جام جهانی فوتبال چند ماه پیش به پایان رسیده و ما چشممان به دریچه مسابقات لیگ برتر چند هفته ای است. با توجه به نمایش خیره کننده ای که تیم های مختلف جهان در روسیه داشتند، نگاه به فوتبال عوض شده است و کسانی که فوتبال برترین تیم های جهان را در مهم ترین اتفاق فوتبالی جهان دیده اند برایشان سخت است که بخواهند به مسابقات داخلی نگاهشان را سوییچ کنند. ما در جام جهانی با اوج مهارت در ورزش فوتبال، کارهای تاکتیکی زیادی و گل های متفاوتی مشاهده کردیم که ماحصل کار تیمی و نشات گرفته از استفاده صحیح از توپ بود اما اینجا گویی با یک توپ بازی متفاوت همراه هستیم که نشان چندان از جام جهانی را ندارد.
وقتی دریبل های امباپه را به خاطر می آوریم و یا حرکات زیبای پل پوگبا را در زمین می دیدیم ذهنمان در بهترین حالتی که فوتبال را میتواند ببیند معطوف شده بود. برای همین دیدن فوتبال داخلی لذت چندانی ندارد در ضمن تیم ها با یکسری از بازیکنان بسته شده اند که هنوز با یکدیگر هماهنگ نیستند. وقتی تیم ها90 دقیقه با همدیگر بازی می کنند طبیعی است که 5 تا 6 صحنه روی دروازه ایجاد شود . اگر پیرمردها نیز با هم بازی کنند یا حتی بچه های کوچک برابر همدیگر قرار بگیرند بالاخره چند صحنه روی دروازه ایجاد می شود چون مدافعان به طور ناخواسته دچار اشتباه می شوند .
در فوتبال ما حتی ابتدایی ترین آموزش ها هم انجام نمیشود به عنوان مثال اگر پاس دادن را بخواهیم مطابق با بهترین پاسورهای دنیا مقایسه کنیم نمرات کیفیت پاس ما بسیار پایین می باشد مواردی چون زمان ، دقت ، زاویه ، شدت مناسب ، پاس دقیق به فضا اصلا در لیگ ما مشاهده نمی شود.
بازیکنان ما در دریافت توپ ( گرفتن توپ ) دچار مشکل هستند و حتی بازیکنان برجسته ما در فضا های تنگ و بسته نمی توانند توپ ها را دریافت کنند و توپ در استپ ها از پای آنان فاصله می گیرد. با همین دو آیتم ابتدایی که اشاره کردم و در فوتبال ما کمتر دیده می شود .
لازم نیست به بقیه موارد اشاره ای داشته باشم واقعا ما از فوتبال دنیا عقب هستیم دلیلش این است که فوتبالیست های پایه ما از فوتبال دنیا عقب و هیچ توجهی به تیم های پایه در لیگ نمی شود .
در فوتبال روز دنیا 13 استراتژی برای حمله کردن داریم یا 4 نوع دفاع که 4 نوع حمله روی آن سوار می شود! ولی تا زمانی که فاکتور های اولیه فوتبال را نداریم به طور حتم نه استراتژی حمله و نه استراتژی دفاع کاملا مشخصی داریم. وقتی که هیچ یک از خواص و استاندارد های جهانی را نداریم نمی توانیم ادعای خاصی را داشته باشیم.
در زمین فوتبال 11 پست وجود دارد که پست های حیاتی در وسط زمین و قسمت جلویی می باشد یعنی یک لوزی در میانه زمین تشکیل که سایر بازیکنان در کنار آن بازی می کنند، به همین دلیل است که یک مربی یک دفاع چپ را در هافبک چپ بازی می دهد اما نمیتواند او را به وسط زمین بیاورد. متاسفانه این مساله در فوتبال ما جدی گرفته نمی شود.
در لیگ امسال ما تاکنون بیشتر بازی ها منجر به نتیجه مساوی شده است . واقعیت این است که با توجه به فعالیت ایجنت ها و بازیکنان تاثیر گذار که در تیم های ما تقسیم شده اند، تعادلی بین تیم ها برقرار شده است و به جز یکی دو تیم که هم از لحاظ مدیریتی و ساختاری و مالی و بازیکن گیری به موقع یار گیری کرده اند و بازیکنان تاثیر گذار سایر تیم ها را جذب کرده اند، دیگر بقیه تیم ها برتری خاصی بر دیگری ندارند.
فوتبال امروز از لحاظ فیزیکی قوی تر – سریع تر و سازماندهی تر شده است و از لحاظ تاکتیکی هوشیارانه تر می باشد اما هنوز می شود با یک حرکت خلاقانه یا حرکت سریع کامل خلع سلاح شود. برترین سیستم ها و سبک ها و تاکتیک ها در یک چشم به هم زدن به واسطه یک حرکت عالی بدنی ( حرکت خلاقانه ) به مانند حرکات مسی در بارسلونا کاملا نیست و نابود می شود که در فوتبال و لیگ ما کمتر دیده می شود.
بیشتر تمرینات فوتبال از طریق همان ماهیت خطی و نیم کره چپ مغز می باشد اما سمت راست مغز که اصطلاحا مرکز خلاقه نامیده می شود، نیازمند میزان کارکردن مشابه می باشد.
یک بدن و ذهن قوی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در تمرینات می شود و باید در بقیه مراحل کار مورد توجه و تاکید قرار گیرد. جهت پرورش قسمت خلاقانه مغز باید تمرینات منطقی و مختص آن را انجام داده که باعث تقویت آن شود . همانطور که افراد به تمرینات بدنی جهت آماده تر شدن به واسطه اصل اضافه بار می پردازند برای ذهن هم قواعد مشابهی وجود دارد که باید مربیان لیگ توجه ویژه ای به این نوع تمرینات داشته باشند تا امیدوار باشیم که در هفته های آتی شاهد بازی های زیبا و خلاقانه تر و لیگ پویا و سازنده بازیکنان جدید باشیم.
2007
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند
نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.