روزنامهنگار و کارشناس سیاست خارجی آمریکایی در یادداشتی برای مؤسسه مطالعات سیاسی بینالمللی ایتالیا نوشت: سؤال کلیدی این است که چگونه میتوان پایانی برای این بازی تعریف کرد که ثبات را به منطقه و بازارهای بینالمللی نفت و گاز طبیعی بازگرداند. حتی اگر جنگ فردا متوقف شود، ماهها یا حتی سالها طول خواهد کشید تا زیرساختهای انرژی آسیبدیده در این درگیری، از جمله شهر صنعتی راس لفان قطر، که لنگرگاه بزرگترین سیستم صادرات گاز طبیعی مایع جهان است و تقریباً یک پنجم عرضه جهانی گاز مایع را تشکیل میدهد، تعمیر شوند.
تحلیل اندیشکده ایتالیایی نشان میدهد جنگ کنونی میان آمریکا، اسرائیل و ایران، بیش از آنکه محصول ضرورتهای میدانی باشد، نتیجه مستقیم فروپاشی مسیر دیپلماسی و خروج واشنگتن از برجام است؛ مسیری که اکنون با هزینههای سنگین انسانی، اختلال در بازار انرژی و تشدید ناامنی منطقهای، جهان را در برابر یک بحران فرسایشی و پرهزینه قرار داده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، باربارا اسلاوین، روزنامهنگار و کارشناس سیاست خارجی آمریکایی در یادداشتی برای مؤسسه مطالعات سیاسی بینالمللی ایتالیا نوشت:
یک دهه پیش، زمانی که دولت اوباما در حال لابیگری به نفع توافق هستهای در حال شکلگیری با ایران بود، برنادت میهان، سخنگوی وقت شورای امنیت ملی، به دلیل هشدار به اعضای بدبین کنگره مبنی بر اینکه انتخاب بین دیپلماسی یا جنگ است، مورد انتقاد برخی محافل قرار گرفت.
البته، حق با میهان بود و سرسختترین مخالفان برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) اکنون به نتیجهای رسیدهاند که مدتها طرفداران برجام از آن بیم داشتند؛ یک جنگ ویرانگر جدید در خاورمیانه با پیامدهای جهانی.
در زمان نگارش این متن، جنگ یک ماهه آمریکا و اسرائیل علیه ایران هزاران نفر را کشته، میلیاردها دلار هزینه زیرساختهای ویران شده و میلیاردها دلار دیگر افزایش سرسامآور قیمت انرژی و کود شیمیایی داشته که فقیرترین کشورهای جهان را بیش از همه تحت تأثیر قرار داده است. همسایگان عرب ایران شاهد ترکیدن حبابهای ثبات مرفه خود بودهاند، زیرا اهداف غیرنظامی و نظامی توسط پهپادهای ایرانی مورد حمله قرار میگیرند، محمولههای دریایی در پشت تنگه هرمز مسدود میشوند و ترافیک هوایی مختل میشود.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، که اکنون دو بار در بحبوحه مذاکرات بر سر برنامه هستهای ایران، این کشور را بمباران کرده است، گاهی اوقات به نظر میرسد که به یک اقدام فوری علاقه دارد و بارها «مهلتهای ادعایی» برای حمله به زیرساختهای انرژی ایران در صورت عدم موافقت ایران با توافق را به تعویق میاندازد. در عین حال، او به چتربازان آمریکایی دستور داده است تا برای یک حمله زمینی احتمالی که تنها ایالات متحده را در جنگی که ایران تاکنون در آن از پنتاگون پیت هگزت و شورای امنیت ملی ضعیف ترامپ پیشی گرفته است، بیشتر درگیر کند، آماده شوند. علاوه بر تسلط بر تنگه هرمز، ایران هنوز موشکها و پهپادهای خود را تمام نکرده است، زیرا به وضوح پیشبینی کرده بود که پس از درگیری ۱۲ روزه ژوئن گذشته دوباره مورد حمله قرار خواهد گرفت.
در همین حال، علیرغم ادعاهای ترامپ مبنی بر «تغییر ساختار» در ایران، کمپین ترور بیوقفه اسرائیل، ایران را به رهبری کهنه سربازان تندروتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار داده است که به نظر میرسد کمتر از کسانی که جایگزین آنها شدهاند، تمایل و توانایی مذاکره برای خروج از بحران را دارند. در حالی که ترامپ ادعا میکند که ایالات متحده در حال مذاکره با ایران است، مقامات ایرانی میگویند تاکنون هیچ مذاکره واقعی صورت نگرفته؛ تنها پیامهایی از سوی کشورهایی مانند پاکستان که از کمبود انرژی و افزایش سرسامآور قیمتها آشفته هستند، رد و بدل شده است.
سؤال کلیدی این است که چگونه میتوان پایانی برای این بازی تعریف کرد که ثبات را به منطقه و بازارهای بینالمللی نفت و گاز طبیعی بازگرداند. حتی اگر جنگ فردا متوقف شود، ماهها یا حتی سالها طول خواهد کشید تا زیرساختهای انرژی آسیبدیده در این درگیری، از جمله شهر صنعتی راس لفان قطر، که لنگرگاه بزرگترین سیستم صادرات گاز طبیعی مایع جهان است و تقریباً یک پنجم عرضه جهانی گاز مایع را تشکیل میدهد، تعمیر شوند.
جغرافیا به ایران قدرت داده است تا به کنترل تنگه هرمز ادامه دهد و همسایگان خود را به دلخواه تهدید کند. متحدان منطقهای آن - از حزبالله در لبنان گرفته تا شبهنظامیان در عراق و حوثیها در یمن - نیز نشان دادهاند علیرغم ضرباتی که از زمان حملات حماس در سال ۲۰۲۳ به اسرائیل متحمل شدهاند، قادر به ایفای نقش تقویتکننده نیرو علیه ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) هستند. حوثیها که هفتهها از جنگ جدید دور مانده بودند، با نزدیک شدن به یک ماه درگیری در ۲۸ مارس، به آن پیوستند و موشکهایی را به سمت اسرائیل شلیک کردند. اگر ایالات متحده بیشتر تشدید کند و در ایران نیرو مستقر کند، شبهنظامیان یمنی همچنین میتوانند باب المندب، دیگر گلوگاه منطقه، را مسدود کنند. همچنین ایران در ازای سلاحهای ایرانی که روسیه برای حمله به اوکراین استفاده کرده است، از روسیه اطلاعات و پهپاد دریافت میکند تا اهداف آمریکایی را مشخص کند.
برای رهایی از این درگیری، دولت ترامپ باید راهی برای «اعلام پیروزی» و کوتاه آمدن از خواستههای حداکثری خود پیدا کند. پیش از بمباران ایران توسط آمریکا، تهران در ژنو پیشنهادی ارائه داد که به بسیاری از نگرانیهای ایالات متحده در مورد برنامه هستهای ایران میپرداخت، یکی از چندین موضوعی که ترامپ به عنوان دلیلی برای جنگ جدید مطرح کرد؛ علیرغم ادعای او مبنی بر «نابود کردن» تأسیسات ایران در تابستان گذشته. بنا به گزارشها، ایران قول داده بود که غنیسازی اورانیوم را به مدت سه تا پنج سال به حالت تعلیق درآورد و ذخایر بزرگی از اورانیوم با غنای بالا را که گمان میرود در زیر آوار حملات ژوئن دفن شده باشد، رقیقسازی کند. همچنین گفته شده که ایران مایل است به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه دهد تا برای نظارت بر این مراحل و ارزیابی وضعیت سایتهای هستهای ایران به کشور بازگردد.
هنوز مشخص نیست که آیا ایران اکنون با همین امتیازات موافقت خواهد کرد یا خیر، اما ارزش آزمایش این پیشنهاد را دارد. دولت ترامپ باید اذعان کند که هیچ راه عملی برای کماندوهای آمریکایی جهت خروج ایمن ذخایر اورانیوم غنیشده ایران وجود ندارد. درخواستهای مداوم برای عدم غنیسازی در خاک ایران برای همیشه نیز بینتیجه خواهد بود، همانطور که بیش از دو دهه است که چنین بوده است. ایالات متحده خوش شانس خواهد بود که از تهران تعهد مجددی برای محدود کردن غنیسازی و هرگز تولید نکردن سلاح هستهای دریافت کند؛ تعهدی که پیشتر در قالب برجام مورد توافق قرار گرفته بود و همچنین در چهارچوب یک فتوای مذهبی از سوی رهبر فقید، آیتالله علی خامنهای، مورد تأکید قرار داشت.
ایران همچنین احتمالاً بر جبران مالی خسارات ناشی از حملات ایالات متحده و اسرائیل اصرار خواهد کرد و با دریافت هزینههای سنگین ترانزیت، به کسب درآمد از کنترل خود بر تنگه هرمز ادامه خواهد داد. اگر ایالات متحده از چنین توافقی امتناع ورزد، باید راه دیگری برای افزایش ارزش ترانزیت آزاد برای ایران پیدا کند، در حالی که با تمدید معافیتها برای صادرات نفت ایران و اجازه دسترسی ایران به داراییهای مسدود شده خود در بانکهای خارجی توسط تحریمهای ایالات متحده، این کار را انجام میدهد. واشنگتن همچنین باید ایران را تحت فشار قرار دهد تا اجازه عبور کودها را بدهد، که کشورهای فقیر برای جلوگیری از بحران جهانی غذا به آن نیاز مبرم دارند.
تهران احتمالاً از ایالات متحده تضمین خواهد گرفت - صرف نظر از هر ارزشی که این تضمین در دوران یک رئیس جمهور دمدمی مزاج داشته باشد - که واشنگتن و تل آویو در ماههای آینده دوباره به ایران حمله نکنند تا مانع از بازسازی زرادخانه موشکی و پهپادی ایران شوند. شکست جنگ فعلی در دستیابی به بسیاری از اهداف خود - به ویژه «تغییر ساختار» - باید ایالات متحده و اسرائیل را قبل از حمله مجدد، درنگ کند.
با توجه به شکاف بین مواضع دشمنان، این احتمال وجود دارد که هیچ توافق رسمی حاصل نشود و بهترین نتیجه، آتشبس دیگری در رویارویی پنج دههای بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده باشد. با توجه به مخالفت فزاینده آمریکاییها با جنگی که اهداف آن هرگز به طور منسجم توضیح داده نشده و هزینههای آن به طور تصاعدی در حال افزایش است، دولت ترامپ میتواند به سادگی از جنگی که هرگز نباید آغاز میکرد، خارج شود. متأسفانه، به نظر میرسد که پیش از آنکه به این نتیجه برسد که با درک ناقصی از نقاط قوت خود و ظرفیت مقاومت جمهوری اسلامی به جنگ رفته است، آماده است تا ویرانیهای بیشتری به بار آورد.