یک دیپلمات بازنشسته گفت: من احتمال حمله مجدد به ایران را بالا نمیدانم، زیرا ترامپ از طریق ادامه محاصره دریایی، میتواند بدون پرداخت هزینههای جنگ، یک آسیب شدید را به اقتصاد ایران بزند و مطابق با اهدافش، باعث ایجاد شورش داخلی در ایران شود.
نصرتالله تاجیک در گفتوگو با خبرنگار جماران، در تشریح چرایی و میزان صحت مخالفت سعودیها با استفاده آمریکا از پایگاههای خود در عربستان و حریم هوایی این کشور ، اظهار کرد: روایتسازیهای هفتههای گذشته که ابتدا به همراهی عربستان با آمریکا و اسرائیل و تقاضایش برای عدم پایان جنگ اشاره میکرد و سپس به روایتی مبنی بر تعلیق دسترسی آمریکا به پایگاههایش در عربستان و سپس رفع این تعلیق پرداخت، بیش از آنکه خبر و واقعیت باشد، همه روایتسازی با اهداف خاص و عملیات روانی است و مستندات قطعی ندارد و مطالب منتشرشده نیز عمدتا حدس و گمانهای رسانهای هستند، زیرا اساسا نوع رابطه عربستان و آمریکا به گونهای نیست که سعودیها بتوانند استفاده ایالات متحده از پایگاههایش را منع کنند.
وی افزود: حتی در زمان حضور دموکراتها در کاخ سفید که روابط آمریکا و عربستان چندان گرم نبود، باز هم این کشور نمیتوانست مانع استفاده ایالات متحده از پایگاههایش در خاک عربستان شود. بنابراین، اکنون که ترامپ دولت آمریکا را در اختیار دارد و سعودیها همیشه امیدوار بودند او بتواند توازن منطقهای بین ایران و عربستان را به نفع آنان تغییر بدهد نیز نمیتوان تصور کرد که آنان مانع دسترسی آمریکا به پایگاههای خود شوند.
این دیپلمات بازنشسته ادامه داد: نهایت درخواست سعودیها از آمریکا میتواند این باشد که از پایگاهایش در خاک عربستان، برای حمله به ایران استفاده نکند تا ایران هم برای مقابله بهمثل، این پایگاهها را هدف قرار ندهد. البته با توجه به اینکه شواهدی مبنی بر استفاده آمریکا از فضای عربستان و پایگاههای خود در این کشور برای حمله به ایران وجود دارد، شاید اساسا این گونه درخواستها و خبرهای سیاسی و رسانهای برای کاهش بار مسئولیت سعودیها باشد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل اضافه کرد: از طرف دیگر، به نظر من اینکه برخی تا پیش از این معتقد بودند عربستان خواهان حمله آمریکا به ایران است نیز از شایعات رسانهای ناشی میشود و نمیتوان آن را کاملا درست دانست. حتی این احتمال به طور جدی وجود دارد که طرح شایعه درخواست عربستان از آمریکا برای حمله به ایران، دستپخت رسانههای اسرائیلی است تا پلهای پشت سر عربستان را خراب و این کشور را وارد حلقه جنگ سوم آمریکا و اسرائیل با ایران کنند.
تاجیک با بیان اینکه در مجموع به نظر نمیرسد مواضع عربستان نسبت به ایران تغییری کرده باشد، عنوان کرد: سعودیها همچنان خواهان تضعیف ایران هستند، اما تمایلی به حذف قدرت ایران در منطقه ندارند، زیرا میدانند در این صورت، اسرائیلیها دست برتر را پیدا میکنند. به عبارت دیگر، عربستان میخواهد برای حفظ توازن منطقهای، از کارت ایران استفاده کند، زیرا سعودیها میفهمند که چنانچه اسرائیل دست برتر را در منطقه داشته باشد، خودشان دیگر نمیتوانند بازیگری مناسبی را انجام دهند و نقش و قدرت برتر باشند.
وی ادامه داد: این مسألهای است که به اختلافات بین عربستان و امارات نیز افزوده؛ علاوه بر اختلافات قدیمی این دو، گرایش شدید امارات به اسرائیل و رویکرد بیش از حد خشن آن نسبت به ایران، باعث نارضایتی عربستان شده است. همچنین اینکه امارات میخواهد با کارت اسرائیل، با عربستان بازی کند نیز سعودیها را ناراضی کرده است. بنابراین، در مجموع باید گفت اگر عربستان مخالف جنگافروزی علیه ایران هم باشد، به معنای تجدیدنظر این کشور در روابط خود با جمهوری اسلامی نیست، بلکه صرفا در راستای معادلات منطقهای و جلوگیری از قدرتگیری اسرائیل در منطقه قابل تفسیر است که البته این نکتهای مهم و زمینهای مناسب برای نزدیکشدن ایران و عربستان است. حساسیت عربستان به نزدیکی بیش از حد امارات به اسرائیل، کمتر از حساسیت ایران به این موضوع نیست.
این دیپلمات بازنشسته اضافه کرد: سعودیها از تضعیف ایران ناراضی نیستند، اما تسلط کامل اسرائیل بر منطقه و نقش صهیونیستها در آینده و موازنه منطقهای هم برای آنان نگرانکننده است. عربستان نمیخواهد خاورمیانه پس از ایران به حیاط خلوت بلامنازع اسرائیل تبدیل شود. اخبار جهتدار علیه عربستان بیشتر در راستای استراتژی اسرائیل برای خراب کردن پلهای پشت سر کشورهای عربی و مخصوصا عربستان و کشاندن آنها به مقابله با ایران است، در حالیکه رسانههای اصلی نسبتا مستقل، صحبت از اختلاف امارات و عربستان بر سر نزدیکی بیش از حد با اسرائیل میکنند که البته سابقه چند ساله دارد و یکی از ریشههای انشقاق محمد بن سلمان و محمد بن زاید محسوب میشود.
تاجیک بیان کرد: سعودیها با نگاهی عاقلانه، به تبعات زندگی و گذران با اسرائیل و یهودیهای تندرو که دست برتر را در منطقه داشته باشند، واقف هستند. این موضوع در کنار خوشدرخشیدن نظامیان ایرانی و ایستادگی آنان و مردم در این سه جنگ تحمیلی آمریکا بر ایران که موجب تعجب همگان شده، نوعی قدرت بازدارندگی را برای ایران در کارکردن با سعودیها بازتولید کرده است.
وی با بیان اینکه تفاوت رویکرد عربستان و امارات نسبت به ایران و اسرائیل، یک نقطه افتراق اساسی بین این دو است، عنوان کرد: این تفاوت، در برخورد عربستان و امارات با ایران در جنگ رمضان نیز مشهود بود و در مسائلی مانند خروج امارات از اوپک یا درخواست این کشور از پاکستان برای بازگرداندن وامش، خود را نشان داد. گلایههای محمد بن سلمان از محمد بن زاید نزد ترامپ و رقابت جدی این دو در سودان، شمال آفریقا، یمن و پروندههای مشابه، نشان میدهد که نباید این کشورها را در یک جبهه واحد و بیتفاوت به موازنه قدرت دید.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تاکید کرد: اکنون ایران باید با خلق ظرفیت سیاسی و ورود به زدوبندهای درونمنطقهای با قدرتهای موثر مانند عربستان و نقشی که پاکستان قبول کرده، هم بنبست سیاسی خود با آمریکا را از طریق ایجاد تغییرات ژئوپلیتیکی، باز کند و هم منطقه از تبعات نقشآفرینی محور امارات-اسرائیل-هند در امان و راحت باشد. الآن وقت یک حرکت در سطح بالا با عربستان است تا اگر ترامپ اقدام نظامی کرد یا محاصره را طولانی نمود، دست ایران برای اقدام سیاسی و نظامی بازتر باشد. فقط با روشهای دیپلماتیک و سیاسی مانند تبادل پیام و انجام مذاکره، نمیتوان از این بنبست سیاسی بین ایران و آمریکا عبور کرد و به استفاده از مجموعهای از اهرمها و کشاندن به سطح بالاتری از تعامل برای توازن جدید قدرت منطقهای نیاز داریم.
این دیپلمات بازنشسته همچنین در خصوص اینکه برخی معتقدند مخالفت عربستان باعث عقبنشینی ترامپ از عملیات آزادی تنگه هرمز شده است، بیان کرد: من به چنین چیزی باور ندارم، زیرا اصلا ظرفیت روابط عربستان و آمریکا در حدّی نیست که سعودیها بتوانند چنین کاری کنند. من فکر میکنم پروژه آزادسازی تنگه هرمز از اساس عقیم بود، اما ترامپ خواست آن را به کشورهای منطقه بفروشد و بگوید به خاطر درخواست آنها، این پروژه را رها کرده است.
تاجیک ادامه داد: اصلا نمیتوان با اسکورت نظامی، کاروان تجاری را به امنیت رساند. این پروژه ترامپ حتی نتوانست یک سیگنال مثبت به صنعت کشتیرانی تجاری بدهد و شرکتهای بیمه از این عملیات ترامپ استقبال نکردند، زیرا اصولا در بنبستهای سیاسی، هر گونه اقدام نظامی سبب پیچیدهتر شدن اوضاع و دور شدن از حلوفصل مشکلات و چالشها میشود.
وی افزود: در حالیکه تنگه هرمز باز و ایران در صدد مدیریت تردد در آن است تا جلوی هر گونه آسیب امنیتی به پهنه سرزمینیاش را بگیرد، پروژه آزادی ارتش آمریکا یک اقدام نمایشی، غیرعملی، غیرموثر، تحریکآمیز، غیرمسئولانه، ماجراجویانه و با دستور کار خودساخته و بدون هر گونه مشروعیت بینالمللی و عملیات نظامی برای هماوردطلبی سیاسی در مقابل ایران است که سبب نقض آتشبس شده و مانند کبریتی است به بشکههای باروت این منطقه. این عملیات میتوانست آتش جنگ را شعلهور کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل اضافه کرد: حتی وزیر دفاع آمریکا و رئیس ستاد مشترک ارتش این کشور در مصاحبه مطبوعاتی خود در این مورد، نتوانستند ضرورت این اقدام ترامپ را تبیین کنند. طبیعی است که کشورهای منطقه از مخاطرات و تبعات چنین اقدام، نگران باشند، اما ترامپ کسی نیست که برای آنان تره خُرد کند و همان طور که خودش هم اعلام کرده، محاصره دریایی حتی از بمباران ایران نیز موثرتر است و لذا من احتمال حمله مجدد به ایران را بالا نمیدانم، زیرا ترامپ از طریق ادامه محاصره دریایی، میتواند بدون پرداخت هزینههای جنگ، یک آسیب شدید را به اقتصاد ایران بزند و مطابق با اهدافش، باعث ایجاد شورش داخلی در ایران شود.
تاجیک همچنین در خصوص تماس تلفنی عراقچی با همتای عربستانی خود در حین حضور در پکن و پس از ملاقات با وزیر خارجه چین، گفت: من بعید میدانم این تماس ربطی به چینیها داشته باشد. دو وزیر خارجه هفته قبل نیز با هم تماس داشتند و ممکن است از قبل برای تماس تلفنی در آن ساعت نیز برنامهریزی کرده باشند یا موضوعی برای یک طرف به وجود آمده باشد که باعث تماس شده است. در سیاست خارجی، موضوعات فقط به وزارت امور خارجه مربوط نمیشود و باید موضوعات اتفاقافتاده، بر اساس نظر نهادهای بالادستی تعیینتکلیف شود. لذا اگر این تماس به درخواست چینیها انجام شده بود، طبیعتا آقای عراقچی باید اول با تهران هماهنگ میکرد و سپس با طرف عربستانی تماس میگرفت.