نماینده ولی فقیه در استان مرکزی با اشاره به اینکه نخستین بار در سال ۴۳ با آیتالله شهید خامنهای دیدار کرده است، گفت: ما سایهبهسایه این بزرگوار و همه بزرگانی که آن دوره در تبعید بودند را دنبال میکردیم؛ مثل آقای منتظری که به طبس تبعید بود و علمای دیگر که هر کدامشان در تبعید بودند، سراغشان رفتیم و احوالشان را پرسیدیم.
آیتالله قربانعلی دری نجفآبادی در خصوص نحوه آشنایی خود با آیتالله شهید خامنهای، به خبرنگار جماران گفت: ۱۷ فروردین سال ۴۳، شب ما در مدرسه فیضیه بودیم. خبر دادند که امام آزاد شده و آمده است. دیگر ما از ذوق نمیدانستیم چه کار کنیم! تا یخچال قاضی دویدیم؛ خانهای که بعداً دفتر امام بود و بعد دفتر آیتالله شهید خامنهای(ره) شد. ساعت ده و نیم شب بود که وارد شدیم. امام در اتاق بزرگی نشسته بودند. دست مبارکشان را بلند کرده بودند که همه علاقهمندان دست امام را بوسیدند. نیم ساعتی آنجا ذوقوشوق کردیم.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: چهار روز گذشت. ما آرزو کردیم یک جشن باشکوه و بسیار باعظمت برای تشریففرمایی امام بگیریم. ما طلبههای مدرسه بودیم و میدویدیم. خدا آقایان مشکینی، منتظری و ربانی شیرازی را رحمت کند؛ اینها مدیریت و پیگیری میکردند. یک جشن بسیار باعظمت با نقل و شکلات بستهبندیشده برای همه برگزار کردیم. فیضیه و اطراف آن وجببهوجب پر از جمعیت بود. سخنران آن جلسه آقای خزعلی بود. بعد از ایشان آقای مروارید سخنرانی کرد. بعد هم آقای علی حجتی کرمانی سخنرانی و شاه را استیضاح کرد.
وی اظهار داشت: چشم ما اینجا به جمال یک سید نورانیِ ارزشمند و عزیزی افتاد؛ آن سید بزرگوار بعدها شد شخصیت بهنام و مورداحترام ما، حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای(ره). بعدها این ارادت و انگیزه در آثار قلمی و مبارزات ایشان و دستبهخیر بودنِ اهلبیت ایشان ادامه پیدا کرد. در محله «سرشور» مشهد مقدس خانهای داشتند. خانه پدرشان هم همانجا بود که ما رفتیم؛ البته پدرشان در قید حیات نبودند؛ ولی ما به محله ایشان رفتیم. ایشان در مسجد امام حسن عسکری(ع) نماز میخواندند. من هم در آن مسجد انگیزه داشتم و سراغ ایشان رفتم. شب شنبهای که رفته بودیم مشهد، پای سخنرانی ایشان نشستیم که ایشان آن شب تفسیر نهجالبلاغه میگفتند.
آیتالله دری نجفآبادی تأکید کرد: آثار و سخنرانیهای ایشان - از جمله «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» را که ایشان نوشتند - را همان وقت ما دیدیم و خوشحال شدیم. ایشان پنج آیه آخر سوره مبارکه انفال را کار کرده و بهصورت طرح کلی اندیشه اسلامی بحث مهاجرین، انصار، اهل ولایت و همه را تدوین کرده بودند؛ همچنین سیره اهلبیت(ع). من از جمله علاقهمندانی بودم که بحث اهلبیت(ع) و تفکر «انسان دویست و پنجاهساله» را که ایشان بهصورت جزوه کوچکی درآورده بودند، از همان زمانها دنبال میکردم. از جمله کارهای ایشان، ترجمه کتاب صلح امام حسن(ع) تحت عنوان «بزرگترین نرمش قهرمانانه تاریخ» و همچنین ترجمه کتابی درباره مسلمانان هند بود که از همان وقتها دنبال میکردیم.
وی یادآور شد: بعد ایشان تبعید و زندانی میشدند. چیزی که در دل تبعید تبدیل به لعل و کتاب شد، کتابِ زندگی ایشان تا تبعید به ایرانشهر، قضیه زلزله و سیل ایرانشهر، نقش ایشان در ایرانشهر و فعالیتهای اینچنینی تا پیروزی انقلاب بود؛ بنابراین ما سایهبهسایه این بزرگوار و همه بزرگانی که آن دوره در تبعید بودند را دنبال میکردیم؛ مثل آقای منتظری که به طبس تبعید بود و علمای دیگر که هر کدامشان در تبعید بودند، سراغشان رفتیم و احوالشان را پرسیدیم.
عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین با اشاره به فعالیتهای دانشگاهیان پیش از بازگشت امام خمینی(س) به ایران، گفت: ما در دانشگاه تهران اولین گروه از آدمهایی بودیم که تحصن کردیم؛ قبل از تشریففرمایی امام. تقریباً آقای مؤمن بعد از یکی دو ساعت از ما پرسید که تعداد ما چقدر است. من شمارش کردم و علما حدود ۲۵۰ نفر بودند. بعد آقای طالقانی، شهید بهشتی و آیتالله شهید خامنهای(ره)، آقای هاشمی و هسته اولیه مبارزات جدی مقابل بختیار برای بازگشت امام تشریف آوردند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود یادآور شد: با شروع مجلس اول، ما جزء کسانی بودیم که پیشنهاد دادیم آیتالله [شهید] خامنهای رئیس مجلس شوند. اما ایشان پیشنهاد دادند که آقای هاشمی رفسنجانی را به عنوان رئیس مجلس انتخاب کنیم.