پایگاه خبری جماران: یک مدیر ارشد سازمان صداوسیما در دوران امام خمینی(س) می گوید: امام تأکید داشتند که رادیو و تلویزیون متعلق به همه مردم است و اجازه نمیدادند صداوسیما عملکردی جناحی داشته باشد. به علاوه، برای امام بسیار مهم بود که رادیو و تلویزیون به عنوان پل ارتباطی بین مردم و نظام عمل کند و لذا تاکید داشتند صداوسیما باید تریبون انتقال نظرات مردم به حاکمیت باشد تا مسئولین بتوانند مطابق با خواست مردم، انعطاف پیدا کنند.
همزمان با ایام سی و هفتمین سالگرد بزرگداشت امام خمینی(س)گفتوگویی داشتهایم با محمدعلی ایزدی، مدیرکل اخبار صداوسیما و معاون رئیس این سازمان در دهه ۶۰، که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
به عنوان مدیر خبر صداوسیما در دهه ۶۰، طبیعتا مراودات زیادی با دفتر امام خمینی داشتهاید. آیا خاطره خاصی از آن زمان در ذهنتان مانده است؟
امام توجه ویژهای به صداوسیما و خصوصا بخش سیاسی آن داشتند و لذا ما به صورت نزدیک، با بیت امام در ارتباط بودیم. شاخصترین خاطرهای که من در ذهن دارم، مربوط به روز ارتحال امام میشود. در بعدازظهر آن روز، ما هم برای وداع با امام به بیمارستان رفتیم و این خاطره بسیار حزنانگیزی برای من است، زیرا بر خلاف تمام دفعات قبل که ما برای مشورت با امام خمینی به محضر ایشان میرفتیم و ایشان را سرحال ملاقات میکردیم، این بار امام را از پشت شیشه ICU و در حالت کما دیدیم.
همان شب ما به جماران رفتیم و آیتالله شهید سیدعلی خامنهای از من خواستند پیام ارتحال امام را از طرف روسای سه قوه بنویسم و به ایشان ارائه کنم تا پس از تأیید، در رادیو و تلویزیون قرائت شود.
مطلقا از ناحیه امام هیچ محدودیتی برای انعکاس اخبار وجود نداشت
شما به اهمیت صداوسیما و به خصوص بخش سیاسی آن برای امام اشاره کردید. این اهمیت به چه شکل ظهور و بروز مییافت؟ آیا مواقعی بود که امام از صداوسیما بخواهند خبری را سانسور کند یا وقایع را به شکلی جز آنچه اتفاق افتاده، به اطلاع مردم برساند؟
مطلقا از ناحیه امام و بیت ایشان برای انعکاس اخبار نهتنها محدودیتی وجود نداشت، بلکه شفافیت و اطلاعرسانی درست به مردم، جزو تأکیدات امام بود. حتی گاهی که ما در مورد پوشش اخبار مربوط به شخص امام، نکاتی را مطرح میکردیم، امام آنها را با سعه صدر میپذیرفتند و به ما اختیار عمل میدادند. ما در امر خبررسانی به مردم، بسیار راحت بودیم و به عقیده من، در آن زمان حساس که کشور با مسائلی از جمله جنگ با عراق، فعالیتهای منافقین، بحران بنیصدر و... رو به رو بود، اگر امام از صداوسیما حمایت نمیکردند، ما به مشکلات جدی برمیخوردیم.
به عنوان مثال، در دیداری که امام با مرحوم هاشمی رفسنجانی داشتند، گلایه کرده بودند که در رادیو و تلویزیون، اسامی روسای جمهور کشورهای همسایه با یک حالت غیرمحترمانه خوانده میشود. امام تأکید کرده بودند که اگر من حرفی میزنم، موضعم با موضع رسمی دولت و رسانه فرق میکند و در فضای رسانهای و تعاملات رسمی، باید با مقامات دیگر کشور به گونهای رسمی و شایسته رفتار شود.
یا در مثالی دیگر، باید بگویم زمانی بود که رادیو و تلویزیون اخبار زیادی از دیدار مقامات پخش میکرد؛ این اخبار از دیدارهای امام شروع میشد و سپس به دیدارهای رئیسجمهور، رئیس مجلس و دیگر مقامات میرسید. این باعث شده بود اخبار برای مردم کسلکننده شود. نهایتا امام ما را خواستند و از این رویه گلایه کردند و گفتند من حتی میدانم هر شب در دقیقه ۲۰ اخبار، خبر دیدارهای رئیس دیوان عالی کشور پخش میشود که اصلا هم اهمیتی ندارد و صرفا مردم را خسته میکند. در همان جلسه، امام دستور دادند که دیگر اخبار دیدارهای ایشان را پخش نکنیم و دیگر هم جز در موارد خاص، بیت اصلا اخبار دیدارهای امام را به ما نمیداد.
این یک اتفاق مثبت برای ما بود، زیرا تا قبل از آن، روسای نهادهای مختلف مدام با ما سر زمان پخش اخبارشان، بحث داشتند. امام با این کارشان، ما را برای همیشه راحت کردند و باعث شدند ما اخبار را صرفا بر اساس اهمیتشان برای مردم پخش و انتشار اخبار دیدارها را هم متوقف کنیم؛ بر خلاف الآن که نصف اخبار رادیو و تلویزیون از دیدارهاست.
امام، صداوسیما را یک دانشگاه عمومی تلقی میکردند، بدین معنا که این نهاد باید بتواند سطح فرهنگ و دانش عمومی را ارتقاء دهد. همچنین امام تأکید داشتند که رادیو و تلویزیون متعلق به همه مردم است و اجازه نمیدادند صداوسیما عملکردی جناحی داشته باشد. به علاوه، برای امام بسیار مهم بود که رادیو و تلویزیون به عنوان پل ارتباطی بین مردم و نظام عمل کند و لذا تاکید داشتند صداوسیما باید تریبون انتقال نظرات مردم به حاکمیت باشد تا مسئولین بتوانند مطابق با خواست مردم، انعطاف پیدا کنند.
من حدود ۲ سال در رادیو، معاون آقای محمد هاشمی بودم و برنامههایی را برای طرح خواستههای مردم از مسئولین و پاسخ به این خواستهها پخش میکردیم. به عنوان مثال، ما صبحها برنامهای را داشتیم که در آن از مسئولین دعوت میکردیم در برنامه حضور یابند و مردم به طور شفاف و بدون سانسور، با آنان صحبت میکردند. عصرهای پنجشنبه نیز برنامهای به نام «همراه با مردم، همگام با مسئولین» را پخش میکردیم که به عنوان پل بین مردم و مسئولین نظام عمل میکرد.
یک زمانی بود که رادیو، برنامههای موسیقی را در ماه رمضان قطع کرد. امام آقای هاشمی را خواستند و با عصبانیت گفتند مگر رمضان ماه عزاست که شما چنین کاری کردید؟ امام تأکید کردند اتفاقا در ایامی مانند ماه رمضان، رادیو و تلویزیون باید برنامههای شادتری را داشته باشد و پخش برنامههای حزنانگیز، نه به صلاح مملکت است و نه به صلاح اسلام.
یا من خاطرم هست که زمانی برای شهید مطهری سرودی ساخته شده بود به نام «ای مجاهد شهید مطهر» که از طرف جناحهای رادیکال و افرادی از حوزه علمیه، به ما فشارهای شدیدی میآوردند و میگفتند این موسیقی حرام است و نباید پخش شود. ما این مسأله را به امام منتقل کردیم و قرار شد یک اجرای مستقیم در محضر امام داشته باشیم تا ایشان نظر دهند. یک روز ارکستر صداوسیما به جماران رفت و این سرود را برای امام اجرا کردند و مشکل ما حل شد.

همچنین زمانی که ما سریال «اوشین» را از تلویزیون پخش میکردیم، از حوزه علمیه خیلی فشار میآوردند و میگفتند قیافه اوشین تحریککننده است و نباید این سریال پخش شود. ما وقتی از بیت امام استعلام کرده بودیم، ایشان گفتند که اتفاقا این سریال بسیار خوبی است و من هم آن را تماشا میکنم. یا زمانی که ما سریال «پاییز صحرا» را میساختیم، عدهای به خاطر پوشش بازیگران زن این سریال، به ما فشار میآوردند، اما وقتی از امام پرسیدیم، ایشان گفتند که پوشش بانوان در این سریال ایرادی ندارد و فقط دقت شود که برای گریم بازیگران زن، از گریمور زن استفاده شود. لذا امام آن زمان برای مدیریت تنشهای خارج از سازمان، کمکهای بزرگی به ما میکردند.
پس از آغاز جنگ ۸ ساله، امام چه نقشه راهی را برای مدیریت صداوسیما در آن ایام توصیه کردند؟
پس از آغاز جنگ، با نظر امام، ستاد تبلیغات جنگ تشکیل شد که نمایندهای از صداوسیما نیز در آن حضور داشت. این ستاد بر برنامههای صداوسیما نیز نظارت میکرد. تأکید اصلی این بود که مردم در جریان واقعیات جنگ قرار گیرند. از ابتدای عملیات فتحالمبین تا پایان عملیات بیتالمقدس که منجر به آزادی خرمشهر شد، ما ۱۸ گروه را از صداوسیما در جبهه مستقر کردیم و حتی در کنار اتاق فرماندهی جنگ دفتر داشتیم تا اخبار جنگ را به خوبی برای مردم پوشش دهیم.
بخش دیگر اقدامات ما، زمینهسازی برای تجهیز جبهههای جنگ از طریق بسیج مردم بود. به عنوان مثال، در زمانهایی که نیروهای نظامی ما در جبهه با کمبود نیروی انسانی مواجه میشدند، ما در صداوسیما فراخوان میدادیم و بخش زیادی از مردم داوطلبانه عازم جبههها میشدند.

فاصله معناداری بین رفتار سالهای اخیر صداوسیما با زمان حیات امام وجود دارد
شما به نگاه امام به صداوسیما اشاره کردید. این سیری که در ۳۷ سال پس از رحلت امام در صداوسیما طی شده است را چطور میبینید؟ آیا در این حدود ۴ دهه، صداوسیما همچنان توانسته بر مدار اندیشههای امام باقی بماند یا فاصله گرفته است؟
متأسفانه فاصله معناداری بین رفتار سالهای اخیر صداوسیما با زمان حیات امام وجود دارد. در آن زمان تا حتی یک دهه پس از رحلت امام، صداوسیما تولیدات فاخری مانند سریالهای «امام علی(ع)»، «سردار جنگل» و «سربداران» پخش میکرد که با هزینههای بسیار پایینی هم ساخته میشد. در حالیکه اکنون عمده برنامههای صداوسیما به شکل برونسپاری و با هزینه بسیار بالا و کیفیت شدیدا نازل تولید میشود. برنامههای آن زمان، واقعا مردم را سرگرم میکرد، اما اکنون برنامههای صداوسیما، یا سراسر لودگی است یا تماما جناحی که هر دو ویژگی، مخالف اندیشه امام است.
همچنین در حوزه خبری نیز اعتماد مردم نسبت به صداوسیما به شدت سلب شده است. بخشی از این مسأله، ناشی از دسترسی مردم به دیگر کانالهای اطلاعرسانی در فضای مجازی میشود، اما بخش دیگر، به نامحرمانگاری مردم و همچنین رویکردهای جناحی صداوسیما برمیگردد که مردم را زده کرده است. در زمان حیات امام، صداوسیما آن چنان با مردم شفاف بود که مردم اعتماد کامل به اخبار صداوسیما داشتند.
در زمان فعلی، صداوسیما به حضیض سقوط رسیده است
اگر عملکرد صداوسیما در این ۳۷ سال را به شکل مقطع به مقطع بررسی کنیم، در چه مواقعی عملکرد این نهاد بهتر بوده و در چه برهههایی بیشتر رو به افول گذاشته است؟
در زمان ریاست شهید علی لاریجانی در صداوسیما، عملکرد این نهاد نسبت به ادوار بعدی بهتر بود. البته در همان زمان هم برای اولین بار، برنامههایی تولید شد که چهره برخی افراد را تخریب میکرد، اما به طور کلی، عملکرد صداوسیما نسبت به الان بهتر بود. از بعد از روی کار آمدن آقای ضرغامی، صداوسیما به شدت رو به افول رفت و در دوره های بعدی هم که به حضیض سقوط رسیدهایم و وضعیت رادیو و تلویزیون ما، بسیار مصیبتبار است و هیچ نسبتی با آرمانهای ملی و مردمی امام ندارد. به عنوان مثال، اکنون مذاکرات پایان جنگ در حال انجام است و قطعا این امر با نظر رهبری جریان دارد و مردم نیز از جنگ خسته شدهاند و خواهان اتمام آن هستند. در چنین فضایی، صداوسیما به طور علنی بر سر تیم مذاکرهکننده میزند، زیرا منافع ملی و جناحی برخی افراد، با سنگاندازی در مسیر دیپلماسی تأمین میشود.
اگر اکنون امام حضور داشتند، حتما جلوی صداوسیما را میگرفتند. در زمان حیات امام، اصلا هیچ موردی وجود نداشت که صداوسیما تریبون فحاشی به بخشی از جامعه یا یک جناح سیاسی شود. در آن زمان هر گاه رادیو و تلویزیون به سمت یک جناح خاص سیاسی متمایل میشد، امام به شدت تذکر میدادند، زیرا صداوسیما را کاملا در مسیر آرمانهای ملی تعریف کرده بودند.
در زمان پایان جنگ ۸ ساله که کشور ما مانند اکنون در حال مذاکره پایان جنگ بود، صداوسیما سعی در اقناع افکار عمومی و آرامشبخشی به جامعه داشت و مردم نیز پس از اینکه آگاه شدند مذاکرات مطابق با نظر امام در حال انجام است، آن را پذیرفتند و ما بدون هیچ تنشی از آن مقطع عبور کردیم. اکنون اما صداوسیما در حال تنشزایی در مسیر مذاکرات است. در آن زمان، صداوسیما با برگزاری نشستهای تخصصی با کارشناسان، برای مردم تبیین میکرد که اکنون ما چرا باید وارد فاز دیپلماسی شویم، اما امروز رادیو و تلویزیون سعی دارد این طور افکار عمومی را جهتدهی کند که مسیر مذاکرات، خلاف آرمانهای ملی است.
اکنون اگر صداوسیما مجددا به ریل آرمانهای امام بازگردد، میتواند جایگاه خود را احیاء کند. در آن زمان، ما برنامههایی را با بالای ۸۰ درصد مخاطب داشتیم، در حالیکه اکنون من فکر نمیکنم مخاطب بهترین برنامههای تلویزیون به ۲۰ درصد هم برسد، مگر برنامههای ورزشی که صداوسیما معمولا سهمی در تولید آنها ندارد و صرفا گزارشگری میکند. اگر صداوسیما دوباره عملکرد خود را مطابق با اندیشههای امام تنظیم کند، در همین شرایط کنونی که رقابتهای رسانهای در جریان است نیز میتواند به دوران اوج خود بازگردد.