در حالی که در فوتبال مدرن اغلب سرمربیان به خاطر چند نتایج بد برکنار می شوند برخی از باشگاه ها به مربی خود اعتماد کردند و نتیجه این اعتماد را دیدند.
ورزشی جماران، فوتبال به تجارتی تبدیل شده است که نتایج اولویت دارند و اغلب سرمربیان فرصت کمی دارند تا ارزش های خود را نشان دهند. چند نتیجه بد می تواند موجب فشار از جانب هواداران، رسانه و حتی مدیریت شود.
با این حال، بعضی از باشگاه ها نگاه متفاوتی دارند. به نوشته تریبونا، آن ها به سرمربیان خود در شرایط سخت وفادار هستند و به آن ها برای ساخت تیمشان فرصت می دهند.
سرمربیانی که در ادامه به آن ها اشاره می شود از بهترین نمونه هایی هستند که نشان می دهد صبر در فوتبال چگونه نتیجه می دهد.
آتالانتا- جان پیهرو گاسپرینی

تصمیم آتالانتا برای حفظ جان پیهرو گاسپرینی اکنون می تواند آشکار باشد اما در زمستان ۲۰۱۶ این چنین نبود. گاسپرینی پس از یک دوران سخت در اینتر وارد برگامو شد. او تنها پس از پنج بازی رسمی با تیم میلانی برکنار شد. شروعش در آتالانتا هم خیلی راضی کننده نبود. این تیم از پنج بازی نخست خود در سری آ چهار دیدار را واگذار کرد و ابهام ایجاد کرد که آیا ایده های این سرمربی روی بازیکنان جواب خواهد داد یا نه.
در عوض، آتالانتا تصمیم گرفت که شاید مشکل از تفکر نیست بلکه باید زمان لازم داده شود تا آن ایده ها به خوبی اجرا شوند. گاسپرینی را حفظ کردند و اجازه دادند سیستم مورد نظرش را بسط دهد.
نقطه عطف اواخر سپتامبر ۲۰۱۶ پس از شکست دردناک خانگی برابر پالرمو ( یک بر صفر) بود. در حالی که رسانه ها خواستار برکناری اش شدند، آنتونیو پرکاسی، رییس باشگاه کار غیر منتظره ای انجام داد؛ تمام بازیکنان تیم را در کمپ تمرینی باشگاه جمع کرد و به آن ها اولتیماتوم داد: "خوب گوش کنید. شکی در رابطه با گاسپرینی ندارم. او سرمربی ما است و بهترین مربی ممکن و جایگزین ناپذیر. حالا ببینیم چه کار می کنید."
با وجود آگاهی از حمایت مدیریت، احساس می شد که جایگاه گاسپرینی محکم نیست و سرمربی ایتالیایی برای بازی بعد برابر ناپولی ریسک بزرگی کرد. او ستاره های با تجربه تیم را کنار گذاشت و بازیکنان جوان و بدون تجربه را در ترکیب اصلی قرار داد که در میان آن ها ماتیا کالدارا، روبرتو گالیاردینی و آندرئا کونتی دیده می شدند.

پرکاسی بعدا در یک مصاحبه اعتراف کرد: "زمانی که گاسپ به من گفت از تمام بازیکنان جوان برابر ناپولی استفاده خواهد کرد شب را خوب نخوابیدم. اگر بد پیش می رفت، خطر خسته کردن پسران را به جان می خرید اما حق با او بود."
آتالانتا با پیروزی یک بر صفر ناپولی را شگفت زده کرد. این گروه جوان از همان شروع خوب جا افتادند و آن تصمیم، تیمی را که در معرض سقوط بود به نیرویی مهار نشدنی تبدیل کرد.
شروع بد جبران شد و گاسپرینی فصل را با قرار گرفتن در جایگاه چهارم به پایان رساند که در آن زمان بهترین رتبه آتالانتا در تاریخ سری آ به حساب می آمد.
این نتیجه آغازگر یک شروع بزرگ تر بود. آتالانتا به حضور در رقابت های اروپایی عادت کرد و با گذشت زمان به عنوان یک تیم لیگ قهرمانانی مطرح شد. در دوران گاسپرینی این تیم پنج بار به این رقابت ها صعود کرد.
بهترین رتبه آتالانتا در فصل ۲۰-۲۰۱۹ رقم خورد که توانست دوم شود. در این فصل همچنین نشان داده شد گاسپرینی تا کجا فوتبال تهاجمی اش را پیش برده است. آتالانتا در لیگ ۹۸ گل به ثمر رساند که بهترین آمار سری آ به حساب می آمد و یکی از برترین رکوردهای گلزنی در تاریخ مدرن این رقابت ها بود. آتالانتا همچنین به یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان در سال ۲۰۲۰ رسید و پاریسن ژرمن با دو گل در دقایق پایانی نتیجه را ۲ بر یک کرد و راهی دور بعد شد.
با این حال مهمترین زمان در ماه می ۲۰۲۴ فرا رسید. آتالانتا به نخستین فینال اروپایی اش صعود کرد و شاید فوق العاده ترین عملکرد تاریخ باشگاه را ارائه کرد پس از اینکه بایرلورکوزن را در فینال با سه گل شکست داد. لورکوزن در حالی پا به این بازی گذاشت که رکورد ۵۱ دیدار بدون شکست را ثبت کرده بود اما تیم گاسپرینی بازی کاملی از خود به نمایش گذاشت و با هت تریک آدمولا لوکمن پیروز شد. آن نخستین جام بزرگ اروپایی آتالانتا بود و اولین جام بزرگ گاسپرینی به عنوان سرمربی.
تفاوت آتالانتا قبلی با گاسپرینی و تیمی که او ساخت قابل توجه بود. پیش از حضور او، آتالانتا بخش بیشتری از تاریخ خود را خارج از سطح اول رقابت های اروپایی گذراند. آماری که در ادامه نشان داده می شود این اختلاف فاحش را مشخص می کند. این تضاد وقتی بیشتر آشکار می شود که یک فصل بعد از جدایی گاسپرینی، آتالانتا در جایگاه هفتم قرار گرفت.
همکاری ۹ ساله گاسپرینی و آتالانتا در ماه جون ۲۰۲۵ به پایان رسید اما به این خاطر نبود که باشگاه او را شکست خورده می دانست و با او خداحافظی کرد بلکه گاسپرینی خودش تصمیم گرفت قراردادش را تمدید نکند. او سپس هدایت رم را بر عهده گرفت.
پس از رفتن گاسپرینی، آتالانتا در کمی بیشتر از یک سال، سه سرمربی مختلف برگزید: ایوان یوریچ، رافائله پالادینو و مائوریتیسیو ساری. پس از نشان دادن صبوری فوق العاده نسبت به گاسپرینی در طول ۹ سال، باشگاه پس از جدایی اش روش متفاوتی را در پیش گرفت.
آرسنال- میکل آرتتا

تصمیم آرسنال به ادامه شرطبندی روی میکل آرتتا یکی از آشکارترین مثال های دوران اخیر در رابطه با اینکه صبر نتیجه بخش است. آرتتا در دسامبر ۲۰۱۹ به عنوان سرمربی آرسنال انتخاب شد و پس از سه سال و نیم همکاری به عنوان دستیار پپ گواردیولا در منچسترسیتی برای نخستین بار سرمربی شد. زمانی که به آرسنال رفت، این تیم در جایگاه نهم لیگ برتر انگلیس قرار داشت و نخستین فصل خود را با رتبه هشتم پایان داد. با این حال آرتتا با فتح اف ای کاپ خیلی سریع به باشگاه نشان داد که چرا باید به پروژه اش اعتماد کنند. این اتفاق پس از شکست سیتی در نیمه نهایی و پیروزی برابر چلسی در فینال رخ داد.
فصل بعد شرایط دوباره سخت شد؛ آرسنال هشتم شد و برای نخستین بار در ۲۵ سال اخیر نتوانست در رقابت های اروپایی حضور داشته باشد.
تیم در ماه های نوامبر و دسامبر ۲۰۲۰ وارد بحران شد و آرسنال در هشت بازی لیگ برتر نبرد و تا رتبه پانزدهم سقوط کرد؛ تنها چهار امتیاز با رتبه سقوط فاصله داشت.
در حالی که صحبت از اخراج سرمربی اسپانیایی هر بار جدی تر می شد، آرتتا گفت: "نمی توانیم بازی های فوتبال را ببریم و باید سینه مان را جلو بیاریم و بگوییم: به من ضربه بزن چون حق داری، به این خاطر که من پیروزی به دست نمی آورم."
زمانی که از او پرسیده شد او کسی است که باید انتقادات را بپذیرد به جای بازیکنان، آرتتا کاملا واضح گفت: "سینه من اینجاست، ضربه بزنید پسران."
باشگاه هم تصمیم گرفت از او حمایت کند. ادو گاسپار، مدیر فنی آرسنال به صورت علنی از سرمربی اسپانیایی حمایت و صحبت از یک همکاری طولانی مدت کرد. او گفت: "اگر هر بار که نتایج بد کسب می کنیم همه چیز را زیر سوال ببریم هرگز نمی توانیم چیزی بسازیم. میکل کار بزرگی کرده است. درون باشگاه پروسه را می بینیم و اکنون نیاز به ثبات داریم و نه دستپاچگی. "
با حمایت مدیریت، آرتتا در باکسینگ دی ۲۰۲۰ برابر چلسی تغییر بزرگی انجام داد و امیل اسمیت رو و بوکایو ساکا جوان را در ترکیب اصلی قرار داد. آرسنال ۳ بر یک پیروز شد و به روند بد خود پایان داد. همچنین آرتتا جایگاه خود را حفظ کرد. در ادامه در هشت بازی بعدی شان در لیگ برتر شکست نخوردند.
با این حال فصل ۲۲-۲۰۲۱ بدتر شروع شد. آرسنال در سه بازی نخست خود در لیگ برتر برابر برنتفورد، چلسی و منچسترسیتی شکست خورد بدون اینکه گلی به ثمر برساند. ۹ گل هم دریافت کرد. توپچی ها بدون امتیاز در رتبه آخر جدول قرار گرفتند پس از اینکه حدود ۱۵۰ میلیون پوند برای خرید بازیکن در تابستان خرج کردند. بن وایت، مارتین اودگارد، آرون رمزدل و تاکهیرو تومیاسو از جمله آن ها بودند.
به جای برکناری آرتتا، آرسنال به شرطبندی روی او ادامه داد و به بازسازی تیم. پاسخ در پایان فصل آشکار بود: توپچی ها در رتبه پنجم قرار گرفتند و به لیگ اروپا صعود کردند. یک سال بعد، آرسنال ۸۴ امتیاز کسب کرد و پشت سر منچسترسیتی در رتبه دوم جای گرفت. همچنین پس از هفت سال به لیگ قهرمانان صعود کرد.
فصل ۲۴-۲۰۲۳ نشان دیگری بود که بازسازی تیم در حال نتیجه دادن است. آرسنال با ۸۹ امتیاز به کار خود پایان داد و تا آخرین هفته اجازه نداد منچسترسیتی قهرمانی اش را قطعی کند. در فصل ۲۵-۲۰۲۴ دوباره دوم شد و به نیمه نهایی لیگ قهرمانان صعود کرد. این اتفاق پس از پیروزی ۵ بر یک برابر رئال مادرید در یک چهارم نهایی رخ داد.

گام نهایی در فصل ۲۶-۲۰۲۵ برداشته شد. پس از سه نایب قهرمانی پشت سر هم، آرسنال بالاخره قهرمان لیگ برتر شد. اتفاقی که از فصل ۰۴-۲۰۰۳ نیفتاده بود و به ۲۲ سال انتظار توپچی ها پایان داد. آرتتا سیزدهمین سرمربی لقب گرفت که فاتح لیگ برتر می شود و نخستین نفر پس از اینکه قبلا با این تیم در این رقابت ها بازی می کرد. آرسنال فصل را با ۲۶ پیروزی، هفت مساوی و پنج شکست پس از ۳۸ بازی به پایان رساند. همچنین بعد از ۲۰ سال به فینال لیگ قهرمانان صعود کرد، البته در ضربات پنالتی پس از تساوی یک- یک مغلوب پاریسن ژرمن شد.
در سال ۲۰۲۶، آرتتا سومین جام خیریه اش را با پیروزی ۳ بر صفر مقابل منچسترسیتی بالای سر برد. او در فصل ۲۷-۲۰۲۶ هم با هدایت آرسنال برای کسب عناوین بزرگ تلاش خواهد کرد.
اتلتیکومادرید- دیگو سیمئونه

زمانی که دیگو سیمئونه هدایت اتلتیکومادرید را در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۱ بر عهده گرفت، این تیم در جایگاه دهم لالیگا قرار داشت و تنها چهار امتیاز با رتبه سقوط فاصله داشت. همچنینی باشگاهی بود که از تغییرات زیاد روی نیکمت رنج می برد و در ۲۴ سال قبل ۴۹ سرمربی را به خود دیده بود.
در همان فصل نخست مشخص شد که چه آینده ای در راه است. اتلتیکو از رتبه دهم به جایگاه پنجم صعود کرد و پس از پیروزی ۳ بر صفر برابر اتلتیک بیلبائو، فاتح لیگ اروپا شد. فصل بعد، یک گام رو به جلو دیگر برداشته شد و قرمز و سفیدپوشان با کسب ۷۶ امتیاز در جایگاه سوم لالیگا قرار گرفتند. همچنین با پیروزی ۲ بر یک برابر رئال مادرید در سانتیاگو برنابئو فاتح کوپا دل ری شدند و پس از غلبه بر چلسی (۴ بر یک) قهرمان سوپرجام اروپا لقب گرفتند.
پیشرفت بزرگ در فصل ۱۴-۲۰۱۳ اتفاق افتاد. اتلتیکو با ۹۰ امتیاز بالاتر از بارسلونا و رئال مادرید قهرمان لالیگا شد و به حکمرانی دو باشگاه بزرگ اسپانیا پایان داد. همچنین در آن فصل به فینال لیگ قهرمانان رسید و با شکست ۴ بر یک در وقت های اضافه برابر رئال مادرید نایب قهرمان شد.
این شکست پیشرفت اتلتیکو را متوقف نکرد. در سه فصل بعدی در جایگاه سوم لالیگا قرار گرفت و به ترتیب ۷۸، ۸۸ و ۷۸ امتیاز کسب کرد. همچنین در فصل ۱۶ـ۲۰۱۵ به فینال لیگ قهرمان صعود کرد. سازمان دفاعی سیمئونه در آن فصل فوق العاده بود: اتلتیکو در ۳۸ بازی لیگ تنها ۱۸ گل دریافت کرد و میانگین ۰.۴۷ گل خورده در هر بازی را به ثبت رساند. همچنین در ۲۴ بازی دروازه تیمش بسته ماند.
موفقیت اروپایی ادامه یافت زمانی که اتلتیکو دوباره فاتح لیگ اروپا در فصل ۱۸-۲۰۱۷ شد. این اتفاق پس از پیروزی ۳ بر صفر مقابل مارسی رخ داد، قبل از اینکه قرمز و سفیدپوشان با ۷۹ امتیاز در لالیگا دوم شوند. یک سال بعد با پیروزی ۴ بر ۲ برابر رئال مادرید سوپرجام اروپای دیگری فتح کردند. تیم سیمئونه همچنان بین سه تیم برتر اسپانیا باقی ماند و این روند با وجود تغییرات در پیرامون تیم به طرز چشمگیری ثابت ماند.
دومین قهرمانی در لالیگا در فصل ۲۱-۲۰۲۰ اتفاق افتاد، زمانی که اتلتیکو ۸۶ امتیاز کسب کرد. از نخستین فصل کامل سیمئونه، روخی بلانکو هرگز در رتبه پایین تر از چهارم قرار نگرفت که موجب شد ۱۴ فصل پیاپی به لیگ قهرمانان صعود کند. قبل از حضور سرمربی آرژانتینی، این تیم در ۱۵ سال تنها دو بار به این رقابت ها صعود کرده بود.

در ماه می ۲۰۲۶ سیمئونه با هدایت اتلتیکو برابر ویارئال به عدد ۸۰۰ بازی رسمی با روخی بلانکو رسید و یک رکورد قابل توجه دیگر به نام خود ثبت کرد. ۴۷۰ پیروزی، ۱۶۸ مساوی و ۱۶۲ شکست را در این مدت تجربه کرد که میانگین ۵۸.۸ درصد بازی هایش را با پیروزی به پایان رساند. همچنین به راحتی از رکورد قبلی اتلتیکو گذشت که به لوییس آراگونس با ۶۱۲ بازی اختصاص داشت.
در حالی که لیگ قهرمانان تنها جام بزرگی است که سرمربی آرژانتینی فتح نکرده، سیمئونه در فصل ۲۷-۲۰۲۶ هم روی نیمکت اتلتیکو نشست.
با این حال، اتلتیکو در سال های اخیر موفقیت های کمی به دست آورده است. در فصل ۲۶-۲۰۲۵ در رتبه چهارم لالیگا قرار گرفت و در فینال کوپا دل ری مغلوب رئال سوسیداد شد. با وجود این باشگاه همچنان روی سیمئونه شرطبندی می کند و بر اساس گزارش ها حدود ۲۶ میلیون در سال به او می پردازد که دومین سرمربی جهان با بالاترین دستمزد به حساب می آید.
لیورپول- یورگن کلوپ

۹ سال حضور یورگن کلوپ در لیورپول یکی از بهترین نمونه های آشکار است که چگونه صبر می تواند باشگاه را متحول کند. با این حال دوران ورزشی اش فاصله زیادی با یک مسیر مستقیم در رسیدن به موفقیت داشت. زمانی که کلوپ در اکتبر ۲۰۱۵ از دورتموند به لیورپول رفت، باشگاه هنوز به دنبال یک مسیر مشخص می گشت. کلوپ در نخستین فصل، تیم را در جایگاه هشتم لیگ برتر قرار داد، در حالی که توانست قرمزها را به فینال جام اتحادیه و لیگ اروپا برساند و به ترتیب برابر منچسترسیتی و سویا شکست خورد.
دو فصل بعدی با پیشرفت همراه بودند، در حالی که هیچ جامی مهمی به دست نیامد. لیورپول در فصل ۱۷-۲۰۱۶ و ۱۸-۲۰۱۷ در لیگ در رتبه چهارم قرار گرفت و در پایان آخرین فصل، شکست تلخی را هم برابر رئال مادرید در فینال لیگ قهرمانان تجربه کرد. کلوپ سه فینال را در لیورپول واگذار کرده بود اما باشگاه به اعتماد به پروژه اش ادامه داد. اگر به عنوان یک چشم انداز به آن نگاه شود رسیدن به سه فینال مهم در مدت زمان کوتاه یک تغییر بزرگ برای لیورپول به حساب می آمد. زیر نظر برندن راجرز لیورپول در سه سال و نیم هرگز به فینال نرسید. ۹ سال بود که در فینال اروپایی مهمی حضور نداشت، آخرین بار در لیگ قهرمانان ۲۰۰۷ برابر میلان بود که تحت هدایت رافا بنیتس قرار داشت.
این صبر نتیجه داد. در فصل ۱۹-۲۰۱۸ لیورپول با ۹۷ امتیاز در رتبه دوم قرار گرفت و تنها در یک بازی از لیگ شکست خورد. همچنین برای دومین سال پیاپی به فینال لیگ قهرمانان رسید و این بار با پیروزی ۲ بر صفر برابر تاتنهام برای ششمین بار قهرمان شد. به آن باید سوپرجام اروپا را اضافه کرد که با پیروزی در ضربات پنالتی برابر چلسی به دست آمد.
یک سال بعد، لیورپول به انتظار ۳۰ ساله اش برای فتح لیگ برتر پایان داد. تیم کلوپ با کسب ۹۹ امتیاز، ۳۲ پیروزی در ۳۸ بازی و ۱۸ امتیاز برتری نسبت به منچسترسیتی در رتبه دوم، قهرمان این رقابت ها شد.

بنابراین بزرگترین امتحان دوران کلوپ در باشگاه فرا رسید. لیورپول فصل ۲۱-۲۰۲۰ را به عنوان مدافع عنوان قهرمانی آغاز کرد اما آسیب دیدگی ها و افت تیم کاملا فصل را برای آن ها عوض کرد. شکست ناپذیری اش در لیگ در آنفیلد به ۶۸ بازی رسیده بود قبل از اینکه شش بازی پیاپی در خانه مغلوب شود. فیرجیل فان دایک، جو گومز و ماتیپ تمام این دوره مهم را از دست دادند که موجب شد کلوپ با دفاعی باقی بماند که هر لحظه تغییر می کرد.
نتایج بد در خانه شایعاتی درباره استعفای کلوپ و قبول هدایت تیم ملی آلمان به وجود آوردند. سرمربی آلمانی همزمان باید با غم از دست دادن درگذشت مادرش روبرو می شد که در ژانویه ۲۰۲۱ فوت کرد و محدودیت های سفر به خاطر بحران کرونا اجازه نداد در مراسم خاکسپاری اش شرکت کند.
با این حال نه مالک ها و نه کلوپ در هیچ لحظه ای به جدایی فکر نکردند. کلوپ درباره شایعات جدایی گفت: "با من خداحافظی کردند یا من می خواهم بروم؟ نیاز به استراحت ندارم. در واقع، پر از انرژی هستم. من ۱۰۰ درصد مسئول آن هستم و احساس می کنم این مسئولیت زمانی که اوضاع خوب پیش نمی رود باید بیشتر باشد."
لیورپول در ماه های آخر نتایج بهتری کسب کرد و در نهایت سوم شد. قرمزها در حالی که بیشتر فصل در میان چهار تیم برتر نبودند اما در نهایت توانستند به لیگ قهرمانان فصل بعد صعود کنند.
تیم کلوپ فصل بعد نشان داد که می تواند به سرعت مسائل را تغییر دهد. لیورپول با ۹۲ امتیاز در رتبه دوم جای گرفت و دو جام داخلی به دست آورد. همچنین به یک فینال دیگر لیگ قهرمانان صعود کرد اما دوباره رئال آن ها را شکست داد. در فصل ۲۳-۲۰۲۲ دوباره یک عقب گرد وجود داشت، زمانی که لیورپول در رتبه پنجم قرار گرفت و از صعود به لیگ قهرمانان باز ماند.
یک بار دیگر به جای برکناری کلوپ، به سرمربی آلمانی فرصت داده شد تا تیم را بازسازی کند. لیورپول دوباره به میان سه تیم برتر در آخرین فصل حضور سرمربی آلمانی برگشت و توانست جام اتحادیه را فتح کند قبل از اینکه کلوپ تیم را در ماه می ۲۰۲۴ ترک کند.

زمانی که کلوپ از لیورپول جدا شد، لیگ قهرمانان، لیگ برتر، اف ای کاپ، جام اتحادیه، سوپرجام اروپا و جام جهانی باشگاه ها را فتح کرده بود. او ۴۹۱ بازی هدایت قرمزها را بر عهده داشت و آمار ۲۹۹ پیروزی، ۱۰۹ مساوی و ۸۳ شکست را به ثبت رساند و میانگین ۶۰.۹ درصد برد را ثبت کرد.
ساختار منسجمی که در دوران کلوپ ساخته شده بود همچنین کمک بزرگی به آرنه اسلوت کرد که هدایت تیم را در سال ۲۰۲۴ بر عهده گرفت. بر خلاف باشگاه های دیگر که با از دست دادن سرمربی بزرگ خود دچار مشکل می شوند، لیورپول خیلی زود خود را با شرایط جدید وفق داد. اسلوت در نخستین فصل حضورش (۲۵-۲۰۲۴) توانست قهرمان لیگ برتر شود.
فصل بعد شرایط پیچیده تر شد و لیورپول در جایگاه پنجم ایستاد. با این حال باشگاه نه دچار وحشت شد و نه سریع برای تغییر تصمیم گرفت. آن ها به اعتماد خود به پروژه ادامه دادند و به اسلوت زمان دادند تا فصل را به پایان برساند.
این صبر به بخش مهمی از رویکرد لیورپول تبدیل شده است. با آندونی ایرائولا که تیم را در فصل ۲۷-۲۰۲۶ هدایت می کند این رویکرد دوباره امتحان خواهد شد.
برنتفورد- توماس فرانک

دوران توماس فرانک در برنتفورد نمونه دیگری است که چرا صبر می تواند به این اندازه ارزشمند باشد. او در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۸ پس از اینکه دین اسمیت به استون ویلا رفت، سمتش از دستیار به سرمربی تیم ارتقا پیدا کرد. نخستین ماه هایش سخت گذشتند و برنتفورد از ۱۰ بازی خود در چمپیونشیپ تنها یک برد کسب کرد.
فرانک با تغییر چینش تیم به ۳-۴-۳ به این شرایط پاسخ داد و نتایج کم کم بهتر شدند. برنتفورد در نهایت در جایگاه یازدهم چمپیونشیپ قرار گرفت و باشگاه به فرانک اجازه داد تیم خود را بسازد و ایده هایش را روی آن اجرا کند.
سرمربی دانمارکی بعدا به جلسه ای با مدیرانش که اجازه ندادند وحشت ورود پیدا کند، اشاره کرد و گفت: "در هر تیمی اگر شما هشت بازی از هر ۱۰ بازی را شکست بخورید، اخراج می شوید. با این حال متیو، راسموس و فیل با آمار به دیدن من آمدند و به من گفتند: 'به موقعیت های خلق شده، چگونگی دوندگی بازیکنان برای تو و تمرینات تمرکز کن. به کارت ادامه بده.' این سطح از آرامش منطقی تقریبا در فوتبال مدرن بی سابقه است."
سرمربی دانمارکی فصل بعد نشان داد که این صبر می تواند نتیجه دهد. برنتفورد تیم سوم چمپیونشیپ شد و به فینال پلی اف رسید اما ۲ بر یک مغلوب فولام شد. شکست دردناکی بود اما باشگاه دلیلی ندید که سرمربی را تغییر دهد. در عوض، به اعتماد به فرانک و تفکراتش ادامه داد.
نتیجه این تصمیم در فصل ۲۱-۲۰۲۰ مشخص شد. برنتفورد دوباره سوم شد و این بار در فینال پلی اف سوانسی را ۲ بر صفر شکست داد. پس از سال ها دوری از بالاترین سطح، این تیم برای نخستین بار از سال ۱۹۴۷ به لیگ برتر برگشت. فرانک همچنین نخستین سرمربی دانمارکی لقب گرفت که یک تیم را راهی لیگ برتر می کند.
چالش پس از این کاملا تغییر پیدا کرد. برنتفورد باید نشان می داد که می تواند مقابل تیم هایی با بودجه هایی خیلی بیشتر رقابت کند اما فرانک در نخستین فصل حضورش تیم را در رتبه سیزدهم لیگ برتر قرار داد.
یکی از نمونه های بارز رویکرد کمتر معمول برنتفورد استفاده از پرتاب های اوت بود. تیم در دوران توماس گرونمارک زمانی که در چمپیونشیپ بازی می کرد شروع به تمرین مداوم روی پرتاب های بلند کرد اما این تاکتیک به بخش اساسی هویت تیم پس از صعود به لیگ برتر تبدیل شد.

در نخستین فصل در لیگ برتر، برنتفورد در لیگ بالاتر از تیم های دیگر در امید گل از طریق ضربه آزاد با ۶.۴۰ قرار گرفت و پیش از زمستان هشت گل به این روش به ثمر رساند. بازی هایشان در شروع مجدد به سرعت به یک بخش کلیدی در بازی شان تبدیل شد. برنتفورد در طول فصل ۲۲-۲۰۲۱ از طریق این بازی ها که با پرتاب اوت شروع می شدند سه گل به ثمر رساند.
یک سال بعد، دورتر پیش رفتند و فصل ۲۳-۲۰۲۲ را با کسب ۵۹ امتیاز و قرار گرفتن در رتبه نهم به پایان رساندند. آن ها به کسب سهمیه رقابت های اروپایی نزدیک شدند.
فصل ۲۴-۲۰۲۳ دشوار تر بود و برنتفورد به خاطر بحران مصدومیت ها در رتبه شانزدهم قرار گرفت. با این حال باشگاه همچنان به فرانک اعتماد داشت. سرمربی دانمارکی با قرار دادن برنتفورد در رتبه دهم در فصل ۲۵-۲۰۲۴ پاسخشان را داد. سپس در ماه جون ۲۰۲۵ این تیم را ترک کرد تا هدایت تاتنهام را بر عهده بگیرد.
دورانش در تاتنهام روی دیگر سکه را نشان داد. فرانک تنها هشت ماه در این تیم ماند و پس از ۳۸ بازی، ۱۳ پیروزی، ۱۱ مساوی و ۱۴ شکست از اسپرز جدا شد. تاتنهام در رتبه شانزدهم قرار گرفت با تنها پنج امتیاز فاصله از رتبه سقوط.
این موضوع تفاوت در صبر و شکیبایی باشگاههای کنونی را برجسته میکند و شاید تاتنهام با ندادن زمان بیشتر به فرانک، همانطور که برنتفورد انجام داد، اشتباه کرد.
هایدنهایم- فرانک اشمیت

داستان فرانک اشمیت احتمالا ناب ترین نمونه در صبر فوتبال مدرن است. او در ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۷ هدایت هایدنهایم را بر عهده گرفت، زمانی که تیم در دسته پنج حضور داشت. اکنون بیش از ۱۸ سال است که در این سمت باقی مانده است. او طولانی ترین حضور به عنوان سرمربی در یک تیم را در تاریخ فوتبال حرفه ای آلمان به نام خود ثبت کرده است.
از همه جذاب تر مسیری بوده است که هایدنهایم در زمان اشمیت طی کرده است. تحت هدایت سرمربی آلمانی، این تیم به دسته چهار صعود کرد و سپس به دسته سه. در سال ۲۰۰۹ توانست به دسته دو راه پیدا کند و در سال ۲۰۲۳ برای نخستین بار در تاریخ باشگاه به بوندسلیگا صعود کرد.
صعودش به بالاترین سطح به خودی خود یک نمونه کامل از ذهنیتی بود که پیرامون اشمیت پیشرفت کرده بود. هایدنهایم در هفته آخر ۲۳-۲۰۲۲ در بوندسلیگا ۲ در رتبه سوم قرار داشت اما با یک کامبک در لحظات پایانی مقابل یان رگنزبورگ همه چیز عوض شد. دو گل در وقت های اضافه کافی بود تا ۳ بر ۲ پیروز شود و از هامبورگ پیشی بگیرد تا در بالاترین جایگاه قرار بگیرد. پس از ۱۶ سال کار اشمیت، هایدنهایم بالاخره به بوندسلیگا صعود کرد.
اتفاقاتی که در ادامه افتاد این موفقیت را چشمگیرتر کرد. به جای اینکه در نخستین حضورشان در بالاترین سطح فوتبال برای بقا بجنگند، فصل ۲۴-۲۰۲۳ را با قرار گرفتن در رتبه هشتم به پایان رساندند. این نتیجه کافی بود تا صعودشان به رقابت های اروپایی تضمین شود و آن ها سهمیه لیگ کنفرانس را به دست آوردند.
با این حال فصل بعد داستان کاملا متفاوت بود. هایدنهایم در طول ۲۵-۲۰۲۴ در بوندسلیگا دچار مشکل شد و از ۳۴ بازی خود تنها هشت برد کسب کرد و ۲۹ امتیاز به دست آورد. در جایگاه شانزدهم قرار گرفت و برای ماندن در این دسته باید در پلی اف شرکت می کرد. در نهایت پس از بازی حذفی دراماتیک برابر الورسبرگ از سقوط نجات یافت. در خانه نتیجه ۲-۲ شد و در زمین حریف به لطف گل لئو شینزا در وقت های اضافه ۲ بر یک پیروز شد.
آن تنها چیزی که اجتناب ناپذیر بود را به تعویق انداخت. در فصل ۲۶-۲۰۲۵ هایدنهایم باز هم در رتبه های پایینی جدول دیده شد و در نهایت با قرار گرفتن در جایگاه هفدهم به حضور دو ساله خود در بالاترین سطح فوتبال آلمان پایان داد و به دسته دو برگشت.
آمار فردی اشمیت نشان می دهد که این رابطه چقدر غیر معمول شده است. او در ۶۷۷ بازی رسمی هدایت هایدنهایم را بر عهده داشت که شامل ۳۰۸ بازی در بوندسلیگا ۲، ۱۹۰ بازی در دسته سه و ۱۰۱ بازی در بوندسلیگا می شود.
اما داستان فراتر از نتایج و آمار است. اشمیت در هایدنهایم متولد شد و همچنین در این تیم به دوران ورزشی خود به عنوان بازیکن پایان داد پس از اینکه در سال ۲۰۰۷ به عنوان سرمربی موقت معرفی شد. کاری که قرار بود دو هفته به آن مشغول شود به یکی از طولانی ترین رابطه های تاریخ فوتبال تبدیل شد.
هولگر سانوالد، مدیرعامل هایدنهایم اعلام کرد که جایگاه اشمیت ثابت است، حتی در لحظات دشوار. او گفت: "هرگز با فرانک خداحافظی نخواهیم کرد. او قرارداد ابدی دارد تا وقتی که اینجا است. اگر سقوط کنیم همه این کار را کردیم و اگر صعود کنیم همه این کار را انجام دادیم. تصمیم نهایی به عهده خودش است."
اشمیت همچنین فرصت های مربیگری در باشگاه های بزرگ را به دلیل ارتباطش با هایدنهایم رد کرده است. او در این رابطه گفت: "نیازی به باشگاه بزرگ ندارم تا احساس کنم کاری کردم. اینجا خانه من است، باشگاه من است و آن را آجر به آجر ساخته ایم. در رابطه با مجسمه؟ هیچ وقت نباید برای کسی که زنده است بنای یادبود ساخت؛ وگرنه دیر یا زود کسی می آید و روی آن ادرار می کند."
این داستان ها نشان می دهند که صبر می تواند در فوتبال اشکال مختلفی به خود بگیرد. برای برخی از باشگاه ها به معنای اعتماد به یک سرمربی با وجود کسب نتایج بد است. برای دیگران به معنای قبول سقوط و بازسازی یا انتظار بیشتر است تا در نهایت این کار به شکل فتح عناوین نتیجه دهد.
با این حال در دورانی که سرمربی ها تنها پس از چند ماه بد می توانند جایگاهشان را از دست بدهند، باشگاه ها چقدر باید صبر خرج دهند؟ و کدام باشگاه در این فهرست بهترین مثال برای انجام درست این کار است؟