حسین پاکدل در یادداشتی نوشت: از همان زمان که در رسانه سادهانگار داخلی همچنان بر همان پاشنههای بسته میچرخید، توسط این خولیان مست، آرام و با طمأنینه تخم مزدوری برای بیگانه در خاک خودی کاشته میشد؛ تا در زمان مقرر هماهنگ و یکباره با اشارهای، امن و امان شهرها را بههم بزنند. از آنسوی، با اشارت دشمن نگاه فرصتطلبها، از سر تعجیل با تکیه بر قدرت شلیک و برد رسانه، با سادهسازی همهچیز، همراه بانگ فتح دو روزهی تهران، وعدهی برگشت به خود و دیگران دادند. گاه حمله به کشور تبدار زدند و رقصیدند.
تعبیر حسین پاکدل از رسانههای فارسیزبان ضدایرانی: خولیان مست گاه حمله به کشور تبدار زدند و رقصیدند
به گزارش جماران، حسین پاکدل بازیگر سینما یادداشتی درباره رسانههای فارسیزبان و رویکرد ضدایرانی آنها نوشته که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید:
دشمنان این سرزمین کلید آغاز این جنگ و تجاوزِ اکنون بالفعلشده را به شکل بالقوه از سالیان پیش میزدند. از همان هنگام که پشت هم شبکههای رنگارنگ با سرمایههای کلان غولهای حریص، با پخش برنامههای مفرح، آنهم به فارسی با کمک و همراهی چند پشتکرده به میهن، فضای کشور را آلودهی مرام خود کردند. بعد کمکم لابهلای زنگ تفریحات، با شگردهای پیچیده، با تحقیق از هرچه و هرکه بود و هست، برچسبزنی، تحریف تاریخ و رواج کذب، انگ و تهمت و ایجاد افتراق و توزیع ناسزا به روح و روان و ذهن جامعه خصوص جوانان ناامید رخنه کردند.
از همان زمان که در رسانه سادهانگار داخلی همچنان بر همان پاشنههای بسته میچرخید، توسط این خولیان مست، آرام و با طمأنینه تخم مزدوری برای بیگانه در خاک خودی کاشته میشد؛ تا در زمان مقرر هماهنگ و یکباره با اشارهای، امن و امان شهرها را بههم بزنند. از آنسوی، با اشارت دشمن نگاه فرصتطلبها، از سر تعجیل با تکیه بر قدرت شلیک و برد رسانه، با سادهسازی همهچیز، همراه بانگ فتح دو روزهی تهران، وعدهی برگشت به خود و دیگران دادند. گاه حمله به کشور تبدار زدند و رقصیدند.
شهرها اسیر آتش و خون شد، خیل جوان و پیر میان شعلهها سوختند، بیبال و پر شدند، بیجان شدند، اینان زدند و رقصیدند. کودکان لطیف مدرسه، از سر تفریح با موشکِ تفرعنِ فرعون، غرق در خون خود شدند، زدند و رقصیدند. زنان و دختران نجیب وطن قطعهقطعه شدند، زدند و رقصیدند. کارخانههای روزیبخش، بناهای نو و کهنه، سرپناهها فروریخت، زدند و رقصیدند. بیمار و طبیب، پرستار و مراقب، در دل آوار له شدند، زدند و رقصیدند. سرباز سروقد وطن فدای میهن شد، بس خانوادهها که بیکس شد… زدند و رقصیدند…
عبارتی در پشت جلد کتاب «آزارشان به مورچه هم نمیرسید!» آمده که: اسلاونکا دراکولیچ با حضور در محاکمات متهمان جنایات جنگی به بررسی جنگ از دیدگاه جنگافروزان پرداخته است و در پی شناخت عواملی است که میتوانند یک انسان عادی را به هیولایی تبدیل کنند که به راحتی مرتکب جنایاتی ضد انسانی شود و هشدار میدهد که در صورت ناآگاهی ملتها از تاریخ واقعی خود و دوری از خردورزی و تنندادن به هیجانهای احساسی که موجسواران سیاست با بهرهگیری از ابزار تبلیغاتی به راه میاندازند، حتی در عصر تمدن کنونی نیز بیم وقوع جنگ هست و نمیتوان از آتش خانمانسوز آن ایمن ماند.