هفته دولت، فرصتی برای بازخوانی معنای مسئولیت عمومی، امانت‌داری در قدرت و نسبت کارگزاران با مردم است. در منظومه فکری امام خمینی(س)، حکومت اسلامی نه عرصه برتری‌جویی، بلکه میدان اقامه عدالت، خدمت به مردم، دفاع از حق و توجه ویژه به محرومان است. نوشتار پیش‌رو، با تکیه بر سیره علوی و بیانات امام خمینی(س)، چهار اصل بنیادین این نگاه به حکمرانی را مرور می‌کند.

 امام خمینی(س) حکومت علوی را نمونه عالی و نهایی «مردم‌سالاری دینی» می‌دانست؛ حکومتی که بر اراده آگاهانه مردم و حمایت بی‌واسطه آنان استوار است. ایشان رابطه بی‌حاشیه امام علی(ع) با تود‌ه، فقیران تا کودکان را الگویی برای مسئولان نظام اسلامی می‌دانستند و تأکید می‌کردند که هر تصمیم حکومتی باید با نگرش خادم‌‌پرورانه و خدمتگزاری به مردم همراه باشد. در اندیشه امام، چهار اصل بنیادین عدالت، خدمت‌گزاری، شجاعت در برابر ظلم و استکبار، و توجه به مستضعفان، چارچوبی منسجم برای شکل‌دهی به ساختار و خط مشی حکومت اسلامی است و ریشه‌هایش را در سیره و کلام ائمه معصومین(ع) به‌ویژه حضرت علی(ع) می‌توان پی گرفت.

تاریخ اندیشه‌های سیاسی، شاهد ظهور نظریه‌پردازانی است که حکمرانی را تنها در چارچوب مدیریت قدرت و حفظ نظم تعریف کرده‌اند. اما انقلاب اسلامی ایران، زاده‌ مکتبی متفاوت بود؛ مکتبی که «حکومت» را نه ابزاری برای سلطه، بلکه وسیله‌ای برای تحقق آرمان‌های الهی و انسانی می‌دانست. امام خمینی(س)، به‌عنوان پایه‌­گذار این مکتب، بنایی را بنیان نهاد که ستون‌های آن نه بر ترس و زور، که بر اصولی استوار شد که قرن‌ها در تعالیم انبیا و ائمه‌ اطهار(ع) ریشه داشت. ایشان با احیای این اصول در عصر مدرن، الگویی نوین از حکمرانی دینی ارائه کرد؛ الگویی که پاسخگوی نیازهای زمانه بود، بی‌آنکه از ماهیت اصیل خود فاصله بگیرد. این الگو، حول محورهای اساسی شکل گرفته است که هر یک، گوشه‌ای از رسالت یک حکومت اسلامی را روشن می‌سازد. در این زمینه، می­توان به چهار اصل اساسی اشاره کرده که چنان در کلام عمیق، مواضع صریح و سیره عملی امام خمینی(س) پررنگ، پایدار و حیاتی ظاهر شده‌اند که می‌توان آنها را جوهره بنیادین و تمایزبخش اندیشه سیاسی ایشان دانست.

 

اصل اول : عدالت؛ جوهره اصلی حکومت

در اندیشه امام خمینی(س)، عدالت و قسط جایگاهی محوری دارد و برپایی عدل و مقابله با ظلم، از اساسی‌ترین اهداف حکومت اسلامی به شمار می‌آید. عدالت در این نگاه، صرفاً یک فضیلت اخلاقیِ فردی نیست؛ بلکه دارای ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است و باید در همه ارکان جامعه و سازوکارهای اداره آن جریان یابد. تحقق عدالت، سامان‌یافتگی جامعه و تأمین خیر و صلاح دنیوی و اخروی انسان‌ها را در پی دارد. امام خمینی(س) در تبیین این معنا می‌فرمایند:

«آن کسی که به یک ملتی سلطه دارد، به یک ملتی حکومت دارد، این چنانچه عدالت پرور باشد، دستگاه او عدالت پرور خواهد شد؛ قشرهایی که به او مرتبط هستند قهراً به عدالت گرایش پیدا می‌کنند؛ تمام اداراتی که تابع آن مملکت است، تابع آن حکومت است، خواه ناخواه به عدالت گرایش پیدا می‌کند. عدالت گسترده می‌شود.»(صحیفه امام جلد 9، ص 135).

از منظر امام خمینی(س)، هر حرکت تاریخی برای برپایی عدالت، با رنج‌ها، ایثارها و قربانی‌هایی همراه است که در مسیر مبارزه با ظلم تکرار می‌شود. بااین‌حال، این دشواری‌ها مانع ادامه راه نیست؛ بلکه اراده و عزمِ ملت‌ها برای تحقق حکومت عادلانه و زدودن ستم را استوارتر می‌سازد. ایشان در این زمینه می‌فرمایند:

«در تمام دنیا، از صدر عالم تا حالا بوده و تا آخر هم خواهد بود که هرکس قیام کرد برای اینکه عدالت ایجاد کند، حکومت عدل ایجاد کند، سیلی خورده. پس ما گله‌ای نداریم که چون قیام کردیم برای اقامه عدل، برای حکومت عدل، برای حکومت اسلامی، سیلی بخوریم. ما باید زیادتر سیلی بخوریم. آن وقت یک نحو بوده، حالا نحو دیگری بوده. اما در اینکه تاوان را باید پس بدهیم، مثل هم است. ابراهیم خلیل الله تاوان را پس داد، موسای کلیم الله داد و رسول خدا داد و امیرالمؤمنین آن همه شدت کشید و ائمه ما آن قدر سختی کشیدند؛ برای اینکه آن‌ها همه در نظر داشتند که حکومت عدل ایجاد کنند.»(صحیفه امام، جلد20، ص 362)

 

 اصل دوم: حکومت، امانتی الهی در دست خدمتگزاران

فلسفه حکومت، ارائه خدمت واقعی و صادقانه به مردم است. در نظام اسلامی، مسئولان نباید در جایگاه فرمانروایان و صاحبان امتیاز ظاهر شوند؛ بلکه باید مسئولیت و منصب خویش را امانتی برای خدمت‌گزاری به مردم بدانند. امام خمینی(س) در تبیین این نگاه می‌فرمایند:

«شمایی که الآن به حکومت رسیده اید، این حکومت نیست، خدمت گزار هستید. اسلام حکومت به آن معنا ندارد؛ اسلام خدمت گزار دارد»(صحیفه امام، ج13، ص 202 ـ 203).

این نگاه، ریشه در سیره حکومتی امیرالمؤمنین علی(ع) دارد. ایشان هنگامی که مالک اشتر را به فرمانروایی مصر منصوب کردند، در نامه‌ای خطاب به او فرمودند:

«از منت نهادن به مردم، به هنگام احسان بپرهیز. و بیش از  آنچه انجام داده­ای کار خود را بزرگ مشمار. و از این که به آن ها وعده  دهی و سپس تخلّف کنی، برحذر باش؛ زیرا منت، احسان را باطل می سازد و بزرگ شمردن خدمت، نور حق را می برد و خلف وعده موجب  خشم خدا و خلق است.»(نهج‌البلاغه، ص 591، نامه 53).

بر این اساس، خدمت به مردم در منطق حکمرانی اسلامی نه ابزاری برای کسب اعتبار و برتری‌جویی، بلکه وظیفه‌ای اخلاقی، دینی و اجتماعی است که باید با فروتنی، صداقت و وفای به عهد همراه باشد.

اساساً جوهر خدمت‌گزاری در الگوی حکمرانی اسلامی، پیوند «انگیزه الهی» با «حداکثر اتقان و امانت‌داری» است. در این چارچوب، کارگزاران نه فرمانروایانِ بر مردم، که وکیلان و امانت‌داران آنان به شمار می‌آیند. بر همین مبنا، امام خمینی(س) خطاب به مدیران تأکید می‌فرمودند:

«خدمت گزار باشید به این ملتی که آن دست های خیانت کار را قطع کرد و این امانت را به شما سپرد... مقتضای امانت داری این است که آن را به طور شایسته حفظ کنید»(صحیفه امام، ج 18، ص 78 ـ 79)

 

 اصل سوم: شجاعت و صلابت در برابر ظلم و استکبار

امام خمینی(س)، روحیه تسلیم‌ناپذیری و حق‌مداری امیرالمؤمنین(ع) را الگوی مبارزه خویش در برابر ظلم، باطل و نفاق می‌دانستند و بر ضرورت ایستادگی در برابر طاغوت تأکید می‌کردند:

«سیره بزرگان بر این معنا بوده است که معارضه می‌کردند با طاغوت ولو اینکه زمین بخورند، ولو اینکه کشته بشوند ولو کشته بدهند. ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد، در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره کند و توی دهنش بزند، و نگذارد که این قدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد.(صحیفه امام، ج 18، ص 269).

از منظر امام خمینی(س)، انقلاب اسلامی ایران در امتداد نهضت عاشورا و مبارزه تاریخی جبهه حق با باطل شکل گرفته است؛ ازاین‌رو، هرگونه سازش با ظلم - چه در قالب استبداد داخلی و چه در هیئت سلطه‌طلبی قدرت‌های بزرگ - به منزله فاصله‌گرفتن از آرمان‌های علوی و عاشورایی تلقی می‌شود.

 

اصل چهارم: توجه به مردم و تمرکز بر گروه‌های مستضعف جامعه

امام خمینی(س) بر این باور بود که حکومت علوی، نمونه اعلای «مردم‌سالاری دینی» است؛ حکومتی که بر خواست و حمایت آگاهانه مردم استوار است. ایشان به رابطه نزدیک و بی‌حاشیه امام علی(ع) با توده‌ها، از فقرا گرفته تا کودکان، استناد می‌کردند و آن را الگویی برای مسئولان نظام اسلامی می‌دانستند. در اندیشه­ امام خمینی(س)، درد و رنج محرومان و مستضعفان، تنها یک موضوع اجتماعی نبود؛ بلکه دغدغه‌ای انسانی-الهی و محور اساسی حرکت انقلابی ایشان بود. این درک عمیق و حس دلسوزی بی‌مثال به اندازه‌ای اصیل و جهان‌شمول بود که مرزهای جغرافیا را درنوردید و ایشان را نه فقط برای ایرانیان، بلکه برای میلیون‌ها محروم و ستمدیده در سراسر جهان، به نمادی از مقاومت و حامی بزرگی در برابر نظام‌های ستمگر تبدیل کرد. از نظر ایشان پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مرهون تلاش طبقات پایین اجتماع یعنی همان مستضعفین است: «شما این انقلاب را به ثمر رساندید و گروه‌هایی که در سرتاسر این کشور این انقلاب را به ثمر رساندند، همان زن و مرد محروم [بودند] و همانهایی که مستضعف هستند و کاخ‌نشینها آنها را استضعاف می‌کنند و اینها ثابت کردند که کاخ‌نشینها هستند که ضعیفند و پوسیده‌اند و برای این ملت هیچ کاری نکرده‌اند و نخواهند کرد.»(صحیفه امام، ج‌14، ص: 261)

 

حاصل کلام

 با بررسی چهار اصل بنیادین عدالت، خدمت‌گزاری، شجاعت و مردمی بودن در اندیشه و سیره امام خمینی(س) روشن می‌شود که منظومه فکری ایشان نه مجموعه‌ای اتفاقی از توصیه‌های اخلاقی، بلکه سازه‌ای منسجم، منطقی و ریشه‌دار در سنت ناب اسلامی-شیعی است. این اصول، به‌هم پیوسته و مکمل یکدیگرند: عدالت، آرمان غایی و مقصد نهایی است؛ خدمت‌گزاری، روش و منش تحقق آن در ساختار حکومت است؛ شجاعت و صلابت، سلاح دفاع از آن در برابر دشمنان داخلی و خارجی است؛ و توجه به مستضعفان، پایه اجتماعی و محک عینی تحقق عدالت و خدمت است. این چهار اصل، تنها برای شناخت تاریخی امام نیست، بلکه معیاری دائمی و زنده برای سنجش سلامت، اصالت و پویایی نظام برآمده از انقلاب اسلامی نیز به‌شمار می‌آید.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.