تحلیل هاآرتص، پایان جنگ ایران را ضربهای سنگین به میراث سیاسی بنیامین نتانیاهو و نشانه فروپاشی تصور تلآویو از ائتلاف ناگسستنی با واشنگتن میداند. از نگاه این گزارش، توافق جدید ترامپ با تهران نهتنها بسیاری از خواستههای امنیتی اسرائیل را نادیده گذاشته، بلکه با بازگشایی هرمز، آزادسازی منابع مالی ایران و ابهام درباره پرونده هستهای و موشکی، میتواند موازنه پساجنگ را به سود تهران تغییر دهد و آزادی عمل اسرائیل در جبهههایی مانند لبنان را با چالش جدی روبهرو کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، گزارش روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» پرونده ایران را دومین ناکامی بزرگ بنیامین نتانیاهو پس از رخداد ۷ اکتبر ۲۰۲۳ توصیف میکند؛ جنگی که قرار بود با خلع سلاح کامل تهران و تثبیت میراث سیاسی نخستوزیر اسرائیل همراه شود، اما اکنون به نقطهای رسیده که میتواند جایگاه او را بیش از گذشته تضعیف کند.
به روایت این گزارش، امضای یادداشت تفاهم از سوی دونالد ترامپ و تمایل آشکار او برای پایان سریع جنگ و خروج نیروهای آمریکایی، تنها بخش کوچکی از انتظارات تلآویو را برآورده کرده و در عمل نشان داده ائتلافی که راستگرایان اسرائیل آن را ناگسستنی میدانستند، تا چه اندازه شکننده بوده است.
در این چارچوب، هاآرتص تأکید میکند که حامیان رسانهای و سیاسی نتانیاهو که پیشتر او را به دلیل کشاندن ترامپ به جنگ میستودند، اکنون خشم خود را متوجه نزدیکان رئیسجمهور آمریکا کردهاند. به گفته دیوید ماکوفسکی، تحللیگر سیاسی ترامپ بیش از آنکه به منطق جنگهای فرسایشی تن دهد، شیفته اقدامات سریع و نمایشی است؛ از ترور سردار قاسم سلیمانی و ابوبکر البغدادی گرفته تا بمباران فردو با بمبافکنهای بی۲. همین گرایش به پیروزیهای فوری، از نگاه این تحلیل، باعث شده ترامپ در برابر فشارهای منطقهای و اقتصادی به سمت توافقی برود که برای اسرائیل چیزی شبیه عقبنشینی سیاسی و امنیتی تلقی میشود.
مرحله نخست این توافق با بازگشایی تنگه هرمز و لغو تحریمهای بینالمللی آغاز شد؛ روندی که به آزادسازی دهها میلیارد دلار دارایی مسدودشده ایران در بانکهای قطری و چینی منجر شد. هاآرتص این ورود گسترده منابع مالی را طناب نجاتی برای تهران میداند و معتقد است این توافق، بیش از آنکه به تغییر رفتار ایران بینجامد، میتواند به بازسازی توان مالی و افزایش قدرت مانور منطقهای آن کمک کند.
در پرونده هستهای نیز این گزارش بر ابهامهای جدی تأکید دارد. ترامپ بهجای خروج کامل اورانیوم غنیشده از ایران، گزینه رقیقسازی را مطرح کرده است؛ در حالی که در توافق سال ۲۰۱۵، ۹۸ درصد اورانیوم ایران به روسیه منتقل شد. اکنون سخن از انتقال احتمالی ۵۰ درصدی است و نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز همچنان روشن نیست. ترامپ تلاش میکند با برجسته کردن این تفاوتها، توافق جدید را از برجام باراک اوباما متمایز و خود را پیروز معرفی کند، اما به روایت هاآرتص، در عمل نه تغییری در ساختار قدرت ایران رخ داده، نه پایانی برای برنامه موشکی رقم خورده و نه روابط ویژه اسرائیل و آمریکا بدون آسیب باقی مانده است.
فوریترین نقطه تقابل واشنگتن و تلآویو، از نگاه این گزارش، جبهه لبنان خواهد بود. ترامپ وعده آتشبس داده و پس از حمله به ضاحیه بیروت، نتانیاهو را توبیخ کرده است؛ در حالی که اسرائیل کاتس بر تداوم حضور ارتش اسرائیل در لبنان، سوریه و غزه پافشاری میکند. هاآرتص این رویکرد را چالشی مستقیم علیه کاخ سفید میداند؛ بهویژه اگر توافق جدید، توقف درگیریها در همه جبههها را شامل شود و آزادی عمل نظامی اسرائیل در برابر حزبالله را محدود کند.
در جمعبندی، هاآرتص معتقد است نتانیاهو در کنفرانس خبری خود، با نادیده گرفتن انزوای بیسابقه جهانی اسرائیل، تلاش کرد همچنان روایت تهدید فوری ایران را حفظ کند؛ اما از نظر این گزارش، او نه درباره سرنوشت اورانیوم غنیشده پاسخ روشنی داد و نه توانست توضیح دهد چگونه طرحی که قرار بود امنیت اسرائیل را تثبیت کند، به احیای مالی تهران، تنش با واشنگتن و فرسایش جایگاه بینالمللی تلآویو انجامیده است. به روایت این تحلیل، پایان تلخ جنگ ایران نشان میدهد یک طرح نیمهپخته چگونه میتواند به فاجعهای تبدیل شود که هر نخستوزیر دیگری را به استعفا وامیداشت.