برای اولین بار، مردم سفره سادهی افطاری امام خمینی را از قاب تلویزیون مشاهده کردند. تلویزیون نشان میداد مقامات کشور در چندصف پشت سر امام به نماز ایستاده بودند. وقتی نماز تمام شد، امام و دیگران کنار سفره افطاری که در حیات پهن شده بود، آمدند. امام کنار سفره ایستادند، احتمالا همه توقع داشتند که ایشان سریعا کنار سفره بنشینند، امام همچنان ایستاده و منتظر کسی بودند، لحظاتی بعد معلوم شد که امام منتظر آمدن سیدعلی آقا کنار سفره هستند. امام آنقدر ایستادند تا مستحبات نماز سیدعلی آقا تمام شد. وقتی سیدعلی آقا به امام نزدیک شدند، ایشان کنار خود جایی را برای سیدالاعلام باز کردند و بعد، امام نشستند.
از زمانیکه در دهه پنجاه با سخنرانیهای متفاوت و شورانگیز و پرمغز آسیدعلی آقا در باره مسائل مختلف دینی و سیاسی و کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی آشنا شدم، در ذهنم شخصیتی از ایشان شکل گرفت که یک روحانی سخنور، روشنفکر، بهروز و خوشفکر را تصویر میکرد.
به همین دلیل همیشه دوست داشتم ایشان را از نزدیک ببینم، تا اینکه در سال ۵۶ این فرصت دست داد و ایشان را برای اولین بار در منزل امام خمینی در قم در کنار مرحوم آیتالله پسندیده، برادر بزرگتر امام زیارت کردم.
با دیدن آرامش، وقار و سلوک سید، و نیز شنیدن کلام مختصری از او، ذهنیتم ارتقا یافت و ارادت بنده به سیدعلی آقا دوچندان شد.
پس از آن دیدار، شوق دیدار دوباره به ثمر ننشست تا اینکه انقلاب شد و در کوران خیزش مردم، کم کم در یاران ردیف اول امام، بار دیگر نام آسیدعلی آقا خامنهای، گستردهتر از قبل مطرح شد و هر روز بر ارادتمندان ایشان افزوده میشد. تازه فهمیدم که سیدعلی آقای خوش سیما، جوان و خوشفکر مشهدی طرفداران زیادی بین دانشجویان و طبقات دیگر دارد و همه، ایشان را به عنوان یک روحانی مبارز خوشفکر، باسواد، و هنرمندِخطابه میشناختند.
اتفاقات پرشتاب و تلخ و شیرین انقلاب ادامه داشت تا اینکه پس از پیروزی انقلاب که من دانشجوی دانشگاه تهران بودم؛ خبری بین دانشجویان پیچید که قرار شده روزهای شنبه سیدعلی آقای خامنهای از سوی امام خمینی به مسجد دانشگاه بیایند و با اساتید و دانشجویان گفتگو کنند.
اولین شنبه در سال ۵۸ به مسجد دانشگاه تهران آمدند. مسجد و محوطه شمالی آن پراز جمعیت دانشگاهی بود. ابتدا نماز جماعت ظهر و عصر به امامت ایشان اقامه شد. پس از اقامه نماز و قبل از شروع صحبت، ایشان ایستادند و اظهار داشتند که چون من خواهران را نمیبینم، پرده بین آقایان و خواهران را پایین بیاورید تا آنها را ببینم. برخی دانشجویان پرده حائل را تا پایین آوردند و جمعیت بزرگ دانشجویی، دختر و پسر شاهد سخنرانی پرشور و تبیینی ایشان شدند.
شواهد نشان میداد که حضور، و پرسش و پاسخ آقا سیدعلی که یکی از یاران اصلی امام و انقلاب بود، موجی از نشاط علمی را بین دانشجویان ایجاد کرده بود.
در جلسه بعدی، جمعیت دانشگاهی که از دانشگاههای دیگر تهران هم آمده بودند به طور قابل ملاحظهای افزایش یافت، و تنها اختصاص به مذهبیها نداشت، بلکه دانشجویان گروههای چپ هم برای مدتی در سخنرانی، و پرسش و پاسخ ایشان شرکت میکردند.
به گفتهی همه دانشجوها، تسلط ایشان بر بحثها، خوب گوش کردن سؤال پرسشگران، و رفتار خوب ایشان با مخالفان، تحسین برانگیز بود؛ خصوصا اینکه انقلاب تازه پیروز شده بود و معمولا حاکمان هر انقلابی در بحث با مخالفان شرکت نمیکنند، اما پایههای اصلی انقلاب همچون ایشان و آیت الله بهشتی بخصوص، در مناظرهها شرکت میکردند و حرفهای مخالفان را میشنیدند.
گفت و گو و مناظره شهید بهشتی با احسان طبری، تئوریسین حزب توده که بعدها تغییر ایدئولوژی داد؛ مؤید این بود که نفرات اصلی حاکمیت، بدون توجه به موقعیت پیروز خود، ضرورت میدیدند که با مخالفان خود بحث و گفتگو کنند؛ رسمی که در انقلابهای دیگر اصلا مرسوم نبوده است.
در فضای آزاداندیشی که این بزرگان فراهم ساخته بودند، مخالفان تا جایی که به رفتارهای تروریستی و عملیات تخریب گرایانه روی نیاورده بودند، آزادانه مسایل خود را مطرح و پاسخ دریافت میکردند.
در هرصورت در روزهایی که سیدعلی آقای خامنهای به مسجد دانشگاه تهران میآمدند، دانشگاه سرشار از نشاط علمی و انقلابی، و امیدآفرینی بویژه در فضای دانشجویی بود.
وقتی جنگ تحمیلی صدام، بلکه جبههی بزرگی از باطل، علیه ایرانِ تازه به استقلال رسیده شروع شد؛ طبیعی بود که از این به بعد، مجاهدی چون سیدعلی آقا را تنها در خط مقدم و مرکز فرماندهی دفاع مقدس ببینیم؛ بویژه اینکه جمع زیادی از دانشجویان نیز درسها را رها کرده و به جبهه رفتند.
برای اولین بار، مردم سفره سادهی افطاری امام خمینی را از قاب تلویزیون مشاهده کردند. تلویزیون نشان میداد مقامات کشور در چندصف پشت سر امام به نماز ایستاده بودند. وقتی نماز تمام شد، امام و دیگران کنار سفره افطاری که در حیات پهن شده بود، آمدند. امام کنار سفره ایستادند، احتمالا همه توقع داشتند که ایشان سریعا کنار سفره بنشینند، امام همچنان ایستاده و منتظر کسی بودند، لحظاتی بعد معلوم شد که امام منتظر آمدن سیدعلی آقا کنار سفره هستند. امام آنقدر ایستادند تا مستحبات نماز سیدعلی آقا تمام شد. وقتی سیدعلی آقا به امام نزدیک شدند، ایشان کنار خود جایی را برای سیدالاعلام باز کردند و بعد، امام نشستند.
امام در رفتار و سلوک خود همیشه دقتهای ویژهای داشتند. کارهای ایشان بیحکمت نبود. در بارهی سلوک اخلاقی امام خمینی، خودم از مرحوم دکتر محمود بروجردی، داماد حضرت امام شنیدم که ایشان همیشه با رفتار خودشان، اهمیت یک موضوع را به دیگران القا میکردند. برای نمونه، دکتر بروجردی میگفتند که امام در جمع خانواده، وقتی کنار سفره مینشستند، تا زمانی که خانم، همسر ایشان نمی نشستند، امام دست به غذا نمیبردند. این موضوع را همه اعضای خانواده فهمیده بودند که باید به احترام مادر، صبر کنند تا ایشان تشریف بیاورند و کنار سفره بنشینند و همراه خانم غذا بخورند. موضوع را به این دلیل ذکر کردم که توجه امام به ریزهکاریهای رفتاری و تربیتی تا چه اندازه مهم و حکمت آمیز بوده است.
برگردیم به افطاری در بیت امام و ایستادن و انتظار امام برای آیتالله خامنهای. وقتی تصاویر افطاری از تلویزیون پخش شد، همان زمان در این فکر بودم که رفتار انسانهای بزرگ و مهذب دارای پیام است، حکمت دارد و بیدلیل نیست.
امام مثل همیشه برای همه اعضای حاضر احترام قائل بودند، اما ایشان برای آیتالله سیدعلی خامنهای حساب ویژهای باز کرده بودند؛ همانگونه که امام بارها با رفتار و کلام خود نسبت به آسیدعلی آقا ارادت و محبت ویژهای نشان میدادند، چه با نگاه و چه با کلام.
بهجز آن صحنهی ناب، امام خمینی در وهلههای مختلف نیز عبارات و تعابیر بزرگی برای ایشان بهکار برده بودند. امام کسی نبود که بیجهت به کسی عنوانهای بزرگ بدهد؛ بعدها معلوم شد که امام به عنوان پدید آورنده بزرگترین پدیده قرن، یعنی انقلاب اسلامی، در شخصیت بزرگ و فرهیخته آیتالله خامنهای، راهبری آینده انقلاب را به وضوح میدیدند و بارها با رفتار و کلام خود این پیام را میدادند که انقلاب اسلامی با رهبری آیتالله خامنهای استمرار مییابد.
برخی عناوین و عباراتی که امام به جانشین خود نسبت داده بودند چنین است:
«سیدالاعلام .... شما را از صمیم قلب دوست دارم .... نعمت خدا به ما ...... ایشان همچون خورشید میدرخشند ..... شما در بنبست نخواهید بود، آقای خامنهای در میان شما هست(خطاب به بعضی مقامات) ...... معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا ..... هر موقعیکه شما به سفر میروید، من مضطرب هستم، خیلی سفر نروید ..... همراه قدیمی نهضت ..... از سلاله رسول اکرم (ص) و خاندان حسین بن علی (ع)».