یک تحلیلگر مسائل آمریکا گفت: اگر تیم مذاکرهکننده آمریکا همان حرفهای ترامپ را تکرار میکند، تنها معجزه میتواند باعث حصول توافق گردد، زیرا ترامپ تنها با تسلیم بیقیدوشرط ایران راضی میشود.
امیرعلی ابوالفتح در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به سفرهای دیپلماتیک در حال انجام برای میانجیگری بین ایران و آمریکا، اظهار کرد: تمام این تلاشها از سمت ایران، آمریکا و دیگر بازیگران، برای رسیدن به توافقی است که حصول آن، بسیار دشوار و تقریبا دستنیافتنی است، زیرا فاصله بین خواستههای حداکثری دو طرف، بسیار زیاد است. طبق اخبار منتشرشده، طرفین در حال رسیدن به توافق بر سر یک متن اولیه یکی، دو صفحهای هستند که بر دو موضوع اصلی پایان جنگ در تمام جبههها و تعیینتکلیف تنگه هرمز تأکید دارد و در صورت توافق بر سر این تفاهمنامه، دو طرف طی ۶۰ روز وارد مذاکرات هستهای با جزئیات بیشتر خواهند شد.
این تحلیلگر مسائل آمریکا اضافه کرد: من حتی نسبت به حصول همین تفاهم اولیه نیز خوشبین نیستم، زیرا شکافها بین دو طرف بسیار عمیق است و حتی اگر این تفاهم هم حاصل شود، رسیدن به توافق نهایی بسیار سخت است، زیرا وقتی پس از این همه زمان، دو طرف تازه به آمادهسازی یک تفاهم یکی، دو صفحهای رسیدهاند، یعنی قطعا حصول توافق نهایی بسیار دشوار و دور از دسترس است. در صورت حصول تفاهم اولیه، به مدت ۶۰ روز جنگ نخواهد شد، تنگه هرمز بازگشایی میشود و محاصره دریایی متوقف میگردد. اما با این وجود، همچنان مسائل هستهای که اصلیترین موضوع مورد مناقشه است، باقی میماند و همین میتواند باعث آغاز مجدد جنگ شود.
وی با تأکید بر اینکه باید هر لحظه برای شنیدن صدای موشک آماده باشیم، افزود: با این حال، اگر ترامپ یک رئیسجمهور منطقی باشد که نیست، باید این محاسبه را داشته باشد که به عنوان میزبان جام جهانی، از راهاندازی جنگ در ایام برگزاری این رویداد خودداری کند. پس از جام جهانی نیز در تاریخ ۴ جولای، جشن ۲۵۰امین سالگرد تأسیس آمریکاست و برای مردم آمریکا بسیار مهم است که این جشن بزرگشان، به دلیل درگیری با جنگ تلخ نشود. بعد از آن هم موعد رقابتهای میاندورهای کنگره میرسد و با توجه به تبعات منفی جنگ با ایران، اگر ترامپ بخواهد منطقی عمل کند، باید تا آن زمان از حمله مجدد به ایران خودداری کرده و آن را به بعد از نوامبر موکول کند.
این تحلیلگر مسائل آمریکا ادامه داد: البته با این شخصیت هیجانی که ما از ترامپ میشناسیم و تأثیرپذیری بالای او از نتانیاهو، ممکن است وسط جام جهانی هم حملات را از سر بگیرد، اما با نگاه منطقی، احتمالا بخواهد جنگ را به پس ماه نوامبر موکول کند. به طور کلی، من فکر میکنم شاید حمله مجدد آمریکا به ایران دیر و زود داشته باشد، اما سوخت و سوز ندارد، زیرا اساسا وقتی جنگی به اهداف خودش نمیرسد، با احتمال زیادی مجددا تکرار خواهد شد؛ کما اینکه اگر ترامپ در جنگ ۱۲ روزه به اهداف خود میرسید، جنگ ۴۰ روزه را آغاز نمیکرد.
وی ادامه داد: ما حتی اکنون هم در حالت آتشبس نیستیم، زیرا آتشبس قواعدی را دارد و بر روی کاغذ میآید، در حالیکه ما در جنگ اخیر شاهد چنین توافقی نبودیم و اکنون صرفا در حالت ترک مخاصمه هستیم و هر لحظه ممکن است این مخاصمه از سر گرفته شود. بنابراین، اگرچه مردم باید به زندگی عادی خود ادامه دهند، اما دستگاههای نظامی باید آمادگی خود را کامل حفظ کنند.
ابوالفتح با اشاره به اینکه ترامپ مدام در حال امروز و فردا کردن برای حمله مجدد به ایران است و در عین صحبت از توافق، در مورد حمله قریبالوقوع نیز تهدید میکند، گفت: ترامپ با طرح این ادعاها، دو هدف را دنبال میکند؛ نخست سردرگمسازی ایران و قراردادن کشورمان در وضعیت بلاتکلیفی است تا بتواند بر اقتصاد ایران تأثیر منفی بگذارد و از این طریق، ما را دچار خطا کند. هدف دوم ترامپ، اثرگذاری روی بازار است؛ او دقیقا پیش از آغاز به کار بازارهای مالی، اعلام میکند مذاکرات با ایران رو به پیشرفت است و احتمال توافق بالاست و از این طریق، باعث سقوط قیمت نفت و سبزشدن بورس میشود.
این کارشناس امور بین الملل یادآور شد: از طرف دیگر، در زمان نزدیکشدن به تعطیلات و موعد تعطیلی بازارها، ترامپ مجددا خط و نشان میکشد و تهدید به حمله میکند. اکنون حتی بسیاری معتقدند ترامپ و نزدیکانش در حال سودبردن از این اظهارات متناقض او هستند، زیرا دقیقا چند دقیقه قبل از توئیتهای ترامپ، معادلات مشکوکی انجام و میلیاردها دلار جابهجا میشود.
وی با بیان اینکه اکنون تنها یک معجزه میتواند باعث توافق ایران و آمریکا شود، عنوان کرد: البته ما بر اساس اطلاعات آشکار و اخبار رسانهای تحلیل میکنیم و هیچ دسترسی به مذاکرات پشتپرده نداریم. اگر ترامپ خواستههای حداکثری خود را صرفا با اهداف تبلیغاتی مطرح میکند و تیم مذاکرهکننده او در مذاکرات در حال طرح مواضعی دیگر هستند، در آن صورت میتوان به حصول توافق امیدوار بود. اما اگر تیم مذاکرهکننده آمریکا همان حرفهای ترامپ را تکرار میکند، تنها معجزه میتواند باعث حصول توافق گردد، زیرا ترامپ تنها با تسلیم بیقیدوشرط ایران راضی میشود.
این تحلیلگر مسائل آمریکا اضافه کرد: ترامپ خواهان همان اتفاقی در ایران است که زمانی برای آلمان و ژاپن رخ داد و این دو کشور، بدون هیچ چونوچرایی، تمام خواستههای آمریکا را پذیرفتند. اکنون ترامپ انتظار دارد ایران نیز یا مانند این دو کشور عمل کند یا مثل ونزوئلا شود که پس از ربایش رئیسجمهورش، نفر دوم همان حکومت، با آمریکا به توافق رسید. ایران علیرغم اینکه با شدیدترین حملات رو به رو شد، چنین چیزی را نپذیرفت و در ادامه نیز تسلیم آمریکا نخواهد شد. لذا اگر خواستههای آمریکا در مذاکرات و پیامهای ردوبدلشده نیز همینهایی باشد که ترامپ میگوید، احتمال حصول توافق بسیار اندک است.
ابوالفتح همچنین با اشاره به ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر پیروزی در جنگ با ایران، بیان کرد: افکار عمومی آمریکا و حتی بخش زیادی از جمهوریخواهان، این ادعا را باور نمیکنند، زیرا ترامپ علاوه بر شکست در رسیدن به اهدافش، اکنون با بحران تنگه هرمز نیز رو به روست. برای افکار عمومی، این سوال مطرح است که چطور ترامپ در عین ادعای پیروزی و نابودی نیروی دریایی ایران، هنوز نتوانسته تنگه هرمز را بازگشایی کند و اگر اساسا آمریکا واقعا در این جنگ پیروز شده و به اهدافش رسیده، پس چرا ترامپ مجددا ایران را به حمله مجدد تهدید میکند. اگر ترامپ ۱۰ بار دیگر هم به ایران حمله کند و به همین شکل در رسیدن به اهداف خود ناکام بماند، باز هم اگرچه ادعای پیروزی خواهد کرد، اما این ادعا برای هیچکس قابل پذیرش نیست، مگر اینکه ایران مانند ونزوئلا، دست خود را به نشانه تسلیم بالا ببرد.
وی با اشاره به اینکه اخیرا ادعاهای ترامپ نسبت به باکو، دوباره پررنگ شده است، اظهار کرد: نمیتوانیم بگوییم در صورت حمله به کوبا، تمرکز ترامپ بر ایران کم خواهد شد، کما اینکه در زمستان سال گذشته نیز دو پروژه ایران و ونزوئلا را تقریبا به موازات هم پیش برد. اساسا ترامپ میخواهد در دو سال و نیم باقیمانده از دولتش، تمام اهداف سیاست خارجی آمریکا که به زعم خودش روسای جمهور پیشین از اجرای آنها عاجز بودهاند را به موازات هم محقق کند.