«ژئوپلیتیکال مانیتور» در گزارشی تحلیلی نوشت اختلال هم‌زمان در تنگه هرمز و باب‌المندب می‌تواند نزدیک به یک‌سوم تجارت دریایی نفت جهان و یکی از مهم‌ترین کریدورهای تجاری آسیا و اروپا را تحت تأثیر قرار دهد؛ وضعیتی که گزینه‌های آمریکا در برابر ایران را میان ادامه جنگ فرسایشی، تشدید نظامی یا حرکت به‌سوی توافق محدود کرده و در عین حال، فشار حوثی‌ها در دریای سرخ را به یک اهرم مکمل در معادلات تهران و واشنگتن تبدیل کرده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، وبگاه «ژئوپلیتیکال مانیتور» در گزارشی تحلیلی به بررسی اهمیت راهبردی تنگه‌های هرمز و باب‌المندب، تأثیر اختلال هم‌زمان در این دو گلوگاه بر بازار جهانی انرژی و تجارت، و گزینه‌های پیش‌روی واشنگتن در مواجهه با ایران پرداخت و نوشت: در منازعات قرن بیست‌ویکم، مختل کردن زیرساخت‌های حیاتی لجستیکی، اغلب از نظر راهبردی مؤثرتر از اجرای یک تهاجم نظامی متعارف است. اقتصادهای مدرن به جریان بی‌وقفه تجارت و انرژی وابسته‌اند و همین وابستگی، گلوگاه‌های دریایی را به اهدافی بسیار جذاب در جنگ‌های ترکیبی تبدیل کرده است.

تحولات رخ‌داده در تنگه هرمز و پیرامون آن نشان داده‌اند که اختلال در کشتیرانی تا چه اندازه می‌تواند به‌سرعت بر بازارهای جهانی انرژی اثر بگذارد. ایران تنها با یک تصمیم سیاسی، یکی از جدی‌ترین اختلالات سال‌های اخیر در بازار جهانی انرژی را ایجاد کرد.

 

جنگ ترکیبی از طریق قدرت نیابتی

بازارهای جهانی انرژی اکنون با چالشی مشابه روبه‌رو هستند، اما این بار نه از مسیر اقدام مستقیم ایران، بلکه از طریق نیروهای نیابتی تهران. در ۲۰ ژوئیه، حوثی‌های یمن که مورد حمایت ایران هستند، در واکنش به حمله ۱۳ ژوئیه به فرودگاه بین‌المللی صنعا، از اعمال محاصره دریایی علیه عربستان سعودی خبر دادند.

«یحیی سریع»، سخنگوی نظامی حوثی‌ها، این محاصره را اقدامی تلافی‌جویانه در برابر آنچه او «محاصره دوازده‌ساله بنادر و فرودگاه‌های مناطق شمال‌غربی یمن تحت کنترل حوثی‌ها از سوی عربستان سعودی» توصیف کرد، معرفی کرد. در همین حال، «نصرالدین عامر»، معاون دفتر رسانه‌ای حوثی‌ها، در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که این جنبش قصد دارد مانع عبور «کشتی‌های متخاصم سعودی» از این آبراه راهبردی شود.

این حملات مستقیماً مسیری دریایی را تهدید می‌کنند که از زمانی که تنگه هرمز به مسیری غیرقابل‌اتکا تبدیل شده، اهمیت آن به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. تنگه باب‌المندب که دریای سرخ را، در میان یمن، جیبوتی و اریتره، به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند، اکنون به مسیر اصلی صادرات نفت خام عربستان سعودی تبدیل شده است.

از زمان تشدید درگیری آمریکا و ایران در فوریه سال گذشته، عربستان سعودی به‌تدریج میلیون‌ها بشکه نفت در روز را به پایانه صادراتی خود در دریای سرخ منتقل کرده است؛ چراکه تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز مختل شده بود. ریاض همچنین استفاده از خط لوله شرق-غرب را تا ظرفیت کامل آن، یعنی حدود ۷ میلیون بشکه در روز، افزایش داده است. این خط لوله، نفت خام را از میادین نفتی شرق عربستان از مسیر زمینی به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند و به این ترتیب تنگه هرمز را دور می‌زند.

بر اساس برخی گزارش‌ها، از ماه آوریل روزانه بیش از ۴.۵ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های پالایشی از ینبع جابه‌جا شده و حدود ۷۰ درصد این حجم راهی خریداران آسیایی بوده است.

با این حال، دور زدن تنگه هرمز تنها بخشی از مشکل را حل می‌کند. اگرچه نفت عربستان می‌تواند از طریق خط لوله شرق-غرب به دریای سرخ برسد، اما برای دسترسی به بازارهای آسیایی همچنان باید از تنگه باب‌المندب عبور کند. در جنوب نیز هیچ مسیر دریایی جایگزین و قابل‌اتکایی وجود ندارد.

در نتیجه، هرگونه اختلال در باب‌المندب می‌تواند عملاً صادرات عربستان را برای بار دوم مسدود کند و شوک عرضه‌ای را که پیش‌تر بر اثر کاهش دسترسی به تنگه هرمز ایجاد شده بود، تشدید کند.

 

سرایت بحران از باب‌المندب به زنجیره جهانی انرژی

پیامدهای این وضعیت بسیار فراتر از خود این گلوگاه دریایی است. کاهش تردد از باب‌المندب، خطر اختلال بیشتر در کشتیرانی از طریق کانال سوئز و خط لوله سوئز-مدیترانه موسوم به «سومد» را افزایش می‌دهد.

در جریان اختلالات پیشین در دریای سرخ، مجموع جریان نفت از این مسیرها از حدود ۸.۸ میلیون بشکه در روز به ۴.۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ موضوعی که نشان می‌دهد بی‌ثباتی در یک گلوگاه دریایی واحد چگونه می‌تواند به‌سرعت در سراسر زنجیره تأمین انرژی جهان گسترش یابد.

داده‌های رهگیری شرکت تحلیلی «کپلر» نیز نشان می‌دهد که این اثر زنجیره‌ای در دور کنونی تنش‌ها تا چه اندازه پیش رفته است.

در ۲۶ ژوئیه، تنها ۱۱ کشتی باری از باب‌المندب عبور کردند؛ رقمی که پایین‌ترین میزان در چند ماه گذشته بود. این تنگه به‌طور کامل بسته نشده و برخی نفتکش‌ها همچنان ریسک عبور از آن را می‌پذیرند، اما سهم رو‌به‌افزایشی از تردد دریایی، به‌جای عبور از این مسیر، به سمت شمال و سپس دور زدن قاره آفریقا منحرف شده است.

 

اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه باب‌المندب

باب‌المندب، به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان، دروازه‌ای راهبردی برای اتصال تولیدکنندگان آسیایی به بازارهای اروپا و آمریکای شمالی به شمار می‌رود. این تنگه به‌ویژه برای تأمین انرژی جهانی اهمیت زیادی دارد، زیرا مسیر اصلی انتقال نفت خام و گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) از خلیج فارس، از طریق دریای سرخ، به سمت کانال سوئز و خط لوله سومد محسوب می‌شود.

بر اساس اعلام اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست سال ۲۰۲۳، محموله‌های نفتی عبوری از گلوگاه‌های دریای سرخ، از جمله باب‌المندب، حدود ۱۲ درصد از کل نفت تجارت‌شده از طریق دریا و حدود ۸ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع‌شده را به خود اختصاص داده بودند.

 

باب‌المندب؛ گلوگاهی فراتر از انرژی

در سال ۲۰۲۳، روزانه حدود ۹.۳ میلیون بشکه نفت از تنگه باب‌المندب عبور می‌کرد. با این حال، پس از تشدید حملات حوثی‌ها در سال ۲۰۲۴، این حجم به حدود ۴.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ کاهشی که به‌روشنی آسیب‌پذیری این مسیر در برابر بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیکی را نشان می‌دهد.

برخلاف تنگه هرمز که اهمیت راهبردی آن عمدتاً از نقش آن به‌عنوان یک کریدور انرژی ناشی می‌شود، باب‌المندب هم‌زمان یک گلوگاه انرژی و یک گلوگاه تجارت جهانی است.

افزون بر نفت و گاز طبیعی مایع‌شده، حدود ۱۰ درصد از تجارت دریایی جهان نیز از این مسیر عبور می‌کند؛ تجارتی که شامل محموله‌های کانتینری، کالاهای تولیدی، محصولات غذایی و قطعات صنعتی در حال جابه‌جایی میان آسیا و اروپا است.

در نتیجه، اختلال در باب‌المندب پیامدهایی بسیار فراتر از بازارهای انرژی دارد و می‌تواند هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی را افزایش دهد، زنجیره‌های تأمین را با تأخیر مواجه کند، عملیات بنادر را مختل سازد و فشارهای تورمی را در سراسر اقتصاد جهانی تشدید کند.

 

سرایت اختلال منطقه‌ای به بازار جهانی نفت

ریسک‌های جهانی همچنین به دلیل ماهیت یکپارچه بازار بین‌المللی نفت تشدید می‌شوند. نفت در یک بازار جهانی واحد معامله می‌شود؛ بازاری که در آن هر تولیدکننده محصول خود را وارد یک مجموعه مشترک عرضه می‌کند و هر مصرف‌کننده نیز از همان بازار مشترک خرید انجام می‌دهد.

در شرایطی که تولید و مصرف جهانی نفت، هر یک، به‌طور متوسط حدود ۱۰۰ میلیون بشکه در روز است و عملاً ظرفیت مازاد چندانی وجود ندارد، حتی یک اختلال منطقه‌ای در عرضه نیز می‌تواند به‌سرعت بر قیمت‌ها در سراسر جهان اثر بگذارد.

از این رو، کاهش عرضه در یک گلوگاه راهبردی، صرفاً منطقه پیرامونی آن را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه توازن جهانی میان عرضه و تقاضا را تغییر می‌دهد. همین مسئله توضیح می‌دهد که چرا اختلال در مسیرهای دریایی مانند تنگه هرمز یا باب‌المندب، بلافاصله برای کشورهایی که از خاورمیانه فاصله زیادی دارند نیز پیامدهایی ایجاد می‌کند؛ از افزایش قیمت سوخت و بالا رفتن هزینه‌های حمل‌ونقل گرفته تا گسترش نااطمینانی اقتصادی.

 

سناریوی اختلال هم‌زمان در هرمز و باب‌المندب

ابعاد اختلال احتمالی زمانی حتی بزرگ‌تر می‌شود که این دو گلوگاه به‌صورت هم‌زمان در نظر گرفته شوند. حدود ۲۰ درصد از نفت خام تجارت‌شده از طریق دریا در جهان به‌طور معمول از تنگه هرمز عبور می‌کند، در حالی که باب‌المندب نیز حدود ۱۰ درصد دیگر از تجارت دریایی نفت جهان را، همراه با حدود یک‌دهم تجارت کالایی جهانی، از خود عبور می‌دهد.

اگر هر دو آبراه به‌طور هم‌زمان دچار اختلال شوند، نزدیک به یک‌سوم تجارت دریایی نفت جهان مسدود خواهد شد و هم‌زمان، یکی از مهم‌ترین کریدورهای تجاری میان آسیا و اروپا نیز با محدودیتی شدید مواجه خواهد شد.

چنین سناریویی نه‌تنها یک شوک انرژی ایجاد خواهد کرد، بلکه می‌تواند به بحرانی گسترده‌تر در حوزه تجارت و لجستیک منجر شود؛ بحرانی که آثار زنجیره‌ای آن بر زنجیره‌های تأمین جهانی، هزینه‌های حمل‌ونقل، تورم و ثبات اقتصادی نمایان خواهد شد.

 

باب‌المندب در چارچوب راهبرد آمریکا در قبال تنگه هرمز

نقش باب‌المندب ارتباط نزدیکی با محاسبات واشنگتن درباره تنگه هرمز دارد، زیرا این دو گلوگاه اکنون دیگر دو چالش امنیتی جداگانه محسوب نمی‌شوند، بلکه به بخشی از یک معادله راهبردی واحد تبدیل شده‌اند. بنابراین، هر تصمیمی که ایالات متحده درباره تنگه هرمز اتخاذ کند، به احتمال زیاد بر تحولات دریای سرخ نیز اثر خواهد گذاشت.

 

سه گزینه پیش‌روی واشنگتن

  1. گزینه نخست، ادامه جنگ فرسایشی کنونی است. در این سناریو، آمریکا محاصره بنادر ایران را حفظ می‌کند و فشار اقتصادی از طریق تحریم‌ها را ادامه می‌دهد. این راهبرد اگرچه از خطرات ناشی از یک تشدید بزرگ نظامی پرهیز می‌کند، اما در عین حال نااطمینانی در بازارهای جهانی انرژی را طولانی‌تر می‌سازد؛ آن هم در شرایطی که ذخایر راهبردی نفت همچنان رو به کاهش هستند.

  2. گزینه دوم، تشدید نظامی است. با این حال، حتی یک کارزار گسترده‌تر نیز چشم‌انداز محدودی برای دستیابی به یک نتیجه قاطع خواهد داشت. برآورد می‌شود اجرای یک عملیات زمینی وسیع در امتداد سواحل خلیج فارس ایران به حدود ۱۰۰ هزار نیروی نظامی نیاز داشته باشد؛ رقمی که تقریباً دو برابر سطح فعلی استقرار نیروهای آمریکا در منطقه است. در همین حال، ایالات متحده در جریان دفاع در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران، بخش قابل‌توجهی از ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت خود را مصرف کرده است. مهم‌تر از آن، گسترش درگیری به احتمال زیاد حوثی‌ها را به تشدید عملیات خود در دریای سرخ ترغیب خواهد کرد؛ مسئله‌ای که فشار بر باب‌المندب را افزایش داده و عبور و مرور تجاری از این تنگه را بیش از پیش کاهش خواهد داد.

  3. گزینه سوم، دستیابی به یک توافق از طریق مذاکره است. گزارش‌ها حاکی از آن است که گفت‌وگوهای تسهیل‌شده از سوی عمان، ترتیبی را مدنظر دارند که بر اساس آن، کشتیرانی در مسیر جنوب آزادانه انجام شود، اما تردد کشتی‌ها در مسیر شمال به مجوز تهران و پرداخت هزینه بابت خدماتی مانند امنیت دریایی یا نظارت‌های زیست‌محیطی نیاز داشته باشد. چنین توافقی در کوتاه‌مدت، واقع‌بینانه‌ترین مسیر برای بازگرداندن رفت‌وآمد دریایی از تنگه هرمز به نظر می‌رسد.

 

هرمز لزوماً به معنای آرامش در باب‌المندب نیست

با این حال، حتی اگر مذاکرات درباره تنگه هرمز به نتیجه برسد، ثبات در باب‌المندب تضمین‌شده نخواهد بود. جبهه دریای سرخ از پویایی‌های سیاسی و نظامی خاص خود پیروی می‌کند و هرگونه کاهش پایدار تنش در این منطقه، به یک تفاهم موازی میان عربستان سعودی و حوثی‌ها نیز نیاز خواهد داشت.

برای ایران، حفظ فشار حوثی‌ها در دریای سرخ یک اهرم اضافی در جریان مذاکرات فراهم می‌کند و تضمین می‌کند که پیشرفت در پرونده هرمز به‌تنهایی، توان تهران برای اثرگذاری بر جریان‌های انرژی منطقه‌ای را از بین نبرد.

از این منظر، باب‌المندب کمتر به‌عنوان یک جبهه مستقل درگیری عمل می‌کند و بیشتر نقش یک ذخیره راهبردی از فشار اجباری را ایفا می‌کند؛ ابزاری که به ایران و متحدانش اجازه می‌دهد حتی در صورت دستیابی به توافقی درباره تنگه هرمز، همچنان بخشی از قدرت چانه‌زنی خود را حفظ کنند.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.