از آحاد صاحبان قدرت و خصوصا بهرهمندان از تریبونهای عمومی، انتظار میرود، ضمن حمایت از عملکرد نیروهای مسلح در برابر هرگونه زیادهخواهی یا اقدام مغایر حقوق بینالملل علیه جمهوری اسلامی ایران، اجازه دهند تا مدیریت سیاسی و اجرایی کشور بر پایه عقلانیت، قانونگرایی، بهرهگیری از نظر کارشناسان و حفظ انسجام ملی دنبال شود و اقدامی نکنند که فضای تصمیمگیری کشور، تحت تأثیر رویکردهای شتابزده، احساسی یا تنشزا قرار گیرد.
تحولات روزهای اخیر و آغاز مجدد درگیریهای نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، بار دیگر نشان داد که منطقه در شرایطی بسیار شکننده قرار دارد و هرگونه خطای محاسباتی میتواند به بحرانی فراگیر با پیامدهایی سنگین برای امنیت ملی، اقتصاد، زیرساختها و آینده ایران منجر شود. در چنین شرایطی، حفظ آرامش، انسجام ملی، عقلانیت راهبردی و تصمیمگیری مبتنی بر منافع ملی، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.
در چارچوب راهبرد عقلانیت فعال که در یادداشت پیشین به برخی از وجوه آن اشاره شد، باید ضمن حمایت قاطعانه از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در دفاع از تمامیت ارضی، استقلال و امنیت کشور و باور به اینکه آمادگی دفاعی و بازدارندگی مؤثر، لازمه انجام هرگونه مذاکره موفقیتآمیز است؛ مجددا بر این نکته تأکید شود که این مسأله، نباید به معنای کنار گذاشتن دیپلماسی یا گسترش بیمحابای تنشها تلقی شود. تجربههای تاریخی نشان داده است که موفقیت نهایی در تأمین منافع ملی، محصول ترکیب هوشمندانه و بهینه میان قدرت دفاعی و دیپلماسی فعال است.
در روزهای اخیر و با زیرپا گذاشته شدن برخی از بندهای آن، مخالفتها با تفاهمنامه منعقده بین ایران و آمریکا گسترش بیشتری یافته است. برخی افراد و جریانهای سیاسی، بی یا با، به استناد و برداشت ناصواب از بیانیه رهبری، اصولا ضرورت انجام هرگونه مذاکره و فلسفه وجودی تفاهمنامه را زیر سؤال برده و کشور و مقامات را به جنگ بی پایان و آینده نامعلوم دعوت مینمایند و مردم حاضر در تجمعات خیابانی را در این زمینه تحریک و تهییج می کنند. البته نقد و بررسی تصمیمات و سیاستهای عمومی، حتی اگر از جانب عالیترین مقامات یا نهادهای کشور اتخاذ شده باشد، حقی مشروع و ضروری است اما انجام اقدامات مخرب و توهین و تهدید دستاندرکاران مربوطه، بدون ارائه راهکارهای عملی سودمند برای منافع ملی، علاوه بر مسدود کردن مسیر گفتوگو و کاهش تنش، کشور را به سوی رویاروییهای پرهزینه و بی سرانجام سوق خواهد داد. چنین مخالفخوانیهای شعاری و عملی، نیازمند تأمل و مسئولیتپذیری بیشتری از جانب مطرحکنندگان آن است و باید پاسخگوی نتایج اقدامات خود باشند. مسلم اینکه در هر شرایطی، منافع ملی نباید قربانی رقابتهای سیاسی و جناحی شود.
از آحاد صاحبان قدرت و خصوصا بهرهمندان از تریبونهای عمومی، انتظار میرود، ضمن حمایت از عملکرد نیروهای مسلح در برابر هرگونه زیادهخواهی یا اقدام مغایر حقوق بینالملل علیه جمهوری اسلامی ایران، اجازه دهند تا مدیریت سیاسی و اجرایی کشور بر پایه عقلانیت، قانونگرایی، بهرهگیری از نظر کارشناسان و حفظ انسجام ملی دنبال شود و اقدامی نکنند که فضای تصمیمگیری کشور، تحت تأثیر رویکردهای شتابزده، احساسی یا تنشزا قرار گیرد.
آنگونه که بارها تأکید شده، ایران امروز بیش از هر زمان دیگری، به سه مؤلفه اساسی نیاز دارد: اقتدار دفاعی، دیپلماسی هوشمند و اصلاحات داخلی. هیچیک از این سه، جایگزین دیگری نیست. اعمال اقتدار نظامی بدون دیپلماسی، هزینههای کشور را افزایش میدهد و توسل به دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت و انسجام ملی نیز از اثربخشی لازم برخوردار نخواهد بود.
لذا از همه ارکان حاکمیت و قوای لشکری و کشوری انتظار میرود تا ضمن پایبندی به اصول عزت، حکمت و مصلحت، همه ظرفیتهای حقوقی، سیاسی و دیپلماتیک کشور را برای جلوگیری از گسترش درگیریها، کاهش رنج مردم، صیانت از منافع ملی و فراهم ساختن بستر بازسازی و توسعه ایران به کار گیرند.
علاوه بر مقامات و نهادهای رسمی، مسئولیت تاریخی همه نیروهای سیاسی، فارغ از نوع گرایش جناحیشان، آن است که در این مقطع حساس، آینده ایران و منافع نسلهای آینده را بر هر ملاحظه دیگری مقدم بدارند و عرصه سیاستگذاری را که لازمه آن عقلانیت است به فضای احساسی و هیجانی آلوده نسازند.