مخبر، مشاور و دستیار رهبر معظم انقلاب گفت: ما با آمریکایی‌ها وقتی می‌توانیم مسائل خود را حل کنیم که او مطمئن شود ما به حدی از قدرت رسیده‌ایم که کاری نمی‌تواند بکند. ما با آمریکایی‌ها تضاد ماهوی داریم. حتی اگر بگویم تناقض ماهوی داریم هم خیلی بحث سختی نیست. این وقتی می‌تواند به نتیجه‌ای برسد که ما به لحاظ قدرت به جایی برسیم که او مطمئن شود نمی‌تواند در مقابل ایران قد علم کند. ما اگر به این نقطه برسیم که الحمدالله می‌رسیم، مسئله ما با آمریکا این جوری حل می‌شود که آن قدر قوی بشویم و این قدر استحکام پیدا کنیم که او سر جای خودش بنشیند.

مشاور و دستیار رهبر معظم انقلاب با تأکید بر اینکه جنگ ایران با آمریکا و رژیم صهیونی از منطقه فراتر رفته و ماهیتی جهانی یافته است، گفت: تنگه هرمز، جزء جدا نشدنی سرزمینی ایران و یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های راهبردی، جغرافیایی، نظامی و سیاسی کشور است.

به گزارش جماران، به مناسبت سالگرد شهادت آیت‌الله رئیسی، آقای محمد مخبر در برنامه گفتگوی ویژه خبری، ویژگی‌های شخصیتی و حکمرانی این شهید و مسائل منطقه‌ای را بیان کرد. 

 

مقدمه: ایام مقارن با شهادت شهدای خدمت و رئیس جمهور شهید حضرت آیت‌الله رئیسی است که درود و رحمت خداوند بر ایشان و یاران ایشان.

مخبر: درود می‌فرستیم بر روح امامان انقلاب، شهدای عزیز نظام اسلامی و انقلاب اسلامی و آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت داریم برای رهبری معظم انقلاب اسلامی؛ حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله)

روزهای بسیار سختی است به لحاظ مسائل عاطفی و این که عزیزانی که از دست دادیم. شهادت رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی، موضوع عادی نیست و اصلاً قابل تحمل هم نیست. بعد شهدای گرانقدری که در بخش نظامی، فرماندهان بسیار ارزشمندی که از دست دادیم، مردم عزیزی که از دست دادیم، به‌خصوص آن فاجعه بسیار بسیار جانکاهی که درباره مدرسه شجره طیبه؛ ۱۶۸ دانش‌آموز معصوم را از دست دادیم؛ این‌ها چیز‌هایی نیست که قابل تحمل باشد. امیدواریم خداوند خودش جبران کند و حتماً هم جبران خواهد کرد.

شیوه حکمرانی امام و رهبری چه بود که وقتی با بزرگترین و انحصاری‌ترین ابرقدرت دنیا که در مسائل نظامی، اقتصادی و نفوذ بر مجامع بین‌المللی رتبه اول را دارد و هر چه بخواهد از سازمان ملل، شورای امنیت و حقوق بشر در می‌آورد، با این قدرت درگیر می‌شویم و این‌گونه افتخارآمیز جلو می‌رویم و او به استیصال رسیده است. رژیم صهیونی که اصلاً موقعیتی ندارد. این رژیم نیابتی از دیگری دارد. نکته دیگری که باید بحث آن را مطرح کرد، این است، علت اینکه مقام معظم رهبری تا این حد از شهید رئیسی تجلیل می‌کند، چیست؟

بعضی وقت‌ها بعضی‌ها می‌گویند ایران جزو کشور‌هایی بوده که هیچ وقت شکست نخورده. اتفاقاً تا قبل از جمهوری اسلامی، هر وقت ایران با هر جا درگیر شده، شکست خورده است. در جریان با روس‌ها ما هم بخش زیادی از کشور را از دست دادیم، هم غرامت دادیم و هم وضعیت قرارداد ترکمانچای که لکه ننگی است بر دوران قاجار. یا جنگ جهانی اول که ایران در آن اعلام بی‌طرفی کرد. به رغم این که ایران اعلام بی‌طرفی کرد، کشور اشغال شد. بین ۸ تا ۱۰ میلیون ایرانی از گرسنگی و بیماری از بین رفتند و مسائل بعد از آن. یا در جریان جنگ جهانی دوم؛ ارتشی که رضا شاه درست کرده بود که افتخار هم می‌کرد؛ در جریان متفقین و اشغال کشور، ظرف چند ساعت، تمام پادگان‌های ما تخلیه و همه لشکر‌های ما پاشیده شد. به شکلی که سربازان در خیابان می‌رفتند و تفنگ‌های خود را می‌فروختند که هزینه سفر به شهرشان را پیدا کنند. حالا چه شد که از این کشوری که این سابقه تاریخی را داشت، نظامی سامان گرفت که امروز با مقتدرترین ابرقدرت دنیا درگیر شده و آن را به استیصال کشیده است. این موضوعی است که باید در حکمرانی امام و استمرار آن که بیشتر اتفاقات هم در زمان حضرت آقا بوده، باید تحلیل شود.

در ۳۷ سال یا به معنای دیگر ۴۷ سال، امام و رهبری این کشور را در همه مؤلفه‌های حکمرانی به نقطه‌ای رساندند که تاب‌آوری آن به شکلی شد که هیچ قدرتی نمی‌توانست در مقابل جمهوری اسلامی ایران موفقیتی پیدا کند. امروز شما می‌بینید حادثه‌های مختلفی اتفاق افتاده؛ بمباران شده، جا‌های مختلف ما زده شده، فرماندهان بزرگی شهید شده‌اند، اما هیچ خللی در اداره کشور به‌وجود نیامده. حالا گرانی و ... سر جای خود بحث دیگری است. به نظرم نباید همه این اتفاقات و ضعف‌ها را به حساب داخل بگذاریم. بخش زیادی متأثر از همین کار‌هایی است که این ابرقدرت‌ها در مقابل ما انجام می‌دهند. الان این کشور به این نقطه رسیده که همه دنیا افتادند دنبال این که این مسأله حل و تمام شود. علت آن تدبیر رهبری است. ایشان در آخرین سخنرانی‌هایشان گفتند اگر ما امروز دوباره درگیر شویم، جنگ منطقه‌ای خواهد شد. حالا بعد از این که ادامه پیدا کرد، جنگ جهانی شد. یعنی دیگر این‌طور نیست که فقط این چند کشور دور و اطراف ما متأثر از این جنگ شوند. امروز در بحث غذا، انرژی و بحث‌های مختلف؛ همه کشور‌های دنیا گرفتار و متأثر شده‌اند.

جایی به نام تنگه هرمز داریم، سال‌ها همه خدمت‌ها را به دنیا می‌دادیم، این‌ها ما را تحریم و امکانات را از ما دریغ می‌کردند. با همه این امکانات و مسائلی که داشتیم، از این موقعیت استفاده نمی‌کردیم. وقتی جایی دست شما است که با یک تصمیم دو تا سه ساعته می‌توانید کل جوامع دنیا را متأثر کنید. بسیار مطلب مهمی است. یعنی این نعمت خدادادی جغرافیای سیاسی کشور، بزرگترین امکان قدرت را برای شما ایجاد کرده است. این حکمرانی استفاده نمی‌شد، بعد حضرت آقا این را وسط آورد و به این صورت درآورد. از کشوری که آن وضعیت را داشت، کشوری را سامان‌دهی کرد که تاب‌آوری آن به شکلی شد که همه دشمنان قبول کردند این ابرقدرتی است که نمی‌شود به راحتی با آن درگیر شد و آن را از پا انداخت.

سؤال: الآن هم در موازنه، تاب‌آوری است.

مخبر: نقش مردم در این تاب‌آوری را باید منحصر‌ به‌فرد بدانیم. یعنی امام پیش از سال ۴۲ هم بود. از ۴۲ تا ۵۷ هم بود،اما هیچ کاری نتوانست کند. یعنی تا زمانی که مردم را نتوانست به صحنه بیاورد و مردم را محور عملیات قرار دهد، هیچ اتفاقی نتوانست بیفتد. می‌گفت مردم باید مواضع خودشان را اعلام کنند و با این مواضعی که اعلام می‌کنند، دشمن را از پا در بیاورند. در جنگ هم همین کار را کرد. اول جنگ، سپاه که شکل نگرفته‌بود، ارتش تقریباً پاشیده شده بود، به علت این که سران آن برکنار شده بودند یا مسائل دیگری که برای آن‌ها پیش آمده بود، بعد قدرتی که کل ابرقدرت‌ها پشت سر آن بودند، همه امکانات و تجهیزات نظامی هم در اختیار آن بود، این با ما درگیر شد. باز در جریان جنگ تحمیلی، این مردم بودند که ریختند در جبهه‌ها و دشمن را به نقطه‌ای رساندند صدام گفته بود، واقعاً حماسه و جریان و نهضتی برای دفاع از کشور ایجاد شد.

یکی از هنر‌های امام و رهبری؛ این بود که دفاع را ملی کردند. دفاع به یک دسته و جریان خاص و به یک ارتش خاص منحصر نمی‌شد. اساساً دفاع را در کشور، ملی کردند. همچنان که الآن هم همین نکته به‌وقوع است. مردم، نقش کلیدی دارند. اگر مردم این روز‌ها و شب‌ها در خیابان نبودند، ما این موفقیت‌ها را حتماً نداشتیم. حضور مردم، پیامی به دشمن داد که هر تلاشی برای اینکه این کشور را از پا دربیاورد، ابتر دانست و خودش به این جمع‌بندی رسید. در جنگ ۱۲ روزه آمریکا این را احساس کرد. آمریکا تقاضای آتش‌بس کرد. ایران که تقاضا نکرد. همه دشمنان با هم جمع شدند، آن حمله‌ها را انجام دادند. در انتها آن‌ها بودند که گفتند ما آتش‌بس را اعمال کنیم. الآن هم همین‌طور؛ در جنگ ۴۰ روزه نیز همان شد.

سؤال: حضور مردم را مرهون همان نظام حکمرانی می‌دانید؟

مخبر: این حرف سنگینی است. حضرت امیرالمؤمنین (ع) اگر این مردم با این ویژگی‌ها را داشت، ۲۵ سال خانه‌نشین نمی‌شد. حضرت امام حسن (ع) اگر این مردم را داشت؛ جانماز از زیر پایش نمی‌کشیدند. نظام باید قدر این مردم را بداند که سرمایه بی‌نظیری هستند. یعنی شما نظیری برای این سرمایه مردمی نمی‌توانی تعریف کنی. نه نیرو‌های نظامی ما، نه ساختار سیاسی ما؛ هیچ‌کدام. این‌ها وقتی موضوعیت پیدا می‌کند که مردم باشند. خود مردم هم باید قدر خود را بدانند. این هم مطلب مهمی است. خداوند، نعمتی در مقطعی از تاریخ نصیب‌ آنان کرده که بتوانند چنین نقشی را که ماندگار در تاریخ است، ایفا کنند. این هم موضوع مهمی است و قرن‌ها می‌ماند.

سؤال: قرن‌ها و سال‌های بعد درباره این مردم قضاوت خواهند کرد؟

مخبر: نکته‌ای که مطرح می‌شود، این است که در چارچوب ذهنی رهبری، شهید رئیسی چه نقشی داشت که این همه از او تجلیل کرد؟ اگر بگوییم مثلاً دین‌داری آقای رئیسی است که همین‌طور هم بود. توسل آقای رئیسی است که همین‌طور هم بود. یعنی آقای رئیسی، یک ویژگی‌های شخصی و یک ویژگی‌های حقوقی داشت. ویژگی‌های شخصی او، تعبدش بود، شهید رئیسی جزو افرادی بود که هر چه هم کار او سنگین می‌شد و اشتغال او بالا می‌رفت، وظیفه‌های دینی و عبادی خود را سر سوزنی خدشه‌دار نمی‌کرد. یعنی نماز شب شهید رئیسی، نوافل او، قرائت قرآن او، دعا‌های کمیل، توسل و ندبه‌ او. آدم فکر می‌کند که اگر آقای رئیسی بیکار بود و هیچ مسئولیتی هم نداشت، این حجم از عبادت چقدر می‌شد؟ یادم است در یکی از سفرهای او ساعت، دو تا دو و نیم شب رسید، فاصله‌ای بین رسیدن تا نماز صبح نبود، نماز شب خود را در پاویون فرودگاه خواند. اول نماز شب خود را خواند، سپس نماز صبح خود را خواند و بعد به منزل رفت.

 

سؤال: اما این‌ها عامل آن تجلیل نیست؟

مخبر: آن که این همه آقا از ایشان تجلیل کرد؛ این بود که آن الگوی کلان حکمرانی که آقا در ذهنش بود و همیشه تلاش او این بود که این حکمرانی را روی زمین بنشاند، شهید رئیسی بر زمین نشاند. یعنی مردم‌محوری، در حکمرانی آقای رئیسی حرف اول و آخر را می‌زد. یک شخصی از مردم مسأله‌ای پیدا می‌کرد و به او منتقل می‌شد، چطور دنبال می‌کرد؟ یادم هست ارز ترجیحی که حذف شد، بعضی از دوستان تصمیمی که سر حذف ارز ترجیحی گرفتند، یک قلم از کالا‌ها را با فرض این که این خیلی به محرومین برنمی‌گردد، ارز آن را هم حذف کردند و واقعاً آن نبود و بخش زیادی از خورد و خوراک مردم به آن برمی‌گشت. وقتی آقای رئیسی این را متوجه شد، آرام نگرفت تا آن را سر و سامان داد. یادم هست خدا شاهد است آن روزی که این اتفاق افتاد، چند بار به من زنگ زد که این را چه کار کنیم تا جمع کنیم؟

یک جایی آبش قطع می‌شد، یک جایی گازش قطع می‌شد. یادم هست در یکی از همین شهر‌های شمال شرقی کشور، گاز مشکل پیدا کرد. تا برای آنها بخاری نفرستاد و مسائل آنها را حل نکرد، آرام نگرفت. یک شهر بود؛ شهر بزرگی هم نبود، ولی نمی‌توانست تحمل کند. یک جایی مشکل آب پیدا می‌کرد، تا تمامش نمی‌کرد رها نمی‌کرد. ویژگی دیگر آقای رئیسی این بود که کار‌های تأسیسی او زیاد بود. یعنی این که به امیرکبیر مثال زده شده برای این بود. ویژگی اصلی امیرکبیر این بود که آن دغدغه‌هایی که بیشترین شمولیت را در مردم پیدا می‌کردند، تشخیص می‌داد و مشخص می‌کرد. بعد رفعش می‌کرد. بعد عمده اینهایی که انجام داد مسائلی بود که قبل از آن نبود. قبل از امیرکبیر این‌ها وجود نداشت. آقای رئیسی دنبال این هم بود.

برای او سخت بود ببیند کشوری شمالش دریاست، جنوبش هم دریاست، وسط آن خشک است. کشوری که آب‌های ژرفش این گونه است. ۲۷۰۰ و خرده‌ای از شمال و جنوب به دریا، به اقیانوس نزدیک ۴۰۰ کیلومتر دسترسی دارد؛ این که نمی‌شود این کشور با این همه منابع بخواهد تشنگی بکشد. سر انتقال آب از دریا، آب‌های ژرف و آب‌شیرین‌کن وقت گذاشت.

یکی از ویژگی‌های خوب او کلان‌نگری آقای رئیسی بود. یعنی وقتی مسأله‌ای را می‌خواست حل کند این طور نبود که یک چیز را بگیرد و دنبال آن برود، از شاخه‌های مختلف و امکاناتی که امکان رفع آن معضل و مشکل وجود داشت، آن را دنبال می‌کرد؛ بنابراین آن که واقعاً حضرت آقا، آقای رئیسی را این همه تجلیل می‌کرد، مال این بود که آن مؤلفه‌های حکمرانی که تاب‌آوری کشور را به اینجا برساند؛ این‌ها را آقای رئیسی دنبال می‌کرد. این‌ها را کاملاً متوجه بود. مثلاً در دیپلماسی؛ دیپلماسی را آقا قبول داشت. اصلاً این‌طور نبود. زمان ریاست جمهوری خود آقا، سفر‌های زیادی کرده، با سران زیادی ملاقات کرده. آقا ارتباطات عزتمندانه را قبول داشت؛ نه ارتباط از موضع احتیاج و ضعف.

توفیق‌های بسیار خوبی که شهید رئیسی در مسائل دیپلماسی داشت، هم در رابطه با همسایگان بود. بعد از سال‌ها قضیه عربستان را حل کرد، حتی قضیه بحرین در حال حل بود که این اتفاقات افتاد. بعد در رابطه با کشور‌های بزرگ هم ارتباطات خوبی برقرار کرده بود. درست است دولت‌های قبل هم دنبال کرده بودند، اما آن که قضیه شانگهای را به نتیجه رساند؛ شهید رئیسی بود.

اجلاس بریکس در آفریقای جنوبی برگزار می‌شد و قرار بود بحث عضویت ایران مطرح شود. دم آخر شهید رئیسی حس کرد احتمالاً در این جلسه سر عضویت ایران در بریکس تصمیم‌گیری نشود. عمدتاً تلفن‌های اساسی ما شب بود. معمولاً مکالمات بعد از ۱۱ شب بود. بین من و آقای رئیسی و نسبتاً هم طولانی می‌شد. زنگ زد گفت: فلانی چنین برداشتی دارم که این اتفاق بیفتد. گفت: می‌خواهم به امیرعبداللهیان بگویم. گفت: می‌خواهم به آفریقایی‌ها بگویم نمی‌آیم. اگر این طور شد، شما برو. گفتم خوب است. به آقای امیرعبداللهیان زنگ می‌زند، به او می‌گوید که شما با وزیرخارجه آن‌جا تماس بگیر؛ من نمی‌آیم. آنها هم بالأخره تدارک دیده بودند. حضور آقای رئیسی هم در اجلاس مهم بود. این که عضو شود و نشود؛ یک موضوع است، این که در اجلاس شرکت نکند موضوع دیگر. بحث حضور موضوعیت داشت. آقای امیرعبداللهیان زنگ می‌زند می‌گوید آقای رئیسی نمی‌آید، اینها به هم ریختند. تا از موضع اقتدار آنها را مجاب نکرد که در همین جلسه عضویت ایران در بریکس قطعی و تصویب شود، از ایران نرفت. یعنی رفتار‌های عزتمندانه ناشی از قدرت و اقتدار. این خیلی مهم است. یعنی تابلوی نظام؛ اقتدار و مقتدر بودن آن؛ بخشی از مسائل را حل می‌کند.

یا وقتی در نیویورک می‌خواست به آن سمت برود، منافقین دور و اطراف آن‌جا جمع شده بودند، به او گفتند در مسیر شما منافقین هستند، اصلاً مگر محل‌شان گذاشت. اتفاقاً از وسط این منافقین به محل استقرار خود رفت. آدمی بود با روحیه و اعتماد به نفس بسیار بالا، متوکل، متوسل. خدمت آقا هم در آن جلسه عرض کردم. من آقای رئیسی را هیچ وقت و در هیچ برهه‌ای مأیوس ندیدم؛ از این که مسأله‌ای حل شود. هیچ وقت خودش را در بن‌بست حس نمی‌کرد. یعنی در ذهن خود کلان‌نگری و جامعیتی شکل گرفته بود و، چون ظرفیت‌های کشور را خوب می‌شناخت، در مقابل هر کدام از چالش‌ها و مسائل کشور، چندین ظرفیت در ذهن او شکل گرفته که اگر این نشد، این، این نشد؛ این؛ بنابراین این موارد باعث شده بود که مقام معظم رهبری (ره) به آقای رئیسی این موضع را داشته باشد. یادم هست یک بار هم خصوصی که خدمت حضرت آقا بودم، این مطلب را فرمود، بعد تا جایی که یادم هست، یک بار عمومی هم این را فرمود. فرمود: اگر آقای رئیسی سه سال دیگر می‌ماند، مسائل مزمن کشور حل می‌شد. صراحتاً این را فرمود.

خدا رحمت کند، واقعاً شهدای خدمت؛ هر کدامشان در سمتی که قرار داشتند، تراز نظام اسلامی بودند. یعنی شهید امیرعبداللهیان یک وزیرخارجه تراز نظام اسلامی بود. آقای آل‌هاشم، امام جمعه تراز نظام اسلامی بود. آقای رحمتی؛ استانداری چنین بود. بقیه آنها هم همین‌طور بودند.

سؤال: در زمانی که ایشان به شهادت رسیدند، درباره نحوه شهادت ایشان، گزارش‌های رسمی هم منتشر شد، اما بعد از اتفاقات اخیر و این روزها؛ به ویژه در ایام سالگرد هم هستیم، باز راجع به نحوه شهادت ایشان، صحبت‌ها و اظهارنظر‌های مختلفی، همچنان مطرح می‌شود که برخی همچنان معتقدند ایشان به عنوان شهید خدمت بودند، اما یک عده همچنان اعتقادشان بر این است که ایشان شهید ترور بودند. به ویژه اتفاقاتی که اخیرا مشاهده کردیم، این را از نظر آنان تقویت می‌کند، نظر شما چیست؟

مخبر: از شهادت به بعد، دوره سرپرستی ریاست جمهوری بنده بود. من نشست‌های مختلفی هم با متخصصان بالگرد و ... گذاشتم، هم با دستگاه‌های نظامی و اطلاعاتی. گزارش‌های فراوانی هم دادند. روزی محضر حضرت آقا بودم، همین سوال شما را آقا فرمودند. بالاخره نظر شما چیست آقای مخبر، این مسئله‌ای که پیش آمده؟ به حضرت آقا عرض کردم، آقا اینکه ما الآن مستندی داشته باشیم که ترور انجام گرفته است، این مستند را الان نداریم، اما هر چی این‌ها آمدند و برای من توضیح دادند که قضیه عادی است، بر ابهام من اضافه شد. یعنی من هیچ وقت تا الان، اینکه این موضوعی عادی بوده، حادثه‌ای بوده، سقوطی بوده، هیچ وقت این را قبول نکردم.

سوال: همچنان هم باور ندارید؟

مخبر: اصلا باور ندارم. الان که احتمال یک کم بیشتر است. یادم است که یکی از سوالاتی که آقا فرمودند این بود که می‌گویند ارتباط این بالگردها مکانیکی است، نرم افزاری نیست. گفتم آقا بالاخره این‌ها با بی‌سیم، اول با دوم، دوم با سوم، سومی با اولی، امکان نرم افزاری و دخالت وجود داشته است. 

 

سوال: جسته و گریخته اخباری درباره رد و بدل پیام‌ها میان آمریکا و ایران به واسطه میانجی پاکستانی مطرح می‌شود و صحبت از دیپلماسی و تحت عنوان دیپلماسی جنگ و آنچه که به عنوان پایان جنگ می‌شود از آن یاد کرد. خیلی‌ها معتقدند ما برای این بخش از جنگ که در حوزه دیپلماسی است، باید الزام‌هایی را رعایت کنیم. در حوزه‌های مختلف، از نظر شما مهم‌ترین الزام‌هایی که در این دیپلماسی باید رعایت شود، چیست؟

مخبر: اولا خونخواه امام و شهیدمان را مردم می‌دانم و این مردم تا خون بها را نگیرند، ول نمی‌کنند. خوشبختانه نکته بسیار مهم و مثبتی که وجود دارد این هم‌جهتی تصمیم‌گیران، سیاستمداران و مردم است. اصل فرماندهی، دست رهبر معظم انقلاب اسلامی است. وقتی هم درباره ایشان باید صحبت کنم، انصافا مقام معظم رهبری، ویژگی‌هایی منحصر به فردی دارد. به شدت تسلط ایشان بر مسائل حکمرانی، برجسته است. بر سر نحوه حکمرانی و آینده پژوهی، نظر دارد. روی بحث‌های فناوری واقعا مسلط است. اعتقاد هم دارد که مسائل کشور با این‌ها باید حل شود. حضرت آقا درباره چارچوبی که در خصوص دشمنان ما و مسائل دیپلماسی کشور دارد، کاملا مصر و مصمم است. خوشبختانه دولت و به‌خصوص شخص رئیس جمهور، فوق‌العاده خود را مقید می‌داند که در چارچوب تدبیرهای حضرت آقا حرکت کند و این مطلب مهمی است. ما نباید یک دفعه مشکلاتی که داریم که آن هم عمدتا مربوط به دشمنان ما است، این‌ها را داخلی کنیم. بله یک سری ضعف‌ها وجد دارد. ضعف مدیریت و ... این‌ها ممکن است. همیشه بوده و الان هم است، اما اصل قضیه این‌ها نیست.

مردم به مسئولان اعتماد کنند، تا زمانی که موضوعی اتفاق بیافتد که خلاف این‌ها باشد که اولین فریاد از آقا زده خواهد شد. خون‌بهای شهدای ما و به‌خصوص آقا و قضیه میناب، چیزی نیست که با این مسائلی مطرح است، جبران شود، اما این حداقل‌هایی که وجود دارد، این‌ها قابل گذشت نیست. یعنی بحث این که جنگ پایان بیابد و منطقه‌ای تمام شود. غرامت، مدیریت بر تنگه، رفع تحریم‌ها، این‌ها چیز‌هایی نیست که مردم تحمل کنند به نتیجه نرسد. نه خود مسئولان تحمل می‌کنند و نه آقا. هم اولین پیامی که دادند، این ۵-۶ مطلب را صراحتا فرمودند. علت اینکه این حرف را می‌زنم، این است که این انسجامی که بین مردم و مجریان و حضرت آقا وجود دارد و همان چیزی که گفتم یک مثلثی داشتیم که آن مثلث سبب اصلی وقوع انقلاب شد. اداره جنگ، اداره کشور تا الان شد، آن هم رابطه و فعال بودن امام و امت بر اساس دین مردم است. الان هم آن سر جای خودش است و آن کس که حرف اول و آخر را می‌زند، آقا است. باید همچنان انسجام ملی باشد و حضور مردم در صحنه فوق‌العاده مهم است. ان‌شاءالله خدا خیر و برکت آن را برای این مردم به‌صورت وسیع فرود بیاورد. خیلی مردم زحمت می‌کشند. من تاریخ را می‌دانم. حکومت‌ها را اطلاع دارم که چه وضعیتی داشتند. اصلا همچنین چیزی سابقه نداشته که ۸۰ و خورده‌ای شب، مردم، زن و بچه و کودک چند روزه، پیرمرد هشتاد و نود ساله، شبی، شش، هفت ساعت و حتی بیشتر در خیابان‌ها باشند و سر سوزنی این شور دفاع از نظام و رهبری و کشور، کاهش پیدا نکند. مرتب هم افزایش پیدا کند.

ما به حول و قوه الهی تا امروز، پیروز قطعی جنگ هستیم. اصلا تردید نکنید، در نهایت هم پیروز جنگ خواهیم بود، اما ابزار پیروزی خود را نباید تضعیف کنیم. ابزار پیروزی، حضور مردم در صحنه است و انسجام ملی که آقا هم این قدر فشار می‌آورد و تاکید می‌کند، این را نباید از دست بدهیم و این عامل اصلی قدرت ما است و آن را باید رعایت کنیم.

 

سوال: قدرشناسی مردم را فرمودید که مردم خودشان قدر خود را بدانند؟

مخبر: یکی از چیز‌هایی که به شدت همه مسئولان کشور باید مراقبت کنند و حساسیت فوق‌العاده نشان دهند، قدردانی از مردم است. قدردانی از مردم این نیست که تشکر کنیم. قدردانی از مردم، حل مشکلات مردم است. حل مسائل اقتصادی مردم است. یک نکته. اینکه شما در حیات طیبه مقام معظم رهبری شهیدمان خیلی روی تهاجم فرهنگی و تبیین آن، آقا بحث می‌کردند، امروز نتیجه آن را می‌بینید. امروز این چیزی که در صحنه کشور مردم انجام می‌دهند، تاب آوری فرهنگی است که اتفاق افتاد. اگر آن تاب آوری اتفاق نمی‌افتاد، امروز مردم نمی‌توانستند هشتاد و خورده‌ای شب در خیابان باشند. خانه‌های آنان خراب شود، فرماندهان و بچه‌ها و رهبرشان شهید شود و باز هم با این استحکام در صحنه باشند. این نتیجه آن سرمایه‌گذاری است.

سوال: در نهایت فکر می‌کنید که ماجرای ما با آمریکا به کجا بکشد. پیش‌بینی شما چیست؟

مخبر: ما با آمریکایی‌ها وقتی می‌توانیم مسائل خود را حل کنیم که او مطمئن شود ما به حدی از قدرت رسیده‌ایم که کاری نمی‌تواند بکند. ما با آمریکایی‌ها تضاد ماهوی داریم. حتی اگر بگویم تناقض ماهوی داریم هم خیلی بحث سختی نیست.

این وقتی می‌تواند به نتیجه‌ای برسد که ما به لحاظ قدرت به جایی برسیم که او مطمئن شود نمی‌تواند در مقابل ایران قد علم کند. ما اگر به این نقطه برسیم که الحمدالله می‌رسیم، مسئله ما با آمریکا این جوری حل می‌شود که آن قدر قوی بشویم و این قدر استحکام پیدا کنیم که او سر جای خودش بنشیند.

سوال: یکی از سیاست‌هایی که آقای رئیسی شهید دنبال می‌کردند در حوزه دیپلماسی، حوزه همسایگی بود. در جنگ تحمیلی سوم، شاهد شیطنت‌های کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس بودیم. مواضعی گرفتند و عملا وارد جنگ با جمهوری اسلامی ایران شدند و برخی از آن‌ها شاید مستقیم این اتفاق را رقم زدند. تحلیل شما از مواضعی که برخی از این کشور‌ها گرفتند، چیست؟

مخبر: این‌ها اختیاری از خودشان ندارند. اصل قصه آن‌ها این است. وقتی نظر خودشان این است که با ما کنار بیایند و روابط خوبی داشته باشند، آمریکایی‌ها این نظر را نداشته باشد، نمی‌توانند کاری کنند. اصل قصه‌ای که الان گرفتارند، این است که این اختیار را ندارند و نمی‌توانند این کار را انجام دهند. مثل زمان رژیم طاغوت که نمی‌توانست از خود، اعمال نظر کند. این‌ها همان جوری هستند و گرفتاری آن‌ها این‌جور است. شیطنت بعضی‌ از آن‌ها شیطنت، بالا است، اما بیشتر آن‌ها این‌طور نیستند. اگر دست خودشان باشد، این رابطه را بهبود می‌بخشند. من با خیلی‌ از آن‌ها دیدار داشتم. نظر آن‌ها را درباره ایران می‌دانم، اما وقتی الان فرمان دست کس دیگر است، مجبورند همان مسیری را بروند که او به آن‌ها می‌گوید.

شهید رئیسی خیلی روی این موضوع تلاش کرد. سه تقسیم بندی کرده بود. یکی همسایگان. یکی آن‌هایی که همسوی ما هستند به لحاظ سیاسی و بین‌المللی. یکی هم آن‌هایی که ضرری با ما ندارند، همسو هم نیستند، اما دشمن هم نیستند. درباره آن‌ها وقت می‌گذاشت. درباره منطقه هم اعتقاد آقا همین بود. ما باید بهترین رابطه را با کشور‌های منطقه داشته باشیم. الان هم نظر رهبری جدید انقلاب، همین است. دولت هم نظرش این است، اما نمی‌شود یک طرفه باشد. گیر این است که الان آن‌ها مثل یک پایگاهی از آمریکایی‌ها عمل می‌کنند. وقتی از سرزمین آن‌ها ما را می‌زنند، بچه‌های ما را شهید می‌کنند، فرماندهان نظامی ما را شهید می‌کنند، ما کاری غیر از این می‌توانیم کنیم که آن‌ پایگاه‌ را بزنیم؟ الان جنگ ما یکی با آمریکایی‌ها و رژیم صهیونی است و یکی همین کشور‌های منطقه هستند که آمریکا آن‌جا پایگاه دارد و از آن‌جا می‌زند؛ بنابر این، ما دنبال این نیستیم که دشمنی با کشور‌های منطقه داشته باشیم. ما هنوز هم این کشور‌ها را کشور‌های مسلمان و همسایه‌های خود می‌دانیم، به شرطی که آن‌ها هم رعایت کنند.

سوال: آیا آمریکایی‌ها مجبور به ترک منطقه خواهند شد؟

مخبر: چاره‌ای غیر از این نخواهند داشت. مسیری که پیش می‌رود، مسیری نیست که بتوانند ادامه دهند. خیلی هزینه‌ها آن‌ها بالا می‌رود.

 

سوال: تنگه هرمز، این سوی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و آن سوی تنگه در دریای عمان است، چیزی که آمریکایی‌ها با عنوان محاصره از آن یاد می‌کنند.

مخبر: تنگه هرمز جزو سرزمین ما است. او از جای دیگری آمده و جایی را گرفته است. وضعی که الان در تنگه داریم و در اختیار ما است، جغرافیای سیاسی و قدرت نظامی ما است. ببینید، همین کشور‌های اروپایی؛ چپ و راست پیغام می‌دهند که مسائل خود را درباره تنگه حل کنند. تنگه موجب شده است که این موضوع به‌وقوع بپیوندد و این گره مدیریت بر تنگه، باطل‌السحر همه مسائلی است که این‌ها دارند.

سوال: اگر نکته‌ای باقی مانده است، بفرمایید.

مخبر: دوباره خواهش من از مردم عزیزمان، این است که حضور خود را به هیچ وجه کمرنگ نکنند. مسئولان واقعا تلاش می‌کنند. به قول حضرت آقا باید تلاش مضاعفی کنند، مسائل مردم حل شود. اگر در داخل، همین‌جور که تا الان آمدیم، خوب مدیریت و مسائل کشور را حل کنیم، به حول و قوه الهی، این پیروزی که رقم خورده است، به پیروزی نهایی تبدیل می‌شود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.