امضای «توافقنامه دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، از شکلگیری یک چارچوب تازه امنیتی در منطقه حکایت دارد؛ ائتلافی که حامیانش آن را پاسخی به جنگهای جاری، خلأهای راهبردی و فرسایش نظم منطقهای میدانند. ترکی الفیصل معتقد است عربستان در این معادله صرفاً تأمینکننده مالی یا بازیگری در جستوجوی تضمین امنیتی نیست، بلکه به پشتوانه موقعیت جغرافیایی، نفوذ مذهبی، قدرت انرژی، ظرفیت اقتصادی، شبکه دیپلماتیک و توان نظامی خود، یکی از ارکان اصلی بازسازی توازن راهبردی در خاورمیانه به شمار میرود.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، شاهزاده ترکی الفیصل، مدیرکل پیشین سازمان اطلاعات عربستان سعودی در یادداشتی به بررسی ابعاد راهبردی «توافقنامه دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، نقش این ائتلاف در بازسازی موازنه قدرت منطقهای و جایگاه ژئواستراتژیک عربستان در نظم در حال تغییر خاورمیانه پرداخت و نوشت: امضای «توافقنامه دفاع مشترک مکه» از سوی عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، توجه قابلتوجهی را در سطح بینالمللی به خود جلب کرده و دیدگاههای متفاوتی درباره اهمیت و پیامدهای راهبردی آن برای کشورهای عضو این ائتلاف شکل داده است.

بسیاری از مفسران درباره کارآمدی این توافقنامه یا امکان اجرای عملی آن تردید کردهاند و آن را بهگونهای به تصویر کشیدهاند که گویی مشخصاً برای مقابله با جاهطلبیها و برنامههای راهبردی برخی کشورها طراحی شده است؛ از این رو، به باور آنان، باید پیش از آنکه بتواند بهطور کامل مؤثر واقع شود، تضعیف و ناکارآمد شود. برخی دیگر نیز تلاش کردهاند این توافقنامه را دارای ماهیتی فرقهای معرفی کنند.
چنین برداشتهایی یک نکته اساسی را نادیده میگیرند: این توافقنامه از نظر هدف و ماهیت، دفاعی است. ارزش آن بهعنوان یک سازوکار امنیت جمعی، بهطور منطقی نباید مورد تردید قرار گیرد؛ مگر از سوی کسانی که نسبت به این کشورهای غیرفرقهای نیت خصمانه دارند یا ممکن است در آینده به هدف قرار دادن آنها بیندیشند.
تشکیل ائتلافها برای مقابله با تهدیدهای فوری امنیتی و نظامی و همچنین تهدیدهای قابل پیشبینی در آینده، حقی مشروع برای دولتها بر اساس حقوق بینالملل و رویهای تثبیتشده در سراسر تاریخ دیپلماسی بینالمللی است. چنین ائتلافهایی میان دولتهای مسئولی شکل میگیرند که ارزیابی راهبردی مشترکی از ماهیت و دامنه تهدیدها علیه امنیت ملی و ثبات خود و همچنین امنیت و ثبات محیط ژئواستراتژیک گستردهتر پیرامونشان دارند.
کشورهای متحد در چارچوب توافقنامه مکه، با توجه به جنگهایی که منطقه را فراگرفتهاند، خلأ راهبردی پیشبینیشدهای که این درگیریها احتمالاً پس از خود برجای خواهند گذاشت، عدم توازن قدرت ناشی از آن و فرسایش نظم منطقهای حاکم طی دهههای اخیر، در این ارزیابی اشتراک نظر دارند.
این نظم طی سالهای گذشته، از حمایت بینالمللی برای حفاظت از منطقهای برخوردار بوده است که امنیت و ثبات آن از منظر جهانی و راهبردی اهمیت اساسی دارد؛ نهتنها به دلیل اهمیت ژئواکونومیک و ژئوفایننشال آن، بلکه همچنین به سبب موقعیت مرکزی و اهمیت پایدار تاریخی و سیاسی این منطقه.
هر سه کشور از اهمیت ژئواستراتژیک قابلتوجهی برخوردارند و توانمندیهای هر یک بهگونهای مکمل دیگری است که میتواند به بازگرداندن توازن راهبردی منطقه و پر کردن هرگونه خلأ راهبردی ناشی از درگیریهای منطقه کمک کند. این سه کشور از طریق ائتلاف خود، این ظرفیت را دارند که به یک بازیگر عمده راهبردی تبدیل شوند؛ بازیگری که قادر باشد با تهدیدهایی که علیه خود آنها یا منطقه گستردهتر مطرح میشود، مقابله کند. افزون بر این، این ائتلاف بالقوه میتواند گسترش یابد و کشورهای دیگری را نیز که اهداف راهبردی مشابهی دارند، دربر گیرد.
برخی تفسیرها که ابعاد راهبردی این توافقنامه را بهطور کامل درک نکردهاند، اهمیت و نقش پادشاهی عربستان سعودی در این ائتلاف را به توان مالی آن و تلاشهایش برای تأمین امنیت خود مرتبط دانسته و این نقش را به همین جنبههای مهم محدود کردهاند. با این حال، اهمیت ژئواستراتژیک عربستان سعودی کمتر از دیگر طرفهای این ائتلاف نیست؛ اگر حتی از آنها بیشتر نباشد.
برخی استدلال کردهاند که پادشاهی عربستان سعودی همواره در جستوجوی شریکی قابلاعتماد برای تحکیم ثبات خود و حفاظت از امنیتش بوده و این تلاش را ویژگی منحصربهفرد عربستان سعودی جلوه دادهاند. اما در واقعیت، همه کشورها برای همین هدف بهدنبال چنین چیزی هستند.
با این حال، موقعیت عربستان سعودی در نقشه ژئوپلیتیکی بینالمللی، این کشور را به نقطهای جذاب برای دولتهایی تبدیل کرده است که در پی کسب حمایت و تأیید آن هستند. اهمیت ژئواستراتژیک عربستان سعودی از مجموعهای از عوامل ناشی میشود: موقعیت راهبردی، جایگاه محوری مذهبی، منابع عظیم نفتی، قدرت مالی، اعتدال و عملگرایی سیاستهای آن، نقش دیپلماتیک، روابط گسترده بینالمللی و توانمندیهای نظامی.
عربستان سعودی بهواسطه این موقعیت راهبردی، تأثیر قابلتوجهی بر بازارهای جهانی انرژی، امنیت دریایی، موازنه قدرت در خلیج فارس و خاورمیانه گستردهتر و همچنین روابط میان قدرتهای بزرگ اعمال میکند.
بسته شدن تنگه هرمز، اهمیت راهبردی موقعیت عربستان سعودی در دریای سرخ و نیز آمادگی بنادر و زیرساختهای پشتیبان این کشور برای فراهم کردن مسیرهای جایگزین جهت انتقال منابع انرژی را بیش از پیش برجسته کرد. این زیرساختها همچنین میتوانند عربستان سعودی را به یک مرکز مهم لجستیکی برای زنجیرههای جهانی تأمین و توزیع تبدیل کنند.
نفت همچنان یکی از مهمترین داراییهای راهبردی عربستان سعودی است. این کشور یکی از بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان را در اختیار دارد و همواره در میان تولیدکنندگان و صادرکنندگان پیشرو در سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک، قرار داشته است.
عربستان سعودی همچنین ظرفیت مازاد تولید قابلتوجهی در اختیار دارد که به این کشور امکان میدهد تولید خود را سریعتر از بسیاری دیگر از تولیدکنندگان بزرگ افزایش یا کاهش دهد. این ظرفیت، اهرم نفوذی استثنایی در اختیار ریاض برای تأثیرگذاری بر عرضه و قیمت جهانی نفت قرار میدهد. تصمیمهای عربستان سعودی درباره میزان تولید میتواند پیامدهای گستردهای برای تورم، هزینههای حملونقل، درآمدهای دولتها و رشد اقتصادی در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه داشته باشد.
بر این اساس، عربستان سعودی صرفاً یک صادرکننده نفت نیست، بلکه یکی از بازیگران کلیدی در مدیریت بازار جهانی انرژی به شمار میرود. امروز، پادشاهی عربستان بخشی از اهمیت ژئوپلیتیکی خود را بر موفقیتی بنا کرده است که از طریق «چشمانداز ۲۰۳۰» در تبدیل ثروت نفتی به نفوذ پایدار اقتصادی، فناورانه و نهادی به دست آورده است. همزمان، این کشور حضور خود را در دیگر بخشهای مهم اقتصادی، از جمله سرمایهگذاری، گردشگری، سرگرمی، لجستیک، تولید، معدن، انرژیهای تجدیدپذیر و هستهای و صنایع دفاعی گسترش میدهد.
اگر موقعیت راهبردی و منابع نفتی از عوامل اصلی تعیینکننده اهمیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیکی باشند، جایگاه مذهبی عربستان سعودی نیز اهمیتی کمتر از آنها ندارد. عربستان سعودی محل قبله جهان اسلام است؛ جهتی که مسلمانان هنگام نماز رو به کعبه مقدس در مکه میایستند. همچنین دو مقدسترین شهر اسلام در این کشور قرار دارند؛ شهرهایی که هر سال میلیونها مسلمان برای انجام مناسک حج و عمره و زیارت اماکن مقدس به سوی آنها رهسپار میشوند. این اهمیت منحصربهفرد مذهبی، جایگاهی بینالمللی به عربستان سعودی بخشیده است که هیچ کشور دیگری از آن برخوردار نیست. مسئولیت سازماندهی، اداره و حفاظت از این اماکن مقدس ــ که هم افتخاری برای پادشاهی عربستان و هم وظیفهای است که بر عهده دارد ــ این امکان را برای عربستان سعودی فراهم کرده است تا روابطی گسترده و عمیقاً ریشهدار با دولتها، جوامع مسلمان و سازمانهای اسلامی در سراسر آفریقا، آسیا، اروپا و قاره آمریکا برقرار کند.
جایگاه مذهبی پادشاهی عربستان همچنین این امکان را به آن میدهد که بهعنوان صدایی اثرگذار در جهان اسلام ایفای نقش کند؛ جایگاهی که با موقعیت این کشور بهعنوان یک قدرت پیشرو عربی، بازیگری محوری در جهان اسلام، تولیدکننده بزرگ انرژی، برخورداری از اقتصادی قدرتمند و عضویت فعال در سازمانهای بینالمللی و منطقهای، از جمله گروه ۲۰ که اقتصادهای بزرگ جهان را گرد هم میآورد، تقویت میشود. تعداد اندکی از کشورها چنین ترکیب بههمپیوستهای از منابع نفوذ، جایگاه و اهمیت راهبردی را در تمامی سطوح در اختیار دارند.
در حالی که پادشاهی عربستان، چه از نظر تاریخی و چه در دوران معاصر، رابطهای راهبردی با ایالات متحده حفظ کرده است، همزمان مشارکتهای راهبردی چندوجهی با چین، روسیه، اتحادیه اروپا و بیشتر کشورهای جهان ــ بهجز رژیم صهیونیستی ــ توسعه داده است. این روابط بر منافع مشترک و سود متقابل استوارند و هدف از آنها تقویت امنیت، ثبات و فضای راهبردی گستردهتر پادشاهی عربستان است.
پادشاهی عربستان روابط بینالمللی و دیپلماسی خود را با احتیاط و بر پایه اعتماد و اعتبار پیش میبرد. این کشور برای حلوفصل منازعات و جنگهای منطقه تلاش میکند و از نفوذ دیپلماتیک خود برای پیشبرد حقوق فلسطینیان و کمک به خارج کردن منطقه بحرانزده از منازعات طولانیمدت بهره میگیرد. این رویکرد، عربستان سعودی را به یک بازیگر مهم راهبردی در نظام بینالمللی ناآرامی تبدیل کرده است که هرچه بیشتر به سمت چندقطبیشدن حرکت میکند.
صرفنظر از اهمیت راهبردی پادشاهی عربستان، این کشور با اطمینان به سوی آینده حرکت میکند و منابع اهمیت خود را برای ساختن قدرت خویش به کار میگیرد. ائتلافها صرفاً ارزش افزودهای در مسیر تحقق امنیت و ثبات این کشور و تضمین موفقیت برنامههای بلندپروازانه آن در منطقهای امن و باثبات به شمار میروند.