یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

دو راهیِ افراطیون؛ همراهی یا شورش

راست ِافراطی که روزی از دنده ی چپ و از موقعیت پوزیسیون، با ظاهری اپوزیسیونی، از متن و کانون ِ قدرت، علیه ی بخشی از آن شورید، اکنون نه ماهیتی پوزیسیونی دارد و نه اپوزیسیونی. ساختار از افتادن در خط و مسیر ِ خطر آفرین آن، امتناع می کند و اپوزیسیون نمایی اش، فاقد ِ ماده ی موثره ای سیاست ساز است. از اینجا رانده و از آن مانده است.

دگماتیسم ِ راست افراطی داخلی، بی التفات به سیالیت ِسیاست، این جریان را به تزلزلی بنیادین سوق داده است؛ به گونه ای که نه می تواند در وضعیت ِ دفاع از ساختار و مهم ترین تصمیم ِ آن یعنی «تفاهم یا توافق» ظاهر شود و نه می تواند در برابر ِ آن بایستد؛ بپذیرد و در ساختار، مستحیل و مضمحل شود، بر گذشته ی رادیکال خود، مهر توقف زده است، نپذیرد و بر بیراهه، پایداری کند!! علیه ساختار شوریده است. شاید هیچ جریانی در ایران، به وقت اکنون، بسان ِ بنیادگرایان توسعه ستیز ایرانی، در وضعیت ِ بی مبنایی و بی مضمونی قرار نگرفته است. آنچه این جریان به عنوان «مضمون» خود تعریف می کرد، علیه روایتی است که از« مبنا» برداشت می کند و آنچه «مبنا و اساس» می خواهد، مضمون گفتمانی ِ این جریان به وقت اکنون را بر نمی تابد.

تیزاب ِ واقعیات و سهم امر واقع در سیاست، اما افراطیون داخلی را به این بی‌قراری رسانده است. راست ِافراطی ، علت ِ موجده ی خود را از دست داده است؛ زیرا در وضعیتی سر برآورد به شدت متفاوت از اکنون. بدون ِ ادراک بستر و زمینه و زمانه ای که از دل آن بیرون آمد و زمینه و زمانه ی به شدت متفاوت ِ امروزین، همچنان عناصر و سازمایه های دیروزین را پی می گیرد. راست ِافراطی که روزی از دنده ی چپ و از موقعیت پوزیسیون، با ظاهری اپوزیسیونی، از متن و کانون ِ قدرت، علیه ی بخشی از آن شورید، اکنون نه ماهیتی پوزیسیونی دارد و نه اپوزیسیونی. ساختار از افتادن در خط و مسیر ِ خطر آفرین آن، امتناع می کند و اپوزیسیون نمایی اش، فاقد ِ ماده ی موثره ای سیاست ساز است. از اینجا رانده و از آن مانده است. هیاهو و غوغا و سر و صدای ِ نابهنگامش معطوف به همین درماندگی، قابل درک کرد. این سر و صدا را صرفاً از یک منظر می توان «صدا» دانست؛ صدای ِ استیصال، درماندگی و شکستن ِ مفصل‌بندی ِ گفتمانی. گرمی ِ هیجانی در مواجهه با عقل ِ سرد، مفصل شکنی کرده است و این سر و صدا، ناشی از شکست مفاصل است. گفتمانش از جنس ِ گفتار ِ صرف است. دالّ مرکزی اش، خاصیت ِ شارژ کنندگی و انسجام بخشی به سایر ِ عناصر ِ معلق در فضای سیاست را ندارد. رابطه ی معناداری بین گفتار و سایر ِ مولفه های برسازنده ی یک گفتمان، دیده نمی شود. از این روست که نمی تواند صورت بندی ِ گفتمانی ِ روزآمدی از خود نمایان سازد. در غیریت سازی با گفتمان های داخلی، به وضوحی قابل توجه، به رنگ و شکل و شمایل ِ دشمن ِ ساختار درآمده است. به درجاتی بیش از آنچه حزب توده نسبت به اتحاد جماهیر شوروی، خود را تنظیم می کرد، صراحتا همزبان با راست های ِافراطی حاکم بر رژیم صهیونیستی و براندازی خواهان وابسته ای که قبل از هر چیز براندازی خواهی را برانداخته اند، هرگونه توافق در شرایط کنونی را نامطلوب می دانند.

ژرف آشوبی ِ متزلزل کننده ی بر آمده از ناهمزمانی عناصر ِ گفتمانی، اینان را در دو راهی ِ آستانه ای قرار داده است که آن را به سمت ِ شورش یا اضمحلال ، سوق می دهد. این جریان ِ استثناءگرا، اگر به منطق ِ مناسبات جدید، تن در داده و به قول ِ ابوسعید ابوالخیر «گامی فرا پیش نهد.» نشانه ای از عبور از استثناءگرایی به روالمند سازی است، آنگاه به بخشی از پروژه ی عادی سازی تبدیل شده است.

شیخ ابوسعید ابوالخیر به طوس رسیده بود، مردمان از وی طلب ِ مجلس کردند. در خانقاه بر تخت نشست و فوج فوج می آمدند ، چندان که جا نبود، معرف برخواست و گفت خدایش رحمت کند، هر کس آنجا که هست، یک قدم جلو رود. شیخ صلوات فرستاد و پائین آمد و گفت هر چه ما خواستیم گفت: «خدایش بیامرزد آن کس را که یک گام فراپیش نهد. آن روز بیش از این نگفت.» می توان برجسته ترین مولفه ای که این جریان را از تن دادن به نصیحت ابوسعید باز می دارد، را از جنس ِ غلبه ی منفعت و مصلحت ِ باندی بر مصلحت ِ ملی در راه و رسم ِ ایشان دانست. فربه شدگان ِ نا وضعیت استثنایی و منازعه و تنش، از گام نهادن به وضعیت ِ عادی، مصالحه، تفاهم و توافق می هراسند. به زبان ِ ماکس وبر، هر برنامه ای که ادامه پیدا کرده، با منافعی پیوند خورده و هر برنامه ای که باید ادامه پیدا کند، باید با منافعی پیوند بیابد.

آیا برنامه ای که راست ِافراطی در سر می پروراند، با مختصات ِ جدید، امکان ِ ظهور و بروز دارد؟ باید منتظر گذشت روزگار ماند. سیاست ورزان ملی و مسئولیت شناس در این شرایط ِ پیچیده ی مملو از تلاطم، توطئه و تزویر و هم افزا و هم راستا از/در، بیرون و درون ، از نقطه ی عزیمت «مصلحت ِ ایران» و کانونی وحدت آفرین به نام ِ نامی ِ«ایران»، برای کاستن از زهر ِ افراطی گری ِ پیوند خورده با منافع ِ باندهای افراطی، به حکم ِ عقلانیت و تجربه، نصیحت ابوالخیر را سرلوحه کار خویش قرار داده و همچون همیشه «گامی فرا پیش نهند.»

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.