در دوران مبارزه انقلابی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی بارها بر لزوم حفظ اماکن و اموال عمومی تأکید کردند. یکی از روایات مشهور، ماجرای دانشجویان معترض در دانشگاه فنی تبریز است که پنجرهای را شکسته و برخی وسایل عمومی را تصرف کرده بودند.
ماجرای دانشگاه تبریز
در سالهای مبارزه به خصوص زمانی که گروههای غیر مذهبی در دانشگاهها فعال بودند آسیب زدن به اموال دانشگاه رایج بود: «در سال های 53 و اوایل 54 چپیها (دانشجویان دارای گرایشات مارکسیستی) در اعتراضاتی که بوجود می آمد گاهی شیشههای ساختمانهای دانشگاه بویژه غذاخوری را میشکستند و خسارت وارد میکردند.
من به این کار معترض بودم و آن را شرعی نمیدانستم. در یکی از روزهایی که به قم رفته بودم به همراه پدرم به منزل آیت الله{امام} خمینی رفتیم و در آنجا من از آقای پسندیده برادر بزرگتر امام خمینی، حکم شکستن شیشه های ساختمانها در اعتراضات دانشجویی را پرسیدم. ایشان گفت آقا به این نوع کارها و ایجاد خسارت به اموال عمومی را جایز نمی دانند. بعد از ایشان پرسیدم که برخی دانشجویان اموال دانشگاه مثل قاشق و چنگال و بشقاب غذاخوری را به اتاق های خود می برند و از آنها استفاده شخصی میکنند. حکم آن چیست؟ ایشان گفت از آنجا که آقا، دولت را مالک میدانند این نوع کارها و خسارت زدن به اموال دانشگاه و دولت را که متعلق به عموم مردم است جایز نمی دانند.»[1]
توجه به اموال مردم
این نگاه یعنی ایشان بهصراحت اعلام کردند دولت طاغوت(شاه) نیز مالک اموال عمومی بوده و اگرچه آن را غاصبانه تصاحب کرده است، اما اموال آن اموال عمومی مردم و مسلمانان بوده و نباید تخریب شود.
یا در موردی دیگر در خاطرات آیتالله ملکوتی در مورد اهمیت توجه به این موضوع آمده: «خودم در جلوی راهپیمایی ها به راه می افتادم و افرادی را هم در میان جمعیت به عنوان انتظامات قرار داده بودیم تا مبادا تظاهرکنندگان کنترل خویش را از دست بدهند و به اموال عمومی، اماکن تجاری و دولتی خسارت وارد کنند. از این رو ما در سراب نگذاشتیم کوچک ترین خسارتی به اماکن دولتی و شخصی وارد شود.»[2]
توجه به اماکن دولتی و عمومی
این امر در نگاه یاران امام هم بدیهی و مشخص است، نمونه شاخص آن، اطلاعیهی «جامعه روحانیت مبارز» به امضای شهید مفتح است که در روزنامهی کیهان منتشر شد و به دستور امام خمینی (ره) صادر شده بود. در این اطلاعیه خطاب به مردم انقلابی آمده است: «ملت مسلمان و مبارز ایران… از همه شما درخواست میکنیم که اطاعت کامل خود را از دستور امام خمینی نشان دهید و جلو حمله به کلانتریها و پاسگاهها و مؤسسات دولتی و ملی و مأموران را بگیرید…»[3]
این فراخوان آشکارا نهی از حمله و تخریب اماکن دولتی و عمومی را در آستانه پیروزی انقلاب تبیین میکند. بنابراین امام و یارانش مردم را به خویشتنداری دعوت و از آنها میخواست حتی علیه حکومت ستمشاهی هم با توجه به موازین اسلامی عمل کنند.
تخریب اموال نشانه نفوذ
اما این مشی ایشان تا روز پیروزی انقلاب هم ادامه داشت ایشان در پیامشان به مردم در روز ۲۲ بهمن به این موضوع مهم اشاره کردند: «از شما میخواهم که اولًا مانع آشوب و هرج و مرج بشوید و نگذارید آشوبگران مغرض به عملیاتی از قبیل غارت، آتشسوزی، مجازات متهمان و از بین بردن آثار علمی و فنی و صنعتی و هنری و اتلاف اموال عمومی و خصوصی دست بزنند. دشمن برای خراب کردن چهره نهضت از طریق نفوذ دادن افراد مفسد و مغرض در میان توده مسلمان دست به چنین کارها میزند تا نهضت ما را ارتجاعی و وحشیانه قلمداد نماید.»[4]
تخریبگر مطرود انقلاب است
این سفارش در جایی رنگ و بوی تهدید به طرد از جامعه انقلابی میگیرد:«من اکیداً اعلام میکنم که هر کس دست به چنین عملیاتی بزند، از جامعه انقلابی ملت مطرود و در پیشگاه خداوند متعال مسئول است. ثانیاً توجه داشته باشید که هنوز انقلاب ما از نظر پیروزی بر دشمن به پایان نرسیده است. دشمن از انواع وسایل و دسایس بهرهمند است و توطئهها در کمین ماست. تنها هوشیاری و انضباط انقلابی و اطاعت از فرمانهای رهبری و دولت موقت اسلامی است که همه توطئهها را نقش بر آب میسازد. ثالثاً افرادی از دشمن که به عنوان اسیر در اختیار شما قرار میگیرند، هرگز مورد خشونت و آزار قرار ندهید. همچنان که سنت اسلامی است به اسیران محبت و مهربانی کنید؛ و البته دولت اسلامی بموقع آنها را محاکمه و عدالت را در مورد آنها اجرا خواهد کرد.»[5]
تکلیف شرعی و تعهد ملی
امام خمینی فردای این پیام و در روز ۲۳ام همچنان بر این موضوع تاکید میکنند و در یک پیام دیگر با تاکید بر قیود «تکلیف شرعی ـ الهی و تعهد ملی» به مردم توصیههای جدی میکنند: «باید از هر نوع خرابکاری و چپاول و آتش سوزی و ظلم احتراز شود؛ و بر عموم است که از اینگونه اعمال غیر اسلامی و غیر انسانی بشدت جلوگیری نمایند. آنان که دست به این اعمال وحشیانه می زنند خائن به مملکت و مخالف نهضت اسلامی هستند.» [6]
ایشان همچنین در خصوص نیروهای نظامی و انتظامی و اهمیت توجه به آنها تاکید می کنند: «اکنون که قوای انتظامی، از قبیل ارتش و ژاندارمری و شهربانی، به ملت پیوسته اند بر عموم ملت لازم است که به هیچ وجه تعرض به آنان نکنند و آنان را چون برادر نگهداری کنند. و بر علمای اعلام است که مردم را ارشاد کنند که از قوای انتظامی، که تحت لوای حکومت اسلامی آمده اند، حمایت نمایند.»[7]
[1] علایی، حسین(1402) پسر آشیخ محمود، خاطرات و تاریخ شفاهی دکتر حسین علائی، تهران: موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، ص ۱۱۳
[2] اباذری، عبدالرحیم (۱۳۸۵) خاطرات آیت الله مسلم ملکوتی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۰۴
[3] کیهان، ۲۷ دی ۱۳۵۷، ص ۲
[4] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹). صحیفه امام خمینی، ج۶، تهران: نشر عروج، ص۱۲۵
[5] همان
[6] صحیفه امام خمینی، ص ۱۲۸
[7] . همان