تعهدات جدید آنکارا در چارچوب پیمان دفاعی مکه و مشارکت ترکیه در ائتلاف دریایی به رهبری عربستان، این کشور را بیش از گذشته در معرض پیامدهای درگیری با حوثی‌های یمن قرار داده است؛ در حالی که آنکارا می‌کوشد با تقویت توان دفاعی ریاض، حفظ کانال‌های ارتباطی با حوثی‌ها و استفاده از روابط خود با ایران، از ورود مستقیم به جنگ اجتناب کند. هرگونه تشدید تنش در باب‌المندب می‌تواند هم‌زمان منافع تجاری، انرژی، نظامی و حضور راهبردی ترکیه در سومالی و شاخ آفریقا را تحت فشار قرار دهد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، پایگاه «میدل ایست آی» در گزارشی به بررسی پیامدهای پیمان دفاعی مکه برای ترکیه، احتمال کشیده‌شدن آنکارا به رویارویی با حوثی‌های یمن، اهمیت راهبردی باب‌المندب و دریای سرخ برای تجارت و حضور نظامی ترکیه در شاخ آفریقا، نقش سومالی در محاسبات امنیتی آنکارا، امکان حمایت دفاعی از عربستان بدون ورود مستقیم به جنگ و ظرفیت ترکیه برای میانجی‌گری میان ریاض، تهران و صنعا پرداخت و نوشت: ترکیه با توجه به تعهدات جدیدی که در چارچوب پیمان دفاعی مکه در قبال عربستان سعودی پذیرفته، ممکن است بیش از گذشته در معرض کشیده‌شدن به رویارویی با حوثی‌های یمن قرار گیرد؛ رویارویی‌ای که در صورت وقوع می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان یمن داشته باشد و مسیرهای تأمین نظامی، تجاری و انرژی ترکیه در دریای سرخ را مختل کند. این مسئله برای آنکارا اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا حضور نظامی و اقتصادی ترکیه در شاخ آفریقا، به‌ویژه در سومالی، تا حد زیادی به دسترسی امن دریایی از مسیر سوئز و دریای سرخ وابسته است.

ترکیه هنوز پیمان دفاعی مکه را تصویب نکرده و انتظار می‌رود این موضوع در ماه اکتبر در پارلمان بررسی شود. با این حال، ادامه حملات حوثی‌ها علیه عربستان و مشارکت اخیر آنکارا در ائتلاف چندملیتی دفاع دریایی به رهبری ریاض، احتمال قرار گرفتن ترکیه در موقعیتی را افزایش داده که نوعی مواجهه با حوثی‌ها را اجتناب‌ناپذیر کند.

با وجود این، ارزیابی کارشناسان منطقه‌ای این است که آنکارا تمایلی به درگیری مستقیم با حوثی‌ها ندارد. ترکیه به‌جای ورود مستقیم به جنگ، می‌تواند از روابط خود با عربستان و ایران برای کاهش تنش استفاده کند و هم‌زمان تجهیزات نظامی در اختیار ریاض قرار دهد تا توانایی این کشور برای دفاع در برابر موشک‌ها و پهپادهای شلیک‌شده از یمن افزایش یابد.

یک مقام ترک نیز تأکید کرده است که ریاض تاکنون به‌طور رسمی از آنکارا بر اساس پیمان مکه درخواست کمک نکرده است. این پیمان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان را در یک چارچوب دفاعی مشترک گرد هم آورده است.

با این حال، مسئله اصلی برای ترکیه تنها احتمال ورود به یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه هزینه‌هایی است که حتی تشدید محدود تنش در دریای سرخ می‌تواند برای جاه‌طلبی‌های نظامی، تجاری و انرژی آنکارا در آفریقا ایجاد کند. باب‌المندب دروازه ارتباطی ترکیه با شرق آفریقا و مسیر دسترسی آن به بازارهای چین و هند است. هرگونه محدودیت بر کشتیرانی ترکیه می‌تواند زمان حمل‌ونقل و هزینه تجارت را افزایش دهد.

اهمیت این موضوع در مورد سومالی بسیار بیشتر است. ترکیه طی سال‌های گذشته حضور گسترده‌ای در این کشور ایجاد کرده است؛ از سفارت و پایگاه آموزش نظامی در موگادیشو گرفته تا فعالیت‌های اکتشاف نفت در آب‌های سومالی و پروژه فضایی این کشور. بخش مهمی از تجهیزات و نیازهای این فعالیت‌ها از ترکیه و از طریق مسیر سوئز ـ دریای سرخ تأمین می‌شود.

ابوذر دمیرجی، پژوهشگر آزمایشگاه Secure Futures در دانشگاه تورنتو اسکاربرو، می‌گوید نیروهای انسانی و محموله‌های اضطراری را می‌توان از طریق هوایی منتقل کرد، اما تجهیزات سنگین و جابه‌جایی‌های دریایی ناگزیر از مسیر باب‌المندب عبور می‌کنند. به گفته او، اگر محدودیت‌هایی بر کشتیرانی ترکیه اعمال شود، آنچه بیش از همه آسیب خواهد دید «خط مستقیم میان آنکارا و موگادیشو» است؛ آن هم در شرایطی که تهدید دزدی دریایی در نزدیکی سواحل سومالی بار دیگر در حال افزایش است.

 البته اختلال در باب‌المندب به معنای فروپاشی حضور ترکیه در منطقه نخواهد بود. نفوذ آنکارا در سومالی و دیگر کشورهای آفریقایی تنها به خطوط دریایی وابسته نیست و بر مجموعه‌ای از نهادها، توافق‌های سیاسی، حضور نظامی و روابط اقتصادی استوار شده است. ترکیه می‌تواند بخشی از فعالیت‌های خود را با استفاده از حمل‌ونقل هوایی ادامه دهد، اما چنین جایگزینی هزینه بسیار بیشتری خواهد داشت.

ترکیه هم‌اکنون نیز حضور دریایی قابل توجهی در این منطقه دارد. ناوهای این کشور از یک کشتی اکتشاف انرژی در سواحل سومالی حفاظت می‌کنند و آنکارا به‌طور جداگانه در مأموریت ضد دزدی دریایی تحت حمایت سازمان ملل در خلیج عدن نیز مشارکت دارد. بنابراین، امنیت دریای سرخ و باب‌المندب برای ترکیه صرفاً مسئله‌ای تجاری نیست و مستقیماً با استمرار حضور راهبردی آن در شاخ آفریقا ارتباط دارد.

 

چرا آنکارا از رویارویی مستقیم پرهیز می‌کند؟

از نگاه آنکارا، ورود مستقیم به جنگ با حوثی‌ها می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از دریای سرخ داشته باشد. بتول دوغان آکاش، استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه آنکارا، معتقد است ترکیه هنوز حوثی‌ها را در فهرست سازمان‌های تروریستی خود قرار نداده است؛ موضوعی که همچنان امکان برقراری کانال‌های ارتباطی با این گروه را باز می‌گذارد.

ترکیه همچنین از یک مزیت دیپلماتیک دیگر برخوردار است: جامعه یمنی قابل توجهی که در استانبول و دیگر شهرهای این کشور زندگی می‌کنند و بخشی از آنها دارای پیوندهای عمیق قبیله‌ای در یمن هستند. چنین ارتباطاتی می‌تواند برای آنکارا سرمایه سیاسی ایجاد کند و امکان ایفای نقش فعال‌تر در تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ یمن را فراهم آورد.

دوغان آکاش معتقد است اعضای پیمان مکه احتمالاً تمایل ندارند نخستین اقدام این ائتلاف علیه یک گروه مسلمان دیگر باشد. از این منظر، برای ترکیه ورود به یک جنگ مستقیم با حوثی‌ها نه‌تنها از نظر امنیتی پرهزینه است، بلکه با تصویری که آنکارا از نقش خود در میان بازیگران منطقه‌ای ترسیم کرده نیز سازگار نیست.

محمدحسین مرجان، پژوهشگر و عضو ارشد اندیشکده ستا در آنکارا، نیز بر دامنه گسترده‌تر پیامدهای چنین درگیری‌ای تأکید دارد. او به حمله اخیر شبه‌نظامیان عراقی نزدیک به ایران به خط لوله شرق ـ غرب عربستان که نفت را به بندر ینبع منتقل می‌کند، اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که رویارویی ترکیه با حوثی‌ها می‌تواند روابط آنکارا با بغداد را نیز تحت فشار قرار دهد.

این مسئله برای ترکیه اهمیت مضاعف دارد، زیرا آنکارا اخیراً در تلاش برای متقاعد کردن حزب کارگران کردستان (PKK) و گروه‌های وابسته به آن برای انحلال ساختارهای مسلحانه و ادغام در ساختارهای سیاسی و اداری محلی، پیشرفت‌هایی داشته است. بغداد در این روند نقش مهمی ایفا می‌کند. در چنین شرایطی، تشدید تنش میان ترکیه و گروه‌های نزدیک به ایران می‌تواند فضای این مذاکرات را پیچیده‌تر کند.

از سوی دیگر، شبه‌نظامیان عراقی خواهان خروج کامل نیروهای ترکیه از شمال عراق شده‌اند و این موضوع را در مذاکرات مربوط به خلع سلاح و ادغام خود در نیروهای مسلح عراق مطرح کرده‌اند. بنابراین، یک درگیری جدید در دریای سرخ می‌تواند برای آنکارا زنجیره‌ای از فشارهای امنیتی و سیاسی را در عراق نیز ایجاد کند.

 

کمک دفاعی بدون ورود به جنگ

با وجود تمام این ملاحظات، پرهیز ترکیه از مداخله مستقیم لزوماً به معنای کنار کشیدن آنکارا از تعهدات دفاعی خود در قبال عربستان نیست. کارشناسان معتقدند ترکیه می‌تواند به ریاض تجهیزات نظامی، سامانه‌های پدافند هوایی و پهپاد ارائه دهد، بدون آنکه مستقیماً وارد خاک یمن شود.

نشانه‌هایی نیز وجود دارد که آنکارا در حال آماده‌سازی چنین حمایتی است. مقام‌های منطقه‌ای آگاه از مذاکرات به رسانه‌ها گفته‌اند که ترکیه در حال بررسی و آماده‌سازی کمک‌های دفاعی به عربستان است، اما در عین حال قصد دارد از مداخله مستقیم در داخل یمن اجتناب کند.

بر اساس این گزارش‌ها، این کمک‌ها ممکن است شامل استقرار هواپیما، اپراتورها و نیروهای فنی ترکیه باشد و احتمال دارد پس از تصویب پیمان دفاعی مکه در ماه اکتبر آغاز شود. پارلمان ترکیه اکنون در تعطیلات است و انتظار نمی‌رود پیش از آن زمان درباره تصویب پیمان تصمیم‌گیری کند.

یک مقام منطقه‌ای گفته است که مذاکرات و آماده‌سازی‌ها ادامه دارد و سامانه دفاعی موردنظر برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی از خاک یمن ایجاد خواهد شد.

ترکیه پیش از این نیز وارد ساختار دفاعی عربستان شده و طی سال‌های اخیر چندین توافق برای تأمین پهپاد و مهمات با ریاض امضا کرده است. بنابراین، تقویت توان دفاعی عربستان بدون اعزام نیرو برای انجام عملیات تهاجمی در یمن، می‌تواند به آنکارا اجازه دهد میان تعهدات دفاعی خود و ضرورت اجتناب از یک جنگ مستقیم تعادل برقرار کند.

در همین حال، دمیرجی احتمال بسته‌شدن کامل باب‌المندب را پایین‌تر از سناریوی کنترل گزینشی این آبراه می‌داند. در چنین وضعیتی، حوثی‌ها می‌توانند فشار خود را بر کشتی‌های مرتبط با عربستان افزایش دهند، در حالی که به دیگر کشتی‌ها اجازه عبور تحت شرایط تعیین‌شده خود را بدهند.

چنین وضعیتی برای ترکیه هزینه‌زا و مختل‌کننده خواهد بود، اما الزاماً غیرقابل مدیریت نیست. مسئله اصلی برای آنکارا این است که تعهداتش در منطقه به اندازه‌ای گسترده شده که هرگونه بی‌ثباتی در مسیرهای دریایی می‌تواند مستقیماً بر پروژه‌های نظامی و اقتصادی آن تأثیر بگذارد.

 

ترکیه؛ میان ریاض، تهران و صنعا

یاسمین الاریانی، مدیر اجرایی بخش تولید دانش در اندیشکده «مرکز مطالعات صنعا»، معتقد است بحران کنونی می‌تواند برای ترکیه فرصتی نیز ایجاد کند تا به‌عنوان یک میانجی ثانویه وارد میدان شود.

آنکارا طی سال‌های اخیر روابط خود با عربستان را به شکل محسوسی تقویت کرده، اما هم‌زمان کوشیده است توازن ظریفی در روابط خود با تهران حفظ کند. همین موقعیت به ترکیه امکان می‌دهد پیام‌ها را میان طرف‌های مختلف منتقل کند، از کاهش تنش حمایت کند و آثار بحران را محدود سازد.

از این منظر، منافع ترکیه تنها در جلوگیری از حمله به خاک عربستان خلاصه نمی‌شود. آنکارا باید از مسیرهای دریایی‌ای محافظت کند که برای حضور فزاینده‌اش در شاخ آفریقا حیاتی هستند و در عین حال روابط خود با ایران، عراق، عربستان و بازیگران یمنی را مدیریت کند.

برای حوثی‌ها نیز رویارویی مستقیم با ترکیه لزوماً مطلوب نیست. آنکارا از یک‌سو با ریاض توافق دفاعی دارد، از سوی دیگر با موگادیشو توافق دفاعی امضا کرده و همچنین یکی از اعضای بنیان‌گذار ائتلاف دریایی منطقه‌ای است. به همین دلیل، ترکیه در موقعیتی قرار گرفته که یک درگیری با آن می‌تواند دامنه بحران را از یمن و عربستان به شبکه گسترده‌تری از منافع منطقه‌ای بکشاند.

در چنین شرایطی، مسیر محتمل برای آنکارا نه انتخاب میان «دفاع از عربستان» و «مقابله با حوثی‌ها»، بلکه تلاش برای جدا کردن این دو مسأله از یکدیگر است: تقویت ظرفیت دفاعی عربستان در برابر حملات، بدون ورود مستقیم به جنگ یمن؛ حفظ کانال‌های ارتباطی با حوثی‌ها؛ استفاده از رابطه با ایران برای کاهش تنش؛ و هم‌زمان حفاظت از خطوط تأمین دریایی ترکیه در دریای سرخ.

اگر این موازنه از بین برود، هزینه آن برای ترکیه تنها به یک عملیات نظامی محدود نخواهد شد. اختلال در باب‌المندب می‌تواند هزینه تجارت و انتقال تجهیزات را افزایش دهد، چرخش دریایی ترکیه در شاخ آفریقا را دشوارتر کند و پروژه‌های انرژی و نظامی آن در سومالی را تحت فشار قرار دهد.

بنابراین، مسئله اصلی برای آنکارا این نیست که آیا توانایی نظامی حمایت از عربستان را دارد یا خیر؛ بلکه این است که چگونه می‌تواند این حمایت را بدون تبدیل شدن به یکی از طرف‌های مستقیم جنگ یمن انجام دهد. برای ترکیه‌ای که دامنه حضور خود را از خاورمیانه به شاخ آفریقا گسترش داده، امنیت دریای سرخ دیگر یک موضوع حاشیه‌ای نیست؛ بخشی از زیرساخت راهبردی سیاست منطقه‌ای آن است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.