پایگاه خبری جماران: یک فعال رسانهای اصولگرا با تأکید بر اینکه بخش بزرگی از فعالان سیاسی کشور ما دچار عدم بلوغ سیاسی هستند، گفت: متأسفانه یکی از مشکلاتی که در کشورمان داریم «کودکستانیهای عالم سیاست» هستند؛ کودکستانیهایی که فکر میکنند فهم سیاسی دارند ولی واقعا اینطور نیست. این کودکستانیهای عالم سیاست در مجلس دوازدهم تعدادشان بیشتر از دورههای قبل است و در بیرون هم حامیانی دارند که در واقع کاسبان جنگ و کاسبان تحریماند و افسار اینها دست آنهاست. آنها بعضا در جاهایی از حاکمیت هم فعالیت میکنند.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با محمد مهاجری را در ادامه میخوانید:
رهبر انقلاب در پیام اخیر به مناسبت فرارسیدن موسم حج، بر چند نکته تأکید داشتند که از جمله آنها «همبستگی حول پرچم» و «عدم تبدیل اختلاف به تنازع و تفرقه» بود. برخی فعالان سیاسی این پیام را «مانیفست جمهوری سوم» میدانند، تحلیل شما از این پیام ایشان چیست؟
بحث وحدت و یکپارچگی مردم و همچنین مسئولین با همدیگر در مانیفست هر سه رهبر جمهوری اسلامی وجود داشته است. زمان امام خمینی(س) که بهصورت بسیار پررنگی وجود داشت، در زمان آیتالله خامنهای که از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴ به مدت ۳۶ سال ایشان بارها بر آن تکرار داشتند و اخیراً هم که رهبر سوم جمهوری اسلامی آن را مطرح کردند؛ از یک جهت به این معناست که وحدت در واقع رمز موفقیت ایران است و معنای دیگرش این است که با وجود اینکه این همه سال حول این محور حرف زده شده، مقاله نوشته شده و توصیه شده، همچنان یکی از موضوعاتی است که متأسفانه توسط فعالان سیاسی کشور ما مغفول واقع میشود. یا اینکه بگوییم بهصورت عمدی نادیده گرفته میشود و خودش بیانگر این هست که بخش بزرگی از فعالان سیاسی کشور ما دچار عدم بلوغ سیاسی هستند.
در روزها و هفتههای اخیر، متأسفانه این عدم بلوغ سیاسی و اشتباه بزرگی که حول تفرقه دارد اتفاق میافتد، بیشتر بین ما اصولگراها موضوعیت پیدا کرده و اصلاحطلبان فعلاً در این حوزه خیلی حضور فعالی ندارند.
بنابراین، آنچه که رهبری دارند میگویند از این جهت نگرانکننده است که چرا واقعا در ۴۸ سال گذشته - با وجود این همه توصیه و تأکید و سفارش - همچنان جناحهای سیاسی ما به آن گردن نمیگذارند؟ بهصورت خاصتر اینکه الآن ما در یک شرایط جنگی هستیم. از حدود یک سال قبل ما در یک شرایط جنگی قرار داریم و متأسفانه این داستان تفرقه و بیان اظهاراتِ مخلِ وحدت همچنان دارد بهعنوان یک میخ به اعصاب مردم فرو میرود.
یک نماینده مجلس پس از این پیام داستان پسر نوح(ع) را مطرح کرد که با واکنش افراد زیادی مواجه شد. چرا این آقایان به خودشان اجازه میدهند چنین جسارتهایی داشته باشند؟
من فکر میکنم منظور او این نبوده و در این حوزه توجه نداشته که چه میگوید. البته این بار اول نیست و او مکرر از این حرفها میزند. بیشتر هم به خاطر این است که برخی افراد اول حرف میزنند و بعد فکر میکنند؛ او از کسانی است که حرف میزند و بعدش هم فکر نمیکند. یعنی متأسفانه یکی از مشکلاتی که در کشورمان داریم «کودکستانیهای عالم سیاست» هستند؛ کودکستانیهایی که فکر میکنند فهم سیاسی دارند، ولی واقعا اینطور نیست. این کودکستانیهای عالم سیاست در مجلس دوازدهم تعدادشان بیشتر از دورههای قبل است و در بیرون هم حامیانی دارند که در واقع کاسبان جنگ و کاسبان تحریماند و افسار اینها دست آنهاست. آنها بعضا در جاهایی از حاکمیت هم فعالیت میکنند.
مثلا اینکه میبینید یک عده شروع به توهین به قالیباف میکنند، فهمش خیلی سخت نیست که این کار اسرائیل است؛ ولی بعید میدانم امثال همین آدمی که شما اسم بردید یا دیگران بفهمند که دارند در زمین اسرائیل بازی میکنند. نتیجهاش فرقی نمیکند؛ چه این افراد بفهمند دارند خیانت میکنند یا نفهمند، نتیجهاش مخل وحدت ملی و بازی در زمین دشمن است.
آیتالله سید حسن خمینی برای افراد تندرو و به تعبیر شما «کودکستانیهای سیاست» تعبیر «کاسه داغتر از آش» را به کار بردند. نظر شما در این خصوص چیست؟
شاید «کاسه داغتر از آش» یک مقدار ارزشگذاری میکند و میخواهد بگوید آنها آدمهای دلسوز هستند. من واقعا در اینها دلسوزی برای نظام نمیبینم؛ اینها بیشتر دنبال مطرح کردن خودشان هستند. مثلا نمایندهای که بر اساس حرفهای دروغ به آقای پزشکیان توهین میکند، در واقع کاسه داغتر از آش نیست؛ یعنی آدم دلسوزی نیست. این آدم میفهمد که دارد چه کار میکند. البته خیلیهای اینها واقعا دروغ هم نمیگویند؛ دچار توهم هستند. یک ویژگی اینها «کودکستانیهای سیاسی» است و بعضیهایشان «بیمار روانیِ سیاسی» هستند. بیمار روانی سیاسی فحش نیست، اشتباه نشود. مثلا اگر یک آدمی بیمار باشد. اگر یک نفر بیمار باشد و به او بگویید بیمار هستی و مثلا سرطان داری، به او فحش ندادهاید. یا اینکه اگر مثلا به یک کسی بگویید کوتوله سیاسی، اینکه فحش نیست؛ ویژگی آن آدم را بیان میکنید.
متأسفانه این کوتولههای سیاسی و بیماران روحیِ سیاسی در کشور ما وجود دارند؛ جدید هم نیست. یعنی منحصر به بعد از انقلاب هم نیست؛ قبل از انقلاب هم این افراد وجود داشتند و «هر لحظه به شکلی بت عیار در آید». یک بار به ظریف فحش میدهند، یک بار به حسن روحانی فحش میدهند، یک بار به قالیباف فحش میدهند و بالأخره هر روز محملی برای فحش دادن پیدا میکنند.
رهبری در همین پیامشان تأکید داشتند که مصوبات مجلس باید با نیازهای مردم و مطالبات مردم نسبت داشته باشد. نظر شما در این خصوص چیست؟
گمان میکنم اکثریت مجلس باید حساب خودش را از این اقلیت جدا کند. این اقلیت شامل همان آدمهایی هستند که به آقای قالیباف رأی ندادند و افرادی که در انتخابات هیأت رئیسه شرکت نکردند. اصلا دغدغه این گروه کم مردم و معیشت مردم نیست و فقط میخواهند خودشان را مطرح کنند. بنابراین، من تصور میکنم که اگر اکثریت مجلس بدون توجه به هیاهوهای این افراد واقعاً به دنبال حل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم باشند، خیلی کار سختی نیست؛ یعنی باید واقعا پشت دولت بایستند و در این زمینه از دولت حمایت کنند و البته ارشاد و راهنمایی هم داشته باشند.
دولتی که توانست در جنگ ۴۰ روزه و قبلش در جنگ ۱۲ روزه واقعا با افتخار نیازمندیهای مردم را تأمین کند و البته مردم هم همراهی فراوانی کردند، این دولت نشان داده اگر امکاناتش وجود داشته باشد میتواند در سختترین شرایط هم کشور را اداره کند. مجلس کاری نکند که جامعه فکر کند بود و نبودش یکی است؛ یا چقدر خوب است که تعطیل شده؛ واقعا نباید این تصور در جامعه به وجود بیاید. به نظرم اکثریت نمایندگان میتوانند خاطره خوشی از این مجلس در ذهن مردم و افکار عمومی به جا بگذارند.
در زمینه اینکه مسئولین کشور – اعم از مجلس و دیگران – همسوی با رهبری به «همبستگی حول پرچم» و «انسجام و یکپارچگی» فکر و در این راستا عمل کنند، چه توصیهای دارید؟
در کشور ما سلایق مختلف سیاسی و حتی مذهبی و قومی وجود دارد و فرهنگهای مختلف در کشور داریم. اما تنها چیزی که میتواند همه مردم را حول یک محور مجتمع کند، نام ایران و پرچم ایران است. یعنی ممکن است کسی اصلا جمهوری اسلامی و قانون اساسی را هم قبول نداشته باشد و بسیاری از مقررات مذهب را هم رعایت نکند، ولی وقتی اصل کیان کشور در معرض خطر قرار بگیرد، تنها چیزی که همه حول آن محور میتوانند اجتماع کنند و یک حرف بزنند، «پایندگی ایران» است.
لذا شما میبینید تنها چیز ثابتی که در همین اجتماعات شبانه وجود دارد اهتزاز پرچم است. خیلی از کسانی که در تجمعات حضور دارند هم از وضعیت معیشتی ناراضی و از حرفهای برخی مداحان بیزار هستند؛ اما به خاطر ایران آمدهاند. به نظرم چیزی که رهبری هم هوشمندانه توصیف کرده همین «وحدت حول پرچم ایران» است.