پایگاه خبری جماران: رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی با اشاره به اینکه آیتالله شهید خامنهای مظهر قدرت و صلابت بودند، گفت: در ارتباط با استکبار جهانی، شما قدرت عظیم رهبری ایشان را میبینید که با تدبیر، برنامهریزی و سیاستمداری بسیار پخته، طوفانهای بعد از امام را بهخوبی اداره کردند و دشمنان اسلام را روزبهروز ذلیل کردند. به حدی که امروز شما ذلت آمریکا و ترامپ را میبینید که در مقابل ولایت مقام معظم رهبری از شدت عصبانیت دیوانه و مستأصل شدهاند. دیوانه شدن او در اثر رهبری امام خمینی(س)، رهبر شهید و رهبر سوم ما است که ایران را به اقتدار و قدرت رساندهاند.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با اسدالله بادامچیان را در ادامه میخوانید:
آغاز آشنایی شما با رهبر شهید انقلاب اسلامی چه زمانی و چگونه بود؟
بسمالله الرحمن الرحیم. آشنایی من با ایشان از سال ۱۳۴۱ بود. در مجموعهای که ما با مرحوم آیتالله شهید دکتر بهشتی درباره حکومت اسلامی کار میکردیم و من محورها را به عنوان یک حکومت اسلامی از دیدگاه شهید بهشتی بعد از انقلاب چاپ کردم، یکی از افراد مورد توجه شهید بهشتی، مقام معظم رهبری بودند و از آنجا با ایشان و قلم ایشان آشنا شدیم.
با آغاز نهضت امام، طبعا در جریان مبارزاتمان در خدمت امام راحل، با ایشان هم مرتبط شدیم و دیگر رابطه ما به یک رابطه صمیمانه، دوستانه و فعال در صحنه انقلاب منجر شد. در طول سالهای قبل از پیروزی انقلاب، چه در زندان و بیرون از زندان و چه در مبارزات و در همه اینها، ما با ایشان در تماس دائم بودیم. بعد از آن هم که در جریان مربوط به پیروزی انقلاب در سالهای ۵۶ و ۵۷، دقیقا همراه و در خدمت ایشان بودیم.
وقتی که حزب جمهوری اسلامی هم تشکیل شد، ایشان مسئول اصلی از میان آن پنج نفر بودند و کل بخش تبلیغات به عهده ایشان بود و ما هم در خدمتشان در مسائل تبلیغات و بعد هم در حزب جمهوری اسلامی انجام وظیفه کردیم. بعد هم در انتخابات مجلس اول و مجلس خبرگان که من مسئولیت این انتخابات را از طرف حزب داشتم، ارتباطات خیلی عمیق شد و در حزب هم ما با ایشان خیلیخیلی صمیمی شدیم. به وضعی که بعد هم در جریان انتخابات ریاستجمهوری، من مسئول ستاد انتخاباتشان بودم و در مسائل بعد هم انجام وظیفه کردیم.
وقتی که ایشان به ولایت امر رسیدند، من بعد از روز رحلت امام، چون آن موقع نماینده نبودم آقای باهنر نماینده بود، از ایشان خواستم که در مجلس خبرگان باشند و تلاش کردیم که خبرگان توجه کنند که نگاه امام بدون اینکه امام بخواهند نصب کنند، ولی توجهشان به سلیقههای خودمان بود. عین عبارت امام است که: «سلیقهها خوباند، سلیقههای خودمان.» لذا در آن روز از صبحِ تشکیل مجلس خبرگان، ما در محله آبسردار در جامعه اسلامی فرهنگیان ستادمان را داشتیم و به آقای باهنر هم عرض کردم که آنجا خدمت آقایان این مطالب را توضیح دهید.
چون من خودم همیشه در ارتباط با خبرگان، در انتخابات خبرگان از طرف حزب و بعد از طرف مؤتلفه و دوستان، روابطی با روحانیت داشتم، تلاشمان این شد که انشاءالله هرچه زودتر به ایشان رأی دهند و وقتی هم که قبل از مغرب آقای باهنر تلفن زد که بحمدالله با اکثریت قریب بهاتفاق، ایشان ولیامر شدند، به بچهها گفتم تکبیر بگویید و تکبیر گفتند. بعد هم از همانجا مسأله تبریک گفتن به ایشان را دنبال کردیم. در امر ولایت هم که ایشان ولیامر ما بودهاند و ما دیگر در همه امور سالها در خدمت ایشان بودهایم.
اگر از دورههای مختلف حیات ایشان، یعنی از همان موقع که با شهید بهشتی همکاری داشتید تا دوران رهبری ایشان، خاطره خاصی در ذهن دارید، برای ما بفرمایید.
نمیدانم چه بگویم؛ مسأله مهم، بحث شخصیت ویژه ایشان بود. ایشان یک عبدِ خدا به معنای الهی، متقی و واقعا عبد واصل و عارف الهی بودند. یک شخصیت جامعالاطراف بودند؛ یعنی در عین اینکه فقیه بودند، سیاستمدار بودند. در عین اینکه سیاستمدار بودند، ادیب بودند. در عین اینکه ادیب بودند، با مسائل هنری و میراثفرهنگی آشنایی داشتند. در کنار همه این حرفها، یک فرد بسیار مهربان و امدادگرِ بندگان خدا بودند و از آن طرف، فردی در نهایت تقوا و ذوق و دارای زندگی بسیار زاهدانه و اسلامی بودند.
واقعا هم خودشان و هم همسرشان و بعد هم خانواده، و از نظر خود نگهداری در همه این مسائل نمونه بودند. کجای دنیا چنین شخصیتهایی داریم که در عین قدرت معنوی، مادی، سیاسی و فرماندهی نیروهای مسلح، این همه تقوا و تدیّن داشته باشند و تمام نکات را رعایت کنند؟ قویترین مسأله ایشان این است که در امامت، مدیریت قوی دارند. من یک کتاب ویژه در این زمینه دارم با عنوان «دو نوع مدیریت در امامت خامنهای و خمینی» و در آنجا نوشتهام که اصلا وقتی امامت میخواهد امامتِ حق باشد و میخواهد جامعه را مدیریت کند، چون در جامعه همه یکسان نیستند، به همین علت دو نوع مدیریت در امامت هست.
یک نوع، مدیریتِ عناصر خالص، متقی، خداخواه و در خدمت اسلام، ملت، مسلمانها و همه ارزشهای الهی و انسانی است که امامت موظف است با اینها همراهی کند و اینها را دائم رشد دهد. نوع دیگر هم مدیریت عناصری است که در کشور هستند و این اخلاص را ندارند، سلیقههای گوناگون دارند و برخوردهای گوناگونی دارند. آن هم یک نوع مدیریت میخواهد که خداینکرده به آنها اجحاف نشود و از آن طرف، میدان به دست آنها نیفتد و خط ارزشهای الهی و خط انقلاب حفظ شود.
امام خمینی(س) و امام خامنهای در این زمینه اسوه و نمونه هستند. نمونه خاطرهاش هم این است که ایشان خواستند به یکی از افرادی در امر ولایت مسئولیت دهند که در دوران قبل از ولایتِ ایشان، خیلی به ایشان جفا کرده بود. آقای مهندس باهنر آنجا بودند و گفتند: «آقا، این آدم خیلی به شما جفا کرده است، حالا به او اینطور میدان میدهید؟» آقا فرمودند: «آقای باهنر، من روزی که بار ولایت بر دوشم گذاشته شد، دو رکعت نماز خواندم و از خدا خواستم مرا حفظ کند از اینکه احساساتم نسبت به مسائل شخصی در امر ولایت اثر بگذارد. شما هم از این به بعد در اینگونه موارد این مطالب را نگو.» این کجای دنیا یافت میشود؟ هر صاحب قدرتی وقتی به باندهای قدرت میرسد به بقیه راه نمیدهد.
تقوای بلند ایشان در رابطه با مسائل قبل از پیروزی انقلاب، شجاعت و صلابتشان بسیار مهم بود. من در زندان کمیته مشترک که هفت هشت ماه آنجا بودم سال ۵۳ و ۵۴، وقتی که ایشان را آنجا از انفرادی میآوردند بیرون که بروند وضو بگیرند، پتوی زندان را بهصورت عمامه میبستند روی سرشان و بعد هم با یک صلابتی در راهروی این کمیته مخوف راه میرفتند، بدون اینکه هیچگونه احساس ضعف یا ترسی داشته باشند، بلکه مظهر قدرت و صلابت بودند.
بعد هم در ارتباط با استکبار جهانی، شما قدرت عظیم رهبری ایشان را میبینید که با تدبیر، برنامهریزی و سیاستمداری بسیار پخته، طوفانهای بعد از امام را بهخوبی اداره کردند و دشمنان اسلام را روزبهروز ذلیل کردند. به حدی که امروز شما ذلت آمریکا و ترامپ را میبینید که در مقابل ولایت مقام معظم رهبری از شدت عصبانیت دیوانه و مستأصل شدهاند. دیوانه شدن او در اثر رهبری امام خمینی(س)، رهبر شهید و رهبر سوم ما است که ایران را به اقتدار و قدرت رساندهاند.
غیر از همه اینها، یکی از ویژگیهای خاص مقام معظم رهبری، توجه ایشان به فرهنگ و هنر است و حتی شجاعت ایشان در مسأله موسیقی که بین فقهای شیعه یک مسأله مهمی بود. ایشان توانستند به بهترین نحو با مشورت شورای فقاهتی که در خدمتشان بودند، کتاب بینظیر موسیقی را مطرح کنند که به نظر من در جهان اسلام حتی در بین اهلسنت بینظیر است.
این نشانه عمق بینش، ذوق و عنایات خداوندی به ایشان است که بتوانند مسائل را در سطح جهانی حل کنند. پیام ایشان به دانشجویان اروپا و آمریکا و به سایر ملتها این موقعیت را ایجاد کرده است. الآن امام شهید ما به عنوان ولی فقیه، مرجع تقلید و امام شهید، برای جهانیان یک امامِ نهضت عاشورایی است. همانطور که گاندیِ هندو در نهضت هند میگوید: «من از اباعبدالله الحسین(ع) الگو گرفتم»، اکنون دنیا دارد از این امام شهیدمان که در ماه رمضان به شهادت رسیدند، الگو میگیرد.
همانطور که خدا در قرآن میفرماید، ظلم نتوانسته ایشان را از دنیا ببرد، بلکه مرگ را به بیمرگی تبدیل کرده و اکنون زنده جاوید است. در قرآن میخوانیم که از برکات الهی به مؤمنین بشارت میدهد «یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ» و به نظر میرسد که برکات شهادت مقام معظم رهبری در آینده پیامدهای بزرگی را نشان خواهد داد که ملت ما و مسئولان ما باید از این واقعیات و صالحات ایشان به بهترین نحو استفاده کنیم.
اشاره کردید که در انتخابات مجلس رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودهاید؟ درست متوجه شدهام؟
در مجلس اول چون من از طرف حزب جمهوری اسلامی مسئول انتخابات بودم، طبعا در ارتباط با ایشان بودم. چه در مسأله انتخابات خبرگان قانون اساسی، چه بعد در خبرگان رهبری، چه در مسأله انتخابات مجلس، من مسئولیت داشتم؛ لذا با همه عزیزان کار میکردم. در انتخابات ریاستجمهوری هم چون مسئول انتخابات در حزب بودم، برای ریاستجمهوری ایشان رفتم خدمتشان و گفتم: «آقا، ما این طرحها را داریم، این نوشتهها، دفترچهها، کاغذها و تبلیغات.» و گفتم: «آقا، یکذره کمک کنید که ما یک مقدار پول بدهیم و هزینههایمان را بپردازیم.» فرمودند: «آقای بادامچیان، من یک ریال هم ندارم بدهم. من بنا به تکلیف آمدهام، برای خودم که نیامدهام؛ و مطمئن باش که از من یک قِران درنمیآید.» گفتم: «شما اجازه بگیرید از امام یا از خودتان که ما از سهم مبارک امام استفاده کنیم.» فرمودند: «من مطلقا این کار را نمیکنم.» ایشان دو بار رئیسجمهور شدند، بدون یک ریال هزینه! ما از طریق حزب کار کردیم. واقعا این انسان اینقدر متقی و مراقب بود. خیلی مسأله از عنایات خداوند بود که خدا به ملت ما امام خمینی(س) را عنایت کرد و بعد امام خامنهای را و بعد هم امام خامنهایِ جوان را.
اگر در دیدارهای خصوصی و احتمالا شما هم بودید و یا دیدارهای خصوصی که با ایشان داشتید، نکتهای در مورد امام فرمودند و یا خاطرهای در این خصوص دارید، برای ما بفرمایید.
امام به ایشان بسیار عنایت ویژه داشتند؛ لذا وقتی ایشان در خطبه نماز جمعه نظرشان را دادند و امام یک مقدار تند برخورد کردند، بلافاصله عناصری که متأسفانه خودشان را از همه مؤمنین و مسلمین به امام نزدیکتر میدانستند، علیه آقای خامنهای کار کردند. من رفته بودم جیرفت تا در نماز جمعه آنجا سخنرانی کنم. یک گروه نوزده نفره از همین آقایان که بعد عنوان «داغهای اصلاحطلب» نام گرفتند، بلند شدند و شعار دادند که: «شما و آقای خامنهای بروید جماران اول حسابتان را با امام روشن کنید، بعد بیایید برای ما حرف بزنید!» من هم پشت تریبون گفتم: «حساب آقای خامنهای با امام کاملاً روشن است. امام به ایشان عنایت ویژه دارند. من میروم پیش امام، حساب شما را روشن میکنم.»
بعد آمدم کرمان و از آنجا به حاج احمد آقا زنگ زدم و گفتم: «ما رفتیم آنجا، این مطلبی که امام در مورد آقای خامنهای فرمودند باعث شده اینها دارند علیه آقای خامنهای سوءاستفاده میکنند.» حاج احمد آقا خندید و فرمود: «امام دارند یک نامه برای آقای خامنهای مینویسند. تو حالا بیرون اعلام نکن و یادت باشد که تمام این حرفها تمام میشود و میرود.» نامهای به ایشان نوشتند که «شما خورشید درخشان انقلاب هستید». امام خمینی(س) که با کسی شوخی نمیکردند. اینکه قرص و محکم ایستادند و فرمودند شما خورشید هستید، آن افراد رسوا شدند.
من نخواستم سوءاستفاده کنم، ولی بعد برای آنها پیغام فرستادم که: «آقایان! خودتان را لطفاً با امامت همراه کنید. نیایید امامت را برای مقاصد دنیویتان ابزار قرار دهید.» و ایشان، بعد از آنکه من رفتم خدمتشان و این گزارش را دادم، گفتند: «بله، من به امام عرض کردم که امام، من هرچه شما بفرمایید عمل میکنم، اما نظرم را آنجا گفتم. الآن هم شما هرچه بگویید همان را عمل میکنم.» که اتفاقا آن نامه بسیار اثر داشت.
در رابطه با میرحسین موسوی هم در قضیه مجلس و بازی سیاسی زشتی که آن ۹۹ نفر انجام دادند، مقام معظم رهبری وقتی خدمت امام رفتند و برگشتند که برای جمع ما شرح دهند، فرمودند که: «امام نگذاشتند من بنشینم؛ دستم را گرفتند و فرمودند خدا میداند آنچه که من کردم بهخاطر شما بود. من گفتم که هرچه شما بفرمایید، ما پرورده شما هستیم. امام دو بار فرمودند که خدا میداند آنچه کردم بهخاطر شما بود. بعد فرمودند دو نفر از اجداد طاهرین شما، کسانی را تحمل کردند که آنها را شایسته آن مقام نمیدانستند؛ شما به اجداد طاهرینتان تأسی کنید.»
بعد هم که در جریان آقای منتظری و برکناری ایشان، علما و همه مسئولین آنجا جمع بودند. مخصوصا مرحوم آقای هاشمی خیلی نگران بود و دو، سه بار هم گریه کرد. در میانِ صحبتهای امام، یکی از آقایان گفت: «امام، اگر الآن آقای منتظری قائممقام رهبری نباشد، چه کسی رهبر میشود؟» امام فرمودند: «همین آقاسیدعلی خودمان، خوب هستند.» بعد نسبت به سفرهای ایشان توضیح دادند که «هر وقت ایشان میرفتند سفر، من چه میکردم.» یعنی رابطه امام با آقای [آیتالله شهید] خامنهای رابطهای بسیار عمیق، تقوایی و الهی بود و امام تشخیص داده بود که ایشان برای ولایت امر شایسته هستند.
بعد از اینکه ایشان رهبر شدند هم آیا ارتباط داشتید؟ با هم ملاقات داشتید؟
بله، من در همه سالهای عمر پربرکت ایشان در خدمتشان بودم.
آیا در حوادثی که طی این سالها اتفاق افتاد، گلایهای داشتند؟
آدمی که میخواهد وظیفهاش را انجام دهد که گلابه جزء وظایفش نیست. ایشان اهل عمل به وظیفه و تکلیف بودند.
مهمترین ویژگیهای ایشان که خیلی شما را تحتتأثیر قرارداد و این رابطه را عاطفی و صمیمی کرد، چه بود؟
مجموعه ویژگیهای این شخصیت جامعالاطراف؛ تدیّن، تقوا، اخلاص، مدیریت، تدبیر، شجاعت، حلم، صبر، دانش، قاطعیت و انعطافِ بهموقع؛ بنابراین یکی دو تا نیست که من بگویم. گفتهاند: «کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست/ که تَر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم». حالا آدمی مثل من که بالای ۶۰ سال با ایشان در ابعاد مختلف همراه بوده است.