در شرایط جنگی و بحران، مردم حق دارند توقع داشته باشند که مسئولان هم در رنج و محدودیتهای آنها شریک باشند. اگر قرار است سفرهها کوچکتر شود و گرانی، زندگی مردم را به تنگنا بکشاند؛ اگر بودجه دولت اجازه نمیدهد حقوقها همپای تورم بالا برود و اگر قرار است اینترنت محدود باشد و...، این «قرار»، باید برای همه باشد.
در گفتوگویی که اخیراً با خبرگزاری جماران داشتم، یک پرسش ساده را مطرح کردم که به نظر میرسد پاسخ به آن، برای بسیاری از مردم و حتی برخی مسئولان، دشوار شده است: «فیلترشکنها برای چه کسانی هستند؟» اگر قرار است دسترسی به اینترنت محدود باشد، این محدودیت باید برای همه باشد. اما آنچه در عمل شاهد بودیم، چیز دیگری بود: برخی مسئولان، پیش از جنگ ۱۲ روزه، با فیلترشکن به تلگرام و واتساپ وصل میشدند.
آنچه من در این گفتوگو به آن اشاره کردم، یک واقعیت فنی ساده بود: «فیلترشکن، یعنی اتصال به سرورهای خارجی.» وقتی مسئولی از فیلترشکن استفاده میکند، در واقع دادههای خود را از مسیر سرورهای بینالمللی عبور میدهد. این یعنی همان مسئولی که در ظاهر از «امنیت فضای مجازی» و «حفظ دادههای ملی» سخن میگوید، در عمل، خودش را به سرورهایی متصل میکند که خارج از کنترل کشور هستند. این تناقض، نهتنها در حوزه «عدالت»، بلکه در حوزه «امنیت» نیز مسئلهساز است.
آمارها نشان میدهد که فیلترینگ، نهتنها نتوانسته است دسترسی مردم را محدود کند، بلکه به یک «تبعیض نانوشته» تبدیل شده است: کسانی که ابزار و مجوز دارند، متصل میشوند؛ کسانی که ندارند، از این فرصت محروم میمانند.
چرا این موضوع، امروز مهمتر از همیشه است؟
شرایط کنونی کشور، شرایط جنگی است. در چنین شرایطی، «انسجام ملی» و «اعتماد عمومی» مهمترین سرمایههای ما هستند. اما اعتماد عمومی، با «تبعیض» ساخته نمیشود؛ با «عدالت» ساخته میشود. وقتی مردم میبینند که مسئولان برای خودشان استثنا قائل میشوند، احساس میکنند که «قانون» برای آنها نیست. و این احساس، دقیقاً همان چیزی است که دشمن در جنگ شناختی به دنبال آن است: «ایجاد شکاف میان مردم و مسئولان.»
من در گفتوگو با جماران، به این نکته اشاره کردم که این وضعیت، نتیجه یک «خط سفید» است؛ خطی که برای برخی مسئولان، «سفید» و باز است، اما برای مردم عادی، «قرمز» و بسته. این خط سفید، باید برداشته شود. اگر قرار است محدودیتی باشد، باید برای همه باشد. اگر قرار است آزادی باشد، باید برای همه باشد. عدالت، یعنی همین.
در شرایط جنگی و بحران، مردم حق دارند توقع داشته باشند که مسئولان هم در رنج و محدودیتهای آنها شریک باشند. اگر قرار است سفرهها کوچکتر شود و گرانی، زندگی مردم را به تنگنا بکشاند؛ اگر بودجه دولت اجازه نمیدهد حقوقها همپای تورم بالا برود و اگر قرار است اینترنت محدود باشد و...، این «قرار»، باید برای همه باشد. مسئولی که خودش از فیلترشکن استفاده میکند و در همان حال، برای مردم از «امنیت فضای مجازی» سخن میگوید؛ مسئولی که در گرانی، سفرهاش رنگینتر از مردم است و در سخنرانی، از «همدلی با مردم» میگوید؛ این مسئول، نهتنها اعتماد مردم را از دست میدهد، که بزرگترین سرمایه نظام، یعنی «انسجام ملی» را نیز نشانه میرود. این، حداقل انتظار مردم از مسئولان کشورشان در شرایط جنگ و بحران است: «همان رنج، همان محدودیت، همان قانون برای همه.»