یک دیپلمات باسابقه و مدیرکل پیشین وزارت امور خارجه گفت: نگاههای افراطی باعث شده اکنون کسی در ایران جرأت نداشته باشد از مذاکره و آتشبس صحبت کند. دکتر ظریف به عنوان یک استاد دانشگاه که دلسوز وطن است، مقالهای را منتشر کرده و برخی در داخل این طور به او حمله میکنند.
جاوید قرباناوغلی در گفتوگو با خبرنگار جماران، با بیان اینکه مقاله اخیر دکتر ظریف را باید در کلیت محتوای آن مورد بررسی قرار داد، اظهار کرد: همان طور که از عنوان مقاله برمیآید، محور اصلی آن «ایران چگونه باید جنگ را به پایان ببرد» است. در اول مقاله هم آمده است که «تهران باید از برتری میدانی خود نه برای ادامه جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که درگیری را پایان داده و از وقوع جنگ بعدی جلوگیری نماید». اگر توجه کرده باشید، یکی از شروط ایران برای توقف جنگ که از اول گفته شد، همین گزاره است؛ یعنی «جلوگیری از وقوع جنگ بعدی». این هدفگذاری از تجربیات مذاکرات قبلی در بهار و زمستان پارسال نتیجه میشود که به نظرم هدفگذاری بسیار درستی است. راهکارهایی که مقاله دکتر ظریف ارائه میدهد نیز دقیقا در راستای همین هدف است.
وی با اشاره به اینکه این مقاله جنگ کنونی را یک فرصت برای حل پایدار مسائل بین ایران و آمریکا میداند، افزود: طبیعت دیپلماسی خصوصا در شرایط بحرانی مانند جنگ اخیر، ارائه طرحهای برای آتشبس، مذاکره، چانهزنی، اخذ امتیازات حداکثری و برقراری صلح است. آمریکا به اهداف تعیینشده خود از این جنگ نرسید؛ این ادعای من و شما نیست، موضوعی است که دنیا در مورد آن سخن میگوید. این موضوع، همان پنجره فرصتی است که دکتر ظریف بدان اشاره کرده است. ترامپ دنبال فرصتی برای خروج از جنگ میگردد، زیرا همه مولفههای داخلی و خارجی علیه اوست.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: این شرایط دو راه پیش روی ما قرار داده است؛ یا آن قدر بجنگیم که ترامپ به شکست اعتراف کند که به نظر من این اتفاق نخواهد افتاد و کشور ما متحمل خسارتهای بسیار سنگینی خواهد شد که جبران آن سالها و شاید دههها طول بکشد. راه دوم هم این است که منفذی باز کنیم تا ترامپ به عنوان گربه محبوسی که به همه چنگ میاندازد، راه فراری داشته باشد. عقل حکم میکند که راه دوم به صلاح کشور است و این همان دیپلماسی مدنظر دکتر ظریف در مقالهاش میباشد. در دنیای سیاست، گزاره معروفی است که میگوید «جنگ نتیجه شکست دیپلماسی است، اما جنگها هم از طریق دیپلماسی پایان میپذیرند.»
قرباناوغلی با اشاره به دو دور مذاکره شکستخورده بین ایران و آمریکا، بیان کرد: در دنیای سیاست، عباراتی مانند حسننیت، اعتماد، تضمین و ... از اعتبار واقعی برخوردار نیست. به بیان دیگر، اصلا دلخوشکردن به چنین عبارتهایی، خودگولزنی است. اصل در دنیای سیاست «قدرت و توازن قدرت» است و لاغیر. صدام حسین زمانی که در شرایط ضعف قرار داشت، معاهده ۱۹۷۵ را با شاه امضاء کرد، اما وقوع انقلاب و اتفاقاتی که ارتش ایران با آن رو به رو شد، او را دچار توهم ضعف ارتش ایران و برهمخوردن توازن قدرت به نفع عراق کرد. همین امر موجب پارهکردن معاهده ۱۹۷۵ و تجاوز به ایران شد.
وی اضافه کرد: ترامپ به دنبال مفرّی برای برونرفت از مخمصهای است که نتانیاهو برای او طراحی کرد. بنابراین، به شخصه اعتقاد دارم ترامپ اگر بتواند خود را از این مهلکه نجات دهد، قطعا این کار را خواهد کرد. تحقق این کار با توجه به شخصیت روانپریش او در گرو اعلام یک دستاورد در جنگ برای افکار عمومی است. اگر میپرسید میتوان به او اعتماد کرد، پاسخ منفی است؛ به هیچ کشور و توافقی نمیتوان اعتماد کرد. بزرگترین سرمایه هر کشور، همبستگی ملی است، اما این امر به معنای غفلت از توانمندی نظامی، قدرت اقتصادی، تنشزدایی با جهان و ائتلافسازی برای جلوگیری از انزوا نیست. همه این عوامل در پرتوی یک دولت-ملت منجسم، توان مضاعفی را به کشور میدهد و این بزرگترین سرمایه برای جلوگیری از تکرار خطای دشمن است.
مدیرکل پیشین وزارت امور خارجه با اشاره به کارشکنیهای نتانیاهو در برابر هر گونه تلاشی که به منظور بهبود رابطه ایران و آمریکا صورت میگیرد، گفت: نتانیاهو در کتاب خود اعتراف کرده که از ۴۰ سال پیش، در پی جنگ با ایران است. مشکل او برای اجرای این برنامه شرورانه، اول عدم امکانات لازم بود که در این مدت تا حد زیادی توانست از آمریکا بگیرد، اما مهمتر از آن، وارد کردن ایالات متحده به جنگ بود. به گفته یکی از مقامات آمریکایی، تا کنون همه روسای جمهور ایالات متحده دست رد به این خواسته اسرائیل زده بودند. ترامپ بزرگترین فرصت برای نتانیاهو بود که به جنگ با ایران کشیده شد.
قرباناوغلی با بیان اینکه مدیریت جنگ به دست نتانیاهوست، عنوان کرد: نتانیاهو جنگ را شروع کرد و اکنون نیز اصرار به ادامه دارد و ترور آقایان لاریجانی و خرازی نیز به همین منظور صورت گرفت. با این وجود، اگر آمریکا امروز کنار بکشد، اسرائیل حتی یک هفته توان ادامه جنگ را نخواهد داشت. به نظرم اولویت ما باید خارج کردن آمریکا از جنگ باشد. توجه داشته باشید که آخرالزمانیکردن جنگ با شعارهایی که در واقعیت یا محقق نمیشود یا آسیب هنگفتی به کشور وارد میکند، به صلاح ما نیست.
وی تأکید کرد: جنگ را باید تا پشیمانکردن دشمن ادامه داد، اما اگر به دنبال این هستیم که ترامپ به شکست خود اعتراف کند و بگوید که تسلیم شده، من تصور نمیکنم چنین چیزی رخ دهد. مرور اخبار و واکنش کشورها نشاندهنده شکست آمریکا در تحقق اهداف خود در جنگ با ایران است؛ این خود یعنی پیروزی ایران در جنگ. قائم مقام فراهانی در پاسخ به افراطیونی که خواستار جنگ با روسیه بودند، گفت ایران که ۶ کرور مالیات میگیرد، نمیتواند با کشوری که ۶۰۰ کرور مالیات میگیرد، بجنگد. اینها عبرتهای تاریخی است. باید از جنگ ۸ ساله درس بگیریم و فرصت «آزادی خرمشهر» و اعتراف جهان به شکست صدام حسین را به ادامه جنگ و فاجعه از دست دادن فاو و قبول قطعنامه ۵۹۸ پس از یک سال تأخیر، تبدیل نکنیم.
این تحلیلگر مسائل بینالملل همچنین با اشاره به شروطی که مقاله دکتر ظریف برای حلوفصل مسائل بین ایران و آمریکا پیشنهاد داده، اظهار کرد: طرح چنین ابتکارهای به این معنی نیست که طرفین همه موارد ذکرشده را خواهند پذیرفت. دیپلماسی و مذاکره در واقع تبدیل دستاوردهای میدان به ابزاری برای چانهزنی و امتیازگیری به منظور برقراری صلح دائمی است.
قرباناوغلی با تأکید بر لزوم مذاکره بر سر مسائل هستهای، عنوان کرد: ما هرگز به دنبال بمب اتمی نبودهایم. تمایل ایران به ساخت تسلیحات هستهای، دروغی است که نتانیاهو به دنیا حقنه کرد و با اطلاعات غلط ترامپ را به جنگ با ایران کشاند. قبل جنگ ۱۲ روزه نتانیاهو به ترامپ گفته بود که ایران تنها یک ماه با ساخت بمب اتمی فاصله دارد و ترامپ نیز از آن موقع، چند بار این مطلب را تکرار کرده است. در حالیکه این موضوع از پایه دروغ است.
وی ادامه داد: بنابراین، وقتی ما به دنبال بمب اتمی نیستیم، چرا باید هزینه آن را بپردازیم؟ هنوز هم میتوان موضوع غنیسازی را از طریق گفتوگو و مذاکره حل کرد؛ کما اینکه ما یک بار این کار را در برجام کردیم. تصور میکنم حتی در دوره اول ترامپ میشد با او به گونهای تفاهم کرد. اسرائیل توانسته با کمک عوامل خود، مسأله غنیسازی را به موضوعی امنیتی و چالش اصلی آمریکا با ایران تبدیل کند. تمام تلاش دیپلماتیک ما در گفتوگوهای منتج به برجام، زدودن شبهات امنیتی از صنعت هستهای کشور بود و اکنون نیز میتوانیم همان کار را انجام دهیم.
سفیر اسبق ایران در آفریقای جنوبی با تأکید بر اینکه هر جنگی نهایتا از طریق مذاکره پایان مییابد، افزود: چنانچه ارادهای در سطح بینالمللی ایجاد شود و کشورهای میانجی نظرات ایران و آمریکا را به هم نزدیک کنند، دستیابی به توافق ممکن خواهد بود. ما باید با همکاری دیگر کشورها، ترامپ را به این درک برسانیم که در رابطه با ایران، منافع آمریکا و اسرائیل یکسان نیست. تحقق این امر از مسیر دیپلماسی ممکن است. ایران باید در زمینه هستهای طرحهایی را ارائه دهد که ترامپ حس کند میتواند به شکلی آبرومندانه به جنگ پایان دهد. جنگ ایران باعث شده ترامپ هم در داخل آمریکا با انتقادات جدی مواجه شود و هم در خارج و از سمت متحدین خود. لذا اکنون فرصت برای دیپلماسی فراهم است.
قرباناوغلی با تأکید بر اینکه ما باید این فرصت را قدر بدانیم، بیان کرد: باید تندروی را کنار بگذاریم. نگاههای افراطی باعث شده اکنون کسی در ایران جرأت نداشته باشد از مذاکره و آتشبس صحبت کند. دکتر ظریف به عنوان یک استاد دانشگاه که دلسوز وطن است، مقالهای را منتشر کرده و برخی در داخل این طور به او حمله میکنند. اینها برای ایشان مهم نیست؛ دکتر ظریف جان خود را هم برای نجات کشور فدا میکند، اما باید ارادهای در سطوح بالا برای کنترل این تندرویها و آغاز مذاکرات شکل بگیرد. باید فضای داخل را برای مذاکره آماده کنیم.