درک این نکته که قدرت نظامی، لازمه دیپلماسی مؤثر است و بدون آن، هرگونه مذاکره در موضع ضعف خواهد بود، باید قویا از سوی سیاستمداران کشور مورد توجه واقع شود. مردم نیز باید ایمان پیدا کنند که تنها راه تأمین امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور، برخورداری کشور از چنین قدرت دفاعیای است و لهذا از سرمایهگذاری حاکمیت در تحکیم چنین قدرت بازدارندهای استقبال نمایند.
تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران وارد پنجمین هفته خود شده است. مقابله مؤثر با این تجاوز و تأمین امنیت و منافع ملی ایران، بهویژه در منطقه خاورمیانه، مستلزم اتخاذ رویکردی جامع، هوشمند و چندلایه است. هدف این یادداشت، پیشنهاد و تشریح یک راهبرد دفاعی مقتدرانه و هوشمند است که از طریق آن بتوان ضمن ناکام ساختن دشمنان از دستیابی به اهدافشان، آیندهای ایمن را برای ایران به ارمغان آورد. امید است این راهبرد به عنوان پاسخی، مورد توجه سیاستگذاران امنیتی و دفاعی قرار گیرد.
این راهبرد میکوشد تا ضمن بهرهگیری از رویکردهایی که تاکنون از جانب برخی اندیشمندان کشور مطرح شده است، (پذیرش فوری آتشبس، تشدید و تصاعد جنگ، دفاع هیبریدی، اتخاذ دیپلماسی فعال، مدیریت جنگ، انزوای هوشمند و کنترل تنگه هرمز)، از نقایص و ضعفهای آنها پرهیز کرده، چهارچوبی پویا را برای دفع تجاوزات دشمنان و تأمین حداکثری و واقعبینانه منافع ملی ارائه دهد. برای درک بهتر راهبرد دفاعی مقتدرانه و هوشمند، لازم است مروری مختصر بر رویکردهایی که تا کنون در سطح رسانهها و فضای مجازی مطرح شدهاند، داشته باشیم:
۱. آتشبس فوری و پذیرش شرایط متجاوزین: این رویکرد، که معمولا از طرف بخشی از اپوزیسیون خارجی یا مرعوبین داخلی مطرح میشود نوعی «خودکشی از ترس مرگ» و «تسلیم طلبی» بوده و عموماً منجر به از دست رفتن کامل قدرت بازدارندگی، تضعیف موقعیت ملی و حتی تجزیه سرزمینی ایران میشود. درس کلیدی آن این است که صلح پایدار، هرگز از مسیر پذیرش بیقید و شرط شرایط تحمیلی از جانب طرف مقابل تحقق نمی یابد.
۲. تصاعد و تشدید جنگ: این راهبرد، هرچند ممکن است در کوتاهمدت با انگیزه کسب پیروزی نظامی مطلق اتخاذ شود، اما به سرعت، به فرسایش منابع، تلفات انسانی گسترده و تخریب زیرساختها منجر میگردد. خصوصا اگر طرف مقابل از توانمندیهای نظامی و اقتصادی بیشتری برخوردار باشد. اتکای صرف به قدرت نظامی، بدون در نظر گرفتن ابعاد دیگر، میتواند کشور را در باتلاق جنگی طولانی و ویرانگر گرفتار کند. درس کلیدی این رویکرد این است که تشدید نظامی و فرسایشی کردن جنگ، باید آخرین راهحل باشد و صرفاً در مقام اضطرار و دفاع قاطع صورت گیرد. بخشهایی از تندروهای سیاسی در ایران و آمریکا و اسرائیل، مدافع و مروج این رویکرد هستند.
۳. دفاع هیبریدی یا ترکیبی: این رویکرد، با تلفیق قدرت نظامی، دیپلماسی، سایبری، رسانهای و اقتصادی، رویکردی جامعتر ارائه میدهد. تأکید بر «دفاع همه جانبه» و بهرهگیری از قدرت در ابعاد متنوع، نقطه قوت این راهبرد نسبت به دو راهبرد قبلی است. درست است بر اساس این رویکرد، قدرت ملی مجموعهای از توانمندیهای درهمتنیده است و نباید تنها بر یک بُعد از آن اتکا کرد اما در زمینه هوشمندی، انعطافپذیری و نحوه به کارگیری هر کدام از این ابعاد، سخنی به میان نمیآورد.
۴. فعالسازی دیپلماسی و مذاکره با اتکا به قدرت بازدارنده: این رویکرد، برخلاف مذاکرات منفعلانه و مبتنی بر سازش در هر شرایطی، قدرت نظامی و توانمندیهای دفاعی را به عنوان پشتوانهای برای دستیابی به توافقات عزتمندانه به کار میگیرد. نقطه ضعف اساسی این رویکرد، بی توجهی و یا کم توجهی، به سایر ابعاد قدرت ملی و خصوصآ بعد انسجام و همبستگی ملی و بهرهگیری از ظرفیت همه افراد و گروههای اجتماعی با گرایشهای سیاسی و مذهبی و قومی مختلف است.
۵. مدیریت و کنترل جنگ و کاهش تنش: برخی معتقدند در شرایطی که حل کامل منازعه امکانپذیر نیست، تمرکز بر کاهش پیامدهای منفی جنگ فعلی و جلوگیری از گسترش دامنه آن، حیاتی است. به عبارت دیگر، این رویکرد نیز به نوعی از فرسایشی و طولانی شدن جنگ ابایی ندارد اما توصیه می کند باید از تشدید و تصاعدی شدن آن پرهیز کرد تا شاید در آینده، با ورود متغیری جدید، به پایان یافتن آن امیدوار بود.
۶. اتخاذ سیاست انزوای خودساخته و فعال: طرفداران این رویکرد بر این عقیدهاند که چون امکان صلح شرافتمندانه وجود ندارد و ایران هم در شرایط کنونی توان مقابله و جنگ همه جانبه و طولانی مدت را با آمریکا و اسرائیل ندارد، بهتر است تا هم اکنون یا پس از آتش بس، تمرکز اصلی بر تقویت توانمندیهای داخلی و تابآوری جامعه قرار گیرد و نوعی انزوای بین المللی و البته با اتکای به یک راهبرد دفاعی بازدارنده مثل دستیابی به سلاح هستهای، مبنای سیاست جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد تا دشمنان بار دیگر، به فکر تجاوز به کشور نیفتند. الگوی مورد نظر اینان، پیادهسازی مدل کره شمالی در ایران می باشد
ابعاد و مؤلفههای راهبرد دفاعی مقتدرانه و هوشمند
راهبرد دفاعی مقتدرانه و هوشمند، تلفیقی است از نقاط قوت رویکردها و راهبردهای پیش گفته، با هدف تأمین حداکثری منافع ملی ایران در بلندمدت.
این راهبرد بر پنج ستون اصلی استوار است:
یک. داشتن پشتوانه قدرت نظامی بازدارنده: اساس این راهبرد، اتکا به قدرت دفاعی قوی و بازدارنده است. این شامل توسعه مستمر توانمندیهای نظامی کلاسیک، نامتقارن، سایبری، موشکی و پهپادی میشود. قدرت بازدارندگی، نه برای تهاجم، بلکه برای جلوگیری از هرگونه تجاوز و تحمیل اراده خارجی به کشور ضروری است. این مؤلفه، الهام گرفته از «دفاع هیبریدی» و «مذاکره با اتکا به قدرت» است. درک این نکته که قدرت نظامی، لازمه دیپلماسی مؤثر است و بدون آن، هرگونه مذاکره در موضع ضعف خواهد بود، باید قویا از سوی سیاستمداران کشور مورد توجه واقع شود. مردم نیز باید ایمان پیدا کنند که تنها راه تأمین امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور، برخورداری کشور از چنین قدرت دفاعیای است و لهذا از سرمایهگذاری حاکمیت در تحکیم چنین قدرت بازدارندهای استقبال نمایند.
دو. اتخاذ دیپلماسی فعال و عزتمندانه: همزمان با تقویت قدرت دفاعی، دیپلماسی باید فعال، هوشمند و مبتنی بر منافع ملی باشد. هدف، تعامل سازنده با جهان، حل اختلافات از طریق گفتوگو، و ایجاد ائتلافهای منطقهای و بینالمللی است. این دیپلماسی، منفعلانه نیست، بلکه با پشتوانه قدرت، به دنبال توافقات برد-برد یا حداقل برد-تعادل است. این مؤلفه، از دو رویکرد «دیپلماسی فعال» و «مدیریت بحران» بهره برده است.
هماهنگی کامل میان دستگاه دیپلماسی و نهادهای دفاعی برای ایجاد یک جبهه واحد و منسجم، لازمه موفقیت این راهبرد است که باید مورد توجه سیاستگذاران کشور قرار گیرد. امید به کاهش تنشهای بینالمللی، گشایش اقتصادی و بهبود روابط با همسایگان و جهان، از نتایج این رویکرد است که یقینا مورد استقبال مردم قرار خواهد گرفت. بدیهی است در این زمینه، از هرگونه تنگ نظری باید پرهیز شود. هر ایده و پیشنهادی که از سوی افراد و گروههای وطن دوست مطرح می شود، بدون زدن برچسب سازشکار یا خیانت به آنان، از سوی دستگاهها و نهادهای متولی جنگ مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نهایتأ به اتخاذ تصمیمی که بیشترین منفعت ملی را برای کشور داشته باشد مبادرت ورزید.
سه. انعطافپذیری و هوشمندی تاکتیکی: این راهبرد به شدت بر پویایی و توانایی تطبیق با شرایط متغیر تأکید دارد. ایران باید از افتادن در دام «تشدید غیرضروری جنگ» پرهیز کند، اما در عین حال، آمادگی مقابله با هر سطحی از تجاوز دشمنان را داشته باشد. این شامل آمادگی برای سناریوهای مختلف، از جمله «انزوای فعال» در صورت لزوم، و همچنین استفاده هوشمندانه از ابزارهای نرم و سخت است. بر این اساس سیاستمداران باید از توانایی تصمیمگیری سریع و مؤثر در شرایط بحرانی و اجتناب از رویکردهای تقابلی صرف را داشته باشند. در این صورت مردم اطمینان خواهند داشت که رهبری کشور، بهترین و سنجیدهترین مسیر را برای حفظ امنیت و منافع ملی انتخاب میکند.
چهار. اتخاذ و تعقیب توأمان توسعه پایدار و اقتصاد جنگی: هیچ قدرت دفاعی بازدارنده یا دیپلماسی فعال، بدون داشتن پشتوانه اقتصادی قوی، نمی تواند امکان تابآوری مردم در حین جنگ را فراهم سازد. بر اساس این مؤلفه از راهبرد مذکور، اتخاذ سیاست توسعه اقتصادی، استقلال در صنایع کلیدی، و بستر سازی افزایش تابآوری مردم در برابر فشارهای خارجی، باید همواره در اولویت سیاستگذاران ارشد نظام قرار گیرد. حفاظت از زیرساختهای حیاتی اقتصادی نیز، جزئی جداییناپذیر از این مؤلفه است. تمرکز بر سیاستگذاریهای اقتصادی ای که منجر به خودکفایی و کاهش آسیبپذیری کشور در این زمینه شود، لازمه تحقق چنین هدفی است. نتیجه اتخاذ چنین رویکردی و تحقق اهداف آن، متجردبه بهبود وضعیت معیشتی و اشتغالزایی جامعه و اطمینان از آینده اقتصادی کشور مردم خواهد شد.
پنج. تقویت انسجام ملی و قدرت نرم: قدرت واقعی یک ملت تنها در توان نظامی یا اقتصادی آن نیست، بلکه زیر بنای اساسی آنها، میزان انسجام داخلی، احیای هویت ملی، رشد فرهنگی و در یک کلام تکیه بر قدرت نرم جامعه است. هر گونه سیاست یا صدایی که بخواهد این وحدت و انسجام را خدشه دار سازد، باید از دستورکار سیاستگذاری کشور خارج شده و با آن مقابله شود. تقویت وحدت ملی، ترویج فرهنگ مقاومت و اقتدار، و استفاده هوشمندانه از ابزارهای رسانهای و فرهنگی، بخش مهمی از این راهبرد است.
توجه به سرمایههای اجتماعی و فرهنگی کشور به عنوان پشتوانهای برای تمام ابعاد قدرت، باید به جد مورد توجه سیاستگذاران کلان کشور قرار گیرد. در این صورت، احساس تعلق ملی، غرور و امید به آیندهای روشن، در میان شهروندان تقویت خواهد شد.
در مجموع به نظر میرسد که راهبرد دفاعی مقتدرانه و هوشمند، پاسخی جامع به نیازهای امنیتی و سیاسی ایران در شرایط خطیر کنونی و آینده کشور است. این راهبرد، با ترکیب هوشمندانه قدرت دفاعی، دیپلماسی فعال، انعطافپذیری، توسعه اقتصادی و انسجام ملی، به دنبال تأمین منافع بلندمدت کشور، حفظ امنیت و تمامیت ارضی، و خروج عزتمندانه ایران از جنگ با آمریکا و اسرائیل در روزهای کنونی است.
اجرای موفقیتآمیز این راهبرد، نیازمند درک مشترک سیاستگذاران کشور، هماهنگی میان تمامی نهادهای حاکمیتی و غیر دولتی، و سرانجام حمایت همهجانبه ملت از آن است. تعقیب این راهبرد، هم غرور و عزت ملی را تضمین میکند و هم صلح و ثبات پایدار را به ارمغان میآورد.