گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

انسیه خزعلی: شهید رئیسی می‌گفت به دور بعدی انتخابات فکر نمی‌کند/ او تاکید داشت معاونت زنان «قرارگاه فرماندهی» است/ رئیس‌جمهور شهید مانعی برای ورود زنان به ورزشگاه نمی‌دید

معاون امور زنان و خانواده دولت سیزدهم به جماران گفت: گاهی اوقات به شهید رئیسی گفته می‌شد که مثلاً ممکن است این مطلب به دور بعدی انتخابات اثر بگذارد؛ ایشان می‌گفتند: «من به دور بعدی انتخابات فکر نمی‌کنم؛ می‌خواهیم در آن مسیری قدم برداریم که وظیفه‌مان هست و می‌تواند مشکلات مردم را حل بکند.»

سه سال ریاست‌جمهوری شهید ابراهیم رئیسی، گذشته از عملکرد دولت سیزدهم در حوزه‌های مختلف، با مجموعه‌ای از روایت‌ها درباره شیوه مدیریت و مواجهه او با مسائل سیاسی و اجتماعی همراه بوده است. در این میان، اعضای دولت و مدیران نزدیک به او، هرکدام از تجربه خود در همکاری با رئیس‌جمهور فقید گفته‌اند؛ روایت‌هایی که گاه بر ویژگی‌های شخصیتی و مدیریتی او تمرکز دارد و گاه به تصمیم‌ها و نحوه مواجهه دولت با مسائل روز می‌پردازد.

 

انسیه خزعلی، معاون امور زنان و خانواده دولت سیزدهم، در گفت‌وگو با جماران از تجربه همکاری خود با شهید رئیسی در موضوعات مختلف سخن گفته است؛ از حساسیت او نسبت به مسائل مالی و نحوه پیگیری امور در دولت تا مواجهه با اختلاف‌نظرها، مسائل زنان و خانواده و حوادث سال ۱۴۰۱. 

مشروح گفت‌وگوی جماران با معاون امور زنان و خانواده دولت سیزدهم در ادامه می‌خوانید.

 

اولین دیدار شما با شهید آیت‌الله رئیسی چه زمانی بود و اولین ویژگی که در شخصیت ایشان توجه شما را جلب کرد چه بود؟

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم. خب ما باتوجه‌به اینکه ارتباط خانوادگی داشتیم، دیدارهای مختلفی را به‌صورت خانوادگی داشتیم؛ مثلا از آخرین دیدارها قبل از ریاست جمهوری در ایام بیماری پدرم بود که به دیدار ایشان آمدند. اما اولین دیداری که به‌صورت کاری و رسمی با ایشان داشتم، شاید در ستاد انتخاباتی ایشان در سال ۹۶ بود من در آن زمان اگر کاری از دستم بر می‌آمد کمک می‌کردم و اگر جایی لازم بود برای سخنرانی می‌رفتم. روزی ایشان خواسته بودند که یک دیداری داشته باشیم و در ارتباط با اینکه مسئولیت بخش زنان ستاد را به عهده بگیرم صحبت کنند.
 
آنجا من خدمت ایشان رسیدم و یکی از دغدغه هایی که مطرح کردم (که دوست ندارم مسئولیت به عهده بگیرم) این بود که گفتم از ستادهای انتخاباتی و آمد و رفت های مالی آن می‌ترسم؛ به دلیل اینکه افرادی ممکن است نزدیک بشوند و اموال و بودجه‌هایی وارد این ستادها بشود که از راه صحیح به دست نیامده باشد، یا بعضی‌ برای اهداف غیر صحیح و رسیدن به قدرت بیایند و در این ستادها اموالی را وارد کنند. من پرهیز می‌کنم و مسائل مالی برایم خیلی مهم است. آن چیزی که در ایشان دیدم، شدت و دقت ایشان در مسائل مالی بود. ایشان فرمودند: «این خط قرمز من هست و من اجازه نمی‌دهم هر مالی وارد اینجا بشود و شاید من از شما در این مسئله حساس‌تر و سخت‌گیرتر باشم.»
 
این برایم خیلی جالب و آرامش بخش بود؛ چون همیشه در ارتباط باقدرت از این مسئله خوف داشتم و سعی می‌کردم خودم را کنار بکشم از ترس اینکه خدای‌نکرده اموال مشکوک در این زمینه وارد بشود که خب این صحبت یک اطمینان خاطر به من داد. البته به ایشان گفتم که دوست دارم به‌صورت مردمی کار کنم، دوست دارم در میان مردم باشم و دوست ندارم در محیط‌های ستادی و فرماندهی قرار بگیرم؛ شاید این باروحیه من سازگارتر باشد و عذرخواهی کردم از اینکه بخواهم مسئولیت‌های اجرایی و ستادی را به عهده بگیرم.
 
از میان همه جلسات و دیدارهایی که با ایشان داشتید، کدام خاطره برای شما ماندگارتر است و چرا؟
 
خب جلسات زیادی بود و مطالب ماندگار زیادی در ذهنم هست که شاید فرصت نباشد در این مجالِ کوتاه به آن بپردازیم؛ آزادگی ایشان، نیت الهی ایشان و اینکه اصلاً برایشان مهم نبود که چگونه در مورد ایشان قضاوت کنند یا تبلیغاتی که علیه ایشان راه می‌افتاد شک در صلابت ایشان ایجاد کند. البته تاکید می کردند جواب بدهید، رفع شبهه کنید و نگذارید سرمایه اجتماعی نظام کاهش پیدا کند، گاهی اوقات به ایشان گفته می‌شد که مثلاً ممکن است این مطلب در دور بعدی انتخابات اثر بگذارد؛ ایشان می‌گفتند: «من به دور بعدی انتخابات فکر نمی‌کنم؛ می‌خواهیم در آن مسیری قدم برداریم که وظیفه‌مان هست و می‌تواند مشکلات مردم را حل بکند.» یکی از چیزهایی که ایشان همیشه تأکید می‌کردند این بود که: «کاری بکنید که مردم "علی‌الارض" (تعبیرشان علی‌الارض بود؛ یعنی روی زمین و در واقعیت) و در زندگیِ خودشان آثار کارتان را ببینند.»
 
در زمینه کارهای نظری در معاونت زنان ایشان از کارهای موازی پرهیز می‌دادند و می‌گفتند: «من با پژوهش مخالف نیستم، ولی بروید از کارهای پژوهشی که در دانشگاه‌ها انجام شده استفاده بکنید و کارهای موازیِ و تکراری انجام ندهید. نیایید بنشینید بعد از ۴ سال بگویید این تعداد پژوهش در این زمینه انجام شده است! بروید راهکارهایی که در آن پژوهش‌ها هست را بیاورید استفاده کنید و سعی کنید از این راهکارها به‌صورت عملیاتی برای حل مشکل زنان بهره بگیرید.»
 
باز از جمله خاطرات ماندگار یکی از روزهایی که یادم هست خدمت ایشان رسیدم، بعد از آن جریانات و غوغای رسانه ای بود که علیه پسر من شروع کرده بودند و عنوان می‌کردند که پسر ایشان مهاجرت کرده و دروغ‌هایی که به ایشان می‌بستند. خب پسر من زمان دولت آقای روحانی رفته بود و در زمان آقای رئیسی کارش تمام شده بود وایامی که داشت برمی‌گشت، سروصدا راه انداختند و خب من می‌دانستم که همه اینها برای صدمه‌زدن به آقای رئیسی است لذا در جلسه‌ای که خدمت ایشان رسیدم گفتم: «اگر اجازه بدهید من استعفا بدهم که فشاری به شما وارد نشود. من می‌دانم هدف این است که شما را تضعیف کنند.» ایشان خیلی قاطع و محکم گفتند: «خیر! محکم به کارتان ادامه بدهید و از این هیاهوها نترسید.
 
کار رسانه‌ها این است و الان ما در جبهه‌ای هستیم که نباید از این چیزها عقب‌نشینی کنیم و این‌ها اصلاً هدفشان این است که ما این عقب‌نشینی‌ها را داشته باشیم.» و گفتند: «چرا شما نگران هستید؟ مگر این حرف‌ها را برای خود من نمی‌زنند؟ مگر به‌عنوان فرد اعدام‌کننده و قاتل از من یاد نمی‌کنند؟ شما نگران نباشید. اینکه این هجمه‌ها دارد به شما می‌شود نشان‌دهنده این است که دارید کار می‌کنید؛ محکم بایستید و از میدان خارج نشوید.» این روحیه برای من خیلی جالب بود که ایشان واقعیت‌ها را می‌بینند و با دلگرمی‌ای که به زیرمجموعه‌شان می‌دهند، سعی می‌کنند تنش‌ها و این آزار و اذیت‌ها را کاهش بدهند. همین‌طور جلسات دیگری هم بود که حالا فرصت نیست؛ در هر جلسه یک نکته و خاطره ماندگاری از ایشان داریم که حالا ان‌شاءالله در فرصت‌های بعدی ذکر خواهد شد.
 
شهید رئیسی در ارتباطات غیررسمی و خارج از جلسات کاری چگونه رفتار می‌کرد؟ آیا خاطره‌ای از این فضای صمیمانه دارید؟
 
در جلسات غیررسمی، معمولاً ایشان خیلی بی‌تکلف برخورد می‌کردند. خیلی سعی می‌کردند با زیرمجموعه احوالپرسی کنند و مسائلشان را حل بکنند. مثلا در سفرهای استانی، خب من معمولاً در هواپیما پشت سر ایشان می‌نشستم؛ ایشان وقتی وارد هواپیما می شدند احوال همسر من و بچه‌ها و نوه ها را می‌پرسیدند و مکرر می‌گفتند که: «از همسرتان عذرخواهی کنید که ما تمام‌وقت داریم به شما زحمت می‌دهیم و طبیعتاً شما به‌خاطر کار سنگینی که دارید کمتر می‌توانید به خانواده برسید.»
 
این روحیه ملاطفت و این روحیه توجه، بابقیه اعضای دولت در همه زیرمجموعه احساس می‌شد. همین‌طور وقتی در سفرهای استانی مطالب و نیازهای آن منطقه را، یا مسائل عاطفی‌ای که گاهی اوقات خانواده‌ها به‌خاطر اوضاع اقتصادی و شرایط اجتماعی با آن روبه‌رو بودند به ایشان منتقل می‌کردم، خیلی متأثر می‌شدند و به‌سرعت دستور می‌دادند و می‌گفتند: «نگذارید این‌ها در چارچوب اداری و در رفت‌وآمدهای کاغذبازی گیر بکند، سعی کنید به‌سرعت این‌ها را رفع بکنیم» و خودشان هم این دستورات را می‌دادند. این برای من خیلی آموزنده بود.
 
گاهی اوقات حتی مطالبی را در مورد کشاورزان و مشکلاتی که خانواده‌هایی که با دامداری و کشاورزیِ مختصر زندگی می‌گذرانند به ایشان منتقل می‌کردم؛ می‌گفتند: «این را حتماً در هیئت دولت بیاورید تا در اولین جلسه به دنبال راه‌حل برایشان باشیم.»
 
اگر بخواهید یک ویژگی شخصیتی ایشان را که کمتر درباره آن گفته شده بیان کنید، آن ویژگی چیست؟
 
یک ویژگی بارز ایشان «اعتماد به داخل و چشم‌بستن بر کمک‌های خارجی» بود؛ توکل و امیدی که ایشان داشتند و این امید را در همه صحبت‌هایشان (چه در جلسات خصوصی و چه در عمومی) مطرح می‌کردند.
 
دائماً می‌فرمودند: «من هر روزی که می‌گذرد بیشتر امیدوار هستم که ما می‌توانیم همه مشکلات را حل کنیم و راه‌حلِ همه مشکلات را پیدا کنیم». ویژگی دیگر این بود که ایشان پیگیر بودند. یکی از توصیه‌هایی که می‌کردند این بود که می‌گفتند: «بخش مهمی از مدیریت، پیگیری است. باید این‌قدر کار را پیگیری کنید تا متوجه بشوید به نتیجه رسیده و توانسته‌اید آن هدف مطلوب را به دست بیاورید. نگویید که دستور دادم، نامه نوشتم، پی‌نوشت کردم و تمام شد! نه باید خودتان دنبال نامه بروید و مطمئن بشوید که کار به نتیجه رسیده است».
 
این ویژگی بسیار مهم بود. هم در مسئله زنان من می‌دیدم که ایشان این پیگیری را انجام می‌دهند، و هم در مسائل مهمی که کشور با آن مواجه بود، مثل انرژی. شاید در هر جلسه هیئت دولت می‌خواستند از وزیر نفت و از وزیر نیرو که وضعیت فروش نفت و ناترازی انرژی را توضیح بدهند. هم پیگیر بودند که نفت به فروش رفته باشد و پولش رسیده باشد و راهکارهایی که می‌توانست پولش وارد بشود را بررسی می‌کردند، و هم در بخش انرژی تأکید داشتند که کارخانه نباید تعطیل بشود، مردم هم نباید صدمه بخورند و نباید قطعی برق داشته باشیم.
 
آیا خاطره‌ای دارید که نشان دهد ایشان در مواجهه با مسائل زنان و خانواده نگاه متفاوتی داشتند؟
 
بله، ایشان در مسئله زنان متفاوت نگاه می‌کردند؛ شاید از بعضی از افرادِ زیرمجموعه یا اعضای هیئت دولت هم نگاه متفاوت‌تری داشتند. نگاه ایشان خیلی باز بود و معتقد بودند که ما باید بیش از آن چیزی که تابه‌حال گفته‌ایم و شعار داده‌ایم در مورد زنان عمل بکنیم.
 
یادم هست در بازآرایی ساختار زنان (که اولین مصوبه ما در ستاد ملی زن و خانواده بود و خب پست مشاورین ارتقا پیدا کرد و جایگاه آن‌ها متفاوت شد و مقرر شد که حتماً در جلسات شوراهای اصلی وزارتخانه‌ها شرکت کنند )، ایشان می‌فرمودند: «این چیز کمی است؛ بازآرایی معنی خیلی بالاتری دارد. شما باید دنبال این باشید که شرایط زن‌ها در جامعه و در ادارات متفاوت بشود و فعالیت آن‌ها و نوع فعالیتشان از نظر کیفی گسترش پیدا کند و حمایت لازم را از پیشرفت زنان داشته باشید». ایشان می‌فرمودند: «من هیچ جایی مانعی را برای فعالیت زنان نمی‌بینم».
 
همان تعبیری که رهبر انقلاب داشتند، می‌گفتند: «فقط سعی کنید حدود شرعی حفظ بشود». حتی من در مسئله ورود زنان به ورزشگاه چون خیلی از من سؤال می‌شد، یک روز از ایشان پرسیدم: «دقیقاً می‌خواهم بدانم دیدگاه شما چیست؟ اگر شما نسبت به این مسئله موافقت ندارید بفرمایید که من وارد این پاسخگویی نشوم ». ایشان صراحتاً فرمودند: «من مانعی در این مسئله نمی‌بینم، زنان می‌توانند مثل مردان وارد بشوند، فقط باید سعی کنیم که حدود شرعی به طور کامل رعایت بشود.»
 
در روزهای سخت و بحرانی دولت، رفتار و روحیه شهید رئیسی با مدیران چگونه بود؟
 
ایشان ضمن اینکه مهربان و فروتن بودند، در هنگامی که احساس می‌کردند سستی در بخشی از ادارات وجود دارد، خیلی سخت‌گیر بودند و برخورد جدی داشتند.
 
عنوان می‌کردند که: «ما با هیچ‌کس برادرخواندگی نداریم، با هیچ‌کس تعارف نداریم و همه مدیران هم باید این‌گونه باشند. هرجایی دیدید سستی می‌کنند، بلافاصله جایگزین کنید. این یک امانت است دست ما و باید در فرصت محدودی که داریم به‌خوبی از این امانت استفاده کنیم و به‌خوبی ادای امانت را نسبت به ملتمان داشته باشیم.» لذا خیلی بی‌تعارف بودند و از همه هم می‌خواستند که بی‌تعارف باشند. چه در سفرهای استانی روی این مسئله تأکید داشتند و چه در هیئت دولت؛ می‌خواستند نسبت به مدیری که کاهل است و به‌موقع کار انجام نمی‌دهد برخورد بشود. تعبیر «ترک فعل» را شهید رئیسی در لسان قوه قضاییه و در احکام قوه قضاییه آورده بودند، خودشان هم روی ترک فعل در دولت تأکید داشتند.
 
می‌گفتند: «مسئله فقط این نیست که شما کارِ خلاف نکنید، مسئله این است که کاری که وظیفه‌تان هست را انجام ندهید! این خودش یکی از مسائل مهم است. اینکه کسی مسئولیتی به عهده بگیرد و آن جایگاه را ارتقا ندهد و از آن جایگاه برای بهبود حال مردم استفاده نکند، این خودش نوعی تخلف و گاهی اوقات جرم محسوب می‌شود.»
 
در ایام بحران 1401 نحوه برخورد شهید رئیسی با سرکار عالی در مورد مسئله زنان چطور بود؟
 
در جریان سال ۱۴۰۱ ایشان معتقد بودند که تعدادی از جوانان و نوجوانان ما تحت‌تأثیر احساسات و عواطفِ برانگیخته‌شده قرار گرفته‌اند (که بخش زیادی از این برانگیختگی را دشمن ایجاد کرده بود) و ما باید آن‌ها را درک کنیم و باید تلاش کنیم که روشنگری داشته باشیم و پاسخگوییِ لازم را داشته باشیم. از اعضای هیئت دولت می‌خواستند جاهایی که عملکردشان مبهم است را توضیح بدهند (اگرچه بعضی از اعضا حقیقتاً در این تبیین‌گری قصور داشتند). من تلاش می‌کردم که مطالب را آن‌گونه که هست خدمت ایشان منتقل کنم. چندین بار به زندان رفتم و با دختران مصاحبه انجام دادم، با دست‌اندرکاران سعی کردم صحبت بکنم و تلاش کردم مسائلِ اتفاق‌افتاده را آن‌گونه که هست منتقل کنم.
 
ایشان هم بادقت گوش می‌دادند، هم گزارش‌های من را می‌خواندند و توصیه‌هایی می‌کردند. ازیک‌طرف توجه می‌دادند که دشمن پشت این قضیه است و دارد تحریک می‌کند، ولی از طرف دیگر توجه می‌دادند به این مسئله که نباید بگذاریم این مسئله تبدیل به یک بحران بشود و خدای‌نکرده ذهن و افکار جوان‌های ما را به سمت دشمن سوق بدهد؛ می‌گفتند در این مساله درایت و نوع عملکرد ما مهم است. من گاهی اوقات خودم نسبت به بعضی از عملکردها و شیوه هادر آن جریان انتقاد داشتم و در هیئت دولت مطرح می‌کردم.
 
ایشان گوش می‌دادند، گاهی اوقات تأیید می‌کردند و از اعضایی که کارشان مرتبط با آن مطلب بود می‌خواستند که اشکالاتی که مطرح می‌کرده بودم پیگیری بشود و نتیجه به ایشان گزارش داده شود. مهم‌ترین توصیه‌ای که شهید رئیسی به اعضای دولت درباره مدیریت و مسئولیت‌پذیری داشت چه بود؟ مهم‌ترین مطلب، کار، کار، کارِ عملیاتی و بعد از آن، گزارش کار به مردم بود. تعبیر ایشان این بود: «از صیغه ماضی استفاده کنید نه صیغه مضارع! بعد از اینکه کار را انجام دادید، بگویید که این کار انجام شد. هِی وعده ندهید که این کارها انجام خواهد شد. سعی کنید بروید در دل کار و سریع کار را به نتیجه برسانید و بعد گزارش بدهید.
با وعده‌ها مردم را سرگرم نکنیم تا اگر خدای‌نکرده این وعده‌ها محقق نشد، سرمایه اجتماعی کاسته نشود و مردم احساس نکنند که وعده‌های پوچ و توخالی بوده است.»
خودشان هم همین‌گونه بودند و تلاش می‌کردند عملیاتی بودنِ برنامه‌ها و اجرایی بودن و پیگیری آن‌ها را در رأس امورشان قرار بدهند.
 
آیا فضای دولت، فضایی برای بیان نقد و اختلاف‌نظر با رئیس‌جمهور بود؟ تجربه شخصی شما چه می‌گوید؟
 
بله، خیلی راحت نظرات رئیس‌جمهور نقد می‌شد. خیلی راحت نظرات مخالف گفته می‌شد، هیچ‌کس ابایی نداشت و جو صمیمی‌ای در هیئت دولت بود که موجب می‌شد افراد خیلی بی‌پروا و البته محترمانه حرف‌هایشان را بزنند. گاهی اوقات استقبال می‌کردند، گاهی اوقات اگر می‌خواستند آن نظر را رد بکنند با یک شوخی رد می‌کردند و برایش دلیل می‌آوردند.
 
هیچ‌وقت این‌جوری نبود که در مقابل نظر مخالف تندی باشد یا بگویند «چرا مثلاً باوجود اهتمامی که رئیس‌جمهور بر این دارند که این نظر حتماً به یک نتیجه برسد، شما دارید مخالفت می‌کنید؟». با هیچ‌کسی چنین چیزی را ندیدیم. سعه‌صدر خیلی خوبی داشتند، تحمل خیلی خوبی داشتند و این واقعاً الگو هست برای همه کسانی که می‌خواهند دولت تراز جمهوری اسلامی را ببینند؛ پذیرش صحبت دیگران، گوش‌دادن به صحبت‌های دیگران و پاسخ مستدل و منطقی دادن. بعضی جاها هم که احساس می‌کردند بخشی از حرف حق است و بخشی‌اش به‌حق نیست، می‌گفتند: «این حتماً برود کارشناسی بشود و در جلسات بعد بیاید، با استدلال روی این حرف‌ها و نظرات کار بشود و ارائه بشود تا بهترین راه‌حلی که کارشناسان پیشنهاد می‌دهند مورد پیگیری قرار بگیرد.»
 
کدام وزیر یا مسئول بیشترین همکاری را با معاونت زنان داشت و این همکاری چگونه شکل گرفت؟
 
خب شاید اعتقاد به کار زنان در بسیاری از افراد جامعه کم بوده و هست (نمی‌گویم فقط در اعضای دولت شهید رئیسی، نه؛ در دولت فعلی و دولت قبلی هم اعتقاد و باور به کار زنان کم بوده و هست)؛ لذا خیلی‌ها ضرورتی نمی‌دیدند که اصلاً زن و مرد جدا بشوند و جداگانه به آن‌ها نگاه بشود.
 
می‌گفتند همه مشکلاتی که مردان دارند زن‌ها هم دارند و بعضی اصلاً معتقد بودند دلیلی برای بودنِ معاونت زنان نیست! اما شخصِ شهید رئیسی نه‌تنها معتقد به معاونت زنان بود، بلکه بالاتر از آن، نگاه به اصلاح ساختاری معاونت زنان برای اعمال‌نظر بیشتر داشتند و معتقد بودند که نباید نگاه به زنان نگاه ویترینی و نمایشی باشد بلکه باید از توانمندی آنها برای بالا بردن کیفیت کار دولت استفاده کرد؛ لذا تعبیرشان این بود که: «معاونت، قرارگاه فرماندهی است و همه دستگاه‌های اجرایی، قرارگاه عملیات هستند و وقتی معاونت چیزی را تصمیم می‌گیرد، باید دستگاه‌های اجرایی همراه باشند و در اجرا مساعدت کنند.» خب همه دستگاه‌ها این مساعدت را نداشتند؛ حالا بهانه‌های مختلفی هم آورده می‌شد که بودجه نداریم، نیرو نداریم و طرح‌ها را نمی‌توانیم اجرا کنیم.
 
البته خیلی از دستگاه‌ها کمک می‌کردند، اما شاید یکی از بهترین وزارتخانه‌هایی که در این مسئله کمک کرد، وزارت نیرو بود. وزارت نیرو هم در زمینه طرح‌های معاونت خیلی همکاری کرد، هم در زمینه جوانی جمعیت و پشتیبانی از مسئله جمعیت در میان پرسنل خودش خیلی همکاری کرد، و هم در زمینه مدیریت زنان. وزیر نیرو دستور دادند که حتماً در اعضای هیئت‌مدیره تمام شرکت‌های تحت پوششِ خودشان، حداقل یکی از خانم‌های متخصص آن مجموعه به کار گرفته بشود.
 
این باعث شد که بنا به گزارشی که خود وزیر نیرو دادند، ما ارتقای بهره‌وری را در وزارت نیرو داشته باشیم، حسابرسیِ به هنگام داشته باشیم و جلسات منظم داشته باشیم. این‌ها را خود وزیر می‌فرمودند که: «از برکت حضور زنان است که این نظم، این حسابرسی دقیق و این بهره‌وری در طی این یک سالی که این دستور داده شده و اجرا شده بود، چشمگیر بوده است» و این را یک گام مثبت در راستای بهره‌مندی از توان و ظرفیت زنان می‌دانستند.
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.