محمدباقر خرمشاد، استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، در همایش «امر ملی و جنگ» گفت: بهصورت تصادفی یا غیرتصادفی، کسانی که این حمله را علیه ایران آغاز کردند، پیش از آن بهواسطه تحولات غزه و کشتار گسترده زنان و کودکان، در افکار عمومی جهان بهشدت مورد انتقاد قرار گرفته بودند. مقاومت ایران در برابر فشارها و تهدیدها باعث شد دوباره ایران در مرکز توجهات جهانی قرار گیرد و به بازیگر اصلی تحولات تبدیل شود. یکی از دلایل حساسیت و پیچیدگی شرایط کنونی همین مسأله است.
استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی با تأکید بر اینکه مسأله ایران امروز به مسألهای جدی در سطح بینالمللی تبدیل شده است، گفت: برخی معتقدند این جنگ به دوران گذار نظام جهانی پایان خواهد داد و شتاب افول قدرت آمریکا و در مقابل، شتاب قدرتگیری سایر بازیگران جهانی را افزایش میدهد. بر اساس این تحلیل، جهان بهسمت نظم چندقطبی حرکت خواهد کرد و ایران نیز به دلیل مقاومتی که از خود نشان داده، میتواند به یکی از قطبهای قدرت یا از رهبران یکی از این قطبها تبدیل شود.
به گزارش خبرنگار جماران، محمدباقر خرمشاد طی سخنانی در همایش «امر ملی و جنگ» با اشاره به جایگاه انقلاب اسلامی در تحولات فکری و سیاسی جهان، گفت: در دو مقطع تاریخی خاص، اتفاقاتی در ایران رخ داد که کشور را در صدر حوادث و مباحث جهانی و در جایگاه نیرویی پیشگام و پیشرو قرار داد؛ یکی در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ و دیگری در شرایط کنونی.
استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی افزود: در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی، عمده کشورهای جهان سوم که پس از جنگ جهانی دوم استقلال یافته بودند، با این پرسش مواجه شدند که چگونه باید کشور خود را اداره کنند. نسل استقلال وعده داده بود که با خروج استعمارگران، کشورها به سرعت به پیشرفت خواهند رسید، اما پس از گذشت یک تا سه دهه، نتیجه مطلوب حاصل نشد.
وی تصریح کرد: این کشورها عمدتاً با دو الگو اداره میشدند؛ یکی الگوی سوسیالیستی و چپ و دیگری الگوی لیبرالیستی و سرمایهداری. وقتی این دو الگو نتوانستند پاسخگو باشند، روشنفکران جهان سوم به دنبال راه سوم رفتند؛ راهی که نه لیبرالیسم سرمایهداری باشد و نه سوسیالیسم کمونیستی. در ایران نیز مرحوم جلال آلاحمد با آثاری مانند غربزدگی، در خدمت و خیانت روشنفکران و خسی در میقات، از زمینهسازان و مروجان این اندیشه بود. در چنین فضایی که جهان سوم در جستوجوی راه سوم بود، انقلاب اسلامی ایران با پشتوانه فکری اسلام سیاسی شکل گرفت.
خرمشاد افزود: اگر انقلاب اسلامی پنج سال زودتر یا دیرتر رخ میداد، شاید نمیتوانست به اندازه سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ اثرگذار شود. اسلام سیاسی که توسط امام خمینی(ره)، مرحوم دکتر شریعتی و دیگر اندیشمندان مطرح شد، به مصداق عینی راه سوم تبدیل شد. یکی از دلایل پرآوازه شدن انقلاب اسلامی در جهان این بود که توانست در مقطعی که مطالبه جهانی برای یافتن راه سوم وجود داشت، الگویی عینی و مصداقی ارائه کند.
وی تأکید کرد: شعار نه شرقی، نه غربی نیز تصادفی نبود؛ این همان مفهومی بود که در ادبیات روشنفکری جهان سوم با عنوان راه سوم مطرح میشد. انقلاب اسلامی ایران در سالهای ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ میلادی، با طرح شعار نه شرقی، نه غربی، عملاً این الگو را ارائه کرد و به همین دلیل به پدیدهای جهانی تبدیل شد؛ پدیدهای که آثار آن تا امروز ادامه دارد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به تحولات نظام بینالملل پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، گفت: جهان از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۰ تحت نظم دوقطبی اداره میشد؛ یک بلوک به رهبری آمریکا و بلوک دیگر به رهبری اتحاد جماهیر شوروی. بیشتر کشورهای جهان نیز در یکی از این دو بلوک قرار داشتند. فضای حاکم بر این دوران، جنگ سرد بود؛ یعنی همه مؤلفههای یک جنگ وجود داشت، جز درگیری مستقیم نظامی میان دو قدرت. این تقابل بیشتر در قالب جنگهای نیابتی در کشورهای مختلف ادامه پیدا میکرد.
وی ادامه داد: با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱، آمریکا خود را پیروز میدان دانست و تلاش کرد جهان تکقطبی را شکل دهد. حمله به عراق و افغانستان نیز در همین چهارچوب قابل تحلیل است؛ اینکه آمریکا میخواست نشان دهد اداره جهان در اختیار اوست. قدرتهای بزرگ دیگر، نظم تکقطبی را نپذیرفتند و ایده جهان چندقطبی را مطرح کردند. از آن زمان تاکنون، جهان در وضعیت گذار قرار دارد؛ نه نظم گذشته پابرجاست و نه نظم جدید بهطور کامل شکل گرفته است.
خرمشاد اظهار داشت: این دوران گذار بیش از ۳۵ سال طول کشیده و همین مسأله جهان را به سمت آشوب سوق داده است. امروز در آفریقا، آمریکای لاتین و بسیاری از نقاط جهان شاهد کودتا، درگیری و جنگ هستیم، زیرا نظم پیشین فروپاشیده، اما نظم تازه هنوز تثبیت نشده است. در گذشته، زمانی که نظمی جهانی به پایان میرسید، معمولاً این پایان با یک جنگ بزرگ همراه بود و برندگان جنگ، نظم جدید را تعیین میکردند. پس از پایان جنگ سرد نیز آمریکا تلاش کرد بهعنوان پیروز میدان، نظم جهانی را تعیین کند، اما موفق نشد و همین مسأله جهان را وارد یک دوران گذار طولانی کرد.
وی ادامه داد: اکنون برخی تحلیلگران معتقدند جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز کردند، میتواند نقطه پایان این دوران گذار باشد. به همین دلیل گفته میشود جهان پس از این جنگ، با جهان پیش از آن متفاوت خواهد بود. جهان منتظر رخدادی بود که این وضعیت گذار را تعیین تکلیف کند و بار دیگر این اتفاق در ایران رخ داد. لذا مسأله ایران امروز به مسألهای جدی در سطح بینالمللی تبدیل شده است.
استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی یادآور شد: بهصورت تصادفی یا غیرتصادفی، کسانی که این حمله را علیه ایران آغاز کردند، پیش از آن بهواسطه تحولات غزه و کشتار گسترده زنان و کودکان، در افکار عمومی جهان بهشدت مورد انتقاد قرار گرفته بودند. مقاومت ایران در برابر فشارها و تهدیدها باعث شد دوباره ایران در مرکز توجهات جهانی قرار گیرد و به بازیگر اصلی تحولات تبدیل شود. یکی از دلایل حساسیت و پیچیدگی شرایط کنونی همین مسأله است.
وی ادامه داد: برخی معتقدند این جنگ به دوران گذار نظام جهانی پایان خواهد داد و شتاب افول قدرت آمریکا و در مقابل، شتاب قدرتگیری سایر بازیگران جهانی را افزایش میدهد. بر اساس این تحلیل، جهان بهسمت نظم چندقطبی حرکت خواهد کرد و ایران نیز به دلیل مقاومتی که از خود نشان داده، میتواند به یکی از قطبهای قدرت یا از رهبران یکی از این قطبها تبدیل شود.
خرمشاد افزود: ایران در برابر آنچه از آن بهعنوان زورگویی جبهه غرب یاد میشود، ایستادگی کرد و همین موضوع باعث شد نگاه جهانیان بیش از پیش متوجه ایران شود. جهان انتظار داشت در برابر این روندها واکنشی شکل بگیرد، اما بسیاری از قدرتها و حتی جریانهای داخلی آمریکا سکوت کردند. در چنین فضایی، مقاومت ایران جایگاه ویژهای در معادلات جهانی پیدا کرده است.
وی تأکید کرد: در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، انقلاب اسلامی ایران تحولی مهم در جهان ایجاد کرد و امروز نیز جنگی که به ایران تحمیل شد، کشور را دوباره در موقعیتی تاریخی قرار داده است. جمهوری اسلامی ایران تا جای ممکن تلاش کرد از وقوع جنگ جلوگیری کند. آقای پزشکیان، رئیسجمهور، نیز در نیویورک همه تلاش خود را برای جلوگیری از جنگ انجام داد، اما در نهایت این اتفاق رخ داد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی در پایان گفت: اکنون در شرایطی تاریخی قرار داریم و این وضعیت ایجاب میکند که همه ما با چشمانی باز، فرصتها و مسئولیتها را درک کنیم و تصمیمی بگیریم که آینده کشور در شأن ملت بزرگ ایران و خون شهدایی باشد که برای این سرزمین تقدیم شدهاند.