توانایی حلوفصل تعارضات و قدرت اجماعسازی، از او شخصیتی محوری و مصلح ساخته بود. بارها در بزنگاههای دشوار، با حضور و تدبیر او، افراد، شخصیتها و گروههای ناهمسو و معارض، گرد یک میز جمع میشدند و به مسیر مفاهمه و همکاری بازمیگشتند. سالهای ریاست و نقشآفرینی او در خانه احزاب و جبهه اصلاحات، تجلیِ بارز این هنر بزرگ بود. در همان سالهای حضور در قم، به کرات شاهد بودم که چگونه در ایام پرالتهاب انتخابات، کشمکشها و واگراییهای عمیق، با ایفای نقش پدرانه، سعه صدر و تدبیرِ گرهگشای او، به سرانجامی مطلوب و انسجامی کارآمد ختم میشد. او به معنای واقعی کلمه، نخِ تسبیحِ جریانهای پراکنده بود.
در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد خورشیدی، که قم نیز بهتبع وزش نسیم پویایی و نشاط فعالیتهای حزبی و دانشجویی در سراسر کشور، سالهای منحصربهفرد و پرالتهابی را از سر میگذراند، دست تقدیر، صاحب این قلم را برای تحصیلات دانشگاهی به قم کشاند و در خلال فعالیتهای سیاسی و حزبی از یک سو و قرابتهای خانوادگی از سوی دیگر، توفیق و موهبتی دست داد تا پیوسته با مرحوم آیتالله سید حسین موسوی تبریزی در ارتباط باشم. از دلِ آن سالها و همنشینیها، تصویری ماندگار از مردی در ذهن من نقش بسته است که ابعاد شخصیتیاش میتواند الگویی ناب برای سیاستورزی و زیستِ اخلاقی در روزگار ما باشد.
پیوند خجسته علم و عمل
نخستین و شاید بارزترین ویژگی آن مرحوم، توانایی کمنظیرش در ایجاد توازن میان «دانشاندوزی» و «کنشگری سیاسی» بود. در روزگاری که غرق شدن در سیاست، غالباً به دوری از ساحت علم میانجامد، در زندگی او هیچیک از این دو فدای دیگری نشد. او در علوم مختلف حوزوی، بهویژه فقه و کلام، جایگاهی شامخ و درخور احترام داشت. درسهای فقهی و تفسیریاش، چه در سالهای پیش از انقلاب و چه پس از آن، همواره در زمره شیواترین و پررونقترین دروس حوزه علمیه جای میگرفت. آیتالله موسوی تبریزی هیچگاه از تتبع علمی و رسالتِ تربیت طلابِ ژرفاندیش غافل نشد و بیوقفه، ساعات متمادی از روز را صرف مطالعه عمیق و آمادهسازی محتوای دروس خود میکرد. او به همان اندازه که در میدان مسئولیتهای اجرایی و سیاستورزی، عنصری کارآمد و مؤثر بود، در ساحت علم نیز درختی پرثمر و سایهگستر به شمار میرفت.
انصاف؛ فضیلتِ درخشان در آوردگاه سیاست
در سپهر سیاست که غالباً عرصه تاخت و تاز و بیرحمی است، رعایت انصاف و پایبندی به اخلاق در قبال مخالفان، کیمیایی نایاب است؛ کیمیایی که مرحوم موسوی تبریزی به غایت از آن بهرهمند بود. حتی در خلوت و گعدههای خصوصی، هرگز کلامی گزنده یا آلوده به کینه علیه هیچ شخصیتی از او شنیده نمیشد. شگفت آنکه هنگام سخن گفتن از سرسختترین رقبای سیاسی و مخالفان فکریاش، پیش از هر چیز، محسنات اخلاقی آنان را برمیشمرد و مراتب احترام خود را ابراز میداشت. اگر ضرورتِ نقد ایجاب میکرد که گلایهای بر زبان بیاورد، آن را در لفافهای از بیانِ نقاط مثبتِ شخصِ مورد نقد میپیچید تا از گزندگی و تلخیِ آن بکاهد. چشم فروبستن بر نقاط قوتِ مخالفان در مرام او جایی نداشت و در اذعان به فضایل اغیار، هرگز تردید به خود راه نمیداد.
لنگرگاه ثبات و هنر اجماعسازی
توانایی حلوفصل تعارضات و قدرت اجماعسازی، از او شخصیتی محوری و مصلح ساخته بود. بارها در بزنگاههای دشوار، با حضور و تدبیر او، افراد، شخصیتها و گروههای ناهمسو و معارض، گرد یک میز جمع میشدند و به مسیر مفاهمه و همکاری بازمیگشتند. سالهای ریاست و نقشآفرینی او در خانه احزاب و جبهه اصلاحات، تجلیِ بارز این هنر بزرگ بود. در همان سالهای حضور در قم، به کرات شاهد بودم که چگونه در ایام پرالتهاب انتخابات، کشمکشها و واگراییهای عمیق، با ایفای نقش پدرانه، سعه صدر و تدبیرِ گرهگشای او، به سرانجامی مطلوب و انسجامی کارآمد ختم میشد. او به معنای واقعی کلمه، نخِ تسبیحِ جریانهای پراکنده بود.
دستهای پنهانِ بخشش
در پسِ چهره شناختهشده سیاسی و علمی او، روحی لطیف و بخشنده نهفته بود که کمتر در قاب رسانهها جای میگرفت. گشادهدستی و انفاق در خفا، از خصایل ذاتی و نهادینهشده در وجودش بود. بسیار دیدم که در حلقه بستگان، اقربا و آشنایان، دستِ پرمهرِ او چگونه بیسروصدا گره از کار فروبستگان میگشاید و نیازهای سنگین را مرتفع میسازد. این روحیه سخاوتمندانه، گاه در قامتِ سفرههای پربرکتِ اطعام رخ مینمود، گاه در قالب هدایایی به بهانههای مختلف، و غالباً در شکلِ کمکهای پنهانی و دور از چشم نامحرمان، که تنها خدا میدانست و گیرندهی بینام و نشان.
حلاوت کلام و گرمای محضر
تکمیلکننده این منظومه شخصیتی، خوشصحبتی، مهماننوازی و خوشمحضر بودنِ آن فقید سعید بود. جاذبه کلام و منش او چنان بود که هرکس تنها یکبار طعم مهماننوازیاش را میچشید یا ساعتی پای صحبتها و دروسش مینشست، مشتاقِ تکرارِ مداومِ این تجربه میشد. لحن آرام، منطقِ اقناعگر و بیانِ شیوای او که با تهلهجهی شیرین و دلنشین آذری آمیخته بود، همنشینی با وی را به غایت مطبوع میساخت. افزون بر این، انبانِ پربارِ او از دانش، تجربههای زیسته و حافظهای تیز و سرشار از خاطراتِ نابِ سالهای مبارزه و مسئولیت، هر گفتوگویی را به تجربهای خاطرهساز، آموزنده و ماندگار بدل میکرد.
یاد و نامش، به مثابه فقیهی سیاستمدار و سیاستورزی اخلاقمدار، مانا و گرامی باد!
.......................................................................
*قائممقام سازمان عدالت و آزادی