با نگاهی کوتاه به وبسایت های خرید و فروش آنلاین (بقول فرهنگستانی های گرامی برخط) و یا در و دیوار اهواز دود اندود و دیگر شهرهای خوزستان آگهی های زیادی را به چشم خواهیم دید که خبر از فروش وسائل خانه یا خانه به علت مهاجرت دارد.

مهاجرت، مرهم و نسخه ی دیرینه ای که خوزستانی ها اولین بار پس از آتش بازی های خون آشام دیوانه بعثی و بخصوص در دهه 60 از آن استفاده می کردند. در آن دوره که روزگار رقص خمپاره و خمسه خمسه بود خانواده های بسیاری ته مانده بار و بنه شان را برداشتند و در نقاط مختلف کشور اقامت کردند تا زوزه توپ و تانک را نشنوند.

با پایان جنگ گروهی از خوزستانی های مهاجر یا همان “جنگ زده ها” ترجیح دادند به زادگاه خود برگردند در نتیجه تب مهاجرت در آن برهه فروکش کرد. این روند در دهه 70 ادامه داشت تا اینکه در دهه 80 بار دیگر اشتهای مهاجرت خوزستانی ها فوران کرد؛ اگر در دهه 60 ساکنان شهرهای غربی و جنگ زده خوزستان مهاجرت می کردند اینبار و در دهه 80 تب مهاجرت بیشتر شهرهای خوزستان را در بر گرفت.

بدون تردید متهم و عامل اصلی مهاجرت در این دهه را باید ریزگرد نامید که در ترکیب با ضعف خدمات اجتماعی و بدی آب و هوا تبدیل به محرک گردن کلفتی شد تا راه خروج اضطراری را به خوزستانی های خون گرم نشان دهد!

گذشت زمان نه تنها جایگزینی برای مهاجرت پیش روی خوزستانی ها قرار نداد بلکه با پیدا شدن پدیده ی دیگری که تنه به تنه ریزگرد، سلب آسایش می کند شدت مهاجرت را اگر نگوییم تند تر کرده، حداقل شتاب آن را با همان شدت و حدت قبلی حفظ کرده است.

تعداد بالای درخواست انتقال معلمان از خوزستان به سایر استان ها یکی از ابعاد پدیده مهاجرت است که پیامد آن را در خروجی های کنکور سال 97 آشکارا مشاهده کردیم؛ با اعلام نتایج کنکور امسال جای خالی خوزستانی ها در بین نفرات برتر این مسابقه علمی بدجور توی ذوق می زد.

البته این اتفاق کمترین اثر پدیده مهاجرت خوزستانی ها است چرا که با یک بررسی کارشناسی شده می توان به ابعاد بسیار گسترده تر آن پی برد که هر کدام قابلیت تبدیل شدن به یک معضل اجتماعی را دارند. بطور مثال افراد زیادی هستند مهاجرت کرده و بصورت اقماری در خوزستان کار می کنند اما خانوادهایشان در استان های دیگری مثل اصفهان سکونت دارند و چون فرزندان این خانواده ها معمولا نمی توانند شغلی برای خود دست و پا کنند در نتیجه به جمعیت افراد بیکار شهرهای مقصد می افزایند. همچنین برهم خوردن ساختارها و ایجاد تضاد های فرهنگی در بین خانواده های مهاجر از دیگر پیامدهای غیرقابل انکار و جداناشدنی مهاجرت به شمار می رود.

هرچند ممکن است عده ای مهاجرت را موضوع چندان مهمی تلقی نکنند اما باید گفت آثار مخرب این پدیده کمتر از مشکلاتی مانند ریزگرد، مشکلات آب و هوایی، بیکاری و دود نیست.

برای جلوگیری از مهاجرت در خوزستان باید آثار شرایطی که زمینه های مهاجرت را فراهم می کند از بین برد و یا حداقل از میزان آن کاست که این مهم نیازمند مدیریتی اثرگذار و همه جانبه است. البته مدیرانی که خود آلوده به مهاجرت هستند و خانواده هایشان در این استان زندگی نمی کنند طبیعتاً نمی توانند در این راستا گامی بردارند و نباید انتظار چندانی از آنها داشت.

9887
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.