به باور «میدل ایست آی»، در سال ۲۰۲۶ نقاب «همبستگی برادرانه» کنار رفته و واقعیت خشن رقابت میان دو خاندان حاکم، یعنی آلنهیان و آلسعود، آشکار شده است؛ رقابتی که ریشه در تضادهای ایدئولوژیک، جاهطلبیهای فردی و زخمهای تاریخی دارد و اکنون به یکی از محرکهای اصلی بیثباتی در ساختار قدرت خلیج فارس تبدیل شده است.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، تحلیل «میدل ایست آی» به کالبدشکافی لایههای پنهان رقابتی میپردازد که فراتر از نوسانات قیمت نفت یا اختلاف بر سر سهمیههای اوپک، ریشه در هویت، تاریخ و ساختار قدرت دو پادشاهی دارد. این گزارش استدلال میکند که شکاف کنونی میان ابوظبی و ریاض، نه یک سوءتفاهم گذرا، بلکه محصول برخورد دو دیدگاه متعارض درباره آینده خاورمیانه است.
به باور نویسنده، در سال ۲۰۲۶ نقاب «همبستگی برادرانه» کنار رفته و واقعیت خشن رقابت میان دو خاندان حاکم، یعنی آلنهیان و آلسعود، آشکار شده است؛ رقابتی که ریشه در تضادهای ایدئولوژیک، جاهطلبیهای فردی و زخمهای تاریخی دارد و اکنون به یکی از محرکهای اصلی بیثباتی در ساختار قدرت خلیج فارس تبدیل شده است.
یکی از محورهای برجسته این تحلیل، دگرگونی رابطه شخصی میان شیخ محمد بن زاید و محمد بن سلمان است. میدل ایست آی اشاره میکند که در دهه گذشته، بن زاید نقش «مربی» را برای شاهزاده جوان سعودی ایفا میکرد و تلاش داشت او را در مدار مبارزه با اسلام سیاسی و اخوانالمسلمین قرار دهد؛ اما در سال ۲۰۲۶، این رابطه از الگوی «استاد و شاگرد» فاصله گرفته و به رقابتی آشکار میان دو رقیب سرسخت تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، بن زاید همچنان به دنبال «سکولاریسم تحمیلی» و سرکوب هرگونه جنبش مذهبی است، در حالی که بن سلمان به سمت نوعی «ناسیونالیسم پوپولیستی» حرکت کرده که برای تحقق رؤیاهای اقتصادی خود، حاضر است با بازیگران مختلف، حتی ایران و انصارالله، وارد معامله شود.
این واگرایی ایدئولوژیک باعث شده ابوظبی، ریاض را به «خیانت» به آرمانهای ضداسلامگرایی متهم کند و در مقابل، ریاض نیز ابوظبی را به تلاش برای مهار رشد عربستان و محدود کردن جایگاه منطقهای آن متهم بداند.
لایه دیگر این تقابل، بازگشت «ارواح تاریخی» و اختلافات مرزی است. گزارش میدل ایست آی به منازعات قدیمی بر سر مرزها، بهویژه در منطقه «العدید» و میراث تلخ دوران استعمار اشاره میکند؛ اختلافاتی که همچنان بر روابط دو کشور سایه افکنده و با وجود ظاهر همکاریهای رسمی، هیچگاه بهطور کامل از میان نرفته است.
این تحلیل تأکید میکند که امارات در سال ۲۰۲۶ به این درک رسیده است که برای خروج از «سایه سنگین برادر بزرگتر»، باید پیوندهای نهادی خود را با نظم سعودیمحور بگسلد. در همین چارچوب، خروج امارات از اوپک در آوریل ۲۰۲۶، نماد عصیان ابوظبی علیه نظمی توصیف شده که سالها با محوریت عربستان تعریف میشد.
میدل ایست آی همچنین تفاوت مدل حکمرانی دو کشور را یکی از ریشههای مهم رقابت میداند. امارات با تکیه بر مدل «دولت-شرکت»، به دنبال ادغام کامل در زنجیره تأمین جهانی، فناوریهای نوین و هوش مصنوعی است؛ در حالی که عربستان با تکیه بر الگوی «دولت-هژمون»، در پی بازسازی قدرت سنتی خود و تثبیت جایگاه رهبری در جهان عرب و خلیج فارس است.
این تضاد ساختاری، رقابت میان دو کشور را به جبهههای تازهای در سودان، یمن و شاخ آفریقا کشانده است؛ جایی که هر دو طرف، به قیمت تضعیف دیگری، به دنبال گسترش نفوذ ژئوپلیتیک، اقتصادی و امنیتی خود هستند.
در نهایت، میدل ایست آی نتیجه میگیرد که خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ با یک «گسست برگشتناپذیر» روبهروست. شکست تلاشهای میانجیگرانه و علنی شدن لفاظیهای تند میان مقامات دو کشور، نشاندهنده تولد نظمی تازه است؛ نظمی که در آن «رقابت حذفی» جایگزین «همکاری استراتژیک» شده است.
این گزارش تأکید میکند که سال ۲۰۲۶ نشان داد ثروت نفتی دیگر نمیتواند شکافهای عمیق خاندانی، تاریخی و ایدئولوژیک میان ابوظبی و ریاض را پنهان کند. دشمنی ریشهدار دو کشور، شورای همکاری خلیج فارس را به نهادی فرمایشی و کماثر تبدیل کرده و منطقه را به سمتی سوق داده است که در آن، هرگونه پیشرفت در یک کشور، بهعنوان تهدیدی برای بقای دیگری تعبیر میشود.
بر اساس جمعبندی این تحلیل، خاورمیانه پس از ۲۰۲۶ وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن دو پادشاهی بزرگ خلیج فارس برای تعریف «نظم نوین» دیگر نه در کنار هم، بلکه در برابر یکدیگر ایستادهاند.