حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی خسروی در مراسم 28 ماه صفر دفتر مرحوم آیت‌الله العظمی صانعی، گفت: ا ما گاهی آن قدر که بر صورت ظاهر دین، تأکید می‌کنیم، بر عقلانیت دین متمرکز نمی‌شویم؛ درحالی که در همین قرآن، بیش از 300 مورد، مسأله «تفکر»، «تعقل» و دعوت به «اولی الالباب» مطرح شده است؛ یعنی بخش عظیمی از هدایت جامعه، نه در مناسک، که در بارور کردن عقل است. عقل‌ها باید بارور شود تا صلاح و فساد را فهم کند.

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه حساب روز قیامت بر مدار «صدق» است، گفت: گاهی در جامعه دیده‌ایم که برای یک پیروزی ورزشی، برخی شروع به تبلیغات دینی افراطی کردند و کارشناسان صدا و سیما و برخی از هم‌لباسان ما به این بهانه که تیم قبل از بازی، زیارت عاشورا خوانده، آن را مایه پیروزی، معرفی کردند و از اینکه توانسته‌اند عده‌ای را مذهبی‌تر سازند، شادمان بودند، اما چند روز بعد، همین تیم با آن­که زیارت عاشورا هم خوانده بود، در مسابقه با یک تیم قوی‌تر که از قضا شراب هم می‌خورند، دچار شکست شد. اگر با این تبلیغات، ایمان جوانان ما با یک پیروزی، از 50 به 70 رسید، اشکالی ندارد؛ اما در باخت بعدی ما آن ایمان متزلزل به کمتر از 50 سقوط می‌کند و اعتقادات اولی نیز دچار تزلزل می‌گردد.

به گزارش خبرنگار جماران، حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی خسروی در مراسم 28 ماه صفر دفتر مرحوم آیت‌الله العظمی صانعی، گفت: درباره شخصیت پیامبر اسلام(ص)، هرچه گفته شده و شود، باز هم حق مطلب ادا نخواهد شد. آن انسان بی‌نظیری که توانست صدها و میلیون‌ها و امروز بیش از یک‌ونیم میلیارد انسان را به خود و دین خویش جذب کند؛ آن شخصیتی که کامل‌ترین، جامع‌ترین و بهترین نسخه نجات بشریت، یعنی قرآن، را از خود به یادگار گذاشته است. درباره او سخن فراوان گفته شده و سروده‌های ارزشمندی به فارسی و عربی درباره شخصیت او بسیار است؛ اما هیچ سروده‌ای به «قصیده برده»، که از آثار ارزشمند «امام شرف الدین بوصیری» است، نمی‌رسد.

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: این قصیده داستانی جالب دارد. قضیه مربوط به حدود 700 سال پیش در مصر است. شرف الدین بوصیری، ادیب توانا و شاعر بزرگ، به مرض فلج مبتلا می‌شود و نذر می‌کند که درباره شخصیت و در مدح پیامبر(ص) شعری بسراید. شعر در 160 بیت عربی به پایان می‌رسد. شب، در عالم رؤیا، پیامبر را می‌بیند؛ چنان که نقل کرده‌اند، حضرت یک برد(عبا یا پارچه­ای) بر او می‌اندازد. چون وی از خواب بیدار می‌شود، می‌ایستد و احساس می‌کند دیگر فلج نیست.

وی یادآور شد: بر این شعر، شعرای بزرگ شرح‌ها نوشته‌اند؛ بیش از 100 شرح بر آن، نگاشته شده و بزرگانی مانند مرحوم «سید علی خان مدنی» نیز به استقبال آن رفته و آن را تخمیس کرده‌اند. این یکی از زیباترین قصاید ادبی است که شاید بتوان آن را بی‌نظیر دانست. همان‌گونه که در ایران، در حسینیه‌ها، کتیبه‌هایی با اشعار «باز این چه شورش است که در خلق عالم است»، در مساجد مصر و شمال آفریقا نیز کتیبه‌هایی با اشعار امام شرف الدین بوصیری، نصب می‌گردد. این اشعار از نظر غنای مطلب و بیان واقعیت، واقعاً کم نظیر است.

خسروی تأکید کرد: بالاترین شخصیتی که می‌توان به او توسل جست و شفا گرفت، پیامبر(ص) است. اگر ائمه هدی(ع) هم کاری از ایشان ساخته است -که قطعاً ساخته است- به برکت پیامبر(ص) است. من گاهی با مشاهده کاروانیانی که در مدینه، صبح زود به سمت بقیع روانه می‌شدند، متأسف می‌شدم؛ به ایشان تذکر می‌دادیم که ابتدا ضریح پیامبر(ص) و آنگاه بقیع را زیارت کنند. ما گاهی غفلت ورزیده‌ایم و فرهنگ‌سازی نکرده‌ایم.

وی افزود: در این مجلس شریف، از میان ده‌ها ویژگی آن حضرت، به دو ویژگی برجسته اشاره می‌کنم که رمز موفقیت ایشان در تربیت نفوس است: یکی عشق و یکی صدق. محبت و عشق، وجود پیامبر را پر کرده بود. قرآن درباره رابطه او با خلق، تعبیر عجیبی دارد و می‌فرماید «ما أرسلناک إلا رحمةً للعالمین». خدا در جای دیگر می‌فرماید: «لقد جاءکم رسولٌ من أنفسکم عزیزٌ علیه ما عنتم حریصٌ علیکم بالمؤمنین رئوفٌ رحیمٌ»؛ ای مردم! پیامبری که آمده، از جنس خود شماست و بیگانه نیست.

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: هر پیامبری لقبی دارد؛ ابراهیم «خلیل الله»، موسی «کلیم الله» و عیسی «روح الله»؛ اما پیامبر ما «حبیب الله» است؛ چه به معنای محبوب (معشوق خدا) و چه به معنای محب (عاشق خدا). رابطه پیامبر و خداوند، علاوه بر رابطه خالق و مخلوق، رابطه عاشق و معشوق است. خداوند در یک جا به جان آن حضرت، سوگند یاد می‌کند. این درحالی است که وقتی کسی، علاقه بسیاری به دیگری داشته باشد، چنین سوگند یاد می‌کند. پیامبر، نقطه اتصال محبت خلقت و مخلوق با خالق است و لذا خداوند او را به مهمانی ویژه خودش – که معراج است - برد.

وی افزود: دومین ویژگی پیامبر، صدق و صداقت اوست. پیامبر برای هدایت مردم، لب به دروغ نگشود و تن به ریاکاری نداد. پیامبر قرآنی آورده که سراسر صدق است و همه برنامه‌های او بر این اساس، بنیان نهاده شده است. حتی حساب روز قیامت بر مدار «صدق» است. ابتدای دروازه بهشت، صدق می‌خرند و احسان، مقدار نماز، اشک بر امام حسین(ع) و دیگر اعمال انسان را با معیار صدق می‌سنجند و به میزان صدقی که در آن وجود دارد، پذیرفته و اضافاتش بیرون ریخته می‌شود. وقتی صدق به اندازه‌ای بود که بهشت را نصیب انسان می‌سازد، او را وارد بهشت می‌کنند؛ راه بهشت از «صدق» می‌گذرد.

خسروی گفت: برای تبیین جایگاه «صدق» در سیره نبوی، نمونه‌ای تاریخی ذکر می‌کنم. پیامبر اکرم(ص) پسری به نام ابراهیم داشت که در مدینه به دنیا آمد و چون پیامبر(ص) پسر دیگری نداشت، به او بسیار عشق می‌ورزید. ابراهیم حدوداً 18 ماهه بود که ناگهان بیمار شد و از دنیا رفت. پیامبر(ص) از این داغ، بسیار محزون شد، اما همچنان بر مدار رضای الهی باقی ماند. اتفاقاً در همان روز، خورشید گرفت و کسوف رخ داد.

وی ادامه داد: مردم از روی سادگی و احساسات پاک مذهبی، به یکدیگر می‌گفتند خدا پیامبرش را آن قدر دوست داشت که حتی کائنات هم بر حزن و اندوه او محزون شدند و خورشید گرفت، چون فرزند پیامبر از دنیا رفته است! این سخن در مدینه پیچید و به گوش پیامبر(ص) رسید. حضرت به سرعت اعلام عمومی کردند که همه به مسجد بیایند. مردم کنجکاو بودند؛ چون معمولاً وقتی اعلام عمومی می‌شد، یا آیه‌ای نازل شده بود یا دستور جنگ در کار بود. همه آمدند و پیامبر(ص) بالای منبر رفتند و سخنی جاودانه فرمودند؛ «ای مردم! خورشید و ماه دو مخلوق و دو نشانه از آیات الهی‌اند؛ نه برای شادی کسی می‌تابند و نه برای مرگ کسی می‌گیرند».

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: جان عالم به قربانت یا رسول الله! اگر ما بودیم، با این افکاری که امروز بر فرهنگ ما حاکم است، می‌گفتیم: یا رسول الله، چه کار دارید؟ بگذارید مردم متدین‌تر شوند. خدا خواسته امروز خورشید بگیرد و ایمان مردم به شما بیشتر شود، چرا این فضای معنوی را به هم می‌زنید؟ حداقل سکوت کنید! اما پیامبر(ص)، صادق است. او می‌داند حقیقت چیست و نمی‌خواهد به هر قیمتی، مردم را متدین کند. او آینده را می‌بیند. اگر پیامبر(ص) در آن روز، مردم را روشن نمی‌کرد، 500 سال بعد که پدیده علمی کسوف و خسوف (قرار گرفتن ماه یا زمین بین اجرام سماوی) کشف گردید، آن وقت اصالت و حقیقت آیین اسلام خدشه­دار می‌شد و مردم این دین را بر پایه خرافات می‌دانستند.

وی با تأکید بر اینکه رفتار پیامبر درس بزرگی برای ما است، افزود: گاهی در جامعه دیده‌ایم که برای یک پیروزی ورزشی، برخی شروع به تبلیغات دینی افراطی کردند و کارشناسان صدا و سیما و برخی از هم‌لباسان ما به این بهانه که تیم قبل از بازی، زیارت عاشورا خوانده، آن را مایه پیروزی، معرفی کردند و از اینکه توانسته‌اند عده‌ای را مذهبی‌تر سازند، شادمان بودند، اما چند روز بعد، همین تیم با آ­که زیارت عاشورا هم خوانده بود، در مسابقه با یک تیم قوی‌تر که از قضا شراب هم می‌خورند، دچار شکست شد. اگر با این تبلیغات، ایمان جوانان ما با یک پیروزی، از 50 به 70 رسید، اشکالی ندارد؛ اما در باخت بعدی ما آن ایمان متزلزل به کمتر از 50 سقوط می‌کند و اعتقادات اولی نیز دچار تزلزل می‌گردد.

خسروی تأکید کرد: اگر خواستیم با احساسات کور و به هر قیمتی، مردم را متدیّن سازیم، چنین ضربه‌هایی می‌خوریم، اما پیامبر(ص) چنین رویه‌ای نداشت؛ لذا سکوت نکرد، چون سکوت در آن روز، به ضرر رشد اسلام بود. آن روز شاید برخی منافع کوتاه‌مدت احساسی از دست رفت، اما در درازمدت، اسلام تثبیت شد. اسلام متعلق به امروز و فردا و یک نوع حکومت نیست، بلکه یک حقیقت ابدی است که ابتدا بوده و باید برای همیشه بماند؛ لذا باید با مبانی درست، از آن دفاع کرد. احساسات غلط، شاید توجه مردم را به دین، تسریع بخشد، اما به سرعت هم از میان خواهد رفت.

وی افزود: بسیاری، دوست دارند بی‌حجابی از بین برود -و هیچ متدیّنی بی‌حجابی را امضاء نمی‌کند، به ویژه در شهری مثل قم که انسان از وضعیت برخی رفت و آمدها واقعاً خجالت می‌کشد- اما راهکار چیست و چرا به این نقطه رسیده‌ایم؟ خداوند مرحوم «فلسفی»، واعظ شهیر و بی‌نظیر قرن اخیر را رحمت کند. خود من از ایشان شنیدم که فرمودند؛ یک بازاری مرا برای ناهار، به منزلش دعوت کرد. در مسیر خانه، هم‌زمان، خانمی چادری وارد کوچه شد. آن زن به این گمان که به کوچه خود رسیده، دیگر نامحرمی نیست، چادرش را از سر بر روی دوشش انداخت. آن بازاری همراه من بسیار ناراحت شد و جلو رفت و با تندی گفت، خانم! حیا نمی‌کنی؟ چرا چادرت را رو دوشت انداختی؟

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی ادامه داد: آن خانم هم با این برخورد، فوراً چادرش را تا کرد و زیر بغل خود گذاشت. دوست بازاری‌ام با عصبانیت به من گفت آقای فلسفی، می‌بینید مردم چقدر بی‌حیا شده‌اند؟ تازه، وقتی به آنها تذکر می‌دهیم، بدتر هم می‌کنند! به او گفتمبنده، هم بی‌حیایی او را دیدم و هم نفهمی تو را! اگر تو این نهی از منکر ناشیانه را نکرده بودی، او حداقل یک چادر نیم‌بند داشت؛ اما تو باعث شدی همان را هم کنار بگذارد.

وی تأکید کرد: باید صریح و بی‌پرده بگویم که درد بزرگ جامعه ما امروز بی‌دینی نیست، بلکه بی‌عقلی است. کسی از صدر تا ذیل مسئولان را با فحش و اهانت می‌نوازد و نسبت‌های ناروا می‌دهد، لزوماً بی‌دین نیست؛ اتفاقاً آدم متدیّنی است، نماز می‌خواند، اهل عبادت است، اما ریشه این رفتار، کم‌عقلی و بی‌عقلی است. بسیاری از گرفتاری‌های امروز ما ناشی از همین کم‌عقلی است. ما گاهی آن قدر که بر صورت ظاهر دین، تأکید می‌کنیم، بر عقلانیت دین متمرکز نمی‌شویم؛ درحالی که در همین قرآن، بیش از 300 مورد، مسأله «تفکر»، «تعقل» و دعوت به «اولی الالباب» مطرح شده است؛ یعنی بخش عظیمی از هدایت جامعه، نه در مناسک، که در بارور کردن عقل است. عقل‌ها باید بارور شود تا صلاح و فساد را فهم کند.

خسروی یادآور شد: در شرایط کنونی با دشمنی تمام‌عیار روبه‌روییم؛ که به هیچ کدام از طبقات و اصناف اجتماعی رحم نمی­کند. در چنین شرایطی حساس، حفظ وحدت و رعایت حرمت‌ها، بیش از آن­ که یک توصیه اخلاقی باشد، یک «ضرورت عقلانی» است. اگر ما حرمت بزرگان را نگه نداریم، درحالی که در میدان جنگ با دشمنی خون‌ریز مواجه هستیم، این دقیقاً نشانه بی‌عقلی است. خدایا! به همه ما عقل، اندیشه، تفکر و صداقت بیشتر عنایت فرما! این انسجام و وحدت را از این کشور مگیر! دشمنان ما را که دشمنان پیامبر، علی و خاندان پیامبرند، سرکوب، نابود و مأیوس بگردان!

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.