در سالهایی که در نخستوزیری حضور داشتم، به عینه میدیدم که غیرت، شرف و فداکاری وجود دارد، اما اینکه کارهای اقتصاد و توسعه ملی در دوره جنگ تا آن اندازه شرافتمندانه و افتخارآمیز پیش میرفت، قائم به شخص بود.اگر یک تصادف تاریخی، وجود گرامی مرحوم مصطفی عالینسب را نصیب این جامعه نمیکرد، محال بود آن کارنامه رقم بخورد.مرحوم عالینسب، فردی با قدرت اقناعی کمنظیر و دانش کاربردی بینظیر بود.این توانمندیها قائم به شخص بود. ورود من به دانشگاه به این دلیل بود که به سهم خود تلاش کنم آن معرفت علمی معطوف به مسائل و نیازهای ایران، ادبیات پشتیبان پیدا کند. در نخستوزیری نیز هر زمان که قرار بود درباره موضوعی تحقیق شود، پیشنویس آن را به استاد فقید، آقای عالینسب ارائه میکردم و ایشان با رویکردی پدرانه به من تذکر میدادند که کدام ابعاد متناسب با شرایط ایران در آن دیده نشده است. به عینه دیدم که ادبیات پشتیبان برای اعتلای اقتصاد و جامعه ایران، متناسب با این پیکره تمدنی ریشهدار، نزدیک به صفر است.
دکتر فرشاد مومنی با تاکید بر نقش دانش توسعه در نجات ایران، بخش مهمی از دستاوردهای اقتصادی دوران جنگ را متکی به تجربههای کمنظیر و وابسته به افرادی مانند میرمصطفی عالی نسب دانست و با انتقاد از گسترش «واقعیتهای دستکاریشده» در سیاستگذاری اقتصادی و رواج شوکدرمانی، گفت: منافع گروههای رانتی و مافیایی موجب سکوت درباره سقوط بنیه تولید ملی از ابتدای دهه ۱۳۹۰ شده است. راه برونرفت در تقویت تفکر انتقادی، سازمانیابی اجتماعی و بازگرداندن تولید فناورانه به مرکز ثقل سیاستگذاری توسعه قرار دارد.
دستاوردهای اقتصادی جنگ بدون شخصیتهای اثرگذار ممکن نبود
به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، در مراسم رونمایی از کتاب «روایت فرشاد» نوشته دکتر رضا مجیدزاده، که به بررسی روایت فرشاد مومنی، از مساله توسعه در ایران میپردازد، با بیان اینکه «گاهی در خلوت با خدا میگویم خدایا کاش درصدی از موضوعاتی که عزیزانم با لطف بیپایان درباره من مطرح میکنند مورد قبول و پذیرش تو هم واقع شود»، از برگزارکنندگان این مراسم، از جمله محسن رنانی، عباس عصاری، مجید زاده و دیگر حاضران، تشکر کرد و اظهارداشت: من دانشگاه را بهصورت آگاهانه انتخاب کردم. در سالهایی که در نخستوزیری حضور داشتم، به عینه میدیدم که غیرت، شرف و فداکاری وجود دارد، اما اینکه کارهای اقتصاد و توسعه ملی در دوره جنگ تا آن اندازه شرافتمندانه و افتخارآمیز پیش میرفت، قائم به شخص بود.
کارنامه اقتصادی جنگ بدون عالینسب ممکن نبود
وی ادامه داد: اگر یک تصادف تاریخی، وجود گرامی مرحوم مصطفی عالینسب را نصیب این جامعه نمیکرد، محال بود آن کارنامه رقم بخورد. این سخن من نیست، بلکه شخصا مکرر از آقای مهندس موسوی، در جلسات متعدد میشنیدم که میگفتند اگر در جلسهای آقای عالینسب حضور نداشته باشند، حمایت از محرومان و مستضعفان بسیار دشوار میشود. مرحوم عالینسب، فردی با قدرت اقناعی کمنظیر و دانش کاربردی بینظیر بود. بخش بزرگی از تئوریهایی را که در دوره تحصیلم حفظ میکردم و نمره میگرفتم، از طریق آموزشهای ایشان فهمیدم و خاضعانه میگویم که هیچ استادی قادر نبود دلالتها و کاربستهای آن نظریهها را متناسب با شرایط ایران تبیین کند.
پس از جنگ، مسیر اقتصاد ایران عوض شد
این استاد اقتصاد با بیان اینکه «این توانمندیها قائم به شخص بود»، یادآورشد: به همین دلیل پس از جنگ، زمانی که استاد عالی نسب با سلیقه تعطیل ساختاری مرزبندی کردند و آن را مانند سمی مهلک برای ایران دانستند و از مدیران بعدی جدا شدند، کشور در مسیر دیگری قرار گرفت که آثار آن قابل مشاهده است.
ادبیات پشتیبان توسعه ایران تقریبا وجود نداشت
تلاش کردم برای اقتصاد ایران پشتوانه علمی بسازم
وی خاطرنشان کرد: ورود من به دانشگاه به این دلیل بود که به سهم خود تلاش کنم آن معرفت علمی معطوف به مسائل و نیازهای ایران، ادبیات پشتیبان پیدا کند. در نخستوزیری نیز هر زمان که قرار بود درباره موضوعی تحقیق شود، پیشنویس آن را به استاد فقید، آقای عالینسب ارائه میکردم و ایشان با رویکردی پدرانه به من تذکر میدادند که کدام ابعاد متناسب با شرایط ایران در آن دیده نشده است. به عینه دیدم که ادبیات پشتیبان برای اعتلای اقتصاد و جامعه ایران، متناسب با این پیکره تمدنی ریشهدار، نزدیک به صفر است. قضاوت درباره میزان موفقیت تلاشهای من بر عهده دیگران است، اما همواره سعی کردهام آگاهانه و با برنامه در این مسیر حرکت کنم.
در ایران بهجای نقد، به حاشیهسازی پرداخته میشود
اعتلای ایران در گرو شناخت دقیق و بستر معرفتی توسعه است
مومنی ضمن اشاره به دشواریهای فضای فکری کشور، با بیان اینکه سرزمین ما ویژگیهای خاص خود را دارد؛ گاهی بهجای نقد دیدگاهها، به مسائل حاشیهای پرداخته میشود، گفت: از خداوند خواستهام که وقتی مسیر درست را میفهمم، از ملامت دیگران نترسم و صرفا برای اثبات خود، از مسیرم منحرف نشوم. تمرکز من بر آن چیزی بوده که از جنبه معرفتی برای نجات ایران ضروری است و هدفم اعتلای ایران بوده است. برای این منظور معتقدم به یک بستر معرفتی نیاز داریم که همان اندیشه توسعه است و در چارچوب آن نیز شناخت دقیق ایران ضرورت دارد؛ به همین دلیل در تمام دوران تدریس، تمرکز خود را بر همین حوزهها گذاشتهام.

تمرکز بر یک حوزه، مسیر علمی مرا دقیقتر کرد
مومنی با اشاره به تجربههای شخصی خود در تدریس اظهار داشت: گاهی با خداوند سخن میگفتم که چرا برخی همکاران میتوانند در یک ترم چندین درس متفاوت ارائه دهند، اما اکنون خدا را شکر میکنم که چنین توانی نداشتم و مسیر تخصصیتری را دنبال کردم.
کشورهای در حال توسعه در اسارت واقعیتهای دستکاریشدهاند
امکان مواجهه انتقادی با همه مسائل را فراهم کنیم تا کشور نجات پیدا کند
این اقتصاددان در ادامه به یکی از یافتههای کلیدی خود اشاره کرد و گفت: کشورهای در حال توسعه در اسارت واقعیتهای دستکاریشده هستند. بخش بزرگی از نارساییهایی که در اداره اقتصاد و جامعه ایران مشاهده میشود، صرفا به فساد یا وابستگی به خارج محدود نمیشود، بلکه سلطه این واقعیتهای دستکاریشده در راستای منافع گروههای خاص، بسیار تعیینکننده است. ما نیاز داریم در این زمینه با حاکمیت گفتوگو کنیم و یادآور شویم که اگر عقلانیت تضعیف شود، همه متضرر خواهند شد. اگر بتوانیم بهجای نظام آموزشی حافظهمحور، یک نظام آموزشی انتقادی ایجاد کنیم، امکان نجات کشور فراهم خواهد شد. متاسفانه در بسیاری از حوزهها بهدنبال افراد ساکت و مطیع هستند و این مسئله ما را دچار مشکل کرده است. باید عقلانیت را در جایگاه شایسته خود قرار دهیم و امکان مواجهه انتقادی با همه مسائل را فراهم کنیم تا کشور نجات پیدا کند.
جدال دولت و بازار در شرایط تسخیر ساختار قدرت، بحثی وهمی است
دولت و بازار واقعی زیر سایه اولیگارشیها شکل نمیگیرند
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با انتقاد از شیوه مواجهه با سیاستگذاریهای اقتصادی، اظهار داشت: در شرایط کنونی، بهجای مواجهه خردورزانه و اندیشهای با سیاستگذاریها، با برچسبها روبهرو هستیم. در قلمرو دانش و توسعه، با 10 گروه استدلال که به ازای هر یک از آنها جایزه نوبل اعطا شده، نشان داده میشود که در شرایطی که بخش مهمی از ساختار قدرت به تسخیر اولیگارشیها و مافیاها درآمده باشد، اساسا بحث از «دولت در برابر بازار» یک بحث وهمی و توخالی است؛ چرا که در چنین شرایطی نه دولت، دولت واقعی است و نه بازار، بازار واقعی. با این حال، در فضای موجود، بهدلیل غلبه برچسبزنی، بهمحض طرح یک دیدگاه، آن را به جریانهای فکری خاص نسبت میدهند. در حالی که می گویم در کشوری که به افرادی چون شهید مطهری، شهید بهشتی، مرحوم عالینسب و مهندس موسوی برچسب چپگرایی زده میشود، من به چنین چپبودنی افتخار میکنم.
لیبرالیسم و مارکسیسم هر دو بخشی از میراث دانایی بشرند
هیچ مکتب فکری بهتنهایی تمام واقعیت را توضیح نمیدهد
وی با تاکید بر ضرورت مواجهه علمی با مکاتب فکری تصریح کرد: همانگونه که سنت تفکر لیبرالی بخشی از ذخیره دانایی بشر است، سنت اندیشه مارکسی نیز بخشی از این میراث بهشمار میآید. هیچ نظریهای قادر نیست تمام واقعیت را پوشش دهد و در عین حال هیچ نظریهای نیز مطلقا علمی یا مطلقا غیرعلمی نیست. خدمات اندیشهای مارکس به جامعه بشری، اگر بیش از لیبرالها نباشد، کمتر از آنها هم نیست. با این حال، در شرایط فعلی، هم مارکسیسم و هم لیبرالیسم به ابزار برچسبزنی تبدیل شدهاند؛ بهگونهای که هر فردی برای تخریب دیگری از این عناوین استفاده میکند. حدود ۲۵ سال پیش در مقالهای درباره نگاه شهید بهشتی به لیبرالیسم، با استناد به آثار ایشان نشان دادم که آقای بهشتی لیبرالیسم را مبتنی بر چهار ستون فکری میدانستند و تصریح میکردند که از منظر اسلامی با سه مورد از این چهار ستون همدلی وجود دارد. این میزان همدلی درباره مارکسیسم، بهواسطه تاکید آن بر نفی تبعیض و برقراری مناسبات عادلانه، حتی بیشتر نیز عنوان شده است.

نه لیبرالیسم مطلقا درست است نه مارکسیسم مطلقا غلط
نجات ایران در گرو آموزش تفکر علمی است
مومنی افزود: بنابراین نه میتوان همه گزارههای لیبرالی را مطلقا درست یا غلط دانست و نه همه دیدگاههای مارکسیستی را؛ بلکه اگر خردورزی گسترش یابد، باید استدلالها و شواهد را شنید و سپس قضاوت کرد. این همان سطحی از بلوغ فکری است که متفکران بزرگی چون آیتالله شهید دکتر بهشتی بر آن تاکید داشتند. بهترین خدمت به بشر را آموزش شیوه تفکر علمی و خردورزانه است و آنچه نجاتبخش ایران خواهد بود، ترویج همین شیوه اندیشهورزی است، نه پذیرش یا رد کورکورانه دیدگاهها.
واقعیتهای دستکاریشده حتی سیاستگذاران با حسننیت را به خطا میبرند
شوکدرمانی انتقال گسترده منابع از مردم و تولیدکنندگان است
توزیع کوپن سهم ناچیزی از این منابع را بازمیگرداند
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه با اشاره به پیامدهای «واقعیتهای دستکاریشده» در نظام سیاستگذاری کشور اظهار داشت: این دستکاریها حتی سیاستگذاران دارای حسن نیت را نیز به سمت سیاستهای نادرست سوق میدهد. بهعنوان مثال، آنان را به سمت شوکدرمانی سوق میدهد. شوک درمانی نوعی جیببری ۱۰۰ واحدی از مردم و تولیدکنندهها است. بعد نیم واحد از این ۱۰۰ واحد را بین مردم به صورت کوپن توزیع میکنند. بر اساس محاسبات انجامشده، شوکدرمانی به معنای انتقال گسترده منابع از مردم و تولیدکنندگان است، در حالی که توزیع کوپن سهم ناچیزی از این منابع را بازمیگرداند. هرچند ممکن است گفته شود همین مقدار نیز بهتر از هیچ است، اما در افق بلندمدت، جامعهای که به دریافت صدقه عادت کند، نمیتواند به سمت آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی حرکت کند.
شبکهای از دستکاریهای مفهومی، علم اقتصاد را مخدوش کرده است
در شرایطی که کشور در وضعیت «صلح مسلح» قرار دارد، برخی از مدافعان رهاسازی اقتصادی، اکنون بر نقش دولت در شرایط جنگی تاکید میکنند اما در عین حال راهکارهایی ارائه میدهند که مجددا به شوکدرمانی منتهی میشود
مومنی با انتقاد از برخی رویکردهای نهادی افزود: تقسیم کاری که در آن از وزارت کار خواسته میشود بهجای تمرکز بر وظایف اصلی خود، به ساماندهی صدقه ها بپردازد، از اساس دچار اشکال است و در ذات خود ناپایداری دارد. شبکهای از دستکاریهای مفهومی و رسانهای شکل گرفته که برخی گزارههای نادرست را بهعنوان علم اقتصاد جا انداخته است. این در حالی است که با بررسی دقیق، میتوان نشان داد که این گزارهها از بنیاد با واقعیتهای علمی فاصله دارند. در شرایطی که کشور در وضعیت «صلح مسلح» قرار دارد، برخی از مدافعان رهاسازی اقتصادی، اکنون بر نقش دولت در شرایط جنگی تاکید میکنند، اما در عین حال راهکارهایی ارائه میدهند که مجددا به شوکدرمانی منتهی میشود. پشت این رویکردها، منافع گروههایی قرار دارد که از این مناسبات سود میبرند و با بهکارگیری ابزارهای رسانهای و حتی استخدام افرادی، تلاش میکنند این دیدگاهها را غالب و واقعیتها را دستکاری کنند. چرا در بیش از یک قرن اخیر، هرگاه فرد یا جریانی مسیر درست را تشخیص داده، به حاشیه رانده شده است؟ چرا جامعه درگیر منازعاتی میشود که مانع از پرداختن به مسائل اصلی است؟ ما همچنان درگیر دوگانههای انحرافی مانند «مشروطه و مشروعه» هستیم و همین امر مانع از آن شده که بتوانیم از آن تجربه تاریخی درسهای لازم را برای پیشرفت کشور استخراج کنیم.
مسئله توسعه ایران ریشه در ضعفهای اندیشهای دارد
جامعهای که در فاصلهای کوتاه میتواند مواضع خود را بهطور کامل تغییر دهد، نیازمند ارتقای بنیه فکری است
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه سخنان خود با طرح این پرسش که چرا یک دانشآموخته علوم انسانی و اجتماعی در ایران میتواند تا مقطع دکتری پیش برود اما حتی یکبار نامهایی چون صنیعالدوله، ملکالمتکلمین و سید جمالالدین واعظ را نشنود، اظهار داشت: این مسئله از منظر تولید فناورانه نیز قابل توضیح است و ریشه در ضعفهای بنیادین نظام فکری کشور دارد. در جریان ملی شدن صنعت نفت، دانشگاهیان همراه با دکتر مصدق و یارانش نقشآفرینی میکردند، اما پس از کودتا، بخشی از این نیروها به این جمعبندی رسیدند که مسائل ایران بسیار بنیادیتر از تغییر افراد در رأس قدرت است و کشور با مشکلات عمیق اندیشهای مواجه است. آنان تاکید داشتند جامعهای که در فاصلهای کوتاه میتواند مواضع خود را بهطور کامل تغییر دهد، نیازمند ارتقای بنیه فکری است.
مومنی ادامه داد: در همان زمان، این جمعبندی شکل گرفت که اگر ایران بخواهد در بلندمدت مسیر نجات را طی کند، باید تفکر انتقادی و تفکر فلسفی در آن تقویت شود؛ از همین رو، تلاش شد باکیفیتترین آثار فلسفی تاریخ اندیشه بشر به زبان فارسی ترجمه شود. مطالعه آثار شهید مطهری نشان میدهد که اگر آن تلاشها صورت نمیگرفت، دستاوردهای فکری بعدی نیز با چنین عمقی شکل نمیگرفت.
با خداوند عهد کردم که از دانش خود برای منافع شخصی استفاده نکنم و آن را در خدمت دفاع از بندگان بیپناه قرار دهم
وی با بیان اینکه «ورود من به دانشگاه یک انتخاب آگاهانه بود»، تصریح کرد: من از ساختار قدرت خارج شدم و به دانشگاه آمدم و از خداوند خواستم که توفیق دهد در حد توان در این مسیر ثابتقدم بمانم. اگر دستاوردی حاصل شده باشد، کمترین سهم آن متعلق به من و بخش عمده آن ناشی از لطف الهی و پایبندی به تعهدی است که با خود بستهام. با خداوند عهد کردم که از دانش خود برای منافع شخصی استفاده نکنم و آن را در خدمت دفاع از بندگان بیپناه قرار دهم و هر میزان اثرگذاری، تابع میزان پایبندی به همین تعهد است.
مافیاها با دستکاری واقعیتها توسعه را مختل میکنند
بهدلیل نفوذ گسترده مافیاها در تحمیل «واقعیتهای دستکاریشده»، باید تمرکز بیشتری بر توزیع عادلانه صدا و اطلاعات داشت
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه با اشاره به الزامات تفکر انتقادی گفت: رکن اساسی تفکر انتقادی، روزآمدسازی مستمر پژوهشگر است؛ هم در بهرهگیری از آخرین دستاوردهای نظری و هم در شناخت دقیق واقعیتهای روزمره جامعه. در گذشته تمرکز بر توزیع عادلانه قدرت، ثروت و منزلت بود، اما اکنون بهدلیل نفوذ گسترده مافیاها در تحمیل «واقعیتهای دستکاریشده»، باید تمرکز بیشتری بر توزیع عادلانه صدا و اطلاعات داشت. کسانی که این توزیع را مخدوش و دسترسیها را طبقاتی میکنند، یا درک درستی از الزامات توسعه ندارند یا در راستای منافع گروههای خاص عمل میکنند و نه منافع ملی.
ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند باز کردن مسیر برای سازمانیابی مردم در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است
وی با تاکید بر ضرورت سازمانیابی اجتماعی اظهارداشت: ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند باز کردن مسیر برای سازمانیابی مردم در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. محدود کردن این فرآیند نمیتواند به اعتلا و رفاه جامعه کمک کند. شهید بهشتی حق سازمانیابی مردم را در تراز اصول اساسی اداره امور میدانستند و هرگونه مانعتراشی در این مسیر را در تعارض با توسعه و حتی با مبانی دینی ارزیابی میکردند.

بیتوجهی به تولید فناورانه، غفلت بزرگ پس از جنگ بوده است
در حالی که در مباحث مربوط به تورم، به متغیرهای کماهمیت پرداخته میشود، نقش تعیینکننده افت تولید فناورانه نادیده گرفته میشود
مومنی در ادامه با تأکید بر ضرورت «سلطهشناسی» و توجه به شکاف فناورانه گفت: یکی از بزرگترین غفلتها در دوره پس از جنگ تحمیلی و اجرای سیاستهای تعدیل ساختاری، بیتوجهی به این مسائل بوده است. تمرکز بر تولید فناورانه، از هر منظر علمی و تجربی، ستون فقرات سیاستگذاری برای دستیابی به توسعه و عزت ملی است. با این حال، منافع گروههای رانتی و مافیایی موجب شده که درباره سقوط شدید بنیه تولید ملی، بهویژه از ابتدای دهه ۱۳۹۰ تاکنون، سکوت شود. در حالی که در مباحث مربوط به تورم، به متغیرهای کماهمیت پرداخته میشود، نقش تعیینکننده افت تولید فناورانه نادیده گرفته میشود و این امر نشاندهنده عمق چالشهای موجود است.
کل نظام حیات اجتماعی باید مبتنی بر خلاقیت و ارتقا باشد تا امکان پیشرفت فراهم شود
وی با اشاره به اثر خود با عنوان «تولید به مثابه نظام حیات جمعی» گفت: کل نظام حیات اجتماعی باید مبتنی بر خلاقیت و ارتقا باشد تا امکان پیشرفت فراهم شود. همچنین متفکران توسعه در حوزه علوم سیاسی نیز تاکید دارند که معیار اصلی توسعهخواهی دولتها، نحوه مواجهه آنها با تولید فناورانه است. در شرایطی که مناسبات رانتی و ربوی بر اقتصاد حاکم است، اهمیت این موضوع دوچندان میشود و نیازمند توجهی جدی و فوری است.
تولید فناورانه ستون فقرات سیاستگذاری توسعه است
که نقش اساسی افت تولید فناورانه در شکلگیری و تشدید تورم عملا نادیده گرفته میشود
این اقتصاددان با تاکید بر ماهیت میانرشتهای توسعه با بیان اینکه تحقق توسعه مستلزم همکاری گسترده در عرصه نظر و عمل است و جامعهای میتواند در مسیر توسعه قرار گیرد که فرهنگ همکاری را در سطوح مختلف تمرین کرده باشد، ادامه داد: از هر دریچهای به مسئله نگاه شود، تولید فناورانه باید ستون فقرات سیاستگذاری توسعه در کشور باشد. این مسئله مرکز ثقل حساسیت حکومتی در هر نظامی است که هم به دنبال عزت مردم و هم به دنبال عزت جایگاه کشور است. آنچه مانع توجه جدی به این مسئله شده، منافع گروههای مافیایی است که موجب شده درباره سقوط شدید بنیه تولید ملی، بهویژه از ابتدای دهه ۱۳۹۰ تاکنون، سکوت شکل بگیرد. در چنین فضایی، درباره تورم عمدتا به متغیرهای کماهمیت اشاره میشود، در حالی که نقش اساسی افت تولید فناورانه در شکلگیری و تشدید آن عملا نادیده گرفته میشود و این نشاندهنده وجود یک مسئله جدی در ساختار تحلیل و سیاستگذاری کشور است.
