یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: انتظار میرود در هفته جاری، مخالفت اسرائیلیها با جنگ افزایش یابد و حدودا تا ۱۰ روز آینده، شاهد فضای متفاوت در اسرائیل باشیم که در آن، جناح چپ و میانه مخالف جنگ است و جناح راست همچنان حمایت میکند.
علیرضا مجیدی در گفتوگو با خبرنگار جماران، در تشریح فضای داخلی اسرائیل با ورود به چهارمین هفته از جنگ با ایران، اظهار کرد: در ابتدا، صهیونیستها تصور میکردند که این جنگ طولانیمدت نخواهد بود و لذا یک حمایت سراسری و ملی از نتانیاهو شکل گرفت و به جز اعراب اسرائیل، بقیه صهیونیستها از حمله به ایران حمایت میکردند. بر همین اساس، احزاب اپوزیسیون اسرائیل نیز حمایت خود از این جنگ را اعلام کردند و حتی «نفتالی بنت» سعی کرد مانند نتانیاهو، از این جنگ بهرهبرداری کند.
وی ادامه داد: اما به مرور، برخی اتفاقات باعث کاهش حمایت صهیونیستها از جنگ با ایران شد. اتفاق اول، عدم تحقق اهداف اعلامی این جنگ بود. زمانی که صحبت از تغییر رژیم ایران و فروپاشی جمهوری اسلامی مطرح بود، در اسرائیل حمایت خیلی زیادی از جنگ با ایران میشد. اما رفتهرفته که دیدند فروپاشی جمهوری اسلامی ممکن نیست، هدف خود از جنگ را تبدیل کردند به ضعیفسازی ایران تا حدی که دیگر تهدیدی برای اسرائیل نباشد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: این تغییر هدف، باعث کاهش حمایتهای داخلی از جنگ با ایران شده است؛ به طوریکه اگر قبلا مثلا در حد ۸۰ درصد جامعه اسرائیل از جنگ با ایران حمایت میکردند، اکنون که هدف تغییر نظام تقلیل پیدا کرده به تضعیف شدید ایران، میزان حمایت داخلی از جنگ به حدود ۷۰ درصد رسیده است.
مجیدی اضافه کرد: اما اتفاقی که در هفته سوم رخ داد و انتظار میرود تا هفته پنجم به بلوغ برسد، این است که اکنون افکار عمومی و اپوزیسیون داخل اسرائیل از خود میپرسند که آیا ایران واقعا تا حدی تضعیف شده که دیگر تهدیدی برای اسرائیل نباشد یا بالعکس، انگیزه تقابل با اسرائیل در این کشور تقویت شده و این اسرائیل است که هزینه میدهد. این ادبیاتی تازه است که در روزهای اخیر در فضای رسانهای رژیم صهیونیستی و عمدتا از سمت چپها شکل گرفته است.
وی با بیان اینکه در فضای سیاسی اسرائیل نیز اکنون جناح چپ منتقد جنگ با ایران شده است، عنوان کرد: دو حزب چپ در اسرائیل عبارت اند از «کارگر» و «مرتس» که در یکدیگر ادغام شدند و «حزب دموکرات» را تشکیل دادند و جناح چپ اسرائیل را به صورت کامل نمایندگی میکند. در رأس حزب دموکرات، «یائیر گولان» قرار دارد که اخیرا بر خلاف روزهای نخست جنگ، صراحتا با ادامه جنگ با ایران مخالفت کرده است.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: همچنین خانم «تسیپی لیونی» نیز از دیگر چهرههای سرشناس جناح چپ اسرائیل است که تلویحا مخالفت خود با این جنگ را نشان داده است. همچنین روز گذشته «ایهود باراک»، نخستوزیر اسبق اسرائیل و از اعضای جناح چپ، نتانیاهو را بابت جنگ با ایران و اعلام اهداف تحققناپذیر سرزنش کرد. انتظار میرود این مخالفتها در هفته جاری افزایش یابد و حدودا تا ۱۰ روز آینده، شاهد فضای متفاوت در اسرائیل باشیم که در آن، جناح چپ مخالف جنگ است و جناح راست همچنان حمایت میکند.
مجیدی با بیان اینکه در این بین، موضعگیری جناح میانه از اهمیت خاصی برخوردار است، اظهار کرد: مهمترین افراد جناح میانه، «یائیر لاپید»، «بنی گانتس» و «گادی آیزنکوت» هستند. این جناح فعلا حامی جنگ است، اما فکر میکنم تا ۱۰ روز آینده به صف مخالفین جنگ پیوندد؛ کما اینکه اکنون نیز نشانههایی از تغییر موضع را از سمت آیزنکوت میبینیم، چراکه این فرد اکنون بیشتر از اینکه در مورد ایران صحبت کند، در خصوص لبنان حرف میزند.
وی با اشاره به تأثیر این اختلافات بر انتخابات چند ماه آینده کنست، بیان کرد: به طور کلی، عملکرد سالهای اخیر نتانیاهو خصوصا در جریان اتفاق هفتم اکتبر، باعث شد او اصلا وضعیت خوبی در انتخابات کنست نداشته باشد و امیدوار بود که بتواند از جنگ با ایران، مفری برای بهبود وضعیت خود بسازد. در روزهای نخست جنگ، شرایط نتانیاهو رو به بهبود بود، اما با توجه به اینکه این جنگ هم طبق برنامههای او پیش نرفت، اکنون موقعیتش مجددا در حال سقوط است و احتمالا هم نتواند خود را نجات دهد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه نفتالی بنت به عنوان اصلیترین رقیب انتخاباتی نتانیاهو نیز حامی جنگ با ایران است، افزود: اما با این وجود، قطعا برای ما در ایران، نتانیاهو با هر فرد دیگری متفاوت است؛ شخصیت خطرپذیر نتانیاهو، نفوذ بالای او بر روی ترامپ و توانایی کنترل افراطیون، سه ویژگی اصلی نتانیاهوست که هیج فرد دیگری این ویژگیها را به این میزان ندارد. معلوم نیست که اگر بنت بر سر کار بیاید، آیا همچنان اسرائیل به این میزان میتواند بر ترامپ تأثیرگذار باشد یا خیر. به علاوه، با توجه به عدم توانایی بنت برای مدیریت راست افراطی، این جناح فشار زیادی بر فضای سیاسی اسرائیل وارد خواهد کرد و رژیم از درون دچار مسأله میشود. از این نظر، برای ما مهم است که نتانیاهو پیروز انتخابات کنست شود یا فرد دیگری مانند بنت.
مجیدی همچنین در خصوص دستوپازدنهای اسرائیل با انجام عملیاتهای موسوم به «پرچم دروغین» که آخرین مورد آن حمله به پایگاه دیهگو گارسیا بود، گفت: اگر اسرائیل دست به چنین اقداماتی نمیزد، ما میبایست تعجب میکردیم. ترامپ و نتانیاهو به دنبال ائتلافسازی هستند و لذا کاملا قابل پیشبینی بود که به اسم ایران، دست به عملیاتهای موسوم به پرچم دروغین بزنند تا پروژه ایرانهراسی با قدرت بیشتری پیش رود و ائتلاف بزرگتری علیه ایران شکل گیرد.
وی با انتقاد از رویههای اطلاعرسانی ایران در این زمینه، عنوان کرد: وقتی ما میدانیم که اسرائیل از چنین ابزاری استفاده میکند، انتظار میرود که در داخل یک نهاد مرجع واحد داشته باشیم که در لحظه بتواند اطلاعرسانی کند. تأخیر و ناهماهنگی رسانهای، به پیشبرد این برنامه دشمن کمک کرده است. ما دیدیم که حتی صداوسیما خبری را در تایید انتساب این عملیات به ایران منتشر میکند و این خبر تبدیل به یک سند علیه کشورمان میشود و بعد هر چه قدر ما بگوییم این عملیات کار ایران نبوده، فایدهای ندارد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه تاکید کرد: ما نیاز داریم که حتما یک ستاد یا قرارگاهی به عنوان مرجع مشخص اطلاعرسانی فعال شود و بقیه رسانهها صحت و سقم اخبار جنگ را با آن چک کنند. مهم هم هست که این مرجع چابک عمل کند، نه اینکه بعد از ۲۴ ساعت واکنش نشان دهد. هر چه سریعتر باید این مرجع را تشکیل دهیم، چراکه همین الآن هم برای این کار دیر شده است.
مجیدی همچنین با اشاره به تفاوتهای عملیات علیه ایران با جنگهایی که پیش از این اسرائیل علیه لبنان انجام میداده است، بیان کرد: ایران ظرفیت تنگه هرمز را وارد جنگ کرده است، در حالیکه حزبالله اصلا از چنین ظرفیتی برخوردار نیست. بنابراین، اصلا نمیتوان فضای ایران و لبنان را با هم مقایسه کرد. تنها وجه تشابه این است که اسرائیل تصور میکند هم در ایران و هم در لبنان، آسمان باز است.
وی ادامه داد: بر اساس این تشابه، اسرائیل تاکتیکی را در ایران دنبال میکند که برخی آن را «دکترین ضاحیه» (این یک استراتژی نظامی اسرائیل است که بر اساس آن، رژیم صهیونیستی اقدام به تخریب گسترده اماکن غیرنظامی و زیرساختهای کشورهای دشمن با خود میکند تا بدین طریق، دولتهای مذکور وادار به پذیرش شروط اسرائیل شوند) برداشت میکنند که البته مسئولین اسرائیلی هنوز رسما اعلام نکردهاند که حملاتشان به ایران در ذیل این دکترین قرار میگیرد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه ما به عنوان جبهه مقاومت نیز تجربه خوبی را در مقابله با دکترین ضاحیه داریم، اظهار کرد: امروز در سال ۲۰۲۶، موقعیت حزبالله بسیار قویتر از سال ۲۰۲۴ است. اکنون حدود دو هفته از ورود جدی حزبالله به جنگ با اسرائیل میگذرد و در همین مدت، این شاخه از مقاومت توانسته ۲۷ تانک مرکاوا را سرنگون کند، در حالیکه در جنگ سال ۶۶ روزه که در سال ۲۰۲۴ رخ داد، این رقم کمتر از نصف این تعداد در طی ۶۶ روز بود. این موفقیت بر اساس درسهایی محقق شده که حزبالله از جنگ ۶۶ روزه و مقابله با دکترین ضاحیه گرفته است.
مجیدی با بیان اینکه ما نیز میتوانیم درسهای مختص به خود را از جنگ با اسرائیل بگیریم، اضافه کرد: در نتیجه درسهایی که ما در روزهای نخست جنگ فعلی گرفتیم و استراتژیهای خود را تغییر دادیم، تا کنون توانستهایم حدود ۱۰ جنگنده را سرنگون کنیم. همچنین ما در جنگ فعلی، معادله برابر تعریف نکردیم، زیرا پایه جنگ ما نبرد نامتقارن است. یعنی اگر طرف مقابل چند زیرساخت را در کشور ما هدف قرار داده، ما در پاسخ تنها به حمله به زیرساختها اکتفا نکردیم و به رادارهای دشمن نیز حمله بردیم و لذا اکنون طرف مقابل به شدت آسیبپذیر شده است.
وی در ارزیابی عملکرد ارکان مختلف جبهه مقاومت در جنگ کنونی، بیان کرد: شاخههای مختلف مقاومت علاوه بر کارکرد عملیاتی، کارکرد تهدیدی هم دارند. حزبالله فوری وارد فاز عملیاتی شد، در حالیکه مقاومت عراق به صورت محدود و با حدود ۲۰ الی ۲۵ درصد توان خود وارد میدان نبرد شده، اما کارکرد تهدیدی موثری دارد. به عنوان مثال، یکی از برنامههای جدی آمریکا و اسرائیل، این بود که گروههای تجزیهطلب را از سمت غرب وارد ایران کنند تا ایران دچار جنگ زمینی هم بشود. به این منظور، ترامپ حتی شخصا با مسعود بارزانی و بافل طالبانی (از رهبران کردستان عراق) صحبت کرد. اما به دلیل کارکرد تهدیدی گروههای مقاومت عراق، این برنامه آمریکا و اسرائیل محقق نشد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه تا این لحظه از جنگ، عمده کارکرد انصارالله یمن تهدیدی بوده است، افزود: این باعث شده تا کنون عربستان و امارات علیرغم مواضع تند خود، هنوز به صورت مستقیم وارد جنگ نشوند، زیرا میدانند در صورت ورود به جنگ با ایران، انصارالله نیز وارد فاز عملیاتی خواهد شد. البته تا کنون هم در حد ۱۰ درصد از ظرفیت انصارالله عملیاتی شده و برخی از عملیاتهایی که در سطح منطقه جریان دارد، با مشارکت نیروهای انصارالله است، اما هنوز ظرفیت اصلی انصارالله عملیاتی نشده و این شاخه مقاومت بیشتر کارکرد تهدیدی داشته است. من پیشبینی میکنم از این هفته و به موازات ورود طرف مقابل به سطوح جدیدی از جنگ با همراهی عربستان و امارات، انصارالله نیز فعالتر خواهد شد.