یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

فرزانگی ایرانی؛ علیه تحجر ترامپی

رشادت رزمندگان ایرانی، نیازمند همنشینی و تکمیل با کیاست سیاست مردانی است که قبل از هر چیز باید در کسوت نمایندگان مصلحت میهن و ملت ظاهر شوند. هنگامی که « قانونِ قدرت» «قدرتِ قانون » را به هیچ می‌انگارد و زبانِ زور، زبانِ سیاست را به حاشیه می‌راند، به موازات سلحشوری باید از سیاست مدد گرفت. در روزهای جنگ و سختی، تجربه و عقل سرد است که به داد اهل تصمیم و تدبیر می‌آید، تا فرزانگی را بر توهم، پیشی داده و امکان شرارت را از تخریب‌گران سلب نمایند. فرزانگی خودشناسانه و دشمن‌شناسانه‌ای که منطق ِ مناسبات جدید را در دستور کار قرار داده و با توهم‌زدایی در عصری که از تلاطم و طوفان آکنده است، کشور را به مسیر غلبه بر جنگ، هدایت سازد.

از لحظه‌ای که دونالد ترامپ - رئیس جمهور خودشیفته و شرور ایالات متحده - ایران را به باز گرداندن به عصر حجر تهدید کرده،  موجی از مواجهه ایرانیان وطن‌دوست در سپهر ِ عمومی کشور نمایان شده است. موجی برآمده از احساسات پاکی که نام نامی ایران، بنیانِ وجود و مبنای موجودیت ایشان است. 

آنچه اما در بطن و متن این سخنان نهفته است، بیش و پیش از آنکه مواجهه‌ای برآمده از احساسات را می‌طلبد، طالبِ فهمی عمیق و دقیق از چیستی و چرایی‌اش و چگونگی غلبه بر آن است. خودشیفته‌ای که آمده بود یا آورده شده بود! تا طی عملیاتی «سریع و برق‌آسا»، پیروز شده و به عنوان چهل و هفتمین رئیس جمهور آمریکا، در چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب، کاری که اسلافش اراده انجام آن را نداشتند، به سر انجام برساند! و لقلقه زبانی اپوزیسیون وابسته، تخریب‌گری‌اش را «کمک به مردم ایران برای آزادی و آبادانی» روایت می‌کرد! با مقاومت دلیرانه نیروهای مسلح و ظرفیت‌های ملی و سرزمینی ایران، به آنچنان استیصالی گرفتار شده است  که اینگونه وقیحانه، با زیر پا نهادن هر آنچه تمدن غربی به آن می‌نازید و کشور متبوع وی، ابتنا بر آن اصول را میراث پدران بنیانگذار می‌دانست، ریشه‌دارترین کشورـتمدن جهان  را به ویرانی و تخریب، تهدید کند. زهی خیال باطل؛  تمدن بزرگ ایران واجد آنچنان اساس و بنیان و  فرّ و شکوهی است که مهاجمان و متجاوزان در آن محو شده و ترامپ نیز دستاوردی فراتر از متجاوزان متقدم نخواهد یافت. از قضا  اظهارات ترامپ ناشی از محصوری و محبوسی وی در منطق قمار، معامله، تاریخ ندانی و ایران‌ناشناسی است!

فراتر از این، او دانسته یا نادانسته، تاریخ و اساس  و مبانی شکل‌گیری کشوری که بر آن حکمرانی می‌کند را به ورطه انهدامی انتحاری رسانده و زایش فاشیسم قرن بیست و یکمی را این بار در آن سوی آتلانتیک، مژده داده و سرزمین جرج واشنگتن و توماس جفرسون را به فاشیسم آمریکایی مفتخر کرده است، چنانکه در خیابان‌های آمریکا، در هیکل هیتلر ظاهر و شناخته می‌شود. خودشیفته بازیچه‌ای که  گیرافتادگی‌اش را نیز بزک می‌کند تا در لحظه به بازار برده و از آن  سودی عایدش شود. 

باد غرور و تبختری که ترامپ در بروت فاشیستی‌اش انداخته، بادی است که به زبان بیهقی بزر ، نتانیاهو در سرش انداخته است.  جک استراو، طراح این تجاوز را نتانیاهو می‌داند و بر این باور است که به میزانی که ترامپ و یارانش در کاخ سفید نمی‌دانند چه می‌کنند، نتانیاهو و شیادان نشسته در تل‌آویو بر اساس نقشه‌ای چهارچوب‌دار برای ویرانگری و تجزیه ایران به میدان آمده‌اند. فوکویاما، فیلسوف آمریکایی ژاپنی تبار ، ترامپ را کودکی سن و سال دار می‌داند که در خودشیفتگی، دمدمی مزاجی، پریشان‌گویی، هرزه زبانی، حقارت و فقدان فرزانگی، زمین‌گیر شده  و ایالات متحده و قدرتش را به ابزاری در دست راست افراطی صهیونیستی، تبدیل کرده است.

توحش غالب بر تمدن غربی، به چنان شرارتی گرفتار است که خوی ویرانگری‌اش را با مجموعه‌ای گسترده از کودک‌کشی تا انهدام مؤسسات تمدنی جدید، بیمارستان و دانشگاه و اخیراً انستیتو پاستور و... آغشته کرده است. جنگی ویرانگر که همزمان حیثیت غرب و امنیت و زیست جهان و تمدن ایرانی را به مخاطره انداخته است.

 پرسش اما آن است که، ترامپی که دچار خودشیفتگی، فاشیست مسلکی، نافرزانگی، شرارت‌آفرینی و بازیچه‌شدگی است، برای خروج از بن‌بستی که در آن گیر افتاده و از قضا مستأصل و تحت فشار سیاسی و اقتصادی در کشور متبوعش شده و ممکن است دست به هر اقدامی بزند را چگونه باید مهار کرد؟ اگر فضیلت صبوری و شرافتی که زینت و سامان‌بخش کسوت و منصب او است را پاس نمی‌دارد، چگونه می‌تواند خود را به خویشتنداری مسئولانه‌ای که به درجاتی افزون‌تر از صبوری و شرافت نیازمند است، ملتزم نماید؟

اگر او دردی است که به جان جهان افتاده، داروی غلبه بر بیماری جنگ‌افروزانه‌اش، علاوه بر مقاومت و ایستادگی و صبوری، نیازمند درجه‌ای از فرزانگی، درایت و شجاعت است. رذالت‌هایش را از قضا باید با گستراندن فضیلت مهار کرد. فضایلی همچون شجاعت  و فهمی دقیق و عمیق از ظرفیت‌های شرارت انگیزش؛ شرارت‌های آخرالزمان‌گرایانه و بنیادگرایانه یهودی، آنگونه که نتانیاهو در ذهن و ضمیر وی پرورانده و با در اختیار درآوردن کیش شخصیت و خلأها و تهی‌بودگی‌اش، خوی ویران‌گر و ظرفیت‌های وافر تکنولوژی نظامی آمریکا را به استخدام درآورده است.

به میزانی که شروران بی فضیلت و مجهز به سلاح ویرانگری، در شیپور جنگ می‌نوازند، باید مقاومت ملی و رشادت نظامیان را با دمیدن در شیپور  فضیلت، سیاست و خردمندی تکمیل کرد و رذایل شخصیتی متجاوزان را به جای فرصت یافتن برای ویرانگری در کالبد تهی از فضیلتشان دفن کرد. چاشنی انفجارشان را خنثی و  تیغ تیز در دست زنگی مست را از آنها گرفت. 

رشادت رزمندگان ایرانی، نیازمند همنشینی و تکمیل با کیاست سیاست مردانی است که  قبل از هر چیز باید در کسوت نمایندگان مصلحت میهن و ملت ظاهر شوند. هنگامی که « قانونِ قدرت» «قدرتِ قانون » را به هیچ می‌انگارد و زبانِ زور، زبانِ سیاست را به حاشیه می‌راند، به موازات سلحشوری باید از سیاست مدد گرفت. در روزهای جنگ و سختی، تجربه و عقل سرد است که به داد اهل تصمیم و تدبیر می‌آید، تا فرزانگی را بر توهم، پیشی داده و امکان شرارت را از تخریب‌گران سلب نمایند.  فرزانگی خودشناسانه و دشمن‌شناسانه‌ای که منطق ِ مناسبات جدید را در دستور کار قرار داده و با توهم‌زدایی در عصری که  از تلاطم و طوفان آکنده است، کشور را به مسیر غلبه بر جنگ، هدایت سازد.

...................................................................................

*عضو دفتر سیاسی حزب توسعه ملی 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.