بر تمامی اهل قلم، اصحاب رسانه و تحلیلگران رسانهای و سیاسی واجب و ضروری است که با درک شرایط ویژه موجود به جای بحث بر سر کلیات مقوله مذاکره و آتشبس و بحثهای قدیمی پیرامون اصل موضوع مذاکره و نقشآفرینی دشمن در این زمینه، با تمرکز ویژه روی مذاکرات آتی در قالب پیوستهای رسانهای یک اردوگاه منسجم را در برابر رسانههای فراگیر جهانی که در اردوگاه رقیب توپ میزنند، از یک سوی القائات آنان و بسترسازی پیشا مذاکراتی را خنثی سازند و از سوی دیگر در جریان و روند مذاکرات منویات و حقوق حقه ملت ما را در فضای رسانهای طنین انداز کنند.
در دو سوی اقیانوس، سیاستمداران مشغول رایزنی، چانهزنی و تبادل پیام تا رجزخوانی و اتهامزنی و مجادله بر سر نقض تعهدات طرفین هستند. در این میان دیپلماتهای عالیرتبه دو طرف هنوز در حال بستن چمدانها برای سفر به اسلام آباد هستند و مشخص و معلوم نیست که هیأتهای دو طرف چه زمانی عزم حضور پای میز مذاکره میکنند و علی الحساب به نظر میرسد، حداقل ٢۴ ساعت از وعده پیش طراحی شده، مذاکرات به تعویق افتاده و قرار نیست مذاکرات در روز جمعه آغاز شود.
در اردوگاههای داخلی هم واکنشهای ضد و نقیض برقرار است، ترامپ مجددا اظهارات عجیب و غریب و ادعاهای فاشسینی خود را از سر گرفته و در داخل ایران نسبت به نقض آتشبس و حملات ددمنشانه و بیسابقه اسرائیل به لبنان و چگونگی پاسخ و مواجهه ایران نسبت به آن، روایتهای مخالفی در جریان است.
در چنین فضای گرگ و میشی که از اصل آتشبس و تداوم آن تا مذاکرات پیامدی محل تردید و سؤال است، رجوع به برخی رسانههای منطقهای و بینالمللی و روندهای رسانهای پیشا مذاکراتی در نوع خود جالب توجه بوده و دستمایههای تأملبرانگیزی برای بررسی روندهای پیشا مذاکراتی و کارپردازی رسانهای برای تحکیم موضع بر سر میز مذاکره به دست میدهد.
در حالی که در تهران در رسانههای داخلی و شبکههای اجتماعی و کف خیابان و میادین، پیرامون پذیرش آتشبس و کم و کیف راهبردهای جنگ و مذاکره، بحت و گفتوگو میشود، رسانههای منطقهای و بینالمللی به شکلی نرم و تدریجی مشغول کارپردازی رسانهای برای موازنهسازی مثبت پیرامون میز مذاکره در اردوگاه خودشان هستند.
رسانههای جریان اصلی که عمدتا در ایالات متحده جای خوش کردهاند، مشغول روایتسازی پرحجم پیرامون ارتقای جایگاه طرف غربی هستند. در حالی که در توئیت ابتدایی رئیس جمهوری آمریکا در خصوص پذیرش آتشبس به وضوح وی اذعان از پذیرش طرح ١٠ مادهای ایران برای چهارچوب اولیه مذاکره سخن گفت و لذا به دست بالای ایران در فرآیند جنگ ۴٠ روزه اذغان کرد، رسانههای غربی در گزارشات متعدد درصدد القای این نکته هستنند که گویی این ایران بوده که پیشنهاد آتشبس داده و قرار است متن و بطن مذاکره پیرامون منویات و پیشنهادات طرف آمریکایی پی گرفته شود.
در رویکرد نمایان دیگر و بر اساس قاعده «جا بنداز، راه بنداز»، رسانههای غربی و عربی مشغول سناریوسازیهای رندانه هستند. نمونه آنکه رسانه منطقهای با گستره بینالمللی «القدس العربی» در گزارشی که پیرامون آینده و چگونگی نقشآفرینی ناوگان پنجم دریایی ارتش ایالات متحده مستقر در بحرین نوشته شده است، به شکل جالبی گریزی به مذاکرات آتی ایران و آمریکا زده و نوشته است، در جریان مذاکرات بر سر برنامه موشکی ایران که قرار است، برد موشکهای تهران تا شعاع ١٠٠٠ کیلومتری محدود شده و امنیت اسرائیل را تضمین کند، باید دید که سرنوشت جنگ در حوزه خلیج فارس به کجا خواهد انجامید.
جالب اینجا است که ایران پیش از آغاز تجاوز آمریکا و اسرائیل در جنگ رمضان، در جریان مذاکرات با میانجیگری عمان، از اساس هرگونه بحث و مذاکره در خصوص برنامه موشکی خود را بلاموضوع و فاقد موضوعیت خواند و اکنون که در قالب جنگ ۴٠ روزه نشان داده شد مهمترین ابزار دفاعی ایران همین برنامه موشکی آن است، چگونه میتواند ذرهای در این مبحث اجازه حتی طرح موضوع را دهد؟! نکتهای که شاید در طرح ١۵ مادهای آمریکا آمده بود و به طور قاطعانه از سوی ایران رد شده بود و هیچ دلیلی ندارد که روی میز مذاکره قرار گیرد.
مضاف بر همه اینها اگر آنها از موشکهای دفاعی ایران بیم دارند، به طریق اولی ما نسبت به نیروی هوایی متجاوزان که هزاران ایرانی را به خاک و خون کشیده، مطالبهگری داریم. این حرف آنان به مثابه این است که ما طرح معدومسازی تمامی جنگندههای آمریکایی و رژیم صهیونیستی را روی میز بگذاریم که اگر چنین کنیم منطقیتر از ادعای مطروحه آنان است، چرا که آنان با این جنگندهها به کشورمان حمله و تهاجم کردهاند و ما فقط با موشکهای دفاعی خود پاسخ مناسب را مبذول داشتهایم.
به هر طریق این نکات نشاندهنده آن است که بار دیگر دشمن آمریکایی و صهیونی در پی روایتسازی مطلوب خود برآمدهاند و در پیوست رسانهای به دنبال جهتدهی روانی و فشار رسانهای به مذاکرهکنندگان و افکار عمومی ایرانیان و ناظران جهانی هستند.
در چنین وضعیتی بر تمامی اهل قلم، اصحاب رسانه و تحلیلگران رسانهای و سیاسی واجب و ضروری است که با درک شرایط ویژه موجود به جای بحث بر سر کلیات مقوله مذاکره و آتشبس و بحثهای قدیمی پیرامون اصل موضوع مذاکره و نقشآفرینی دشمن در این زمینه، با تمرکز ویژه روی مذاکرات آتی در قالب پیوستهای رسانهای یک اردوگاه منسجم را در برابر رسانههای فراگیر جهانی که در اردوگاه رقیب توپ میزنند، از یک سوی القائات آنان و بسترسازی پیشا مذاکراتی را خنثی سازند و از سوی دیگر در جریان و روند مذاکرات منویات و حقوق حقه ملت ما را در فضای رسانهای طنین انداز کنند و در جنگ روایتها همانند جنگ تحمیلی نگذارند که دشمن در این عرصه حساس و راهبردی و تعیینکننده بتواند منویات خودش را طنینانداز کند و پیروز نهایی میدان جنگ و مذاکره در نهایت ملت مقاوم ایران باشند؛ به فضل الهی.