تیم فوتبال بارسلونا زندگی شاهانه اش را در لالیگا ادامه می داد که سیاست ورزان کاتولونیا شمشیر از نیام برآوردند و اگرچه بر دولت اسپانیا تاختند اما در حقیقت بر گلوی آبی اناری های شهرشان فشردند.
قریب به چهل سال است که کاتالان ها خودمختار شده اند، حتی در سال 2006 اختیارات جدیدی نیز از سوی دولت مرکزی اسپانیا به آنها داده شد، اما همانطور که تیم فوتبال این ایالت در کسب جام و موفقیت سیری ناپذیر است، مردمش نیز به این اسب پیشکشی قانع نبودند و خواستار استقلال کامل از اسپانیا شدند.
این فعل خواستن ادامه داشت تا اینکه اکتبر 2017 صرف گردید، آنها ابتدا در یک فضای کاملا پلیسی، علیرغم مخالفت دولت مرکزی، اوایل اکتبر، همه‌پرسی استقلال را در کاتالونیا برگزار کردند که 43 درصد واجدان شرایط در آن شرکت کردند و بیش از 90 درصد رای‌دهندگان نیز رای به استقلال دادند و سپس در اواخر این ماه پارلمان ایالت کاتالونیا با 70 رای موافق، 10 مخالف و 2 ممتنع، رسما استقلال یک طرفه این ایالت از کشور اسپانیا را تصویب و اعلام کرد. تصمیمی که ممکن است به یک نقطه مرجع در تاریخ فوتبال جهان تبدیل شود چراکه تشعشعات این تصمیم دامن بارسلونا، یکی از بهترین های جهان را خواهد گرفت.
ضمن اینکه بارسلونا فقط یک تیم فوتبال نیست، صد سال پیش، در زمان زمامداری ژنرال فرانکو، دیکتاتوری که وحشت سفید را در اسپانیا نضج داده بود، تنها تیمی که بدان توجه می شد رئال مادرید بود که هنوز هم به عنوان تیم پادشاهی شناخته می شود. مردم کاتالونیا در زمان فرانکو اجازه نداشتند که از زبان و فرهنگ و آداب و رسوم خود استفاده کنند در این بین اما باشگاه بارسلونا با سرپیچی های گاه و بیگاهش، از همان زمان به نمادی از پایبندی به فرهنگ شناخته شد.
آنها کم کم با تغییر شرایط به نماد مبارزه و مخالفت و اعتراض علیه حکومت ژنرال فرانکو تبدیل شدند و حتی رئیس این باشگاه توسط دیکتاتور اسپانیا کشته شد. از آن زمان تا الان جدال بارسلونا با رئال مادرید حساسیت فوق العاده ای دارد و به نوعی یک جنگ سرد است چرا که از یک طرف تیم ژنرال فرانکو وجود دارد که لقب کهکشانی را یدک می کشد و از طرف دیگر بارسلونایی که نماد مبارزه و اعتراض است، وجود دارد و این جنگ سرد یک قرن است که نه فقط اسپانیایی ها و کاتالان ها، بلکه کره خاکی را اسیر خود کرده است، از همین رو پر بیراه نیست بگوییم برای استقلال ایالت کاتولونیا نه فقط کاتالان ها بلکه جامعه بین الملل باید نظر دهند و یک همه پرسی بین المللی شکل گیرد تا همه مردم دنیا در آن شرکت کنند چرا که این مردم کل دنیا هستند که ال کلاسیکو را از دست می دهند و حق دارند در مورد بودن یا نبودن این دربی حساس نظر دهند.
آنها حق دارند در مورد ندیدن بازی لیونل مسی نظر دهند درثانی بدون بارسا، رئال هم مفهومی نخواهد داشت، رونالدو با چه کسی رقابت کند، اصلا لالیگا از هم می پاشد یعنی باکلاس ترین لیگ دنیا می میرد پس، این حق را از مردم دنیا نگیرید ای کاتالان ها، اینقدر خودرای نباشید.
کاتالونیا که استقلال یک طرفه اش، با واکنش تند دولت اسپانیا مواجه بوده ( و حتی تهدید شد ضمن منحل شدن پارلمان آنها، خود مختاری چهل ساله اش نیز پس گرفته خواهد شد) حتی در صورت پیروزی بدون خون ریزی در این مسیر، باید فدراسیون فوتبالش زیر نظر فیفا قرار بگیرد تا بتواند تیم ملی داشته باشد و یوفا را نیز متقاعد کند تا بارسلونایش در لیگ قهرمانان حضور یابد، امری که دست کم شش سال طول خواهد کشید،
کاتالان ها باید الگویی برگزینند یا مثل ولز، رایان گیگزهایش مجوز حضور در لیگ جزیره را داشته باشند یا مثل اسکاتلند خود اینقدر قوی باشند که بتوانند لیگی مستقل تشکیل دهند، امری که با وجود تنها دو تیم بارسلونا و اسپانیول بعید است شکل بگیرد و یا اینکه مثل موناکو و یا آندورا، علیرغم استقلالشان، باز تیم هایشان به ترتیب در لوشامپیونه و لالیگا بازی کنند، تصمیمی که اگر تیغ تیز سیاست بگذارد، می تواند هم فوتبال اسپانیا را نجات دهد و هم لذت از دنیای فوتبال رخت برنبندد.
یادمان نرود در صورت گرفتین چنین تصمیمی هر الکلاسیکو یک جنگ جهانی خواهد بود.
2007
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.