خود را دنبال کند، چراکه بر خلاف اوپک، تصمیمات این شورا چندان قدرت اجرایی و جنبه الزام‌آور ندارد و نمی‌تواند سیاست اعضای خود را محدود کند. 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.