آنچه از کنار هم گذاشتن دیدگاه‌ها و مواضع متناقض به دست می‌آید، این است که «نفوذ» در سیاست ایران تنها یک مفهوم امنیتی تک‌بعدی نیست؛ بلکه به نقطه تلاقی ضعف ساختاری نهادها، آسیب‌پذیری‌های تاریخی، رقابت سیاسی داخلی، جنگ روایت‌ها، منازعه بر سر جهت‌گیری کشور و حتی اتهام‌زنی‌های تند و حذف‌گرا تبدیل شده است. هشدارهای یونسی به ناکارآمدی ساختارها اشاره دارد، روایت عراقچی آسیب‌پذیری‌های ملموس و تاریخی را برجسته می‌کند و دامنه نفوذ را به تصمیم‌سازی و فضای روانی می‌گستراند، تحلیل خاتمی از هم‌سویی ناخواسته در گفتار و عمل پرده برمی‌دارد، جدال‌های دوره روحانی نشان از ابزار شدن نفوذ در دعواهای جناحی دارد و اظهارات رجبی دوانی اوج تخریب و برچسب‌زنی را به نمایش می‌گذارد.

پایگاه خبری جماران: واژه «نفوذ» در فضای سیاسی و امنیتی ایران، سال‌هاست که از یک مفهوم صرفاً اطلاعاتی و عملیاتی فراتر رفته و به یکی از پیچیده‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین کلیدواژه‌ها تبدیل شده است. این مفهوم، در یک طیف وسیع، از هشدارهای جدی اطلاعاتی تا ابزاری برای رقابت‌های جناحی و حتی اتهام‌زنی‌های تند و وحدت‌شکن به کار گرفته شده است.

بررسی اظهارات و دیدگاه‌های چهره‌هایی چون سید محمد خاتمی و علی یونسی در کنار سخنان شدیداللحن محمدحسن رجبی دوانی، تصویری چندوجهی از معنا و کارکرد «نفوذ» در ساختار و جامعه سیاسی ایران به دست می‌دهد. این طیف گسترده از تفاسیر نشان می‌دهد که نفوذ چگونه به محوری برای تحلیل شکاف‌های درونی قدرت، رقابت‌های جناحی و بحران روایت تبدیل شده است.

 

چارچوبی برای فهم ابعاد چندگانه نفوذ

سید محمدصادق خرازی، دیپلمات پیشین و فعال سیاسی، در نگاهی جامع به پدیده نفوذ، آن را نه یک مسأله تک‌بعدی، بلکه واقعیتی عمیق و چندلایه معرفی می‌کند.

او با صراحت به خبرنگار جماران گفت: «مسأله نفوذ، مسأله‌ای جدی است. نفوذ تا مغز استخوان ما جدی است.» این تأکید بر «جدی بودن» و «نفوذ تا مغز استخوان»، نشان‌دهنده عمق و گستردگی این تهدید از منظر اوست. اما خرازی در ادامه سخنان خود می‌گوید: «اینکه این نفوذ را باید ساختاری دانست، ایدئولوژیک تلقی کرد یا فردی و عملیاتی، موضوعی است که باید آن را در گذر زمان و با بررسی دقیق‌تر روشن کرد.» لذا با بررسی اظهارات چند شخصیت سیاسی، سعی کردیم ابعاد این قضیه را روشن‌تر کنیم.

 

 

 نگرانی‌های ساختاری و امنیتی: هشدار علی یونسی و عباس عراقچی

علی یونسی، که سابقه تصدی وزارت اطلاعات در دولت اصلاحات و همچنین دستیاری رئیس‌جمهور در دولت روحانی را در کارنامه دارد، بر بُعد کلاسیک و سخت‌افزاری نفوذ متمرکز است. او با صراحت از «نفوذ موساد در بخش‌هایی از ساختار کشور» سخن گفت که به زعم او به سطحی نگران‌کننده رسیده و «جا دارد همه مسئولین جمهوری اسلامی برای جان خودشان نگران باشند.» این هشدار، که با توجه به جایگاه پیشین یونسی، وزنه امنیتی قابل توجهی داشت، صرفاً یک ابراز نگرانی عمومی نبود؛ بلکه به ریشه‌یابی این معضل نیز پرداخت. یونسی، علت اصلی این وضعیت را در «موازی‌کاری دستگاه‌های اطلاعاتی» و «تضعیف وزارت اطلاعات» می داند.

 

 

به عقیده او، ایجاد نهادهای اطلاعاتی متعدد و موازی، به جای هم‌افزایی و تمرکز بر مقابله با تهدیدات خارجی، به رقابت‌های درونی و سوق یافتن منابع و انرژی به سمت «کنترل و برخورد با نیروهای داخلی و منتقدان» منجر شده است. این رویکرد، در نهایت «میدان را برای نفوذ سرویس‌های جاسوسی دنیا باز کرده» و کارآیی سیستم اطلاعاتی کشور را در برابر دشمنان خارجی کاهش داده است. از نظر  یونسی، نفوذ نه فقط یک تهدید خارجی، بلکه نتیجه یک آسیب درونی و ضعف ساختاری است که از رقابت‌های بوروکراتیک و سیاسی درونی سرچشمه می‌گیرد.

اخیرا سید عباس عراقچی نیز با اشاره‌ای ملموس‌تر و تاریخی‌تر، وجود «حفره‌های امنیتی» را مورد تأکید قرار داد و در گفت‌وگو با برنامه «ماجرای جنگ۲» به جلسه‌ای حساس اشاره کرد که هدف حمله قرار گرفت: «جلسه آقای شمخانی در بیت و دفاتر آقای شیرازی، آقای حجازی و رهبر شهید، هدف بود و سریعا مورد حمله قرار گرفت. در آن لحظه، حضرت آقا در دفترشان حضور داشتند و اطلاع داشتن دشمن از برگزاری این جلسات، نشانه وجود حفره‌های امنیتی است.»

 

 

این مثال عینی، نشان‌دهنده ابعاد فیزیکی و عملیاتی نفوذ و آسیب‌پذیری ساختارهای کلیدی است. اما عراقچی نگاه خود را به بعد فیزیکی محدود نمی‌کند و دامنه این حفره‌های امنیتی را تا «جهت‌دهی به تصمیمات و فضای روانی جامعه » گسترش می‌دهد. این گسترش مفهومی، نفوذ را از صرفاً یک رخنه اطلاعاتی یا تروریستی، به یک عامل مؤثر بر فرایندهای تصمیم‌سازی و حتی شکل‌دهی به افکار عمومی در جامعه ارتقا می‌دهد که می‌تواند هم‌راستا با اهداف دشمنان خارجی عمل کند.

 

چهره‌های پنهان نفوذ: پوشش خودی، اهداف مخرب

علاوه بر رخنه در ساختارهای امنیتی، یکی از جدی‌ترین ابعاد «نفوذ»، به ماهیت پنهان و فریبنده نفوذی‌ها بازمی‌گردد. رئیس قوه قضائیه بر این جنبه تأکید ویژه‌ای دارد: «منافق با تابلوی دشمن به میدان نمی‌آید، منافق پوشش خودی دارد. نفوذی‌ها نقاب دارند و در پوشش خودی در صفوف ملت قرار می‌گیرند.» این دیدگاه، ماهیت پیچیده تهدید را نمایان می‌سازد؛ تهدیدی که نه از روبه‌رو و با پرچم دشمن، بلکه از درون و با لباس دوست عمل می‌کند.

در این چارچوب، رئیس قوه قضائیه در تازه ترین اظهارات خود که امروز دوشنبه 29 تیر 1405 ایراد شد، اهداف اصلی چنین نفوذی‌هایی را نیز مشخص می‌کند: «منافقین و نفوذی‌ها دنبال ناامید کردن مردم هستند. منافقین و نفوذی‌ها دنبال سرگرم کردن مردم به مسائل دست چندم هستند.» این سخنان، بُعد روانی و اجتماعی نفوذ را آشکار می‌سازد؛ جایی که هدف، تخریب روحیه ملی، ایجاد دلسردی و انحراف افکار عمومی از مسائل اصلی به سمت حواشی است تا زمینه برای پیاده‌سازی اهداف دشمنان فراهم آید. این بعد از نفوذ، به وضوح با هدف تغییر نگرش‌ها و روحیه عمومی جامعه، به «نفوذ ایدئولوژیک» نیز نزدیک می‌شود.

 

 

نفوذ نرم و همسویی ناخواسته: تحلیل سید محمد خاتمی از بُعد گفتمانی

سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین، مسأله نفوذ را از زاویه‌ای متفاوت و عمیق‌تر، یعنی از بُعد سیاسی، اجتماعی و گفتمانی مورد بررسی قرار می‌دهد. او با پرهیز از اتهام‌زنی مستقیم، به پدیده‌ای اشاره می‌کند که می‌توان آن را «همسویی ناخواسته کارکردی» با پروژه‌های بیرونی توصیف کرد.

او در سخنان خود تأکید می‌کند: «من به حکم انصاف و اخلاق و خرد، طرفداران جنگ و انتقام و تلاشگران سیاسی و رسانه‌ای را برای ناکام گذاشتن توافق و ایجاد دوگانگی در حکمرانی و قطبی کردن جامعه، همدل با اسرائیل نمی‌دانم، ولی می‌گویم اگر چه بسیاری از آنان نیت خوب دارند، اما در عمل همان راهی را می‌روند و همان حرفی را می‌زنند که اسرائیل می‌رود و می‌گوید.» این موضع، نفوذ را نه در قالب رخنه فیزیکی اطلاعاتی، بلکه در قالب تقویت عملی و غیرمستقیم اهداف دشمنان خارجی از طریق رفتارهای داخلی تعریف می‌کند.

مراسم ختم مهیندخت خاتمی - پرتره سید محمد خاتمی

خاتمی به این نکته اشاره دارد که وقتی گروه‌های سیاسی داخلی، با نیات به ظاهر وطن‌پرستانه یا انقلابی، به ناکام گذاشتن توافقات ملی، دامن زدن به اختلافات در حکمرانی و قطبی کردن جامعه می‌پردازند، فارغ از نیت‌هایشان، در عمل به همان سمتی حرکت می‌کنند که دشمنان خارجی(در اینجا رژیم صهیونیستی) از آن استقبال می‌کنند. این نوع نفوذ، پیچیده‌تر و زیرپوستی‌تر است؛ چرا که در لباس دلسوزی برای منافع ملی و با «نیات خوب» جلوه می‌کند، اما نتیجه آن تضعیف اقتدار ملی، کاهش انسجام داخلی و فراهم آوردن بستری مناسب برای بهره‌برداری عوامل خارجی است.

 

نفوذ به مثابه ابزار سیاسی: جدال بر سر برجام و دولت حسن روحانی

دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی، به ویژه پس از انعقاد برجام، به صحنه اصلی تقابل و منازعه بر سر مفهوم «نفوذ» تبدیل شد. در این دوره، واژه نفوذ عمدتاً در چارچوب یک نزاع جناحی شدید پیرامون توافق هسته‌ای و کلیت رویکرد دولت به غرب، مورد استفاده قرار گرفت. منتقدان دولت و رسانه‌های اصولگرا، با برجسته کردن پرونده‌های قضایی برخی افراد نزدیک به تیم مذاکره‌کننده(مانند عبدالرسول دری اصفهانی که به اتهام جاسوسی محکوم شد)، این موارد را به عنوان «سند اثبات مدعا» و نشانه‌ای از «نفوذ دشمن» در عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری کشور مطرح می‌کردند. به نظر می رسد هدف اصلی از آن گفتمان‌سازی، زیر سؤال بردن اعتبار «برجام» و «دولت تدبیر و امید» با برچسبِ «تسهیل‌کننده نفوذ دشمن» بود.

حسن روحانی در دیدار معاونان سابق وزرا (31)

از سوی دیگر، دولت و حامیان آن، این اتهامات را عمدتاً «ابزار جناحی» برای تضعیف دولت، تخریب دستاوردهای برجام و خارج کردن رقیب از میدان می‌دانستند. در این دیدگاه، استفاده بی‌محابا از واژه‌هایی مانند «جاسوس» و «نفوذی» برای اعضای تیم مذاکره‌کننده، نه از سر دغدغه واقعی امنیتی، بلکه تاکتیکی برای فشار سیاسی و تضعیف موقعیت دولت در افکار عمومی بود. این جدال نشان داد که چگونه یک مفهوم حیاتی امنیتی، می‌تواند در کوران رقابت‌های سیاسی، به یک ابزار کارآمد برای حمله به رقیب و مشروعیت‌زدایی از او تبدیل شود، و این خود به تضعیف اعتماد عمومی به نهادها و ایجاد شکاف‌های عمیق در جامعه می‌انجامد.

 

فراتر از نقد و تحلیل: اتهام‌های تند و وحدت‌شکن محمدحسن رجبی دوانی

شدت و گستره منازعه بر سر «نفوذ» گاه از مرزهای تحلیل‌های امنیتی، گفتمانی یا حتی سیاسی نیز فراتر رفته و به سطح اتهام‌زنی‌های تند و وحدت‌شکن کشیده می‌شود. اظهارات محمدحسن رجبی دوانی در یک برنامه تلویزیونی، نمونه‌ای بارز از این وضعیت است. او با بیانی تند و ادعاهایی بدون ارائه مستندات شفاف، به حسن روحانی و سید محمد خاتمی نسبت «منافق» داد و اظهار کرد که «عبدالمالک ریگی هم از اینها حمایت کرد، اینها از فتنه هرزگی هم حمایت کردند.»

چنین اظهاراتی، مرزهای نقد و حتی اتهام سیاسی را درنوردیده و وارد فاز حذف و تخریب کامل شخصیت‌های سیاسی می‌شود. این نوع گفتمان، که به جای تحلیل یا ارائه راهکار، برچسب‌های سنگین امنیتی و اخلاقی را بدون پشتوانه قوی حقوقی به کار می‌گیرد، نه تنها به حل مسأله نفوذ کمکی نمی‌کند، بلکه به تشدید قطبی‌سازی در جامعه، عمیق‌تر شدن شکاف‌ها و ترویج بی‌اعتمادی می‌انجامد. نسبت دادن این عناوین به رؤسای جمهور سابق کشور، عملاً به ابزاری برای خارج کردن رقیب از دایره نظام و از بین بردن امکان هرگونه همزیستی یا تعامل سیاسی بدل می‌شود و می‌تواند به وحدت ملی آسیب جدی وارد کند.

 

نفوذ؛ مفهومی چندلایه و ابزاری در آینه سیاست ایران

در نهایت، آنچه از کنار هم گذاشتن این دیدگاه‌ها و مواضع متناقض به دست می‌آید، این است که «نفوذ» در سیاست ایران تنها یک مفهوم امنیتی تک‌بعدی نیست؛ بلکه به نقطه تلاقی ضعف ساختاری نهادها، آسیب‌پذیری‌های تاریخی، رقابت سیاسی داخلی، جنگ روایت‌ها، منازعه بر سر جهت‌گیری کشور و حتی اتهام‌زنی‌های تند و حذف‌گرا تبدیل شده است. هشدارهای یونسی به ناکارآمدی ساختارها اشاره دارد، روایت عراقچی آسیب‌پذیری‌های ملموس و تاریخی را برجسته می‌کند و دامنه نفوذ را به تصمیم‌سازی و فضای روانی می‌گستراند، تحلیل خاتمی از هم‌سویی ناخواسته در گفتار و عمل گلایه می کند، جدال‌های دوره روحانی نشان از ابزار شدن نفوذ در دعواهای جناحی دارد و اظهارات رجبی دوانی اوج تخریب و برچسب‌زنی را به نمایش می‌گذارد.

این تکثر در برداشت و کاربرد «نفوذ»، خود می‌تواند به معضلی جدی‌تر از نفوذ اولیه بدل شود. زمانی که مفاهیم ملی و امنیتی به بازیچه رقابت‌های سیاسی تبدیل شوند، اعتماد عمومی به نهادها تضعیف می‌شود، امکان هم‌گرایی برای حل مسائل اساسی از بین می‌رود و زمینه برای بهره‌برداری واقعی دشمنان فراهم می‌آید. مقابله مؤثر با نفوذ، نیازمند فهم جامع آن در تمام ابعادش، پرهیز از سیاسی‌سازی بی‌رویه، پرهیز از اتهام‌زنی‌های بی‌اساس و حرکت به سمت اصلاحات ساختاری و گفتمانی است که به جای تشدید تفرقه، انسجام ملی را تقویت کند و اجازه ندهد واژه‌ای چنین حیاتی، ابزاری برای تخریب و حذف دیگری شود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

  • کدخبر: 1719053
  • نسخه چاپی

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.