جرثقیل نارنجی بزرگ، چشم به خیابان دوخته و پایین خیابان هم به اسکلت غول‌پیکر ‏آبی‌ونارنجی که نگهبانی می‌دهد، منتهی می‌شود. این‌جا لاله‌زار است و از گذشته‌ دور‌ش، جز ساختمان‌های ‏مهروموم شده‌ غرق در رویای گذشته، نماهای آجری رو به ویرانی، بالکن‌های غبارگرفته منتهی به پنجره‌های ‏زهوار در رفته و ستون‌های گچ‌بری‌شده فروریخته، هیچ به یاد ندارد؛ حالا به‌جای صدای کفش زنان و مردان ‏شیک‌پوش، صدای ممتد بوق موتورها فضا را پر کرده و بیشتر محل تردد وانت‌بارهاست.
پاساژ الکتریکی اتحادیه ‏و پاساژ ادیسون جای «پیرایش»، «جنرال مد» و ... را گرفته‌اند، «گراندهتل» هم که روزگاری پاتوق رجال و ‏روشنفکران بود، حالا به انبار لوازم برقی تبدیل شده و خانه هرمز پیرنیا، پیشکسوت موسیقی، پاتوق معتادان و ‏کارتن‌خواب‌هاست.‏
بعد از سال‌ها حسرت اهالی فرهنگ و هنر برای خیابان جنوبی شهر تهران که روزگاری پاتوق شادی بود و ‏آخرین فیلم‌های روز ایران و جهان و سیاست در آن جایی نداشت و پس از تکرار همیشه این سوال که چرا ‏چنین جایی باید می‌شد بورس خشن لوازم الکترونیکی‌فروشی، حالا خبرهای خوشی، آن هم قطره‌چکانی ‏درباره این خیابان پرطرفدار از راه می‌رسد؛ هرچند پیش از این و در سال‌های قبل، مسئولان شهری جسته‌و‏گریخته گفته بودند باید کاری کرد که لاله‌زار به هویت فرهنگی قبلش برگردد، حالا این‌طور که پیداست، ‏شهردار جدید تهران، پیروز حناچی، پایش را در یک کفش کرده و از مسئولان شهری خواسته هویت فرهنگی ‏خیابان لاله‌زار را در قلب تاریخی تهران احیا کنند. همین چند روز پیش بود که برزین ضرغامی، رئیس ‏سازمان زیباسازی شهر تهران از احیای دوباره خیابان لاله‌‌زار به‌عنوان مرکز فرهنگ و هنر مدرن پایتخت خبر ‏داد و گفت که مقرر شده هرکدام از سازمان‌‌‌های متولی به اندازه توان خود اقداماتی را به صورت هماهنگ برای ‏احیا، مرمت و بازسازی این راسته فرهنگی زیر نظر شهردار تهران انجام دهند.‏
برزین ضرغامی، رئیس سازمان زیباسازی شهر تهران در گفت‌وگو با «شهروند» باز هم از دادن اطلاعات دقیق ‏درباره این طرح خودداری می‌کند و در مورد بازآفرینی و پیاده‌روسازی لاله‌زار می‌گوید: «سال‌هاست که این ‏طرح در مورد لاله‌زار مطرح است البته باید منتظر ماند و دید جمع‌بندی نهایی به چه نتایجی منتهی می‌شود. ‏قاعدتا به پیاده‌راه دست خواهیم یافت. درواقع این بخش اجتناب‌ناپذیر، طرح بازآفرینی لاله‌زار است.» ضرغامی ‏بر این باور است که وقتی صحبت از ساماندهی لاله‌زار می‌شود، پای نهادهایی مانند منطقه ١٢ شهرداری به ‏دلیل این‌که این خیابان در قلمرو‌یش است، به میان می‌آید، همین‌طور معاونت شهرسازی و معماری شهرداری ‏تهران که در سطح کلانتری به این مسأله نظارت می‌کند و سازمان زیباسازی که مسئولیتی در سیما و ‏زیباسازی شهر به ‌عهده دارد: «طرح‌های مختلفی وجود دارد، به همین دلیل تصمیم بر این است به یک اجماع ‏در مورد طرح‌ها دست یابیم، تا براساس آن طرح بازآفرینی اجرایی شود. درواقع فعالیت‌ها در این زمینه ‏براساس اولویت‌بندی‌ها خواهد بود، تا به واسطه آنها در راستای هدف غایی گام برداشته شود.» ‏
رئیس سازمان زیباسازی شهر تهران وقتی صحبت از احیای سینما‌های لاله‌زار به میان می‌آید، متولی را وزارت ‏ارشاد و بخش خصوصی که اداره سینماها را به‌عهده دارند، می‌داند: «متولی سینما، وزارت ارشاد است و این‌که ‏اداره این بخش بیشتر با بخش خصوصی‌ است. اگرچه بی‌شک وزارت ارشاد و فعالیت بخش خصوصی در این ‏بخش در برنامه کلان در نظر گرفته شده است. در مورد این‌که چه اتفاقاتی قرار است در لاله‌زار بیفتد، کمی زود ‏است صحبت کنیم، اما قاعدتا من مسئول قول‌دادن نیستم قاعدتا یکی از برنامه‌ها در مورد لاله‌زار ساماندهی ‏آن است که ‌سال آینده انجام می‌شود.» ‏
لاله‌زار؛ نوستالژی یک شهر ‏
لاله‌زار، نوستالژی تهران قدیم است؛ نوستالژی‌ای که از آن چند سینما بدون سردر و عمارت‌هایی از دوره قاجار ‏مانند «خانه و باغ اتحادیه» یا «خانه امین‌السلطان» چیزی باقی نمانده و حالا آن‌چه بیش از همه به چشم ‏می‌خورد، مغازه‌های الکتریکی‌ است که کنار هم قطار شده‌ و صدای موتورهایی که خیابان را قرق کرده‌اند. ‏لاله‌زار از آن خیابان‌هایی است که در دوره‌های مختلف شهرداری از آن بسیار گفته و تصمیماتی برای آن ‏گرفته شده است؛ تصمیم برای احیای هویت تاریخی این خیابان. البته این‌بار هم دوباره به رسم گذشته از احیای ‏هویت فرهنگی و هنری این خیابان سخن گفته و جزییاتی از اجرای این طرح اعلام نمی‌شود. ‏
سیدحسن‌ خلیل‌آبادی، عضو شورای شهر درباره این تصمیم شهرداری به «شهروند» می‌گوید که شورای شهر ‏تهران هم دراین‌باره نظر مثبتی دارد: «یکی از برنامه‌های کمیسیون فرهنگی–اجتماعی شورای پنجم ‏احیای بافت‌ها و راسته‌های فرهنگی و قدیمی‌ است؛ راسته کتابفروشی‌ها، صنایع‌دستی و ... درواقع بخش‌هایی‌‏اند که جزو هویت شهر به شمار می‌روند و شهروندان نسبت به آنها تعلق‌خاطر دارند.» ‏
در دوره گذشته شهرداری تهران تصمیم داشت با احیای هویت تاریخی این خیابان، آن را به یک راسته ‏پیاده‌راه با هدف انتقال اصناف شاغل در این محدوده به جایی دیگر و رونق مشاغل فرهنگی و هنری این ‏محدوده را به یکی از پاتوق‌های تهرانی‌ها در قلب تاریخی تهران تبدیل کند، اما مقاومت ساکنان و کسبه باعث ‏شد اجرای این طرح با مشکلات زیادی روبه‌رو شود و مدیریت شهری از خیر انجام این کار گذشت. ‏
خلیل‌آبادی، عضو شورای شهر تهران لاله‌زار را خاستگاه هنر هفتم می‌داند: «لاله‌زار یکی از این خیابان‌هایی ‏است که خاستگاه هنر هفتم بوده و در راستای بعضی تصمیمات، تغییر کاربری داشته و به راسته الکتریکی‌ها ‏بدل شده، به همین‌منظور بسیاری از سالن‌های سینما بلااستفاده باقی مانده. این خیابان فرصت فرهنگی ‏است که متاسفانه مغفول مانده. ما در این خیابان کوچه اتحادیه و خانه دایی‌جان ناپلئون را داریم. لاله‌زار وجهه ‏نوستالژیک یک شهر است. بازآفرینی خیابانی همچون لاله‌زار کمک می‌کند شهروندان تعلق‌خاطر به شهر پیدا ‏کنند. نتیجه آن این است که در فرآیند مدیریت شهری مشارکت‌شان افزایش می‌یابد.»‏
در دوره جدید فعالیت شهرداری تهران، احیای دوباره لاله‌زار در دو بخش شمالی و جنوبی در دستور کار ‏شهرداری تهران قرار گرفته، با این تفاوت که در اجرای این طرح قرار نیست زندگی جاری این محور و کسب ‌و‌کار پررونق لوسترفروشی‌ها جمع شود؛ بلکه هم کسبه می‌مانند و هم امکانات شهری در این محدوده. خلیل‌‏آبادی بازآفرینی لاله‌زار را مستلزم کار تحقیقاتی و مطالعاتی می‌داند: «بازآفرینی لاله‌زار نیازمند کار مطالعاتی ‏است و نمی‌توان با پیشنهاد فی‌البداهه تصمیم گرفت. این خیابان از نظر فرهنگی منابع بالقوه‌ای دارد که می‌‏تواند با بازآفرینی هویت فرهنگی و هنری‌اش به گذشته خود دست بیابد. در این راستا باید طرحی در نظر ‏داشت مانند پهنه رودکی و نجات‌الهی که برای مسائل فرهنگی و صنایع‌دستی در نظر گرفته شده است، البته ‏این به معنای حذف مشاغل آن‌جا نیست و بعضی از مشاغل می‌توانند به کار خود ادامه بدهند.»‏
پیش از این شهردار منطقه 12 اعلام کرد بود با کمک کسبه و صنوف فعال، بهسازی خیابان لاله‌زار را از نوروز ‏سال آینده آغاز خواهند کرد. علی‌محمد سعادتی در گفت‌وگو با ایسنا دراین‌باره گفته بود: «پروژه بهسازی ‏خیابان لاله‌زار با پروژه‌هایی که تاکنون انجام داده‌ایم، متفاوت و مجزاست که نیازمند یک برنامه ‌میان‌مدت و بلندمدت ‏است و باید با شیب منطقی و جدی مسائل موجود در خیابان لاله‌زار را پیگیری کرد.» البته خلیل‌آبادی بر این ‏باور است که این مسأله حتما انجام خواهد شد: «ما معمولا طرح‌هایی از این دست را در برنامه‌ریزی‌های کلان ‏در نظر می‌گیریم. در برنامه سوم شهرداری این پهناها و راسته‌های فرهنگی در نظر گرفته شده‌اند، تا از اجرایی‌‏شدن آنها اطمینان داشته باشیم. تصمیماتی از این دست احساسی و زودگذر نیستند، بلکه تصمیم جمعی ‏اعضای شورای شهر و خواست شهروندان است. بی‌شک در این دوره، این طرح کلید خواهد خورد و بدون‌تردید ‏در دوره‌های بعد هم پیگیری خواهد شد، برای این‌که طرح بازآفرینی با مکانیزم خاصی در نظر گرفته شده است ‏تا اجرایی‌شدن را تجربه کند.» ‏
کارخانه ارج شاید بشود بازار الکتریکی‌ها ‏
‏«همه‌جای تهران درست شده، مانده لاله‌زار؟ خیلی‌ها مخالفند این کار شدنی نیست» این را «امیر» یکی از ‏مغازه‌دارهای الکتریکی می‌گوید و اخم‌هایش را در هم می‌کشد: «از این حرف‌ها زیاد گفته شده، این‌بار هم ‏مانند قبل. این راستا را الکتریکی‌ها گرفته‌اند، مگر می‌شود کاسبی این همه مغازه را خراب کرد؟» اما «رهام» ‏که ١٠سالی می‌شود مغازه الکتریکی دارد، با این کار موافق است: «من راضی‌ام چون اگر برای زیبایی خیابان ‏کاری شود، حتما کسبه‌ هم استقبال می‌کنند. بیشتر جابه‌جایی‌ها مربوط به انبارهاست، می‌خواهند انبارها را از ‏این‌جا ببرند تا وانت و موتوری کمتری در این خیابان تردد کنند، البته بیشتر انبارهای باقی‌مانده دم‌دستی‌اند.» ‏ «لاله‌زار خیابان خاکی‌ای بود که بهارها سرتاپایش را شقایق‌ها می‌پوشاندند و خیابان از شقایق‌ها سرخ می‌شد و ‏برای همین نامش شد؛ لاله‌زار.» از کاسبی «آقاجلال» در لاله‌زار ٤٨سالی می‌گذرد و هنوز قصه‌هایی که پدرش ‏از لاله‌زار برایش تعریف کرده را به‌خاطر دارد. مغازه‌ ساعت‌فروشی‌شان سر کوچه مهران لم داده. «در دوران ‏قاجار، ناصرالدین‌شاه وقتی از پاریس برمی‌گردد دلش می‌خواهد شانزالیزه‌ای هم در تهران داشته باشد برای ‏همین بیرون از تهران، لاله‌زار را می‌سازد. پدرم می‌گفت لاله‌زار پاتوق قدم‌زدن خانم‌ها و آقایان شیک‌پوش بوده ‏که بعدها سر پل تجریش می‌شود پاتوق آنها.» ‏ ساعت‌ها به ترتیب پشت شیشه چیده شده‌اند؛ مغازه‌ای بزرگ که با دست‌ودلبازی ساخته شده و دورتادور ‏ویترینی برای نمایش ساعت‌ها دارد. «قدیم‌ها هر چیزی اسم‌ورسمی داشت و به آن مشهور می‌شد مثلا قنادی ‏‏«فرد» را همه با صاحبش و سبیل‌های‌ تاب‌داده‌اش می‌شناختند. اما حالا این‌طور نیست. موتورها را ببینید ‏حتی راه عابران پیاده را هم گرفته‌اند. یکی از دلایلی که نامه شورای شهر را امضا کردم برای بازآفرینی لاله‌زار ‏جمع شدن همین موتوری‌ها بود. تراکم موتورها در حدی است که عبورومرور عابران پیاده را مختل کرده ‏است. پیاده‌راه شدن لاله‌زار به صلاح شهر و شهروندان است.» اما «آقا جلال» بر حسب شنیده‌ها و دیده‌هایش ‏می‌گوید الکتریکی‌ها مخالف پیاده‌راه شدن لاله‌زار هستند: «الکتریکی‌ها با پیاده‌راه شدن مخالف‌اند چون بارشان ‏با وانت می‌آید و با پیاده‌رو شدنش، کارشان مختل می‌شود، اما بقیه کسبه از این مسأله استقبال می‌کنند. یکی ‏از صحبت‌هایی که در مورد کسبه الکتریکی وجود دارد این است که الکتریکی‌ها بروند به محل کارخانه ارج که ‏تعطیل شده و آن‌جا بازار الکتریکی‌ها شود ولی هنوز مشخص نیست چه سرانجامی داشته باشد. چون باید رضایت ‏مغازه‌دارها را بگیرند و آن‌جا هم بازاری درست شود، البته کلیدپریز و لوستری‌ها می‌مانند.‏
این لاله‌زار؛ لاله‌زار قدیم نمی‌شود
‏«این اتفاق نمی‌افتد چون شهرداری سالانه از هر مغازه کی عوارض می‌گیرد.»«آقارضا» جزو کسبه ‏الکتریکی‌هاست و عضو اتحادیه. مردی خوش‌مشرب که روی صورتش تنها می‌شود خطوط خنده را دید.«دیر ‏آمدید از لاله‌زار چیزی نمانده. پیاده‌رو شدن لاله‌زار هم نمی‌توان اصالت قبل و جایگاهی که داشت را به آن ‏برگرداند. هر شهرداری که می‌آید از بازآفرینی لاله‌زار می‌گوید و همچنان این تصمیم ابتر مانده است.» مغازه‌ ‏‏«آقارضا» زیر سینما لاله جاخوش کرده؛ سینمایی که تنها یک نوشته طلایی «لاله» از آن باقی مانده ‏است؛«چندوقت پیش آمدند و نقشه‌ کشیدند و از کسبه امضا گرفتند برای پیاده‌راه‌سازی، اما شدنی نیست.» ‏‏«آقا رضا» همان‌طور که پشت دخل نشسته روی صندلی کمی جابه‌جا می‌شود و می‌گوید: «این لاله‌زار، لاله‌زار ‏قدیم نمی‌شود مگر می‌شود دوباره اساتید گذشته تئاتر را روی صحنه دید. همین سینما ایران که روزگاری ‏برای خودش بروبیایی داشت حالا سوت‌وکور آن‌جا افتاده.» از او در مورد سینماها که می‌پرسم سری تکان ‏می‌دهد و می‌گوید: «باید آن دوران را می‌دیدید تا متوجه آهی که ما قدیمی‌ها می‌کشیم را درک می‌کردید. دل ‏آدم می‌سوزد وقتی می‌بیند پایین سینما ایران شده فست‌فودی و آبمیوه‌فروشی یا بعضی‌هایشان همین سردر ‏را هم دیگر به خود نمی‌بینند.» «آقا رضا» هم مثل بسیاری از کسبه از صاحبان سینما و سرنوشت‌شان بی‌خبر ‏است: «بعضی‌ها می‌گویند مال یک خانومی بوده که الان آمریکاست. این مغازه‌دارهایی هم که می‌بینید با ‏واسطه از او اجاره می‌کنند و خبری از خود مالک ندارند.» ‏
مغازه رئیس هیأت‌امنای لاله‌زار سر کوچه برلن جا خوش کرده؛ مغازه‌ای پر از لوازم آرایشی بهداشتی و ‏چمدان‌هایی که جلوی مغازه صف کشیده‌اند تا از مشتری‌ها دل ببرند.«خیابان کسبه صنعتی است و نمی‌تواند ‏مانند سی‌تیر شود.» «علی آقا» سنگفرش شدن لاله‌زار را خیلی مهم نمی‌داند: «اگر بخواهد مثل گذشته شود، ‏عالی است اما الکتریکی‌ها این‌جا ساکن شده‌اند و اجازه نمی‌دهند. ما بارها جلسه گذاشتیم تا کمی به خیابان ‏سروسامان بدهیم و سر خیابان را ببندیم تا وانت‌ها وارد لاله‌زار نشوند، اما اتحادیه‌شان قبول نکرده است.» رئیس هیأت ‏امنای لاله‌زار تغییر لاله‌زار را نیازمند وجود نیروی قوی‌تری می‌داند: «اگر بخواهند این خیابان را دگرگون کنند ‏و شکل دیگری به خیابان بدهند باید قدرت بالاتری وجود داشته باشد. شهرداری برایش خیلی سخت است ‏چنین کاری را انجام بدهد.» «علی‌آقا» وقتی صحبت از گذشته می‌شود لحظه‌ای سکوت می‌کند و آهی ‏می‌کشد- حتما وقتی از قدیمی‌ها سوال کردید آنها هم آه کشیده‌اند- باید صف و بروبیای آن دوران را دیده ‏باشید تا مفهوم این آه را بفهمید؛ «بعد از گذشت سال‌ها هنوز خیلی‌ها کوچه مهران را به نام ‏آق‌سیدجوادیک‌کلام می‌شناسند. هنرپیشه تئاتر و سینما بود صبح‌ها مغازه‌دار بود و شب‌ها می‌رفت روی ‏صحنه. لباس زنانه و مردانه می‌پوشید و قیمت‌هایش از همه‌جای تهران ارزان‌تر و چانه‌زدن ممنوع ‏بود. برای همین به او می‌گفتند آق‌سیدجوادیک‌کلام. خیلی‌ها برای دیدن سیدجواد می‌آمدند لاله‌زار.» ‏‏«علی‌آقا» از بازآفرینی لاله‌زار استقبال می‌کند و پیشنهاداتی هم دارد: «می‌شود لاله‌زار را مثل گذشته آباد کرد. کوچه مهران و لاله‌زار و برلن جزو اصالت‌های تهران هستند. این‌جا دارد از بین ‏می‌رود، مانند خیلی از جاهای دیگر که دارند از بین می‌روند. ما می‌توانیم کافه و رستوران‌های سنتی داشته ‏باشیم. می‌توانیم آوازهای سنتی برگزار کنیم. حتی می‌شود ترن یا کالسکه داشت. صفایی به این خیابان ‏می‌دهند، هم برای دولت پولساز است هم برای کسبه.» رئیس هیأت‌امنای لاله‌زار به تابلو مغازه‌ها اشاره می‌کند: ‏‏« در گذشته بیشتر مغازه‌دارها جزو اقلیت‌های مذهبی ‏بودند و اسامی شیکی برای مغازه‌ها انتخاب می‌کردند. حتی می‌شود سردر مغازه‌ها را با همان سبک‌وسیاق ‏گذشته طراحی کرد.» ‏

داستان کوچه‌های لاله‌زار ‏
لاله‌زار چهار دوره داشته؛ دوره‌ای که به باغ‌هایش می‌شناختند، زمانی که شیک‌ترین محل تهران بود و پاتوق ‏خانم‌ها و آقایان شیک‌پوش و دوره‌ای که قشر متوسط برای دیدن فیلم و تئاتر به آن‌جا می‌‌رفتند و حال هم که ‏جولانگاه الکتریکی‌هاست. یکی از قدیمی‌ها که مویی سپید کرده و قدش خمیده شده بچه لاله‌زار است: «لاله‌زار ‏پر بود از باغ؛ باغ مهران و بقیه که پشت‌به‌پشت هم داده بودند و به مرور زمان این مغازه‌ها یکی یکی پیدا ‏شدند و این‌جا شد لاله‌زار. کوچه مهران که حالا می‌بینید تنها خاطره بجا مانده از باغ مهران است؛ باغی که تا ‏خیابان سعدی ادامه داشت. مهران که فوت کرد ورثه باغ را تقسیم کردند و فروختند.» «آقامحمد» صندلی ‏کوچکش را باز می‌کند، روی آن می‌نشیند، پیپ‌اش را روشن می‌کند و پکی به آن می‌زند: «قصه کوچه برلن ‏هم به سفارت آلمان برمی‌گردد. آن موقع کوچه برلین بود و باغی هم وسط آن بود که حالا شده بانک تجارت. ‏یادم نیست مال چه کسی بود به‌نظرم برای یکی از وزرا بود. لباس‌فروشی «پیرایش» و «جنرال‌مد» هم در ‏کوچه برلین بودند؛ دو لباس‌فروشی که لباس‌های مدروز می‌آوردند.» «آقامحمد» هیچ‌وقت ازدواج نکرده و با ‏خنده می‌گوید دست از سر این پیرپسر بردار: «با این سوالاتت منو بردی به گذشته‌ها» «آقامحمد» به کوچه ‏رفاهی اشاره می‌کند و می‌گوید: «کوچه رفاهی هم به لباس عروسی مهرش مشهور بود. خیاط دربار بود.» قصه کوچه اتحادیه را هم که شنیدی؟ ‏این را می‌پرسد و پکی دیگر به پیپش می‌زند: «خانه دایی‌جان ناپلئون برای آنها بود و همان کوچه‌ هم به اسم ‏آنها نامگذاری شد. می‌گویند آدم بزرگی بوده و این خانه استراحتگاهشان بوده. فکر می‌کنم می‌خواهند موزه‌اش ‏کنند.» عطر توتون پیپ‌‌اش فضا را پر کرده؛ عاشق بوی توتون پیپ‌ شدم و حالا همدم تنهایی‌هایم همین پیپ ‏است: «از کوچه مجمر هم چیزی باقی نمانده. نه از مریضخانه‌اش، در آن دوران هنرمندان سینما و تئاتر ‏می‌آمدند بین مردم با آنها گپ می‌زدند و بعد می‌رفتند روی صحنه. من هنرمندان قدیمی زیادی را همین‌جا ‏دیدم و با آنها گپ زده‌ام.» ‏

علی نصیریان: ‏وقت قدم زدن در لاله‌زار دلم می‌گیرد
علی نصیریان پیشکسوت تئاتر و سینمای ایران یکی از هنرمندانی است که از لاله‌زار قدیم، خاطره‌ها دارد. او ‏به «شهروند» می‌گوید: «دلم می‌گیرد وقتی در لاله‌زار قدم می‌زنم برای این‌که متاسف می‌شوم از این‌که ‏لاله‌زار آن لاله‌زار نیست.» این پیشکسوت در محضر استادانی همچون رفیع‌خجالتی، اسماعیل ‏مهتاش، آل‌آق و سیار، الفبای صحنه را مشق کرده است:
«وقتی به گذشته لاله‌زار فکر می‌کنم یاد دورانی ‏می‌افتم که در تئاتر نصر رفت‌وآمد داشتم. لاله‌زاری را که از آن دوران به‌خاطر دارم تئاتر شهرزاد و گیتی را به ‏خود می‌دید و سینمای ایران و ... باعث شلوغی آن می‌شد. آن دوران لاله‌زار به «پیرایش» جنرال‌مد معروف ‏بود.»
استاد نصیریان بر این باور است که لاله‌زار برای خودش شخصیت داشته و بهترین‌ خیاط‌ها، کراوات‌ و ‏پارچه‌فروشی‌ها را در خود جای داده بود؛«دیگر از آن لاله‌زار خبری نیست. خیابان پر شده از الکتریکی‌ها.»
شهروند
7247/
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند
نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.