نوشتن در مدح حسن خمینی خود از شمول بیعت با مجتبای خامنهای است. اساساً نه بحث خمینی و خامنهای که بحث ایران است. همان ایرانی که رضا پهلوی دوست دارد زیر سایهی جنگ امریکا و اسرائیل باشد. یک نوه میخواهد دوباره به کاخ پدر و پدربزرگ برسد و نوهی دیگر نه به منفعت شخصی که به منافع ملی فکر میکند. سیدحسن خمینی از روی حکمت میدانست که اگر جنگ شود، دشمن به کاخهایی مثل گلستان و سعدآباد هم ضربه میزند. باری هر چقدر رضا پهلوی در فهم سیاست حقیر است ،سیدحسن خمینی در امر سیاستورزی صاحب افق و صاحب نگاه و صاحب شخصیت است.
به گزارش جماران، حسین قدیانی در کانال تلگرامی خود نوشت:
از دوست و دشمن خیلیها اینجور فکر میکردند که سیدحسن خمینی برای رهبری خواب دیده و در این باره نقشههای رنگارنگ کشیده.در صد روز اخیر اما سیدحسنآقا در حلقهی جماعتی نشست که من اسمشان را میگذارم "ایرانیترینها" به این معنی که این جماعت در رفتار و گفتار جز به نفع وطن حرکت نمیکنند. واکنش سیدحسن خمینی به شهادت حضرت آقا و نیز رهبری آقاسیدمجتبی بسیار خردمندانه و میهندوستانه بود. جز این دو مورد، صحبتها و مصاحبههای دیگر سیدحسن همه و همه حقیقتاً تحسینبرانگیز است.
گمانم بسیاری از ما یک عذرخواهی به حسن خمینی بدهکار باشیم،بابت برخی سوءظنها و پیشداوریها.سیدحسن نشان داد که ایران و حفظ تمامیت ارضی و مام وطن و وحدت ملی برایش نه لفظ و نه لقلقهی زبان که عین اعتقاد است. حسن خمینی سرمایهی ایران و نیز سرمایهی اسلام است.هیچ مهم نیست آسدحسن در نظام جمهوری اسلامی چه سمتی داشته باشد. صرف وجود او و ذات نفسش خدمت به ایران و ایرانی است. گذشتن از منیت و حرکت در مناط بصیرت و دیدن افقهای بالاتر.حالا همهی حزباللهیها و در واقع همهی مردم نجیب ایران به حسن خمینی افتخار میکنند. سید باکلاسی که وقتی موضع میگیرد، حواسش به کلاس ایران هست.
دقیقاً برعکس رضا پهلوی که به بهانهی دشمنی با نظام حاضر است جنگ هم بر کشور تحمیل شود. اگر رضا پهلوی صدای هر ایرانی خردمندی را درآورده، سیدحسن برای خمینی کبیر آبروداری کرده. سیدحسن خود از مصادیق وحدت ما ایرانیهاست. سید خوشفکری که حالا دیگر همهی جناحهای سیاسی خوشفکریش را قبول دارند. این یادگار روحالله خمینی برای ایران و اسلام است. مجتهد خوشاندیشی که نسبتی پررنگ هم با امام موسی صدر دارد. به شهادت همین جمله آدمی هنوز هم دوست دارد در خیمهی خمینی باشد. خیمهی خمینی یعنی خانهی خامنهای. دشمن دوست میداشت جنگ حسینیهی جماران و بیت رهبری راه بیندازد ولی درایت سیدحسن باعث شد هر دو بیت خمینی و بیت خامنهای از مظاهر ایرانیت این سالهای ایران باشند. گمانم سیدحسن را باید دید و این کاری است که به خصوص دوستان حزباللهی باید به انجام آن اقدام کنند.
نوشتن در مدح حسن خمینی خود از شمول بیعت با مجتبای خامنهای است. اساساً نه بحث خمینی و خامنهای که بحث ایران است. همان ایرانی که رضا پهلوی دوست دارد زیر سایهی جنگ امریکا و اسرائیل باشد. یک نوه میخواهد دوباره به کاخ پدر و پدربزرگ برسد و نوهی دیگر نه به منفعت شخصی که به منافع ملی فکر میکند. سیدحسن خمینی از روی حکمت میدانست که اگر جنگ شود، دشمن به کاخهایی مثل گلستان و سعدآباد هم ضربه میزند. باری هر چقدر رضا پهلوی در فهم سیاست حقیر است ،سیدحسن خمینی در امر سیاستورزی صاحب افق و صاحب نگاه و صاحب شخصیت است. در شخصیت یا پرنسیب و یا پرستیژ حسنآقای خمینی ایران فقط حسینیهی جماران نیست، چه اینکه دشمن امریکایی- صهیون در شمال تهران کاخ سعدآباد را زد و حسینیهی جماران را نه.قابل توجه رضا پهلوی بدبخت که توهم زده بود امریکا فقط با جمهوری اسلامی یا فقط با خمینی یا فقط با خامنهای کار دارد.
اگر حسن خمینی برای رهبری مجتبی خامنهای پیام میدهد،این مهم مؤید این است که در دو بیت خمینی و خامنهای هیچ خبری از منیت و هوای نفسانی نیست.
فراموش نکنیم آسدمجتبی خامنهای فرزند ارشد حضرت آقا نیست لیکن اگر قرار است همه بندهی خدا باشیم و سرباز وطن، تو بگذار سیدمصطفای خامنهای همهی ما را یاد سیدمصطفای خمینی بیندازد. این وطنخواهی از سلالهی نور و از قوم و قبیلهی حق است.
رضا پهلوی هم روی خون دختربچهها و پسربچههای میناب بنا دارد به حضرت کورش سلام کند.یک نواده حالبههم زن و یک نواده عین حال. یک نواده عین تاریکی و سیدحسن سمبل روشنایی. باید هم حسنآقای خمینی انسان زیباصورتی باشد. مردی برکشیدهی دو امام؛ امام موسی صدر و امام خمینی.ما به کوری چشم دشمن به حسن خمینی افتخار میکنیم.
ما به حسن خمینی اعتقاد و اعتماد داریم و میدانیم او اگر در جهت برخی آشتیها میکوشد، جز برای حفظ بیشتر ایران نیست. سالهای سال است که خمینی نیست و ماههای ماه است که خامنهای لیکن فرزندان و نوادگان آن دو امام غیبت ظاهری خامنهای و خمینی را جبران کردهاند. از قضا قدر سیدحسنآقا را بیشتر حزباللهیها میدانند.
دقت شود که همین متن به قلم حقیر کمترین است که با همهی روسیاهیم دوست دارم در شعاع حزباللهیها تعریف شوم.آری من حسن خمینی را دوست دارم،چون در مکتب خامنهای شهید آموختهام که دوستداشتن برای خدا و نیز برای وطن زیباست.حسن خمینی سرمایهی ماست. ما برای حرکت فقط به شهید نیاز نداریم، به شاهد هم نیاز داریم و سیدحسن شاهد زمانهی ماست.شاهدی که هاشمی و خاتمی و روحانی و ظریف و سلیمانی و محمد باقری را در طول هم میبیند. مرحبا!