تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران اسلامی وارد سومین هفته خود شده است. در این مدت، پس از شهادت رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و تعدادی از فرماندهان ارشد نظام و شهروندان بی‌گناه ـ به‌ویژه دانش‌آموزان دختر مینابی ـ ملت ایران شاهد دفاع بی‌نظیر نیروهای مسلح و حضور دلیرانه جبهه مقاومت بوده است. این‌ روزها سؤالی مهم در ذهن بسیاری شکل گرفته است: نابودی رژیم صهیونیستی چگونه رقم خواهد خورد؟

 تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران اسلامی وارد سومین هفته خود شده است. در این مدت، پس از شهادت رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و تعدادی از فرماندهان ارشد نظام و شهروندان بی‌گناه ـ به‌ویژه دانش‌آموزان دختر مینابی ـ ملت ایران شاهد دفاع بی‌نظیر نیروهای مسلح و حضور دلیرانه جبهه مقاومت بوده است. این‌ روزها سؤالی مهم در ذهن بسیاری شکل گرفته است: نابودی رژیم صهیونیستی چگونه رقم خواهد خورد؟

 در نگاه نخست، برخی ابزار نظامی را راه اصلی می‌دانند؛ اما باید توجه داشت که خاورمیانه با موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه، منابع عظیم انرژی، تنوع بازیگران دولتی و غیردولتی و حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای، یکی از پیچیده‌ترین محیط‌های امنیتی جهان است. هرگونه جنگ یا بحران نظامی در این منطقه، آثار گسترده‌ای بر ساختار امنیتی کل آن خواهد داشت.

 قدرت نظامی صرفاً در تجهیزات پیشرفته و توان تخریبی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه مؤلفه‌هایی چون بازدارندگی، ظرفیت اقتصادی، انسجام اجتماعی و توان مدیریت بحران، نقش تعیین‌کننده دارند. امروز ماهیت قدرت نظامی از شکل کلاسیک به سمت جنگ‌های نامتقارن تغییر یافته است. دیگر برتری، تنها در زمینه‌ی زرهی و هوایی معنا ندارد؛ فناوری‌های نوین مانند موشک‌های دوربرد، پهپادها، جنگ الکترونیک و سامانه‌های اطلاعاتی پیشرفته قواعد سنتی نبرد را دگرگون کرده‌اند.

 

آزاده لرستانی

 

 تجربه‌ی جنگ‌های اخیر نشان می‌دهد حتی قدرت‌های بزرگ نظامی نیز در درگیری‌های طولانی‌مدت یا چندجبهه‌ای دچار «فرسایش راهبردی» می‌شوند؛ پدیده‌ای که با گذر زمان، منابع مادی، تصمیم‌گیری‌های کلان و انسجام داخلی آنان را تحلیل می‌برد. در این میان، نقش مؤلفه‌های ایدئولوژیک و اعتقادات دینی در تقویت تاب‌آوری و مشروعیت نظام سیاسی ـ به‌ویژه در جمهوری اسلامی ایران ـ اهمیتی کلیدی دارد.

 عامل دیگر، تاب‌آوری اجتماعی و انسجام ملی است. دولت‌هایی که از پشتوانه مردمی قوی برخوردارند، توان بیشتری در برابر فشار خارجی نشان می‌دهند؛ همان‌گونه که امروز حضور گسترده مردم در سراسر کشور گواه همبستگی ملی و عزم راسخ برای دفاع از میهن است. در مقابل، رژیم‌هایی که با شکاف‌های داخلی مواجه‌اند، در شرایط بحرانی دچار سردرگمی و ناتوانی در تصمیم‌گیری می‌شوند؛ چنان‌که آشفتگی روحی و روانی در میان شهروندان رژیم صهیونیستی حتی با وجود سانسور شدید رسانه‌ای آشکار است.

 قدرت واقعی یک دولت، نه در شمار تسلیحات، بلکه در توان اداره کشور هنگام بحران جلوه می‌کند. در حال حاضر، حملات پی‌در‌پی نیروهای مسلح ایران به سرزمین‌های اشغالی موجب مهاجرت گسترده، فرار سرمایه‌ها، تخریب زیرساخت‌های حساس و افزایش فشار اقتصادی بر رژیم صهیونیستی شده است. بالا رفتن هزینه‌های دفاعی، کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و اختلال در فعالیت‌های اقتصادی، همگی گام‌هایی تدریجی به سوی فروپاشی این رژیم‌اند. آنچه آنان سال‌ها با طرح ایجاد آشوب در ایران دنبال می‌کردند، امروز دامان خودشان را گرفته است.

 در پایان باید گفت بهره‌گیری هم‌زمان از قدرت سخت و دیپلماسی فعال — از سوی رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه و نیروهای مسلح — قادر است موازنه قدرت در منطقه را دگرگون سازد؛ هرچند تأثیر آن به‌صورت تدریجی و در قالب تحولات بلندمدت آشکار خواهد شد.

 

*آزاده لرستانی، پژوهشگر سیاسی

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.